به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ مطابق آمار، بورس تهران در یک رالی قدرتمند از ابتدای شهریور با محوریت افزایش نرخ ارز و انتظارات تورمی، رشد خیره کنندهای را تجربه کرد. شاخص کل در این بازه زمانی با رشد ۷۷ درصدی از کف ۲.۳ میلیون واحدی به اوج ۴.۵ میلیون واحد رسید. این حرکت صعودی که عمدتا توسط سهام بزرگ و صادرات محور هدایت شد، بورس را دوباره به کانون جذب نقدینگی و پناهگاه سرمایه در برابر تورم تبدیل کرد.
در مدت زمانی که نرخ دلار در بازار آزاد از محدوده ۱۰۰ هزار تومان به مرز ۱۴۰ هزار تومان نزدیک شد، مهمترین عامل محرک این صعود تاریخی افزایش فشار تورمی و تقویت تقاضا برای ارز بود. این رشد قابل توجه نرخ دلار دو تاثیر کلیدی بر بازار سهام داشت. نخست، درآمد ریالی شرکتهای صادرات محور به طور مستقیم افزایش یافت؛ ارزش فروش شرکتهای فعال در حوزههایی مانند پالایشی، پتروشیمی، فلزات اساسی و معدن که درآمد دلاری دارند، به دلیل تبدیل دلار به ریال افزایش پیدا کرد و چشمانداز سودآوری آنها متحول شد. دوم، ارزش جایگزینی داراییها نیز با رشد نرخ ارز افزایش یافت؛ داراییهای سرمایهای این شرکتها مانند زمین، ماشینآلات و تجهیزات وارداتی گرانتر شد و در نتیجه ترازنامه آنها تقویت شد و قدرت مالی شرکتها بالاتر رفت.
در شرایطی که ریسکهای سیاسی پس از جنگ ۱۲ روزه کماکان احساس میشد، سرمایه گذاران برای فرار از ریسک نقد شوندگی، به سمت نمادهای بزرگ و شاخص ساز مانند فولاد، فملی و پالایشیها هجوم آوردند که این امر سبب شد شاخص کل (۷۷درصد رشد) عملکردی بسیار بهتر از شاخص هموزن (۴۴درصد رشد) داشته باشد.
همچنین سرمایه گذاران ریسک پذیر با هدف حداکثر سازی بازده، به صندوقهای اهرمی روی آوردند. صندوق دوایکس در این دوره بازدهی ۳۱۳ درصدی را ثبت کرد و صندوقهای موج و نارنج نیز به ترتیب رشدهایی بالای ۲۰۰ درصد داشتند. در همین حال، صنایعی که رابطه مستقیم با نرخ ارز و قیمتهای جهانی دارند، بیشترین بازدهی را ثبت کردند؛ به طوریکه فرآوردههای نفتی با رشد ۱۶۲ درصدی، فلزات اساسی با رشد ۱۲۶ درصدی و زغالسنگ با رشد ۱۱۴ درصدی در صدر قرار گرفتند.
چالش پیش روی بازار، تداوم روند صعودی در حالی است که ریسکهای سیاسی همچنان سایه افکندهاند. اگرچه محرکهای بنیادی برای سهام قوی باقی ماندهاند، بازار در روزهای اخیر با اصلاح قیمت مواجه شده و کارشناسان هشدار میدهند که استمرار این روند صعودی، مشروط به کاهش ریسکهای سیستماتیک خواهد بود.
به باور اهالی بازار سرمایه، سطح ۴ میلیون واحد بهعنوان یک حمایت حیاتی برای شاخص کل مطرح است و شکست این محدوده میتواند فشار فروش را در تالار شیشهای تشدید کند. در مقابل، برخی کارشناسان معتقدند با توجه به ارزندگی بالای سهام، بهویژه پس از انتشار گزارشهای مثبت ۹ ماهه، هر کاهش قیمتی میتواند فرصتی مناسب برای خرید سهام داران بلند مدت باشد. با این حال، بازگشت بازار به مدار صعودی و هدف گیری سطوح ۴.۹ تا ۵ میلیون واحد، مشروط به کاهش تنشهای سیاسی خواهد بود.
در مجموع باید گفت بورس تهران این روزها در میانه یک تقابل قدرتمند قرار دارد؛ از یک سو، موتور قدرتمند تورم و افزایش نرخ ارز که بر پایه گزارشهای بنیادی قوی، بازار سرمایه را به پیش میراند و از سوی دیگر، سایه سنگین ریسکهای سیاسی و ژئوپلیتیکی که با ایجاد نااطمینانی، موجب نوسانات و اصلاحهای مقطعی میشود.
بر این اساس مسیر آینده بازار سهام به برآیند این دو نیرو بستگی دارد. کاهش تنشها میتواند بار دیگر تقاضا را بر اساس ارزش ذاتی سهام به بازار بازگرداند. در غیر این صورت، نوسان و حساسیت به اخبار، مشخصه اصلی معاملات خواهد بود. در این میان، استراتژی متنوع سازی و تمرکز بر سهام بنیادی با نقدشوندگی بالا، میتواند راهکاری برای عبور از این دوره پرتلاطم باشد.