به گزارش اقتصاد معاصر؛ اقتصاد مدرن انرژی در جهان امروز دیگر نه بر پایه تولید بیرویه، بلکه بر محور بهینهسازی و مدیریت هوشمند منابع استوار است. ناترازی گاز در ایران در ماههای سرد سال به یکی از گرههای اقتصادی تبدیل شده که نهتنها رفاه خانوارها، بلکه شریانهای حیاتی صنعت و زنجیره ارزش تولید را هدف گرفته است. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که چگونه میتوان بدون واردکردن فشار مضاعف به بودجههای محدود دولتی و تنها با اتکا به سازوکارهای بازار، این بحران را به فرصت اقتصادی تبدیل کرد؟
پاسخ این پرسش راهبردی در تالار نقرهای بورس انرژی و در قالب «گواهیهای صرفهجویی انرژی» متبلور شده است. این ابزار مالی مدرن، فراتر از یک برگه معاملاتی ساده، درحقیقت یک بیمهنامه تولید برای صنایع و پناهگاهی امن برای سرمایهگذارانی است که از نوسانهای هیجانی بازارهای غیرمولد، چون ارز و سکه به ستوه آمدهاند. گواهی صرفهجویی، نقطه تلاقی منافع ملی و سودآوری بخش خصوصی است؛ جایی که سرمایه مردم بهجای حبسشدن در داراییهای سفتهبازانه، راهی پروژههای زیربنایی بهینهسازی شده است و در مقابل، امنیت انرژی و بازدهی تضمینشده را برای دارنده آن به ارمغان میآورد.
شرکت ملی گاز ایران تلاش کرده است با ایجاد شفافیت رگولاتوری و تضمین نقدشوندگی این گواهیها، اعتماد مخدوششده سرمایهگذاران را بازسازی کند. اما این بازار چگونه عمل میکند؟ چه تضمینی وجود دارد که این داراییهای کاغذی در زمان بحران به نقدینگی یا حق برداشت گاز تبدیل شوند؟ و مهمتر از آن، چشمانداز آینده این بازار در کاهش وابستگی پروژههای ملی به بودجه دولت چیست؟
برای پاسخ به این ابهامها و بررسی راهبرد جدید شرکت ملی گاز در صیانت از اعتماد سرمایهگذاران، با ساجد کاشفی، معاون بهینهسازی مصرف گاز مشترکان در شرکت ملی گاز ایران، به گفتوگو نشستیم. مطالعه این گفتوگو به هر صنعتگر نگران توقف تولید و هر سرمایهگذاری که به دنبال بازاری شفاف و سودآور است، توصیه میشود. کاشفی در این گفتوگو روشن میکند که چگونه قرار است گواهی صرفهجویی، بنبست ناترازی را به فرصتی ثروتآفرین برای ایران تبدیل کند.
مشروح این گفتوگو و تبیین فرصتهای ثروتآفرینی در زمینه بورس انرژی به شرح زیر است:
گواهی صرفهجویی در بورس انرژی چگونه میتواند با ایجاد زمینه شفاف برای معاملات، «اعتماد» لازم را در سرمایهگذاران ایجاد کند تا بهجای بازارهای غیرمولد، بهسمت پروژههای بهینهسازی انرژی حرکت کنند؟
گواهی صرفهجویی در بورس انرژی یک ابزار مالی شفاف و استاندارد است که قیمتگذاری آن براساس سازوکار عرضه و تقاضای رقابتی انجام میشود. این شفافیت به سرمایهگذار اجازه میدهد ارزش واقعی صرفهجویی انرژی را مشاهده کند، بدون آنکه نگران قیمتهای تحمیلی یا معاملات پنهان باشد. همچنین، ثبت همه معاملات در سامانه رسمی بورس، امکان حسابرسی و پیگیری را فراهم میکند و ریسک تقلب یا نبود ایفای تعهدات را به حداقل میرساند.
در مقابل، بازارهای غیرمولد مانند سکه یا ارز، نوسانهای هیجانی داشته و فاقد شفافیت هستند. این ابزار بهطور دقیق به دلیل شفافیت و رگولاتوری مشخص، اعتماد لازم را ایجاد میکند تا سرمایه بهسمت پروژههای بهینهسازی انرژی که دارای بازدهی واقعی و ملی هستند، هدایت شود. از طرفی، با توسعه طرحهای بهینهسازی مصرف انرژی در قالب شرکتهای کارور و سرمایهگذاران طرحهای ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید رقابتپذیر، عرضهکنندگان این گواهی در بازار افزایش یافتهاند که این موضوع خود سبب تعمیق بازار و کارکرد مناسبتتر مکانیزم عرضه و تقاضا میشود.
در روزهایی که نوسانهای بازار سبب اضطراب سرمایهگذاران میشود، «گواهی صرفهجویی» چه مزیت رقابتی یا پناهگاه امنی برای حفظ ارزش پول بخش خصوصی ایجاد میکند؟
گواهی صرفهجویی دو ویژگی مهم دارد که آن را به پناهگاهی نسبی تبدیل میکند: اول، ارتباط مستقیم با مصرف گاز؛ بدین معنا که ارزش این گواهیها تنها بر پایه مقدار واقعی صرفهجویی در مصرف گاز طبیعی تعیین میشود و از دیگر عوامل مؤثر در بازار دور میماند. دوم، تضمین خرید ازسوی شرکت ملی گاز؛ براساس مقررات، ناشر متعهد است گواهیهای صرفهجویی را در سررسید، با نرخ مشخصی خریداری کند. این دو ویژگی سبب میشود که حتی در شرایط نوسانهای اقتصادی، سرمایهگذار بداند یک حداقل بازدهی مشخص و یک بازار خروج مطمئن وجود دارد.
بهعبارتی، این گواهی شبیه به اوراق با پشتوانه دولتی عمل میکند که همزمان با ایجاد ارزش افزوده در بخش انرژی، سرمایه را از التهاب بازارهای سفتهبازانه دور میکند. مزیت بزرگ گواهی صرفهجویی، تعهد تحویل و اولویت تخصیص گاز به دارندگان گواهی در دوره اوج مصرف براساس دستورعملهای مربوط به آن است.
چه تضمینی برای نقدشوندگی این گواهیها ارائه میشود؟ سرمایهگذار میتواند اطمینان داشته باشد که این دارایی کاغذی، در زمان نیاز بهسرعت به نقدینگی تبدیل میشود؟
نقدشوندگی این گواهیها با دو مسیر تضمین شده است: نخست، وجود بازار ثانویه در بورس انرژی که به سرمایهگذار امکان میدهد در هر لحظه گواهی خود را در تابلوی معاملات بورس انرژی به فروش برساند. دوم، تعهد خرید نهایی ازسوی شرکت ملی گاز ایران در سررسید گواهی، که ریسک باقیماندن دارایی روی دست سرمایهگذار را به صفر میرساند؛ زیرا موظف است کل گواهیهای ارائهشده را براساس نرخ تعیینشده خریداری کند. پیوند این دو ضمانت، در عمل اعتبار و سهولت نقدشوندگی این ابزار را در تراز اوراق بدهی دولتی قرار میدهد.
توجه به این نکته ضروری است که در شرایط کنونی، تعداد قابل توجهی از فعالان بازار، گواهیها را با قصد دریافت گاز در دوره اوج و یا تسویه صورتحساب گاز مصرفی خریداری میکنند که این موارد براساس دستورعمل مصوب، اعمال و تسویه گواهی صرفهجویی گاز که به تأیید بورس انرژی رسیده است با فرایندی شفاف در حال اجراست.
با توجه به ناترازی انرژی، بهویژه در زمستان، آیا خرید گواهیهای صرفهجویی میتواند حکم یک «بیمه» یا ابزار پوشش ریسک را داشته باشد تا تولید با مشکلی روبرو نشود؟
همینطور است. گواهی صرفهجویی نوعی ابزار بیمهای غیرمستقیم برای زنجیره تأمین انرژی به شمار میآید. وقتی یک مصرفکننده گاز طبیعی، گواهی صرفهجویی میخرد، در عمل بهازای صرفهجویی دیگران، حق برداشت یا اولویت دریافت گاز را در شرایط ناترازی به دست میآورد. به عبارت دیگر، شرکت ملی گاز ایران میتواند در زمستان، براساس مقدار گواهیهای خریداریشده از سوی مصرفکنندگان، اولویت تخصیص گاز را تنظیم کند. برای صنایع عمده نظیر فولاد، پتروشیمی و سایر مصرفکنندگان عمده، این گواهی حکم یک بیمهنامه برای تداوم تولید را دارد. بنابراین، سرمایهگذار با خرید گواهی نهتنها از منافع مالی بهرهمند میشود، بلکه ریسک قطعی گاز و زیان ناشی از آن در دوره اوج مصرف را پوشش میدهد.
اگر بخواهیم تصویری سهساله ترسیم کنیم، توسعه گواهی صرفهجویی در بورس انرژی چقدر میتواند وابستگی طرحهای زیرساختی ایران به بودجههای دولتی را کاهش دهد و آنها را به «سرمایههای مردمی» متصل کند؟
برنامه شرکت ملی گاز برای سالهای آینده این است که افزون بر افزایش حجم معاملات گواهی صرفهجویی، با پایبندی و عمل به تعهدات، از اعتبار بازار و اعتماد سرمایهگذاران صیانت کند. ازاینرو، توسعه بازار ثانویه و صندوقهای سرمایهگذاری قابل معامله (EFT) مبتنی بر گواهی صرفهجویی، به تعمیق هرچه بیشتر این بازار کمک میکند و توسعه گواهیهای صرفهجویی، زنجیره تأمین مالی را از بودجه دولت بهسمت ذخایر مالی بخش خصوصی و مردم در قالب نوعی راهبرد برد-برد سوق میدهد./صداوسیما