اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۲/خرداد/۱۴۰۵ | ۱۱:۰۲
۱۰:۵۹ ۱۴۰۵/۰۳/۰۲
اندیشکده «شورای آتلانتیک» از بن‌بست راهبردی آمریکا می‌گوید:

هشدار زیر و رو شدن جایگاه راهبردی آمریکا و نظم ژئوپلیتیک انرژی در تقابل با ایران

در گزارش اندیشکده «شورای آتلانتیک» که با عنوان «کیش و مات در ایران» و با محوریت دگرگونی قطعی وضعیت تنگه هرمز و نظم ترانزیتی به چاپ رسیده، آمده است: رویارویی با جمهوری اسلامی ایران از ابعاد یک عملیات محدود نظامی یا پروژه‌ی مهار منطقه‌ای عبور کرده و اکنون به سطحی رسیده که توانایی زیر و رو کردن نظم ژئوپلیتیکی انرژی و حتی جایگاه راهبردی ایالات متحده را دارد.
کد خبر:۵۰۱۶۸

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در محافل راهبردی غرب و به ‌ویژه در ماه‌های اخیر، ارزیابی‌های تازه‌ای درباره جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی منتشر شده که نشان می‌دهد نگاه سنتی آمریکا به امنیت خلیج فارس با چالش‌های جدی مواجه شده است. یکی از مهم‌ترین این ارزیابی‌ها، گزارش تحلیلی است که اندیشکده شورای آتلانتیک اخیرا منتشر کرده و بازتاب گسترده‌ای یافته است. 

این گزارش که تحت عنوان «کیش و مات در ایران» و با محوریت دگرگونی قطعی وضعیت تنگه هرمز و نظم ترانزیتی به چاپ رسیده، بر واقعیتی کلیدی تاکید دارد؛ به این معنا که رویارویی با جمهوری اسلامی ایران از ابعاد یک عملیات محدود نظامی یا پروژه‌ی مهار منطقه‌ای عبور کرده و اکنون به سطحی رسیده که توانایی زیر و رو کردن نظم ژئوپلیتیکی انرژی و حتی جایگاه راهبردی ایالات متحده را دارد.

این گزارش با نگاهی هشدارآمیز توضیح می‌دهد که شکست آمریکا در برابر ایران، برخلاف تجربه‌های پیشین واشنگتن در ویتنام، افغانستان یا عراق، تبعاتی موقتی و قابل ترمیم نخواهد داشت. دلیل این تفاوت روشن است. در این مقطع، صحنه‌ نبرد از قلمروهای پیرامونی فاصله گرفته و در کانون حیاتی اقتصاد جهانی جای گرفته است. تنگه هرمز، در مقام شاهرگ حیاتی انرژی جهان، اکنون جایگاه اصلی‌ترین اهرم قدرت ایران را به خود اختصاص داده است. از این‌رو، ایجاد هرگونه اخلال در این آبراه استراتژیک، پیامدهایی مستقیم برای بازارهای جهانی نفت، تجارت دریایی و ثبات اقتصادی قدرت‌های بزرگ به همراه خواهد داشت.

آمارهای به‌روز آژانس بین‌المللی انرژی و اداره اطلاعات انرژی آمریکا نیز این مساله را تایید می‌کند. حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده نفتی در روز از تنگه هرمز عبور می‌کند و نزدیک به یک‌پنجم تجارت جهانی LNG نیز به این مسیر وابسته است. به همین دلیل، هر تحول نظامی در خلیج فارس، بلافاصله به مساله‌ای جهانی تبدیل می‌شود.

جایی که جنگ از میدان نظامی وارد اقتصاد جهانی شد

تحلیل ارائه ‌شده در این گزارش اندیشکده شورای آتلانتیک بر این نکته کلیدی استوار است که ایالات متحده و اسرائیل با وجود هفته‌ها حملات سنگین، در واداشتن ساختار سیاسی جمهوری اسلامی به تسلیم یا عقب‌نشینی راهبردی موفقیتی کسب نکرده‌اند. این موضوع برای واشنگتن در سطح یک ناکامی نظامی باقی نمی‌ماند و در واقع نشانگر محدودیت اقتدار آمریکا در برابر کنشگری است که توانسته مولفه‌های جغرافیا، انرژی و قدرت بازدارندگی را به ‌طور هم‌زمان در اختیار داشته باشد.

طبق گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، تهاجمات نظامی علیه ایران در مسیر استقرار امنیت انرژی با بن‌بست مواجه شد و پیامد آن، پدیدار شدن یکی از حادترین بحران‌های دهه‌های اخیر در بازار نفت بود. مواردی همچون افت جریان انتقال نفت از تنگه هرمز، افزایش چشم‌گیر مبالغ بیمه نفتکش‌ها، نابسامانی در ناوگان ترانزیت دریایی و بالا رفتن بهای جهانی حامل‌های انرژی، همگی بر این واقعیت دلالت دارند که هرگونه برخورد مستقیم با ایران، اقتصاد بین‌الملل را با خطر جدی ورود به دوره‌ای از ناپایداری‌های مزمن و طولانی‌مدت روبه‌رو می‌سازد.

در چنین وضعیتی، موضوع از قالب محدود یک تهاجم یا واکنش نظامی خارج شده است. واقعیت بر این امر دلالت دارد که ایران با انتقال هزینه‌های جنگ به بیرون از مرزهای جغرافیایی خود، این فشار را به مرتبه‌ای رسانده که تمامی بازیگران بین‌المللی چاره‌ای جز بازنگری در محاسبات راهبردی خود ندارند. در همین نقطه، فرمول سنتی «فشار حداکثری» کارکرد و تاثیرگذاری پیشین خود را از کف می‌دهد.

شکست راهبرد فشار؛ چرا آمریکا در برابر ایران به بن‌بست رسید؟

در متن گزارش تاکید شده که دولت آمریکا پس از ناکامی در تحقق اهداف نظامی، تلاش کرد با تشدید محاصره اقتصادی و فشار دریایی، ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. اما واقعیت میدانی نشان داد کشوری که توانسته پنج هفته حملات مستقیم را تحمل کند، با فشار اقتصادی صرف نیز فرو نخواهد پاشید. دلیل این مساله تنها به توان نظامی ایران بازنمی‌گردد، بلکه به ماهیت ساختار قدرت در جمهوری اسلامی مربوط است. ایران طی سال‌های گذشته خود را برای جنگ فرسایشی، تحریم‌های گسترده و فشار ترکیبی آماده کرده و همین مساله باعث شده ابزارهای سنتی آمریکا اثرگذاری گذشته را نداشته باشند. در مقابل، هر اقدام تنش‌آفرین علیه ایران، بلافاصله با تهدید امنیت انرژی منطقه پاسخ داده می‌شود. گزارش‌ها نشان می‌دهد پس از حمله اسرائیل به تاسیسات گازی پارس جنوبی، پاسخ ایران علیه زیرساخت‌های انرژی قطر، به ‌ویژه منطقه راس لفان، محاسبات واشنگتن را به ‌طور جدی تغییر داد؛ زیرا روشن شد ادامه جنگ می‌تواند صادرات گاز و نفت خلیج فارس را برای سال‌ها مختل کند.

رویترز نیز در گزارش‌های اخیر خود به ‌نقل از مدیران صنعت انرژی تاکید کرده که در صورت ادامه بحران هرمز، بازار جهانی هر هفته با کمبود ده‌ها میلیون بشکه نفت روبه‌رو خواهد شد؛ مساله‌ای که نه فقط قیمت انرژی، بلکه تورم جهانی، امنیت غذایی و ثبات اقتصادی کشورها را تحت تاثیر قرار می‌دهد. 

به همین دلیل، در فضای سیاسی آمریکا نیز به ‌تدریج این پرسش شکل گرفته که آیا ادامه جنگ، هزینه‌ای سنگین‌تر از پذیرش شکست خواهد داشت؟

تثبیت جایگاه راهبردی ایران در هندسه قدرت جهانی

مهم‌ترین بخش این تحلیل اندیشکده شورای آتلانتیک به جایگاه جدید ایران در نظام بین‌الملل مربوط می‌شود. در گذشته، غرب همواره تلاش می‌کرد ایران را به ‌عنوان کشوری منزوی و تحت فشار معرفی کند اما بحران هرمز نشان داد تهران اکنون در نقطه‌ای ایستاده که می‌تواند بر امنیت انرژی جهان اثر مستقیم بگذارد.

بر اساس داده‌های IEA، ظرفیت مسیرهای جایگزین برای دور زدن هرمز بسیار محدود است و تنها بخش کوچکی از صادرات منطقه را پوشش می‌دهد. این یعنی کشورهای صادرکننده نفت و گاز خلیج فارس، همچنان وابسته به امنیتی هستند که در نهایت بدون نقش ایران قابل تضمین نیست.

همین مساله، جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی را تقویت کرده است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس اکنون بیش از گذشته دریافته‌اند که حذف ایران از ترتیبات امنیتی منطقه ممکن نیست. در عمل، هرگونه نظم پایدار در خلیج فارس، ناگزیر باید نقش تهران را به رسمیت بشناسد. در سطح جهانی نیز تحول مهمی در حال وقوع است. چین، هند، ژاپن و بسیاری از اقتصادهای بزرگ آسیایی، وابستگی مستقیمی به انرژی خلیج فارس دارند. بنابراین هر اختلال در هرمز، این کشورها را وادار می‌کند تا روابط خود با تهران را بازتعریف کنند. گزارش رویترز درباره کاهش واردات نفت چین در پی بحران هرمز، نمونه‌ای روشن از اثرگذاری این وضعیت است. در چنین فضایی، ایران از جایگاه محدود یک موضوع امنیتی فاصله گرفته و به مقامی دست یافته که هم‌اکنون به عنوان یکی از بازیگران تاثیرگذار در معادلات اقتصاد جهانی شناخته می‌شود.

افول بازدارندگی آمریکا و تولد نظم جدید منطقه‌ای

شاید مهم‌ترین پیام این گزارش، تصویری باشد که از موقعیت جدید آمریکا ارائه می‌دهد. واشنگتن سال‌ها تلاش کرد خود را تضمین‌کننده امنیت خلیج فارس معرفی کند اما بحران اخیر نشان داد حتی بزرگ‌ترین ناوگان دریایی جهان نیز قادر نیست بدون هزینه‌های سنگین، امنیت مطلق انرژی را حفظ کند.

این موضوع از ابعاد یک ناکامی تاکتیکی عبور کرده و نمودی از زوال تدریجیِ اقتدار برتر ایالات متحده به شمار می‌رود. رویارویی واشنگتن با بن‌بست در برقراری امنیت کلیدی‌ترین مسیر انتقال انرژی در جهان، متحدان این کشور در اروپا و آسیا را بر آن می‌دارد تا در خصوص میزان قابل ‌اتکا بودن قدرت آمریکا دچار شک و تردید گردند.

گزارش‌های IEA نیز نشان می‌دهد اختلال در هرمز موجب کاهش ذخایر جهانی نفت، جهش قیمت‌ها و افزایش فشار تورمی در اقتصادهای بزرگ شده است.

در نتیجه، جهان به ‌تدریج وارد مرحله‌ای می‌شود که در آن قدرت‌های منطقه‌ای نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کنند و نظم آمریکامحور با چالش‌های فزاینده روبه‌رو خواهد شد. جمهوری اسلامی ایران در مرکز این تحول قرار دارد. کشوری که توانسته با تکیه بر موقعیت ژئوپلیتیک، ظرفیت بازدارندگی و قدرت تحمل فشار، معادلات سنتی غرب را به چالش بکشد.

نتیجه‌گیری نهایی این گزارش بیان دارد که تنگه هرمز از مرتبه‌ یک آبراه راهبردی ساده عبور کرده و به مرکزی تبدیل شده که موازنه‌ قدرت بین‌المللی در آنجا از نو ترسیم می‌شود. در این چارچوب نوین، ایران جایگاهی پویا و اثرگذار را به خود اختصاص داده و در زمره‌ اصلی‌ترین معماران آینده‌ امنیت انرژی و چیدمان سیاسی منطقه شناخته می‌شود.

ارسال نظرات
captcha