به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در ظاهر، اقتصاد آمریکا هنوز با آمارهای بزرگ و شاخصهای پرزرقوبرق معرفی میشود اما واقعیت در خیابانهای این کشور تصویر دیگری دارد. در هفتههای اخیر، تصاویر منتشرشده از لسآنجلس و چند شهر بزرگ دیگر، صفهای طولانی دریافت بستههای غذایی را نشان میداد؛ صفهایی که بسیاری از خانوادههای طبقه متوسط نیز در آن حضور داشتند. اتفاقی که تا چند سال قبل بیشتر به بحرانهای اقتصادی آمریکای لاتین شبیه بود، حالا در قلب اقتصاد آمریکا دیده میشود.
افزایش شدید هزینههای زندگی، به ویژه پس از تشدید درگیریهای منطقهای و بالا رفتن قیمت انرژی، فشار کمسابقهای بر بودجه خانوارهای آمریکایی وارد کرده است. رشد قیمت سوخت، حملونقل و مواد غذایی به شکلی زنجیرهای عمل کرده و تقریبا همه اقلام سبد مصرفی را گرانتر کرده است. در چنین فضایی، حتی خانوادههایی که پیشتر از نظر درآمدی در وضعیت باثبات قرار داشتند، اکنون ناچار شدهاند بخشی از هزینههای روزمره خود را حذف یا محدود کنند.
گزارشهای اقتصادی منتشرشده در آمریکا نشان میدهد بخش مهمی از جامعه نسبت به آینده اقتصادی بدبین شده است. نگرانی از افزایش مداوم قیمتها، کاهش قدرت خرید و رشد هزینههای ماهانه، حالا به یکی از اصلیترین دغدغههای افکار عمومی تبدیل شده و بسیاری از شهروندان آمریکایی معتقدند درآمد آنها دیگر با سرعت تورم هماهنگ نیست و هزینههای زندگی از کنترل خارج شده است.
این وضعیت در حالی رخ میدهد که دولت ترامپ همچنان بر ادامه سیاستهای تهاجمی خود در منطقه تاکید دارد؛ سیاستهایی که به اعتقاد بسیاری از اقتصاددانان، یکی از موتورهای اصلی جهش قیمت انرژی و ناامنی در بازارهای جهانی محسوب میشود. به بیان دیگر، هزینه جنگ پیش از آنکه در بودجههای نظامی ثبت شود، از جیب مصرفکنندگان آمریکایی پرداخت میشود.
افزایش قیمت بنزین در آمریکا حالا دیگر صرفا یک عدد اقتصادی نیست؛ بلکه به نمادی از فشار معیشتی تبدیل شده است. بالا رفتن بهای سوخت، هزینه حملونقل کالا را افزایش داده و این مساله مستقیما روی قیمت مواد غذایی اثر گذاشته است. از محصولات کشاورزی گرفته تا گوشت و لبنیات، تقریبا همه کالاهای اساسی در ماههای اخیر رشد قیمتی قابل توجهی را تجربه کردهاند.
در برخی ایالتها، قیمت سبزیجات و صیفیجات نسبت به مدت مشابه سال قبل جهشهای کمسابقهای داشته است. گوجهفرنگی، کاهو، پیاز و دیگر محصولات پرمصرف خانوارها به تدریج از فهرست خرید بسیاری از خانوادههای کمدرآمد حذف میشوند. همزمان بازار گوشت نیز با فشار هزینههای تولید مواجه شده و رشد قیمت خوراک دام و حملونقل باعث شده نرخ برخی فرآوردههای پروتئینی به شکل محسوسی افزایش پیدا کند.
اقتصاددانان آمریکایی معتقدند آنچه اکنون در بازار دیده میشود، هنوز تمام ابعاد بحران نیست. بخش مهمی از هزینههای ناشی از رشد قیمت کود شیمیایی، بیمه حملونقل دریایی و افزایش نرخ انرژی هنوز به طور کامل وارد زنجیره قیمت مصرفکننده نشده است. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران هشدار میدهند موج اصلی تورم غذایی ممکن است در ماههای آینده آشکار شود.
در همین حال، سیاستهای تعرفهای و محدودیتهای تجاری دولت آمریکا نیز شرایط را پیچیدهتر کرده است. افزایش هزینه واردات برخی کالاهای اساسی و مواد اولیه، فشار مضاعفی بر تولیدکنندگان و توزیعکنندگان وارد کرده و فضای بازار را شکنندهتر ساخته است. نتیجه این روند، کوچکتر شدن سفره خانوار آمریکایی و افزایش نارضایتی عمومی است.
برخی گزارشها نشان میدهد خانوارهای آمریکایی در هفتههای اخیر صدها دلار بیشتر از شرایط عادی برای سوخت و کالاهای ضروری هزینه کردهاند. این در حالی است که رشد دستمزدها دیگر پاسخگوی سرعت افزایش قیمتها نیست و بخش بزرگی از طبقه متوسط به تدریج در حال از دست دادن توان مالی خود است.
بحران فقط به مصرفکنندگان محدود نمانده و حالا کشاورزان آمریکایی نیز با یکی از دشوارترین دورههای سالهای اخیر روبهرو هستند. رشد شدید قیمت گازوئیل و کود شیمیایی، هزینه تولید محصولات کشاورزی را به سطحی رسانده که ادامه فعالیت برای بسیاری از مزارع کوچک و متوسط دشوار شده است.
وابستگی بالای بخش کشاورزی آمریکا به سوخت و نهادههای شیمیایی باعث شده هرگونه تنش ژئوپلیتیک در بازار انرژی، مستقیما بر تولید غذا اثر بگذارد. بسیاری از کشاورزان اعلام کردهاند که به دلیل افزایش هزینهها، توان کوددهی کامل زمینهای خود را ندارند و این مساله میتواند در ماههای آینده به کاهش تولید و تشدید تورم غذایی منجر شود.
همزمان، افزایش هزینه حملونقل دریایی و بیمه محمولهها نیز صادرات و واردات محصولات کشاورزی را گرانتر کرده است. ناامنی مسیرهای انرژی و تجارت جهانی، بازار مواد غذایی را وارد دورهای از بیثباتی کرده که اثرات آن تنها محدود به آمریکا نخواهد ماند.
برخی تحلیلگران معتقدند اقتصاد آمریکا اکنون درگیر نوعی «تورم ژئوپلیتیک» شده است؛ تورمی که برخلاف بحران کرونا، نه ناشی از تعطیلی اقتصاد جهانی بلکه نتیجه مستقیم تنشهای سیاسی و نظامی است. همین مساله خطر ماندگاری آن را بیشتر میکند، زیرا برخلاف شوکهای موقتی، بحرانهای ژئوپلیتیک معمولا پایان سریع و قابل پیشبینی ندارند.
از سوی دیگر، دولت آمریکا در شرایطی قرار گرفته که مهار تورم بدون عقبنشینی از سیاستهای پرهزینه خارجی دشوار به نظر میرسد. ادامه تنشها در غرب آسیا میتواند بازار انرژی را همچنان ملتهب نگه دارد و در نتیجه، فشار بر بازار مواد غذایی نیز ادامه پیدا کند.
در چنین فضایی، وعدههای انتخاباتی ترامپ درباره کاهش هزینههای زندگی و بازگرداندن رفاه اقتصادی، حالا بیش از هر زمان دیگری زیر سوال رفته است. در واقع آنچه امروز در آمریکا دیده میشود، شکاف عمیق میان شعارهای سیاسی و واقعیت اقتصادی جامعهای است که هر روز بیشتر زیر بار گرانی خم میشود. برای بسیاری از خانوادههای آمریکایی، جنگ دیگر مفهومی دوردست و تلویزیونی نیست؛ جنگ حالا در قبض بنزین، فاکتور فروشگاه و سفره شام آنها حضور دارد.