به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ نزدیک به دو ماه میشود که رکود کامل در تالار شیشهای، «نقدینگی سرگردان» را در وضعیت تعلیق نگه داشته است؛ پولهایی که تا همین چند هفته قبل، بورس تهران را یکی از مقاصد اصلی خود میدانستند، حالا میان انتظار، تردید و جستوجوی گزینههای جایگزین سرگردان ماندهاند.
بر این اساس باید گفت تعطیلی طولانیمدت بازار سهام، فقط یک توقف معاملاتی نیست، بلکه به آرامی در حال تغییر تصویر ذهنی سرمایهگذاران از «بورس به عنوان بازار امن و نقدشونده» است؛ تغییری که اگر مدیریت نشود، میتواند آثار پایداری بر مسیر تامین مالی و عمق بازار سرمایه بر جا بگذارد.
از نگاه فعالان بازار سرمایه، تعطیلی تالار شیشهای فراتر از توقف معاملات است و مساله اصلی امروز، صرفا زمان بازگشایی نیست، بلکه چگونگی بازگشت بازار و توان آن در بازسازی اعتماد فرسوده شده است. تجربههای گذشته نشان میدهد اعتماد سرمایهگذار، بیش از هر چیز، به دو رکن وابسته است؛ نخست «شفافیت اطلاعات» و دیگری «قابلیت پیشبینی قواعد بازی». این در شرایطی است که در فضای کنونی، هر دو رکن با چالش مواجه شدهاند و سرمایهگذار نمیداند بازار سرمایه چه زمانی و مهمتر از آن، تحت چه ضوابطی باز میشود؛ دامنه نوسان چگونه خواهد بود، نقش نهادهای حمایتی چیست و آیا مکانیزمهای کنترلی جدیدی اعمال میشود یا خیر؟ این ابهام، نه فقط مانع تصمیمگیری تازه است، بلکه حتی ارزیابی ساده ریسک و بازده را نیز برای سهامداران دشوار کرده است.
افزون بر این سرمایهگذاران در شرایط ریسک بالا، اگر اطلاعات دقیق و بهروز در اختیار داشته باشند، میتوانند میان ماندن، خروج یا تغییر ترکیب سبد خود، تصمیمی مبتنی بر تحلیل اتخاذ کنند. اما آنچه امروز بازار سهام با آن مواجه است، ترکیبی از ریسک و ابهام است.
به باور کارشناسان ریسک، قابل اندازهگیری و مدیریتپذیر است اما ابهام، تصمیمگیری را فلج میکند. بر این اساس زمانی که گزارشهای شفاف و منظم از وضعیت شرکتها، میزان خسارتها و چشمانداز فعالیت آنها ارائه نشود، فضای شایعه و گمانهزنی بر بازار غلبه میکند. نتیجه این اتفاق نیز گسترش رفتارهای هیجانی، بدبینی عمومی و افزایش تمایل به خروج از داراییهای پرریسک است؛ حتی اگر فعلا امکان خروج عملی در غیاب معاملات وجود نداشته باشد.
آنچه مسلم است، این است که بازار سرمایه امروز بیش از هر چیز به «گزارشهای روشن، منظم و مبتنی بر داده» نیاز دارد؛ گزارشهایی که بتوانند تصویر قابل اتکایی از وضعیت بنیادی شرکتها و ظرفیت بازگشت آنها به شرایط عادی ارائه کنند.