اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۷/بهمن/۱۴۰۴ | ۱۵:۱۶
۰۸:۰۰ ۱۴۰۴/۱۱/۱۷

سمت و سوی بازار سرمایه در هفته آینده

شاخص کل با تثبیت زیر کانال ۴ میلیون واحد، وارد یکی از سنگین‌ترین فازهای اصلاحی سال شده؛ بازاری که از نظر بنیادی ارزان‌تر شده اما فعلا فرمان را «ریسک‌های سیاسی» در دست گرفته‌اند.
کد خبر:۴۴۴۹۳

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در روزهایی که بورس تهران با رنگ قرمز پیوسته و خروج سنگین نقدینگی همراه است، معادلات کلاسیک سرمایه‌ گذاری به هم ریخته است؛ حالا دیگر نه ارزندگی سهام، که «ترس از زیان» محرک اصلی تصمیم‌هاست.

بر این اساس باید گفت برخلاف تصور رایج، تصمیمات سرمایه‌ گذاران در بورس همواره بر پایه محاسبات خشک اقتصادی و نسبت‌های مالی نیست. به ویژه در شرایط شکننده‌ای که ریسک‌های سیستماتیک برجسته می‌شوند، آنچه بر بازار حاکم می‌شود، بیش از آنکه «عقلانیت اقتصادی» باشد، «روانشناسی جمعی» است. داده‌های روزهای اخیر بورس تهران، شامل ۸ روز نزول متوالی، خروج ده‌ها هزار میلیارد تومان نقدینگی و تسلط ۹۲ درصدی نمادهای منفی، گواه روشنی بر این تغییر پارادایم است.

پایان توهم کنترل و غلبه «عدم قطعیت»

در دوره‌های رونق، سرمایه‌ گذاران با تکیه بر تحلیل تکنیکال، بنیادی یا اخبار صنعتی، احساس «کنترل» نسبی بر سرنوشت سرمایه خود دارند؛ اما هنگامی که اخبار ژئوپلیتیک (مانند تحرکات نظامی) به مهم‌ترین متغیر بازار تبدیل می‌شود، این توهم به سرعت فرو می‌ریزد. به گفته دنیل کانمن، برنده نوبل اقتصاد، ذهن انسان در مواجهه با عدم قطعیت شدید، به جای محاسبه احتمالات پیچیده، به قواعد سرانگشتی و احساسات متوسل می‌شود. نتیجه این است که حتی اگر سهمی از نظر بنیادی کاملا ارزنده باشد، ابهام درباره آینده کلی بازار، انگیزه نگهداری آن را از بین می‌برد. فروش، یک واکنش دفاعی برای بازپس‌گیری حداقلی از «احساس کنترل» است.

تشدید «زیان‌گریزی»؛ درد ضرر چند برابر لذت سود

به عقیده کارشناسان اقتصادی، مفهوم محوری «مالی رفتاری» این است که درد ناشی از یک loss (ضرر)، از نظر روان‌شناختی حدود دو برابر لذت ناشی از سود معادل است. در شرایط عادی، این سوگیری ممکن است موجب فروش زودهنگام دارایی سودده یا نگهداری طولانی‌ مدت سهام ضررده شود. در دوره بحران، «زیان‌گریزی» به استراتژی غالب تبدیل می‌شود. سرمایه‌گذار نگران «زیان سرمایه» (Loss of Capital) است، نه از دست دادن «فرصت سود» (Loss of Opportunity) بنابراین، خروج از بازار یا انتقال به دارایی‌های امن‌تر (حتی با بازده نزدیک به صفر)، نه یک تصمیم غیرمنطقی، که تلاش برای حداقل‌سازی حسرت است.

رفتار گلّه‌ای و ریسک نقد شوندگی

وقتی عدم اطمینان حاکم شود، سرمایه‌ گذاران به جای تحلیل مستقل، به رفتار دیگران نگاه می‌کنند. این «رفتار گلّه‌ای» باعث می‌شود روندها خود تقویت‌گر شوند. به عبارت دیگر کاهش قیمت، باعث ترس و فروش بیشتر شده و به نزول شدیدتر دامن می‌زند. در این شرایط، یک ریسک ملموس‌تر از زیان قیمتی به وجود می‌آید که از آن به عنوان ریسک نقد شوندگی یاد می‌شود و سرمایه‌ گذار می‌ترسد در دام صف‌های فروش سنگین بیافتد و نتواند دارایی خود را بفروشد. بنابراین، پیش‌ دستی برای فروش در اولین فرصت، به یک استراتژی مدیریت ریسک تبدیل می‌شود. داده روز شنبه بورس با ارزش سفارش فروش ۱۰ برابر خرید، نمونه بارز این پدیده است.

افق زمانی فشرده و اولویت «بقا»

همچنین بحران مالی باعث کوتاه‌ شدن افق سرمایه‌ گذاری می‌شود. در شرایط آرامش، افق سرمایه‌ گذاری ممکن است سالیانه باشد اما بحران ذهنیت سرمایه‌ گذار را به تمرکز بر بزنگاه‌ها و ریسک‌های کوتاه‌ مدت تغییر می‌دهد. پرسش از «سود این سهم در سال آینده چیست؟» به «آیا می‌توانم ماه آینده از این بازار خارج شوم؟» تبدیل می‌شود. این تغییر افق، با استراتژی‌های محافظه‌ کارانه مانند افزایش سهم نقد، کاهش حجم معاملات و پرهیز از ورود به موقعیت‌های جدید همخوانی دارد. به عبارت ساده، هدف سرمایه‌گذاری در بحران از ثروت‌ آفرینی به حفظ بقای سرمایه تغییر می‌یابد.

عقلانیت در بحران، تعریف متفاوتی دارد

نظریه‌های کلاسیک اقتصاد فرض می‌کنند سرمایه‌ گذار «عقلایی» است و تصمیماتش همواره منطقی و بهینه است اما مالی رفتاری نشان می‌دهد سرمایه‌ گذار «عادی» است و تحت تاثیر ترس، طمع و سایر سوگیری‌ها عمل می‌کند. در شرایط کنونی بورس، انتخاب‌هایی که به ظاهر محافظه‌ کارانه به نظر می‌رسند—مانند فروش سهام ارزنده، نگهداری پول نقد یا کاهش وزن پرتفوی— لزما نشانه تحلیل ضعیف نیست. این تصمیمات می‌توانند پاسخ‌های عقلایی یک سرمایه‌ گذار عادی به محیطی باشند که ریسک‌های غیرقابل اندازه‌ گیری سیستماتیک (سیاسی-امنیتی) بر تمام متغیرهای دیگر سایه افکنده است.

در چنین فضایی، «مدیریت ریسک» و «حفظ نقدشوندگی» نه یک گزینه، که شاید تنها راهبرد عملی برای بقا باشد. به قول وارن بافت، قانون اول سرمایه‌گذاری این است که «هرگز پول از دست ندهید» و قانون دوم، «هرگز قانون اول را فراموش نکنید». به نظر می‌رسد در روزهای ابری بورس، بازار در حال یادآوری همین قانون اول است.

ارسال نظرات