احسان پورمهابادیان، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار اقتصاد معاصر با اشاره به نامگذاری سال ۱۴۰۵ با عنوان «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» اظهار کرد: گفتمان اقتصاد مقاومتی از دهه ۹۰ در کشور مطرح بوده و این پرسش وجود دارد که منظور از این مفهوم در سال جاری چیست. با وجود تاکیدات رهبر معظم انقلاب و نامگذاری سالهای مختلف با عناوین اقتصادی، در عمل آنچه محقق شده با سطح انتظارات فاصله داشته است؛ البته اینگونه نیست که اقدامی صورت نگرفته باشد اما این فاصله همچنان وجود دارد.
وی با اشاره به شرایط جدید کشور بیان کرد: در سالهای گذشته همواره از وجود یک جنگ اقتصادی سخن گفته میشد اما بسیاری از افراد، حتی در سطح مسوولان، درک دقیقی از آن نداشتند. با این حال، در سال جاری این تهدیدات به گونهای بروز یافته که دیگر قابل انکار نیست و به همین دلیل، چارهای جز ساختن اقتصاد توسط خودمان نداریم و نمیتوان انتظار داشت دیگران از طریق سرمایهگذاری یا روشهای دیگر موجب رونق اقتصادی کشور شوند.
این کارشناس اقتصادی با تاکید بر شکلگیری انسجام فکری در جامعه گفت: به نظر میرسد اکنون این انسجام فکری که مهمترین زیرساخت تحقق شعارهاست، تا حد زیادی در جامعه ایجاد شده و آن نگاههای فانتزی که مسیرهای دیگری برای توسعه اقتصادی متصور بود، کمرنگ شده است. این انسجام فکری موجب میشود همه ظرفیتها در یک مسیر مشخص متمرکز شود و این موضوع یک نقطه قوت مهم برای سال جدید به شمار میرود.
پورمهابادیان با اشاره به نقش نهادهای حاکمیتی تصریح کرد: در این چارچوب، دولت و مجلس به عنوان سیاستگذار و ریلگذار میتوانند فرآیند تولید در اقتصاد را تسهیل کنند. در پی تحولات اخیر، برخی زیرساختهای مهم از جمله صنایع فولاد و پتروشیمی آسیب دیدهاند و این موضوع، در عین حال که یک چالش است، میتواند به عنوان فرصتی برای بازطراحی بهینه این صنایع مورد استفاده قرار گیرد.
وی ادامه داد: بسیاری از صنایع کشور به دلیل جانمایی نامناسب و مشکلاتی در تامین منابعی مانند آب و همچنین مسائل لجستیکی، از بهرهوری مطلوب برخوردار نیستند و بازسازی آنها میتواند به بهبود عملکرد منجر شود. این شرایط میتواند فرصتی برای طراحی مجدد و حرکت به سمت کارآمدی بیشتر در بخش تولید باشد.
این کارشناس اقتصادی در ادامه با اشاره به موضوع سرمایهگذاری گفت: در گذشته، برخی ریسکهای ذهنی مانند وقوع جنگ یا تشدید تحریمها موجب میشد سرمایهگذاران، چه خرد و چه کلان، در ورود به حوزه تولید تردید داشته باشند. با این حال، رخدادهای اخیر نشان داد که شدت این ریسکها کمتر از تصورات پیشین بوده و برخی از این نگرانیها ناشی از بیشبرآوردی بوده است.
پورمهابادیان تاکید کرد: اگر دولت، مجلس و سایر تصمیمگیران بتوانند اعتماد سرمایهگذاران را جلب کنند، فرصت مناسبی برای هدایت سرمایهها به سمت تولید فراهم خواهد شد.در این شرایط وحدت ملی وابسته به اعتماد عمومی است و تحقق وحدت در حوزه اقتصاد، در گرو شکلگیری اعتماد میان مردم و مسوولان است؛ اعتمادی که به نظر میرسد در ماههای اخیر تا حدودی تقویت شده و باید با ایجاد ثبات در سیاستها استمرار یابد.
در ادامه این گفتوگو، وی درباره جایگاه امنیت ملی در اقتصاد مقاومتی اظهار کرد: نخستین عامل مورد توجه سرمایهگذار، امنیت است؛ چراکه سرمایهگذاران لزوما با نگاه ملی یا اعتقادی تصمیمگیری نمیکنند. در ادبیات اقتصادی گفته میشود سرمایه ترسو است و در مواجهه با ریسک، بیش از سود به حفظ اصل سرمایه توجه دارد.
وی در ادامه گفت: در صورت خدشهدار شدن امنیت، بخشی از سرمایهها به سمت داراییهای امن مانند طلا و ارز حرکت کرده و از چرخه تولید خارج میشود و بازگشت آن نیز بهسادگی امکانپذیر نیست. سرمایهگذاری یک فرآیند بلندمدت است و نیازمند چشماندازی از امنیت و کنترل ریسکهاست.
پورمهابادیان خاطرنشان کرد: در سالهای گذشته، با وجود آنکه تهدید مستقیمی متوجه واحدهای تولیدی نبود اما احساس ناامنی موجب اختلال در جریان سرمایهگذاری شده بود. آنچه بیش از واقعیت امنیت اهمیت دارد، احساس امنیت در میان سرمایهگذاران است و این احساس نقش تعیینکنندهای در تصمیمگیری اقتصادی دارد.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به تحولات اخیر افزود: در ماههای گذشته، سقف ریسکهای قابل تصور برای کسبوکارها کاهش یافته، هرچند ممکن است در ذهن برخی افراد احتمال وقوع ریسکهای سطح پایینتر افزایش یافته باشد. در این موقعیت حساس نقش سیاستگذاران در این زمینه حائز اهمیت است و نحوه انتقال حس امنیت و مدیریت ادراک عمومی از ریسکها، از جمله وظایف مهم دولت و سایر نهادهاست.
وی در ادامه با اشاره به تجربه سایر کشورها اظهار کرد: به عنوان نمونه، رئیس جمهور آمریکا تلاش میکند با مدیریت فضای روانی بازار، دامنه نوسانات را کنترل کرده و احساس ریسک را در میان سرمایهگذاران کاهش دهد. کنترل دامنه نوسان قیمتها، حتی از طریق ابزارهای روانی، میتواند در ایجاد احساس امنیت در بازار موثر باشد.
پورمهابادیان در پایان تاکید کرد: لازم است تصمیمگیران اقتصادی از تجربیات موجود در بازار سرمایه و میان تولیدکنندگان برای مدیریت انتظارات و ادراک عمومی استفاده کنند. نه جنگ، نه صلح از نظر ایجاد احساس امنیت، وضعیت ایدهآلی نیست، مگر آنکه در افکار عمومی، احتمال وقوع جنگ بسیار پایین ارزیابی شود. در این زمینه، بهرهگیری از نظرات کارشناسان حوزههای ژئوپلیتیک و نظامی ضروری است تا زمان و شرایط مناسب برای کاهش ریسکها مشخص شود و این تحلیلها به درستی به جامعه منتقل گردد.