اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۳/خرداد/۱۴۰۵ | ۰۷:۰۶
۰۷:۰۰ ۱۴۰۵/۰۳/۰۳
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد 

ظرفیت‌های مغفول ایران در شبکه جهانی غلات

بازآرایی مسیرهای تجارت جهانی، شکافی میان عرضه ۴۵ میلیون تنی غلات در شمال و تقاضای ۲۳ میلیون تنی در جنوب پدید آورده است. ایران با ۳۰ میلیون تن ظرفیت ترانزیت و ۱۶ میلیون تن توان فرآوری می‌تواند با فعال‌سازی کریدور شمال-جنوب، سالانه تا ۲.۸ میلیارد دلار درآمد ارزی کسب کند و هم‌زمان به هاب امنیت غذایی منطقه تبدیل شود؛ مشروط بر آنکه پیش از بسته‌شدن این پنجره ژئوپلیتیکی، اراده سیاسی و سرمایه‌گذاری لازم را به میدان آورد.
کد خبر:۵۰۸۴۰

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ شاید کمتر مساله‌ای در اقتصاد ایران باشد که به اندازه امنیت غذایی، بی‌سروصدا و مزمن، سیاست‌گذار را دچار اضطراب کند. زنجیره روغن و طیور ما عمیقا به واردات وابسته است و این وابستگی وقتی هشداردهنده‌تر می‌شود که بدانیم بخش بزرگی از صادرات جهانی کالاهای اساسی کشاورزی در مشت کشورهایی است که نه همسویند و نه در بزنگاه‌ها قابل اعتماد. با این حال، در میانه همین آسیب‌پذیریِ کهنه، تحولات ژئوپلیتیکی یک پنجره تازه گشوده‌اند؛ جنگ اوکراین و بازآرایی مسیرهای تجارت جهانی، فرصتی فراهم آورده که اگر قدر بدانیم، ایران می‌تواند از یک واردکننده دست‌وپابسته به «هاب امنیت غذایی منطقه» تبدیل شود. 

روسیه در حصار خشکی؛ شکافی که باید پر شود

برای فهم ماجرا باید از روسیه شروع کرد. روسیه بزرگ‌ترین صادرکننده گندم دنیاست و در بازار جهانی کود شیمیایی هم حکم یکی از تامین‌کنندگان اصلی را دارد. اما با شروع جنگ اوکراین، مسیرهای سنتی صادراتش، به ‌ویژه از طریق دریای سیاه به مقصد بازارهای اروپایی، عملا با محدودیت‌های جدی روبه‌رو شد. از این وضعیت با تعبیر «حصار در خشکی» می توان یاد کرد، یعنی روسیه دیگر آن دسترسی بلامانع سابق را به آب‌های آزاد ندارد و ناگزیر است به دنبال دالان‌های جایگزین بگردد.

حالا کافی است یک حساب سرانگشتی انجام دهیم؛ ظرفیت صادراتی روسیه و بلاروس در گندم چیزی حدود ۴۵ میلیون تن و در کود ۶۰ میلیون تن در سال است. آن‌سوی میدان هم تقاضای سالانه کشورهای غرب آسیا، حاشیه خلیج فارس و هند برای گندم ۲۳ میلیون تن و برای کود ۲۶ میلیون تن برآورد می‌شود. دقیقا همین شکاف میان عرضه‌ای که در شمال زمین‌گیر شده و تقاضایی که در جنوب تمرکز دارد، فضایی است که ایران می‌تواند در آن نقش‌آفرینی کند؛ نه صرفا به عنوان یک دالان عبور، بلکه به ‌عنوان یک گره اصلی در شبکه تامین غذای منطقه.

ظرفیت ترانزیتی که خاک می‌خورد

موقعیت جغرافیایی ایران را که روی نقشه نگاه کنید، متوجه می‌شوید کوتاه‌ترین و امن‌ترین مسیر میان روسیه و آسیای مرکزی از یک طرف و خلیج فارس و اقیانوس هند از طرف دیگر، دقیقا از خاک ما می‌گذرد. ظرفیت بالقوه ترانزیت ایران در این زمینه، ۳۰ میلیون تن است. این رقم وقتی بیشتر به چشم می‌آید که یادمان باشد یک‌سوم کل کود شیمیایی جهان هر سال از تنگه هرمز عبور می‌کند؛ یعنی ایران هم روی گلوگاه ترانزیت نشسته و هم کنار یکی از مهم‌ترین شاهراه‌های دریایی.

اگر ایران بتواند سالانه فقط ۱۰ میلیون تن کالای اساسی را ترانزیت کند، درآمدی نزدیک به ۱.۵ میلیارد دلار نصیبش می‌شود. بخش عمده‌ای از این ۱.۵ میلیارد دلار، درست در همین لحظه، دارد از دست می‌رود؛ بی‌آنکه کسی به طور جدی پیگیر آن باشد.

کریدور شمال-جنوب و برگ برنده فرآوری

اگر بپذیریم که فرصت ترانزیت وجود دارد، پرسش بعدی این است: چطور باید این ظرفیت بالقوه را بالفعل کرد؟ پاسخ آن، کریدور بین‌المللی حمل‌ونقل شمال-جنوب است؛ دالانی که ایران، روسیه، بلاروس، کشورهای آسیای میانه و هند را به هم متصل می‌کند و می‌تواند ستون فقرات هاب غذایی منطقه باشد. بحث فعال‌سازی این کریدور هم صرفا یک ایده روی کاغذ نیست؛ با توجه به روابط راهبردی ایران و روسیه از یک‌سو و کشورهای جنوب جهانی از سوی دیگر، می‌شود آن را جدی گرفت.

اما در میان بحث ترانزیت، یک نکته کمتر دیده شده و آن ظرفیت آسیابانی و فرآوری ایران است. ایران توان بالقوه ۱۶ میلیون تن آسیابانی و فرآوری غلات را دارد که اتفاقا فعال‌سازی آن نیازمند سرمایه‌گذاری سنگینی هم نیست. وقتی گندم و ذرت روسیه را وارد کنیم، به ‌جای آنکه همان‌طور خام از کشور خارج کنیم، می‌توانیم تبدیل به آرد و کنسانتره کنیم و بعد صادر کنیم. سود این یک مرحله فرآوری ساده، حدود ۱.۳ میلیارد دلار در سال است؛ یعنی در کنار ۱.۵ میلیارد دلار درآمد ترانزیتی، ۱.۵ میلیارد دیگر هم فقط از فرآوری عاید کشور می‌شود.

این زنجیره ارزش -ورود غلات از روسیه، فرآوری در ایران، صادرات مجدد به کشورهای حاشیه خلیج فارس، هند و پاکستان- چند مزیت دارد که ارزش تاکید دارد. اول اینکه ایران را از یک واردکننده منفعل به بازیگری فعال در زنجیره تامین غذای منطقه بدل می‌کند و دوم، وابستگی ارزی به واردات کالاهای اساسی را کاهش می‌دهد، چون بخشی از هزینه‌ها از درآمد ترانزیت و فرآوری جبران می‌شود. سوم، با گره‌زدن منافع اقتصادی ایران، روسیه، آسیای میانه و بازارهای جنوب، تاب‌آوری کشور در برابر تکانه‌های تحریمی و ژئوپلیتیکی بالا می‌رود.

در مجموع، آنچه در نگاه اول یک تهدید ژئوپلیتیکی به نام «حصار در خشکی» روسیه به نظر می‌رسد، می‌تواند به فرصتی برای تامین پایدار کالاهای اساسی ایران و درآمدزایی ارزی تبدیل شود. سه ظرفیت «ترانزیت ۳۰ میلیون تنی»، «فرآوری ۱۶ میلیون تنی غلات» و «کریدور شمال-جنوب» اضلاع مثلثی را تشکیل می‌دهند که اگر به درستی به هم متصل شوند، هم امنیت غذایی داخلی را از مسیر تنوع‌بخشی به مبادی وارداتی تقویت می‌کنند و هم ایران را به هاب غذایی منطقه بدل می‌سازند.

اما میان حرف و عمل، سه گام ضروری باقی است؛ اول، ایجاد یک ستاد متمرکز راهبری که بتواند نهادهای مختلف را هماهنگ کند، دوم، فعال‌سازی ابزارهای تجارت غیردلاری و تهاتر انرژی و کود با شرکای کلیدی برای دورزدن موانع بانکی و سوم، سرمایه‌گذاری هدفمند روی تکمیل زیرساخت‌های کریدور شمال-جنوب و نوسازی صنایع آسیابانی. خلاصه کلام اینکه در بازآرایی بزرگ زنجیره‌های تامین جهانی، ایران می‌تواند از یک اقتصاد تحریم‌خورده و آسیب‌پذیر در حوزه غذا، به گذرگاه امنیت غذایی برای ده‌ها کشور منطقه تبدیل شود؛ به شرطی که پنجره فرصت ژئوپلیتیکی کنونی را پیش از آنکه بسته شود، دریابد.

ارسال نظرات
captcha