به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر، با پایان انتظار ۸۰ روزه برای بازگشایی بورس، سوال اصلی سهامداران این است؛ بفروشیم یا بمانیم؟ الیاس کردی، کارشناس بازار سرمایه در گفتوگویی تفصیلی با اقتصاد معاصر به واکاوی بازگشایی تالار شیشیهای پس از ۸۰ روز وقفه و پیشبینی بازارهای مالی پرداخت. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید.
اقتصاد معاصر: امروز پس از وقفهای ۸۰ روزه بازار سرمایه فعالیت خود را دوباره آغاز کرد، وضعیت و شرایط این بازگشایی را تا هفته آینده چگونه ارزیابی میکنید؟
کردی: واقعیت این است که بازار سهام اکنون در شرایطی کاملا بیسابقه قرار دارد که با بحرانهای حساس و گذرا از سال ۹۸ تاکنون متفاوت است. برخلاف تصور عمومی وضعیت فعلی یک آتشبس نیست، بلکه تنها یک توقف آتش برای تجدید قوای طرفین در یک جنگ تمامعیار است. با توجه به احتمال تغییر مدل جنگ از نظامی به دیپلماتیک، سیاسی یا اقتصادی توسط آمریکا و اسرائیل بازار ایران برای اولین بار با چنین ابهام پیچیدهای روبهرو شده است؛ همین امر باعث شده تا پرسشهای جدی درباره ریشههای این وضعیت و آینده بازار شکل بگیرد.
اقتصاد معاصر: با بازگشایی بازار سرمایه وضعیت عرضه، تقاضا و واکنش بازار چگونه خواهد بود و آیا پس از ۸۰ روز، شاهد ریزش شدید خواهیم بود یا بازار به تعادل میرسد؟
کردی: ما الان سه مدل تقاضای فروش داریم؛ مدل اول به این خاطر است که وقتی شما یک بازار را میبندید و بعد از مدتی باز میکنید، قاعدتا با انباشت آدمهایی روبهرو هستید که میخواستند در بازار بفروشند ولی چون نتوانستند، درخواستهایشان انباشت شده و روز بازگشایی قاعدتا برای فروش هجوم میآورند. احتمالا خیلیها بگویند در مقابل این قضیه افرادی هستند که میخواستند خرید کنند ولی بازار بسته بوده اما ما در یک شرایط خاص هستیم و نمیدانیم تعداد آنها بیشتر است؛ فعلا افرادی که علاقهمند به فروش هستند غالبند.
مدل دوم مربوط به فروشندگان یا نهادهای مالی اعم از حقیقی و حقوقی است که تصورشان این است که در جریان جنگ، بسیاری از شرکتها آسیب دیدهاند و احتمال دارد ما با دولتی روبهرو باشیم که نیازهای مالی عجیب و غریبی دارد. من یک نکتهای را به شما بگویم؛ وقتی سخنگوی دولت علنا اعلام میکند ما برای بازسازی منازل آسیبدیده پول آنچنانی نداریم و میگوید ما فقط میتوانیم نهایتا دو طبقه تراکم بدهیم، این یک معنای مشخص و یک سیگنال واضح است که دولت پول آنچنانی برای دنبال کردن بازسازیهای گسترده یا کارهای دیگر ندارد. تحلیلگران به این موضوع نگاه میکنند، یعنی متوجه شدند که بازسازی زمان میبرد. در شرایطی که اوضاع کاملا عادی باشد، طبق تحلیل من، ۲ سال و ۷ ماه زمان نیاز داریم تا به شرایط قبل از روز ۹ اسفندماه برگردیم؛ یعنی اگر بخواهیم تصور کنیم همهچیز تمام شده و اوضاع عادی است. خب، این مدلِ فروشندگانی است که تحلیلشان اینگونه است و این تحلیلی منطقی است که در هر جای دنیا اگر چنین اتفاقی بیفتد، قاعدتا تصور بر این است که بازار سرمایه دچار افت و نزول میشود.
مدل سوم هم تحلیلگرانی هستند که احتمالا اصلا بحثشان جنگ و مسائل مختلف نیست و جنگِ رخداده را لحاظ نمیکنند. شاید اینها در بعد از جنگ ۱۲ روزه یا در اتفاقات سال ۹۸ و مسائل دیگر هم حضور داشتند؛ یعنی همیشه در بازار سهام حضور پیدا میکردند و خریدار بودند و نگاهشان به بازار مثبت بود. من چرا میگویم این افراد شاید فروشنده باشند؟ چون اینها آینده بعد از جنگ را نمیتوانند پیشبینی کنند. فرض بفرمایید بورس ۶۷ یا ۶۸ میلیارد دلاری دارید که میخواهد ۲۰ درصد از این عدد پایین بیاید؛ به هر حال یک کفی دارد و من قرار است از آن کف خرید کنم. ولی اگر درآینده دوباره یکی از کشورهای منطقه شروع به حمله کرد یا اگر دوباره آمریکا و اسرائیل حمله کردند، آیا تو در آن زمان، کفِ جدید یا حدِ سقفِ جدیدی برای من تعریف میکنی یا خیر؟ به نظر من این سه مدل، مهمترین عواملی هستند که در بازار حضور دارند.
خریداران هم به نظر من در همان دستهها و روبهروی فروشندگان هستند اما من خریدارانی نمیبینم که الان حاضر بشوند روی این قیمتها خرید کنند. یعنی انتظارشان این است که بازار حسابی پایینتر بیاید. آنچیزی که من از شبکههای اجتماعی، نظرات موجود، تحلیلگران برداشت میکنم، این است که احساس میکنند بازار باید بیاید و جایی متوقف شود و آنجا فرصت بسیار خوبی است؛ چرا که واقعا ارزش دلاری برخی از کارخانهها و شرکتهای ما زیر ۱۰ میلیون دلار است. ما شرکتهای زیر ۵ میلیون دلار و حتی ۳ میلیون دلاری در بازار سهام داریم. واقعا اگر به کسی در دنیا بگویید چنین اتفاقی افتاده که شرکتی ۵ میلیون دلار ارزشگذاری شده در حالی که وقتی حسابوکتاب میکنیم بالای ۲۵ میلیون دلار دارایی و توانایی تولید دارد، اصلا باور نمیکنند. اما متاسفانه به خاطر شرایط ما و وضع اقتصادی، این موضوع باورپذیر شده است.
اقتصاد معاصر: اکنون شاخص بورس حدود ۳ میلیون واحد است؛ به نظر شما بر اساس تحلیلها و پیشبینیها این شاخص تا چه اندازه ریزش میکند؟
کردی: شاخص دماسنجی است که دمای اتاق را غلط نشان میدهد. شاخص هیچگاه شرایط بازار را درست نشان نداده است. من فکر میکنم باید ارزش دلاری بازار را مدنظر قرار دهیم. واقعیت این است که ببینیم تورم به کجا رفته است. اگر دلار را به عنوان شاخص خوبی برای نشان دادن تورم قبول کنیم، تصورم این است که بازار ۲۰ درصد افت دلاری داشته باشد که این کاهش بسیار آسیبزننده، منجر به ثبت عددهای بسیار پایینی خواهد شد. از سوی دیگر بازگشایی ناهمگن بازار فشار فروش مضاعفی ایجاد میکند؛ زیرا سهامداران برای تأمین نقدینگی، مخارج زندگی یا تعهدات مالی شرکتشان، به دلیل عدم دسترسی به برخی سهام، مجبور میشوند سهام ارزنده و بخش خوبِ پورتفوی خود را فدای بخشهایی کنند که در حال حاضر بسته است.
اقتصاد معاصر: با توجه به وضعیت بازارهای رقیب، بورس دارای ارزندگی است، پرسش اینجاست که این ارزندگی چه زمانی با افزایش حجم خرید، منجر به تعادل بازار خواهد شد؟
کردی: بعد از قضیه جنگ ما بحثی خواهیم داشت که در آن بازدهی در اولویت دوم است و احتمالاً نقدشوندگی اولویت اول است. دلیل اینکه مردم به سمت داراییهایی مثل خودرو، مسکن، طلا و دلار میروند این است که فکر میکنند این داراییها هم سرمایهشان را حفظ میکند و هم نقدشونده هستند. مثلاً شما میتوانید یک خودرو را معامله کنید؛ در زمان جنگ این اتفاق افتاد. در بازارهای دیگر مثل طلا شاید چند روزی بسته باشد اما باز خودرو را طرف میتوانست با ۳۰ یا ۴۰ درصد پایینتر معامله کند. مسکن یا طلا را میشد به هر حال معامله کرد اما بازار سهام متأسفانه این ویژگی را از دست داد.
ما متاسفانه دستورالعمل نداریم. منِ سرمایهگذار چه حقیقی و چه حقوقی که میخواهم سرمایهگذاری کنم، دستورالعمل مشخصی ندارم که اگر جنگ شد یا اگر جنگ تا این حد طول کشید، چه اتفاقی برای بازار میافتد. من باید قبل از وقوع حادثه، تکلیف را بدانم. مثلاً در کشوری مثل امارات، بورس ۳ روز تعطیل بود یا در عربستان اصلاً تعطیلی نداشتند؛ اما ما یک برهه ۸۰ روزه بازار را تعطیل کردیم. نباید سلیقهای عمل کنیم؛ چون نگاه خریدار، فروشنده، وزارت اقتصاد و غیره متفاوت است. سازمان بورس و تصمیمگیران باید از الان دستورالعمل واضح و جامعی داشته باشند که بدانیم تحت چه شرایطی بازار بسته یا باز میشود.
اقتصاد معاصر: با توجه به شرایط فعلی، چه راهکارها و مکانیسمهای حمایتی میتواند قرار گیرد تا از فشار و هیجانات بازار جلوگیری شود؟
کردی: معضل اصلی اقتصاد ایران همیشه تورم بوده است. تورم مثل یک گلوله برفی از بالای کوهستان رها میشود و تبعاتی ایجاد میکند که وقتی به پایین کوه میرسد، فاجعهبار است. درباره بازار سهام هزاران نکته هست، اما بیایید درباره واقعیتهای روی زمین صحبت کنیم. در همه جای دنیا، مثلاً در ژاپن یا آمریکا، بانک مرکزی یا دولت در مواقع بحرانی از بازار سهام حمایت میکنند. به نظر میرسد ما هم اینجا باید این کار را بکنیم؛ اما سؤال بزرگتر این است؛ آیا دولتی که اکنون نمیتواند هزینههای بازسازی منازل مردم را که قطعاً اولویت مهمتر و حیاتیتری است، تأمین کند، میآید از بازار سهام حمایت کند؟ به نظر من این امکانپذیر نیست. بازار سهام باید یک بار دیگر بحث ارزش ذاتی و نقدشوندگیاش را بازنگری کند.
اقتصاد معاصر: گفته شده برای بازگشایی، یک حمایت ۲۰۰ میلیون تومانی از طریق توثیق سهام برای سهامداران در نظر گرفته شده است؛ نظر شما چیست؟
کردی: در این شرایط شاید نشود کاری بهتر از این انجام داد، اما یادمان باشد که در سالهای گذشته بازار ما با ارزش معاملات روزانه نزدیک به ۲۲ هزار میلیارد تومان و ورود پول ۴ یا ۵ هزار میلیارد تومانی حرکت میکرد. شاید حرفم تلخ باشد، اما این بازار را هیچوقت سهامدار خرد تکان نداده است. این بازار را یا حقوقیهای دولتی یا سرمایهگذاران کلان حقیقی تکان دادند. برای بخش خرد، تصمیمی که گرفته شده شاید با توجه به شرایط دولت و واقعیتهای رسانهای و تحلیلی، بهترین گزینه ممکن بوده است. اما انتظار نداشته باشید فردی که مبالغ بسیار بالایی آورده همچنان علاقهمند به ماندن باشد، چون حمایتی از آن جنس برای این افراد صورت نگرفته است.
اقتصاد معاصر: پس از عبور از این شرایط و فروکش کردن هیجانات باید به دنبال چه گروهها و سهامی باشیم تا بیشترین بازدهی را کسب کنیم؟
کردی: اجازه بدهید بحث ارزندگی بازار را به دو بخش تقسیم کنم. بخش اول؛ اگر شرایط به سمت آتشبس پیش برود و وارد فضای صلح شویم و اطمینان حاصل شود که حمله جدیدی در پیش نیست، بازار سهام بهشدت ارزنده خواهد شد. چون در آن صورت احتمالاً قیمت دلار در بازار آزاد به سمت محدوده ۲۰۰ هزار تومان حرکت میکند. پس از آن دلار حواله و سایر نرخها نیز با وجود اینکه قرار بود تکنرخی شویم اما نشدیم به آرامی به سمت همان دلار ۲۰۰ هزار تومانی حرکت خواهند کرد. از آنجایی که بازار سهام همواره با نرخهای نیمایی و حواله فعالیت میکند و احتمالاً در آینده اقتصاد ایران مجدداً به سمت چندنرخی شدن پیش خواهد رفت، معتقدم بازار سهام میتواند یک حرکت صعودی جهشی را تجربه کند. یعنی با توجه به اینکه بازار پس از بازگشایی ممکن است عددهای پایینی را ثبت کند، خریداران میتوانند در آینده سهام را در قیمتهای بسیار بالاتری به فروش برسانند.
به خاطر داشته باشید که پس از جنگ ۱۲ روزه بازار به یکباره رشد کرد و بازدهیهای بسیار بالایی داد. دلیل آن هم طولانی شدن آتشبس بود. یک هفته پس از آتشبس، دلار حرکت صعودی شدیدی را آغاز کرد و بازار سهام نیز به دنبال آن چنان رشد کرد که در برخی سهمها حتی تا ۳۰ درصد رشد، فرصت خرید داده نمیشد.
اما بخش دوم تحلیل اگر شرایط به گونهای باشد که مثلاً هر ماه یا هر چند ماه یکبار درگیر تنش و جنگ باشیم من دیگر آن ارزندگی را برای بازار سهام متصور نیستم؛ زیرا فضای بازار سهام همیشه یک بازار ثانویه است. متأسفانه اقتصاد ما در هفتههای پنجم و ششم تنشهای اخیر آسیب جدی دید. این شرایط که حدود دو ماه به طول انجامید، با تعطیلات نوروز نیز همزمان شد که در آن زمان هم فعالیتهای اقتصادی تحتشعاع شرایط جنگی و تعطیلات بود. در مجموع اگر شرایط جنگی تداوم یابد، خیر؛ به نظرم در بازار سهام شاهد رشد ویژهای نخواهیم بود و بازار صرفاً تا حدی بالا رفته نوسان میکند و در همان سطوح ارزندگی متوقف میشود.
اقتصاد معاصر: در نظر بگیریم که بازار از هیجانات فعلی عبور کرده و تعدیل شده است. در آن زمان، کدام سهمها و گروهها بیشترین پتانسیل بازدهی و سوددهی را دارند؟
کردی: به نظرم سهام سیمانی میتواند گزینه بسیار خوبی باشد. همچنین سهمهای مرتبط با خورد و خوراک مردم با تجربهای که از جنگ ۱۲ روزه و تنشهای اخیر که از ۹ اسفند شروع شد داریم، صنایع کشت و زراعت و دامداری گزینههای بسیار جذابی به نظر میرسند. این صنایع از نظر ارزش دلاری بهشدت افت کردهاند و با هر سطح از جنگ و تنش، آسیب کمی میبینند.
البته صنایع دیگری هم هستند، اما من با توجه به احتمال تغییر روند دولت به سمت اقتصاد جنگی نسبت به آنها احتیاط میکنم. چه دولت بخواهد و چه نخواهد در شرایط جنگی قرار خواهد گرفت و تصمیمات در این فضا، سفت و سخت خواهد بود؛ در اقتصاد جنگی دیگر بحثهای لیبرال و بازار آزاد مطرح نیست، بلکه تمرکز اصلی بر کمیت و کیفیت کالاهای اساسی و تداوم تأمین آنها برای مردم است. در چنین فضایی، مسائل توسعهای، زیرساختی و صنعتی در اولویت دوم قرار میگیرند؛ لذا ممکن است صنایع بزرگ چندان مورد توجه نباشند. علاوه بر این، در تنشهای بعدی ممکن است برخلاف این بار که بخش تأمینکنندگان آسیب دیدند، خودِ صنایع فولادی یا پتروشیمی مستقیماً آسیب ببینند.
اقتصاد معاصر: در کنار گروههایی که معرفی کردید برای سهامداران این ابهام وجود دارد که تکلیف صنایع آسیبدیدهای مثل پتروشیمی و فولاد در بورس چه خواهد بود؟
کردی: واقعیت این است که ما هنوز اطلاع دقیقی نداریم. باید منتظر ماند تا گزارشهای افشا در سامانه کدال منتشر شود تا همه از جزئیات، میزان آسیب و اثرات جانبی آن بر سایر بخشهای کارخانه مطلع شوند. بازار باید کاملاً شفاف بداند چه اتفاقی افتاده است. احتمالاً به همین دلیل است که حدود ۳۵ تا ۴۰ نماد بسته نگه داشته شدند تا پس از روشن شدن ابعاد اقتصادی، بازگشایی شوند. شنیدهها اعتباری ندارند و ما منتظر دادههای دقیق هستیم.
اقتصاد معاصر: پیشبینی شما از ادامه روند بازگشاییها و آینده بازار چیست؟ اگر شرایط آتشبس طولانیمدت حاکم شود، بازار بورس به چه جایگاهی میرسد؟
کردی: در همین لحظه که ما مصاحبه میکنیم، ممکن است خبری مخابره شود که ما از آن بیاطلاعیم و بر بازار اثر بگذارد. اکنون در ادبیات رسمی و روند تهدیدات خبری از وقفه طولانیمدت نیست و روند تهدیدات افزایشی است. به همین دلیل میگویم تحلیل الآن با ده دقیقه دیگر متفاوت است. البته این را هم بگویم که نگاه من صرفاً منفی نیست؛ اگر مثلاً مذاکرهای رخ دهد یا توافقی شکل بگیرد که منجر به رفع تحریمها و آزادسازی منابع بلوکهشده شود، بازار سهام به یک فرصت تاریخی تبدیل خواهد شد که شاید ارزش دلاری آن ۵ تا ۶ برابر رشد کند. اما در سمت مقابل، اگر یک جنگ تمامعیار رخ دهد و کارخانههای جدید آسیب ببینند، ممکن است ارزش دلاری بازار ۴۰ تا ۵۰ درصد دیگر افت کند.
اقتصاد معاصر: با فرض تداوم شرایط فعلی و توقف تنشها، بازار بورس میتواند چند درصد رشد کند؟
کردی: پاسخ به این سوال بسیار دشوار و به نوعی یک سوال میلیون دلاری است؛ زیرا بازه تحلیل اقتصادی در ایران از ۶ ماه به یک هفته کاهش یافته است. من شاید برای یک هفته آینده بدانم چه رخ میدهد، اما برای فراتر از آن خیر. در شرایط جنگی حتی برای شبِ پیشرو هم نمیشود پیشبینی دقیقی داشت. مسئله را ساده نبینیم؛ سهامداری که به امید بازدهی وارد سهمی مثل فولاد شده، ناگهان در میان جنگ متوجه میشود که بخشی از آن صنعت آسیب دیده است. از نگاه عقلانی، این سهم ارزنده بود و برای پوشش ریسک خریداری شده بود، اما اکنون به دلیل آسیبدیدگی جزو نمادهای بازگشاییشده نیست.
با این حال نباید فقط بدبین بود. ممکن است فرصتهای بزرگی برای اقتصاد ایران پیش بیاید؛ مانند سالهای برجام که مدل رشد بازار و اقتصاد کاملاً متفاوت بود. اگر شرایطی فراهم شود که تورم کنترل شده و ارزش نقدینگی نسبت به دلار بهبود یابد بازار سرمایه رشد معرکهای خواهد داشت و فرصتهای سرمایهگذاری بینظیری پدید میآید.
اقتصاد معاصر: درباره صندوقهای درآمد ثابت که در هفتههای اخیر جابهجاییهای سنگینی داشتند، چه تحلیلی دارید؟
کردی: نکته مثبت این صندوقها نقدشوندگی آنها بود که حتی در زمان جنگ هم متوقف نشد. اما نکته تلخ اینجاست که وقتی تورم حدود ۴۰ تا ۵۰ درصد است، هر بازدهی زیر این رقم در صندوقهای درآمد ثابت، به معنای آسیب به دارایی و پرتفوی شماست. خروج نقدینگی از این صندوقها به این دلیل است که سرمایهگذار به دنبال پوشش تورم است و یا پس از ۸۰ روز توقف بازار، به پول خود نیاز دارد. باید توجه داشت که در بازار سرمایه، فقط بخش سهام بسته بود و سایر صندوقها فعالیت میکردند.
اقتصاد معاصر: در مورد بازار ارزهای دیجیتال و کریپتوکارنسی پیشبینی شما چیست؟
کردی: بازار کریپتو بازاری است که به هر حال یک کف قیمتی را لمس کرده و به نظر من در حال حاضر بهشدت به نرخ بهره، بهویژه نرخ بهره آمریکا وابسته است. در حال حاضر نرخ بهره آمریکا در مقطعی قرار دارد که ترامپ در آن گیر افتاده است. چرا میگویم گیر افتاده؟ از این جهت که اگر بخواهد روند تنشها و جنگ را ادامه دهد، احتمالاً نرخ بهره را چندان پایین نخواهند آورد و این سیگنالی است که به بازارها مخابره میشود. اما اگر قرار باشد جنگ تمام شود و لزوماً به آن اهداف سیاسی و نظامی مدنظر نرسند، نرخ بهره باید پایین بیاید. اگر نرخ بهره کاهش یابد، طلا و کریپتوها برندههای اصلی خواهند بود؛ اما معتقدم این بار برنده اصلی نه طلا بلکه کریپتوها هستند و جهش آنها بسیار خوب خواهد بود. برای سرمایهگذاری که به دنبال حفظ ارزش دارایی است این بازار بسیار جذاب است چرا که بحثها دیگر تخصصی شده است. بازار کریپتو در بلندمدت ثابت کرده که با توجه به اعدادی که ثبت کرده، اعتبار لازم برای حضور در سبد دارایی سرمایهگذاران را دارد. به نظرم اختصاص حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد از پرتفوی سرمایهگذاران به کریپتو گزینهای جذاب است؛ زیرا هم ماهیت دلاری دارد و هم میتواند رشد دلاریِ مضاعفی را رقم بزند.
اقتصاد معاصر: برای سرمایه گذاری در بازار کریپتو چه پیشنهاد مشخصی دارید؟
کردی: من فقط یک نکته را به سرمایهگذاران این بازار تأکید کنم؛ در چیدمان پرتفوی خود بین ۳۰ تا ۵۰ درصد را به خودِ بیتکوین اختصاص دهید. بیتکوین لیدر بازار است و همان چیزی است که شما را در بازار نگه میدارد و ریسکها را از شما دور میکند. البته اتریوم، ریپل و سایر ارزهای دیجیتالی که ارزش بازار بزرگی دارند نیز گزینههای خوبی هستند اما از بیتکوین و اتریوم غافل نشوید و اینها را بخش اصلی سبد خود قرار دهید. سپس میتوانید با حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد باقیمانده به سراغ بقیه کریپتوها بروید که پتانسیل رشدهای انفجاریتری دارند.
این تب و علاقه در بازار کریپتو تمامشدنی نیست؛ بهویژه علاقهای که متأسفانه نسبت به شتکوینها یا کوینهایی که ارزش چندانی ندارند وجود دارد. اصطلاح فارسی دقیقی به ذهنم نمیرسد، اما به نظرم اگر سرمایهگذاران به دنبال اینها نروند حقیقتاً بهتر است. البته این بازار جوانمحوراست و نسل زد بسیار به بازار کریپتو، انجام پرداختها و معاملات در فضای مجازی علاقمند شده و بیشتر در این فضا فعالیت میکند که میتواند کمککننده باشد. البته نباید از ریسکهای جنگ در بازار کریپتو غافل شد. به هر حال این احتمال وجود دارد که در شرایط جنگی و مسائل سیاسی، تصمیمات ناگهانی علیه ایران گرفته شود. با توجه به اینکه غربیها محوریت اصلی را در زیرساختهای این بازار دارند، احتمالاً میتوانند فشارهای عجیب و غریبی را اعمال کنند که این نکته را باید مدنظر داشت.
اقتصاد معاصر: پیشنهاد شما به عنوان کارشناس بازارهای مالی برای حفظ دارایی و رسیدن به سوددهی و ارزش افزوده در شرایط فعلی چیست؟
کردی: بهترین استراتژی در شرایط فعلی چیدن یک پرتفوی تدافعی است. یک پرتفوی تدافعی سه ویژگی اصلی دارد؛ ریسک در آن کاهش یافته باشد، نوساناتش بهشدت کم باشد و بتواند تورم یا شرایط جنگی را پوشش دهد. اگر کاهش ریسک را مدنظر قرار دهیم، نباید به سراغ داراییهای غیرنقدشونده برویم. ما دو تجربه بسیار مهم از لحاظ مالی داریم؛ تجربه جنگ ۱۲ روزه و تجربه پس از جنگ ۹ اسفندماه. اینها تجربههای عالیِ تلخی هستند که به ما نشان میدهند چه داراییهایی ریسک کمتری داشتند. برای مثال سکه همیشه به عنوان دارایی ضدتورمی مطرح بوده اما در جنگ ۱۲ روزه دیدیم که «حباب سکه» ناگهان بهشدت افت کرد و نشان داد دارایی خیلی جذابی در آن مقطع نیست؛ حتی در جنگ اخیر حباب سکه بسیار منفی شد و سکه نتوانست ارزش خود را آنچنان که انتظار میرفت حفظ کند. این یک ریسک بزرگ بود که باید به آن توجه کرد. نکته دوم، کاهش نوسان است. مثلاً خودرو دارایی خوبی بوده اما اگر جنگ ادامه یابد و با مشکل تأمین سوخت مواجه شویم نوسان آن بهشدت زیاد شده و قیمت افت میکند. یا مثلاً اگر دولت تصمیم بگیرد پس از جنگ تعرفهها را تغییر دهد نوسان قیمتی شدیدی ایجاد میشود. در پرتفوی تدافعی نوسان باید کم باشد. ویژگی سوم نیز نقدشوندگی است. سرمایهگذاران باید اولویت خود را از «بازدهی» به نقدشوندگی تغییر دهند. البته پرتفوی تدافعی مشکلاتی هم دارد؛ مثلاً اگر بازار ناگهان صعودی شود، این پرتفو از بازار جا میماند. اما به نظرم در شرایط فعلی، اینکه پول در دسترس آدم باشد و بتواند روی پرتفوی خود کنترل داشته باشد تا ببیند وضعیت بازار چه میشود بهتر است. متأسفانه در بازار سهام عدم نقدشوندگی آسیب زیادی به مردم زد که اتفاق بسیار بدی بود.
اقتصاد معاصر: اگر بخواهید همین الان یک سبد دارایی بچینید چه ترکیبی را پیشنهاد میدهید؟
کردی: به نظرم ما باید نزدیک به ۷۰ درصد داراییهایمان را دلاری کنیم تا سوار بر تورم شویم. در وضعیت تورمی همه با هم میبازند. کسی نمیتواند ادعا کند روشی برای پولدار شدن پیدا کرده است؛ برنده واقعی وجود ندارد و شما با دلاری کردن دارایی صرفاً اثر تورم را خنثی میکنید. پذیرش این واقعیت که در این شرایط رشد عجیبی نخواهیم داشت، بسیار مهم است. در کنار آن ۷۰ درصد دارایی دلاری، میتوان ۱۵ درصد از سبد را به کریپتو اختصاص داد و ۱۵ درصد باقیمانده را به بازار سهام. بازار سهام همواره یک جایگزین بسیار خوب است؛ زیرا اگر شرایط تغییر کند و ورق برگردد با اینکه ممکن است ارزش آن ۷۰ درصد دارایی دلاری کاهش یابد اما رشد بازار سهام میتواند بهخوبی آن را جبران کند.