به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر به نقل از رویترز؛ تصمیم ائتلاف اوپکپلاس برای افزایش ۲۰۶ هزار بشکهای تولید نفت از ماه آوریل، در نگاه نخست میتواند نشانهای از تلاش برای آرامسازی بازار تلقی شود؛ اما واقعیت آن است که در شرایط تشدید تنشهای نظامی در خاورمیانه، این افزایش عرضه تاثیر تعیینکنندهای بر بازار نخواهد داشت.
این میزان افزایش معادل فقط ۰.۲ درصد از تقاضای جهانی نفت است و در شرایطی که حدود ۲۰ درصد از جریان عرضه جهانی از مسیر تنگه هرمز عبور میکند، بیشتر جنبه نمادین دارد.
بازار نفت واکنش روشنی به این تصمیم نشان داد. بهای نفت برنت در آغاز معاملات روز دوشنبه تا ۱۳.۶ درصد افزایش یافت و به ۸۲.۳۷ دلار در هر بشکه رسید که بالاترین سطح در ۱۲ ماه گذشته است. هرچند قیمتها در ادامه تعدیل شد و در معاملات آسیایی به حدود ۷۹ دلار بازگشت اما پیام بازار واضح بود، نگرانی اصلی اختلال عرضه و نه میزان افزایش تولید اوپکپلاس است.
با گسترش حملات نظامی میان ایران از یک سو و اسرائیل و ایالات متحده از سوی دیگر، فضای نااطمینانی شدیدی بر بازارهای انرژی حاکم شده است که در چنین شرایطی، تنگه هرمز عملا به کانون توجه بازار تبدیل شده است.
روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از این گذرگاه راهبردی عبور میکند. هرچند تاکنون ایران اقدام مستقیمی برای مسدودسازی کامل این آبراه انجام نداده اما ریسکهای امنیتی موجب شده مالکان کشتیها و شرکتهای بیمه از تردد عادی نفتکشها خودداری کنند؛ موضوعی که عملا جریان عرضه را محدود کرده است.
نکته مهم آن است که اگر درگیریها متوقف شود، امکان بازگشت سریع نفتکشها و رفع گلوگاه عرضه وجود دارد. بنابراین عامل کلیدی برای بازار نه ظرفیت تولید، بلکه «مدت زمان ادامه درگیری» است.
در سمت تقاضا، رفتار واردکنندگان بزرگ نقش مهمی در متعادلسازی بازار خواهد داشت.
چین، بزرگترین واردکننده نفت جهان، در ماههای اخیر واردات کمسابقهای ثبت کرده است. با جهش قیمتها، انتظار میرود پکن در ماههای آینده خرید خود را کاهش دهد و حتی تا دو میلیون بشکه در روز از سطح واردات اخیر بکاهد.
از سوی دیگر، هند نیز که پیشتر در چارچوب توافقی با رئیسجمهور آمریکا متعهد به کاهش واردات نفت روسیه شده بود، احتمالا در شرایط جدید بار دیگر به سمت نفت روسیه بازخواهد گشت. برای دهلینو، امنیت عرضه در اولویت بالاتری نسبت به ملاحظات سیاسی قرار دارد.
در صورتی که اختلال در تنگه هرمز تداوم یابد، کشورهای واردکننده ممکن است به سراغ ذخایر استراتژیک نفت خود بروند. همزمان، تولیدکنندگان خارج از منطقه نیز تلاش خواهند کرد صادرات خود را افزایش دهند تا بخشی از کمبود عرضه جبران شود.
ریسکهای ژئوپلیتیکی فقط به بازار نفت محدود نمیشود. حدود ۲۰ درصد از عرضه جهانی گاز طبیعی مایع (LNG) که عمدتا از قطر صادر میشود نیز از مسیر تنگه هرمز عبور میکند.
در صورت جهش قیمت گاز، خریداران آسیایی بهویژه چین و هند احتمالا خریدهای نقدی خود را کاهش خواهند داد. حتی اروپا نیز ممکن است روند بازسازی ذخایر خود پس از فصل زمستان را کندتر کند تا فشار قیمتی کاهش یابد.
در نهایت، آنچه مسیر بازار نفت و گاز را مشخص میکند، میزان افزایش تولید اوپکپلاس نیست، بلکه مدت زمان تداوم درگیری نظامی است. اگر تنشها کوتاهمدت باشد، بازار میتواند به سرعت متعادل شود. در صورت تداوم جنگ و تثبیت قیمتها در سطوح بالا، فشار سیاسی و اقتصادی بر دولتها افزایش خواهد یافت و احتمال مداخلات گستردهتر برای پایان دادن به بحران بیشتر میشود.
بازار انرژی اکنون بیش از هر زمان دیگری به تحولات میدانی و تصمیمات سیاسی وابسته است؛ جایی که «زمان» مهمترین متغیر تعیینکننده خواهد بود.