مجید شاکری، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار اقتصاد معاصر، جزئیات ایده پیشنهادی خود تحت عنوان «طلوع نفتی و غروب هستهای» را تشریح کرد و اظهار داشت: حدود یک سال است که پیگیر این ایده مفصل هستم که اجزای مختلفی دارد و معتقدم هیچگونه تنافری میان این ایده و اصل استقلال کشور وجود ندارد.
شاکری با تبیین مفهوم استقلال در عصر جدید گفت: اساسا در دنیای امروز، استقلال به معنای داشتن «مازاد حساب جاری صفر» با بلوکهای مختلف قدرت است و برای دستیابی به این هدف، ایران ابزاری موثرتر از نفت در اختیار ندارد. معنای صادرات نفت از طریق آمریکا یا تعامل با این کشور، ورود به این بحث نیست که آمریکاییها لزوما مصرفکننده نهایی باشند؛ بلکه هدف، ایجاد وضعیت متوازنی است که مشابه آن باید با روسیه و چین نیز متناسب با نیازهای هرکدام تعریف شود.
این کارشناس اقتصادی با تعیین خط قرمز برای هرگونه توافق احتمالی با غرب تصریح کرد: تاکید میکنم که هر نوع پکیج و بستهای با آمریکا، به هیچ وجه نباید مانع همکاریهای راهبردی ایران با چین و روسیه شود. حتی یک قطره از نفت صادراتی ایران به چین یا حجم تعاملات تجاری با روسیه نباید کاهش یابد. اگر میخواهیم بسته توافقی با آمریکا موفق باشد، الزاما باید دو بسته موازی و موفق دیگر با چین و روسیه نیز داشته باشیم. این استراتژی نیازمند اجرای همزمان سه کلانپروژه است که البته تردیدهایی درباره ظرفیت نهادی فعلی جمهوری اسلامی برای اجرای همزمان این سه کار وجود دارد.
شاکری با بیان اینکه پیشنهادهایش ظاهری اقتصادی اما ماهیتی امنیتی دارند، گفت: برخلاف تصور برخی که گمان میکنند امتیازهای اقتصادی کارساز نیست، معتقدم اگر بتوانیم با مشکلات خودمان، مشکلات طرف مقابل را حل کنیم و اهداف و استراتژیهایمان را در گفتگو با آمریکاییها به جای «سیاست خارجی»، به «سیاست داخلی آمریکا» گره بزنیم، نتایج بسیار عزتمندانهتر و استقلالطلبانهتری به دست خواهیم آورد.
وی خاطرنشان کرد: این رویکرد کاملا با متدولوژی و شیوه مقام معظم رهبری همخوانی دارد. در جهان جدید، بخش مهمی از استقلال در منظومه فکری رهبری، داشتن روابط متقابل مبتنی بر توازن با بلوکهای اصلی قدرت است که به کشور امکان بازیگری و حرکت میان این بلوکها را بدون خدشهدار شدن استقلال سیاسی میدهد.