به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در حالی که کشاورزی آمریکا به عنوان یکی از ستونهای اصلی امنیت غذایی جهان شناخته میشود، نشانههای یک بحران ساختاری در تامین نهادههای کلیدی، به ویژه کودهای شیمیایی، به وضوح در حال نمایان شدن است. همزمانی این بحران با فصل کشت بهاره، یعنی مقطعی که بیشترین مصرف کود نیتروژنی در مزارع ذرت اتفاق میافتد، شرایطی را رقم زده که میتواند تبعاتی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد.
بر اساس دادههای منتشرشده از سوی موسسات تحقیقی و رسانهها، حدود نیمی از مصرف سالانه نیتروژن در مزارع ذرت آمریکا دقیقا در همین بازه زمانی صورت میگیرد. این بدان معناست که هرگونه اختلال در تامین یا توزیع کود در این مقطع، مستقیما به کاهش عملکرد محصول و در نهایت افت تولید منجر خواهد شد. اما آنچه شرایط امسال را متفاوت کرده، نه صرفا افزایش قیمتها، بلکه اختلال در زنجیره تامین جهانی و تاخیرهای طولانی در حملونقل است.
گزارشها نشان میدهد بخش قابل توجهی از کودهای مورد نیاز کشاورزان آمریکایی در حال حاضر در مسیرهای حملونقل، به ویژه در مبادی صادراتی خاورمیانه، با تاخیر مواجه شدهاند. زمانبری حدود ۳۰ روزه برای انتقال این محمولهها به بنادر آمریکا و سپس ۳ تا ۴ هفته دیگر برای توزیع داخلی، عملا دسترسی به این نهاده حیاتی را در حساسترین مقطع زمانی با چالش جدی مواجه کرده است.
این تاخیرها فقط یک مساله لجستیکی نیستند، بلکه نشانهای از شکنندگی زنجیره تامین جهانی نهادههای کشاورزی به شمار میروند. وابستگی قابل توجه آمریکا به واردات برخی انواع کود، به ویژه از مناطق ژئوپلیتیکی پرریسک، موجب شده تا هرگونه تنش یا اختلال در این مناطق، مستقیما به بازار داخلی این کشور منتقل شود.
در همین راستا، هشدار رسمی فدراسیون کشاورزی آمریکا به دولت این کشور، نشاندهنده عمق نگرانیها در میان تولیدکنندگان است. زمانی که نهادهای صنفی کشاورزی به صورت اضطراری خواستار مداخله دولت میشوند، میتوان دریافت که بحران از سطح نوسانات معمول بازار فراتر رفته و به یک چالش راهبردی تبدیل شده است.
در مواجهه با این شرایط، کشاورزان آمریکایی با مجموعهای از انتخابهای دشوار روبهرو شدهاند؛ انتخابهایی که هر یک میتواند پیامدهای اقتصادی و تولیدی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
نخستین گزینه، کاهش مصرف کودهای نیتروژنی است. این تصمیم اگرچه ممکن است هزینههای کوتاهمدت را کاهش دهد اما به طور مستقیم بر عملکرد مزارع تاثیر منفی خواهد گذاشت. کاهش مصرف نیتروژن در کشت ذرت، به ویژه در مراحل کلیدی رشد، میتواند منجر به افت قابل توجه در تولید شود؛ موضوعی که در مقیاس ملی، به کاهش عرضه و افزایش قیمتها منجر خواهد شد.
گزینه دوم، تغییر الگوی کشت از ذرت به سویا است. سویا به دلیل نیاز کمتر به کود نیتروژنی، میتواند انتخابی منطقی در شرایط کمبود باشد. اما این تغییر نیز بدون هزینه نیست. از یکسو، بازار سویا نیز با محدودیتهای خاص خود مواجه است و از سوی دیگر، کاهش سطح زیرکشت ذرت میتواند زنجیره تامین خوراک دام و صنایع وابسته را با چالش مواجه کند.
گزینه سوم، پذیرش هزینههای بالاتر و ادامه کشت با امید به افزایش قیمت محصولات است. این رویکرد، نوعی قمار اقتصادی محسوب میشود؛ چراکه تضمینی برای رشد متناسب قیمت محصولات با افزایش هزینهها وجود ندارد. تجربه سالهای اخیر نشان داده که بازارهای کشاورزی به شدت تحت تاثیر عوامل غیرقابل پیشبینی، از جمله سیاستهای تجاری و شرایط اقلیمی قرار دارند.
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد این بحران، افزایش شدید هزینههای تولید در مقایسه با رشد محدود قیمت محصولات کشاورزی است. به عنوان مثال، قیمت آمونیاک به عنوان یکی از اصلیترین کودهای نیتروژنی، طی چند سال اخیر جهش قابل توجهی داشته و از حدود ۴۹۲ دلار در هر تن به ۷۴۵ دلار رسیده است.
در مقابل، قیمت ذرت رشد متناسبی نداشته و همین مساله موجب شده تا نسبت قیمت نهاده به محصول به سطحی هشداردهنده برسد. بر اساس دادههای موجود، در شرایط فعلی، خرید هر تن اوره معادل ۱۳۳ بوشل ذرت هزینه دارد؛ رقمی که نشاندهنده فشار بیسابقه بر کشاورزان است.
این نسبت، یکی از شاخصهای کلیدی در تحلیل اقتصادی بخش کشاورزی به شمار میرود. زمانی که هزینه نهادهها با سرعتی بیشتر از قیمت محصولات افزایش مییابد، حاشیه سود تولیدکنندگان کاهش یافته و در نهایت، انگیزه برای تولید نیز تضعیف میشود. تداوم این روند میتواند به خروج تدریجی برخی تولیدکنندگان از بازار و کاهش ظرفیت تولید منجر شود.
بحران تامین کود در آمریکا، صرفا یک مساله داخلی نیست، بلکه میتواند پیامدهای گستردهای برای بازار جهانی غذا به همراه داشته باشد. ایالات متحده یکی از بزرگترین تولیدکنندگان و صادرکنندگان ذرت در جهان است و هرگونه کاهش در تولید این محصول، بهسرعت در بازارهای جهانی منعکس خواهد شد.
کاهش عرضه ذرت میتواند قیمت این محصول را در سطح جهانی افزایش دهد و به دنبال آن، هزینه خوراک دام و محصولات وابسته نیز رشد کند. این روند، بهویژه برای کشورهای واردکننده که وابستگی بالایی به بازارهای جهانی دارند، میتواند به افزایش فشارهای تورمی در بخش غذا منجر شود.
از سوی دیگر، این بحران میتواند رقابت برای دسترسی به نهادههای کشاورزی را در سطح جهانی تشدید کند. کشورهایی که توان مالی بیشتری دارند، ممکن است با خریدهای گسترده، بازار را تحت فشار قرار دهند و دسترسی کشورهای کمدرآمد را محدود کنند. چنین سناریویی، خطر تشدید نابرابری در امنیت غذایی را به همراه دارد.
آنچه از مجموع این تحولات برمیآید، ضرورت بازنگری در سیاستهای تامین نهادههای کشاورزی در آمریکا و حتی در سطح جهانی است. وابستگی بالا به واردات، آن هم از مسیرهای طولانی و پرریسک، یکی از نقاط ضعف ساختاری این بخش محسوب میشود.
سرمایهگذاری در تولید داخلی کود، توسعه زیرساختهای ذخیرهسازی و تنوعبخشی به منابع تامین، از جمله اقداماتی است که میتواند تابآوری این بخش را افزایش دهد. همچنین، استفاده از فناوریهای نوین در مدیریت مصرف کود و بهینهسازی مصرف نهادهها، میتواند بخشی از فشارها را کاهش دهد.