اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۳/دی/۱۴۰۴ | ۱۴:۳۶
۱۴:۲۸ ۱۴۰۴/۱۰/۱۳

چشم طمع آمریکا به نفت و منابع کشورها؛ چرا ترامپ به ونزوئلا حمله کرد؟

قطعات پازل سیاست خارجی و اقتصادی آمریکا آشکار می‌کنند که منافع حاصل از نفت و دلار، محور همه تحولات و تصمیمات است و ایستادگی کشورهای مستقل نفت‌خیز، مانع تحقق کامل اهداف واشنگتن شده است.
کد خبر:۴۲۴۲۵

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر، تحولات شتاب‌گرفته روزهای اخیر در آمریکای لاتین و خاورمیانه، بار دیگر نشان داد که سیاست خارجی ایالات متحده، به ویژه در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ، بیش از هر چیز حول محور منافع اقتصادی و انرژی‌محور تعریف می‌شود.

حمله مستقیم به ونزوئلا و حمایت آشکار از ناآرامی‌ها در ایران، اعتراف صریح برخی نمایندگان کنگره آمریکا و تهدیدهای علنی، همگی قطعات پازل یک راهبرد واحد هستند؛ راهبردی که در مرکز آن نفت، دلار و کنترل بازار جهانی انرژی قرار دارد.

چشم طمع آمریکا به منابع کشورها، از تهران تا کاراکاس

مشخص است که واشنگتن در پی افزایش دسترسی به منابع انرژی است و هر اقدامی که صورت می‌دهد، بیش از آنکه با هدف حقوق بشر یا امنیت منطقه باشد، جنبه اقتصادی و انرژی‌محور دارد.

دستگیری مادورو و همسرش؛ تجاوز آشکار به حاکمیت ونزوئلا

اخیراً دونالد ترامپ اعلام کرد که نیروهای آمریکایی نیکلاس مادورو و همسرش را دستگیر کرده و از ونزوئلا به خارج منتقل کرده‌اند. این اقدام، بدون تایید منابع مستقل بین‌المللی و در شرایطی که دولت مادورو مشروعیت قانونی و حمایت داخلی گسترده دارد، انجام شده است.

رسانه‌های آمریکایی و بین‌المللی این خبر را برجسته کرده‌اند، اما کشورهای متعدد این اقدام را تجاوز آشکار به حاکمیت ملی ونزوئلا توصیف کرده‌اند.

در حالی که واشنگتن ادعا می‌کند هدف از این عملیات مبارزه با فساد و قاچاق مواد مخدر بوده است، شواهد اقتصادی و تحلیلی نشان می‌دهد که انگیزه اصلی، کنترل مستقیم منابع نفتی و تضمین منافع آمریکا در بازار جهانی انرژی است.

اقدام اخیر آمریکا می‌تواند بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی در ونزوئلا را تشدید کند و تولید و صادرات نفت این کشور را با اختلال مواجه سازد، مسأله‌ای که به نوبه خود پیامدهای گسترده‌ای برای بازار جهانی انرژی خواهد داشت.

ونزوئلا؛ گنجینه نفتی تحت محاصره

ونزوئلا با بیش از ۳۰۰ میلیارد بشکه ذخایر نفت اثبات‌شده، همواره هدف فشارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا بوده است.

ملی‌سازی صنعت نفت در سال ۱۹۷۶ و ایجاد شرکت دولتی  نفت ونزوئلا مسیر استقلال نفتی این کشور را رقم زد و به کاهش نفوذ شرکت‌های آمریکایی انجامید. دولت مادورو مسیر مستقلی مشابه دوره چاوز در سیاست انرژی در پیش گرفته و با محدودسازی بیشتر شرکت‌های خارجی و کاهش وابستگی به دلار، تلاش کرده است منابع ملی را حفظ کند. آمریکا اما با اعمال تحریم‌های اقتصادی، محاصره نفتکش‌ها و محدودیت‌های بیمه‌ای، عملاً یک محاصره نفتی نانوشته علیه این کشور ایجاد کرده است.

این فشارها، هدفی جز تضعیف اقتصادی ونزوئلا و تسلط بر منابع نفتی آن ندارند و به وضوح نشان می‌دهد که نفت همچنان محور اصلی سیاست خارجی آمریکا است.

تحولات اقتصادی جدید؛ اختلال در تولید و صادرات نفت ونزوئلا

دستگیری مادورو و همسرش می‌تواند به آشفتگی در مدیریت شرکت دولتی  نفت ونزوئلا و کاهش تولید نفت منجر شود.

در تحلیل اقتصادی، این رخداد به منزله شکستن تعادل نسبی موجود در صنعت نفت ونزوئلا است که پیش از این نیز تحت فشار تحریم‌ها با ظرفیت پایین فعالیت می‌کرد. اختلال در صادرات نفت باعث خواهد شد که بازار جهانی با نوسانات کوتاه‌مدت مواجه شود؛ افزایش قیمت نفت به دلیل کاهش عرضه و در عین حال، کاهش اعتماد سرمایه‌گذاران به پایداری بازار، دو عامل اصلی ناپایداری اقتصادی هستند.

این وضعیت همچنین فرصتی برای آمریکا فراهم می‌کند تا با استفاده از ظرفیت‌های تولید داخلی و متحدان منطقه‌ای، جریان نفت را مدیریت کند، اما این کنترل اغلب موقتی و همراه با هزینه‌های سیاسی و اقتصادی برای خود واشنگتن خواهد بود.

تحلیل اقتصاد کلان نشان می‌دهد که هرگونه تلاش آمریکا برای تصاحب منابع نفت ونزوئلا، با ایجاد خلأ مدیریتی در صنعت نفت این کشور، می‌تواند علاوه بر کاهش تولید، زمینه را برای قدرت‌گیری جناح‌های داخلی و رادیکال فراهم کند. این رقابت‌های داخلی نه تنها صادرات نفت را مختل خواهد کرد، بلکه با افزایش ریسک سیاسی، بازار جهانی انرژی را برای بلندمدت شکننده و غیرقابل پیش‌بینی می‌سازد.

در عین حال، تلاش ونزوئلا و ایران برای ایجاد مسیرهای جایگزین فروش نفت، همکاری با روسیه و چین و کاهش وابستگی به دلار، به عنوان یک مانع جدی در برابر پروژه آمریکا برای کنترل منابع انرژی عمل می‌کند. این استراتژی‌ها نشان می‌دهند که مقاومت این کشورها در برابر فشارهای آمریکا تنها یک موضع سیاسی نیست، بلکه یک انتخاب اقتصادی و راهبردی برای حفظ قدرت ملی است.

نفت، دلار و سیاست خارجی آمریکا؛ اعتراف داخلی

اظهارات توماس مسی، نماینده‌ جمهوری‌خواه کنگره، به وضوح نشان می‌دهد که اقدامات ترامپ علیه ایران و ونزوئلا نه برای دفاع از آزادی یا حقوق بشر، بلکه برای تضمین جریان نفت، تقویت دلار و منافع اقتصادی آمریکا است. افزایش قیمت نفت در شرایط بحران، سودآوری تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا را افزایش می‌دهد و در عین حال، کشورهای مستقل نفت‌خیز را تحت فشار مضاعف قرار می‌دهد.

این واقعیت اقتصادی، نقش نفت به عنوان موتور محرک سیاست خارجی آمریکا را روشن می‌کند و نشان می‌دهد که واشنگتن در حال پیشبرد پروژه‌ای برای بازتعریف نظم بازار انرژی به نفع خود است.

افق اقتصادی و ژئوپلیتیک؛ ایستادگی در برابر سلطه انرژی‌محور

بازار نفت جهانی در کوتاه‌مدت با اختلال، نوسان شدید و افزایش ریسک ژئوپلیتیک مواجه خواهد شد. هرگونه تلاش آمریکا برای تسلط بر منابع ونزوئلا و ایران با مقاومت جدی این کشورها، حمایت‌های روسیه و چین و شکل‌گیری موازنه‌های جدید بین‌المللی روبه‌رو خواهد شد.

این ایستادگی، ضمن حفظ منابع ملی و استقلال اقتصادی، می‌تواند پروژه آمریکا برای کنترل انرژی جهان را با چالش‌های جدی مواجه کند و آینده بازار نفت را بیش از پیش غیرقابل پیش‌بینی سازد.

از تهران تا کاراکاس، قطعات پازل سیاست خارجی و اقتصادی آمریکا آشکار می‌کنند که نفت و دلار، محور تمامی تحولات است و ایستادگی کشورهای مستقل نفت‌خیز، مانع تحقق کامل اهداف واشنگتن شده است.

ارسال نظرات