اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۷/ارديبهشت/۱۴۰۵ | ۱۵:۴۴
۱۵:۳۷ ۱۴۰۵/۰۲/۲۷

وقتی ۲ درصد مشترکین، ۱۰ درصد برق کشور را می‌بلعند

با شروع هر تابستان، پیام‌های صرفه‌جویی در مصرف برق دوباره تکرار می‌شود؛ از تنظیم دمای کولر تا خاموش کردن وسایل غیرضروری؛ این توصیه‌ها لازم است، اما یک پرسش مهم کمتر در مرکز بحث قرار می‌گیرد: آیا همه مشترکان به یک اندازه در فشار بر شبکه برق نقش دارند؟
کد خبر:۵۰۵۶۵

به گزارش اقتصاد معاصر؛ آمارهای صنعت برق نشان می‌دهد پاسخ منفی است. حدود ۷۵ درصد مشترکان برق در کشور کمتر از الگوی تعیین‌شده برق مصرف می‌کنند و مجموع مصرف این گروه حدود ۵۲ درصد برق خانگی است. به بیان ساده، بیشتر خانوارها در محدوده مصرف متعارف قرار دارند.

در سوی دیگر اما گروه کوچکی از مشترکان قرار دارند که مصرفشان چندین برابر الگوست. حدود هشت درصد مشترکان بیش از ۲ تا ۲.۵ برابر الگو برق مصرف می‌کنند و نزدیک به ۱۶ درصد برق خانگی را به خود اختصاص داده‌اند. در میان آنها نیز حدود ۲ درصد از مشترکان قرار دارند که مصرفشان بیش از پنج برابر الگوست؛ گروه کوچکی که به تنهایی حدود ۱۰ درصد برق خانگی کشور را مصرف می‌کنند.

این اعداد یک واقعیت مهم را آشکار می‌کند: مساله مصرف برق در ایران فقط «زیاد مصرف کردن» نیست؛ مسئله اصلی «نامتوازن بودن مصرف» است.

در چنین شرایطی طبیعی است که نگاه‌ها به ابزار اصلی مدیریت مصرف یعنی نظام تعرفه‌ای معطوف شود. منطق تعرفه‌های پلکانی این است که هرچه مصرف بالاتر رود، قیمت نیز افزایش پیدا کند تا مصرف‌کننده انگیزه کاهش مصرف داشته باشد. اما پرسش اینجاست که آیا این سازوکار برای مشترکان بسیار پرمصرف و بدمصرف واقعاً بازدارنده است؟

در عمل به نظر می‌رسد برای بخشی از این مشترکان، افزایش قیمت قبض برق الزاماً به معنای تغییر رفتار مصرفی نیست. وقتی هزینه انرژی در مقایسه با توان مالی مصرف‌کننده ناچیز باشد، پرداخت قبض گران‌تر به درستی مانع مصرف بیشتر نمی‌شود. در چنین شرایطی تعرفه‌های پلکانی ممکن است به جای آنکه ابزار مؤثر مدیریت مصرف باشند، در عمل این پیام را منتقل کنند که «هرکس توان پرداخت دارد، می‌تواند بیشتر مصرف کند».

اما برق فقط یک کالای معمولی نیست که مصرف آن تنها به توان مالی افراد وابسته باشد. برق زیرساختی عمومی است که با سرمایه ملی تولید می‌شود و پایداری آن برای زندگی روزمره مردم و فعالیت اقتصادی کشور اهمیت دارد و از سوی دیگر حمایت یارانه‌ای دولت موجب می‌شود، حتی با تعرفه پلکانی نیز، مشترکان برق ارزان‌تری نسبت به هزینه تمام شده در اختیار داشته‌باشند. به همین دلیل در بسیاری از کشورها، سیاست‌های مدیریت مصرف تنها به افزایش قیمت محدود نمی‌شود و برای مصرف‌های بسیار بالا ابزارهای بازدارنده جدی‌تری در نظر گرفته می‌شود.

یکی از این ابزارها می‌تواند طراحی تعرفه‌های بازدارنده‌تر در سطوح بسیار بالای مصرف باشد؛ به گونه‌ای که فاصله هزینه مصرف‌های چندبرابر الگو با مصرف معمولی به شکل قابل توجهی افزایش یابد. استفاده گسترده از کنتورهای هوشمند، اعمال محدودیت مصرف در ساعات اوج بار برای مشترکان بسیار پرمصرف، و ارائه مشوق‌های واقعی برای کاهش مصرف نیز از دیگر راهکارهایی است که در بسیاری از کشورها تجربه شده است.

اصل ماجرا ساده است: منابع عمومی باید به گونه‌ای مدیریت شوند که دسترسی به آنها تنها تابع توان پرداخت نباشد. اگر بخش بزرگی از جامعه در محدوده الگوی مصرف قرار دارد، سیاست‌های مدیریت مصرف نیز باید بیش از هر چیز بر همان اقلیت بسیار پرمصرف تمرکز کند.

پرسش در نهایت روشن است: آیا زمان آن نرسیده است که مدیریت مصرف برق از توصیه‌های عمومی فراتر برود و به طور مستقیم به سراغ همان مصرف‌کننده‌هایی برود که بیشترین فشار را بر شبکه وارد می‌کنند؟!!!

بر اساس کسب اطلاعات موثق از منابع آگاه صنعت برق هیچ گونه فروش برق به نرخ آزاد به مشترکان خانگی وجود ندارد./ ایرنا

ارسال نظرات
captcha