به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ روزنامههای مهم کشور در گزارشهای امروز خود به موضوعاتی از جمله بازارهای مالی در ایران، تاثیر جنگ بر ساختوساز، مناطق آزاد، تنگه هرمز و نفت پرداختهاند.
روزنامه دنیای اقتصاد در گزارش ویژه اقتصادی خود با عنوان «کارنامه کاغذی بازارها» به بررسی وضعیت مبهم و غیرواقعی بازارهای مالی در ایران در فروردین ۱۴۰۵، پرداخته و در آن نوشته است: «بازارهای مالی در فروردین ۱۴۰۵، در شرایطی مبهم و غیرعادی به کار خود پایان دادند؛ وضعیتی که تحلیلگران آن را «کارنامه کاغذی» میدانند. بهدلیل توقف حدود دوماهه بورس، اختلال در معاملات ارز و محدودیت در سایر بازارها، فرآیند واقعی کشف قیمت مختل شده و مقایسه بازدهیها چندان قابل اتکا نیست. در این میان، صندوقهای درآمد ثابت با حدود ۳.۵ درصد بازدهی در صدر قرار گرفتند و سپردههای بانکی در رتبه بعدی ایستادند، در حالی که طلا و سکه برخلاف سال گذشته بازدهی منفی ثبت کردند؛ موضوعی که بیشتر ناشی از افزایش عرضه برای تأمین نقدینگی و کاهش تقاضاست. در شرایط فعلی، معیار اصلی سرمایهگذاران از بازدهی به نقدشوندگی تغییر کرده، زیرا امکان خروج از برخی بازارها محدود است. همچنین ریسکهای سیاسی، بهویژه تحولات مربوط به مذاکرات و تنشها، به مهمترین عامل تعیینکننده مسیر بازارها تبدیل شدهاند. در مجموع، نبود شفافیت، محدودیت معاملات و وابستگی شدید به اخبار سیاسی، باعث شده چشمانداز بازارها همچنان نامطمئن و تصمیمگیری برای سرمایهگذاری با ریسک بالا همراه باشد.»
روزنامه شرق با عنوان «کارگران خانه نشین جنگ» در گزارش اقتصادی خود به تأثیر جنگ و رکود اقتصادی بر صنعت ساختوساز و بحران معیشتی کارگران ساختمانی پرداخته و در آن نوشته است: «حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار کارگر ساختمانی در پی جنگ و رکود ساختوساز بیکار شدهاند و چون اغلب کارفرمای ثابت ندارند، از بیمه بیکاری هم محروم هستند. بسیاری از آنها مستاجرند و به دلیل نداشتن درآمد ثابت، امکان دریافت وام یا مسکن دولتی را ندارند. توقف پروژههای ساختمانی و افزایش شدید قیمت مصالح، هزینه ساخت را بهطور قابلتوجهی بالا برده و ساختوساز را به حدود ۲۰ درصد سال قبل کاهش داده است. همزمان تورم بالا و کاهش قدرت خرید مردم، بازار مسکن را در رکود عمیقتری فرو برده و باعث خروج سرمایه از این بخش شده است. در این شرایط، کارگران ساختمانی که نیمی از آنها حتی بیمه هم ندارند، با مشکلات معیشتی شدید، فشار اجارهخانه و نبود حمایتهای دولتی مواجه شدهاند و بسیاری از آنها حتی در سنین بالا ناچار به ادامه کارهای سخت هستند.»
روزنامه اعتماد در گزارش اقتصادی خود با عنوان «پايان فرصتسوزی در مناطق طلايي تجارت» به اصلاح ساختار و افزایش بهرهوری مناطق آزاد پرداخته و در آن نوشته است: «مناطق آزاد بهعنوان یکی از ابزارهای مهم توسعه تجارت، جذب سرمایه خارجی و کاهش بروکراسی، سالهاست در ایران ایجاد شدهاند اما بهدلیل ضعف در مدیریت، ناهماهنگی نهادی و فاصله گرفتن از اهداف اصلی، عملکرد موفقی نداشتهاند. از سال ۱۳۹۶ با قرار گرفتن این مناطق زیر نظر وزارت اقتصاد، تلاش برای ایجاد مدیریت یکپارچه و افزایش پاسخگویی آغاز شد. اکنون در دوره پساجنگ، با توجه به نیاز اقتصاد به رشد و بازسازی، اصلاح ساختار مناطق آزاد بهعنوان یک مگاپروژه در دستور کار قرار گرفته است. هدف این طرح، تغییر رویکرد از وارداتمحور به سمت تولید و صادرات، شفافسازی مقررات، کاهش تداخل نهادی و تسهیل فرآیندهای گمرکی است. همچنین با اجرای مدیریت هماهنگ مرزها و افزایش اختیارات مدیران مناطق، امکان برنامهریزی متناسب با ظرفیتهای هر منطقه، جذب سرمایهگذاری هدفمند و توسعه زیرساختهای تجاری فراهم میشود. در این مسیر، دبیخانه مناطق آزاد نقش تنظیمگر و هماهنگکننده خواهد داشت تا ضمن حفظ انسجام سیاستی، زمینه رشد پایدار و تبدیل مناطق آزاد به پیشرانهای اصلی اقتصاد کشور فراهم شود.»
روزنامه فرهیختگان با عنوان «چقدر از تنگه هرمز کاسب میشویم» در گزارش اقتصادی خود به اهمیت راهبردی تنگه هرمز برای ایران پرداخته و در آن نوشته است: «تنگه هرمز بهعنوان یک اهرم راهبردی مهم برای ایران مطرح است اما درباره میزان درآمد آن اغراق و کوچکنماییهایی وجود دارد. برخی اعداد بسیار بزرگ و غیرواقعی مطرح میکنند و برخی دیگر اهمیت آن را ناچیز میدانند، درحالیکه باید بین ارزش ژئوپلیتیک و درآمد مستقیم تمایز قائل شد. این تنگه علاوه بر امکان درآمدزایی، نقش مهمی در امنیت و قدرت چانهزنی ایران دارد. جنگ اخیر نشان داد اختلال در این مسیر چه پیامدهایی از افزایش شدید قیمت انرژی و مواد غذایی تا فشار اقتصادی بر کشورها برای جهان دارد. در این میان، کشورهای درگیر جنگ و برخی کشورهای منطقه بیشترین ضرر را متحمل شدند. با مقایسه با کانال سوئز و پاناما و حجم تردد کشتیها، درآمد احتمالی تنگه هرمز حدود ۱۸ تا ۲۰ میلیارد دلار در سال برآورد میشود. همچنین حجم کالای عبوری سالانه حدود ۱۷۰۰ تا ۱۸۰۰ میلیارد دلار است که با اخذ درصدی عوارض، همین رقم درآمدی قابل دستیابی است. در کنار آن، توسعه خدماتی مانند سوخترسانی و تبدیل به هاب لجستیکی میتواند درآمد بیشتری برای ایران ایجاد کند.»
روزنامه جوان در گزارش اقتصادی خود با عنوان «هزینه امنیت تنگه به ریال دریافت میشود» به طرح مجلس ایران برای اعمال کنترل و دریافت هزینه از عبور کشتیهای خارجی در تنگه هرمز پرداخته و در آن نوشته است: «طرحی در مجلس در حال بررسی است که بر اساس آن ایران در آبهای جنوبی و بهویژه تنگه هرمز اعمال حاکمیت بیشتری خواهد داشت. طبق این طرح، عبور شناورهای خارجی از این تنگه فقط با دریافت مجوز و پرداخت هزینه «هدایت، نظارت و تامین امنیت» امکانپذیر است و این هزینهها به جای ارز خارجی، با ریال دریافت میشود. هدف از این اقدام، تقویت حاکمیت ایران و همچنین ایجاد اثر اقتصادی بر تقاضای پول ملی عنوان شده است. عبور حجم بزرگی از انرژی و کالاهای راهبردی جهان از تنگه هرمز، اهمیت آن را بسیار بالا برده است. همچنین محدودیتهای سختگیرانهای برای کشورهای متخاصم مانند آمریکا و اسرائیل در نظر گرفته شده و در برخی موارد حتی ممنوعیت عبور یا اعمال جریمه و توقیف کشتی پیشبینی شده است. درآمدهای حاصل از این طرح قرار است برای تقویت توان دفاعی، توسعه زیرساختهای دریایی و بهبود وضعیت معیشتی مردم استفاده شود. در مجموع، هدف طرح افزایش کنترل و بهرهبرداری اقتصادی و امنیتی ایران از تنگه هرمز عنوان شده است.»
روزنامه ایران با عنوان «نفت از چنگ دلار خارج میشود؟» در گزارش اقتصادی خود به چالش پترویوآن در برابر پترودلار پرداخته و در آن نوشته است: «پترویوآن بهعنوان تلاشی از سوی چین برای کاهش وابستگی تجارت جهانی نفت به دلار در حال شکلگیری است. در این روند، چین با تکیه بر جایگاه خود بهعنوان بزرگترین واردکننده نفت و شریک تجاری بسیاری از کشورهای تولیدکننده انرژی، تلاش میکند بخشی از معاملات نفتی را با یوآن انجام دهد. ایجاد بورس نفت شانگهای در سال ۲۰۱۸ و توسعه ابزارهای مالی مرتبط، از جمله امکان تبدیل یوآن به طلا، زیرساخت لازم برای این تغییر را فراهم کرده است. همزمان، کشورهایی مانند عربستان، امارات و عراق به دلیل گسترش روابط اقتصادی با چین، به استفاده از یوآن در تجارت انرژی تمایل بیشتری پیدا کردهاند. این تغییر میتواند وابستگی به دلار را کاهش دهد و هزینه مبادلات ارزی را برای این کشورها کمتر کند. هرچند دلار همچنان ارز غالب جهانی است و بازارهای مالی آمریکا جایگاه قدرتمندی دارند اما سهم آن در ذخایر ارزی و تجارت جهانی در حال کاهش تدریجی است. در نتیجه، جهان به سمت نظامی چندارزی حرکت میکند که در آن سلطه مطلق دلار بهتدریج تضعیف میشود.»