به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار گوشت آمریکا این روزها با واقعیتی روبهروست که اقتصاددانان آن را «کمبود ساختاری عرضه» توصیف میکنند. بر اساس دادههای رسمی وزارت کشاورزی آمریکا، تعداد گلههای گاو این کشور به پایینترین سطح خود از اوایل دهه ۱۹۵۰ رسیده که حدود ۹ درصد کمتر از اوج ثبتشده در سال ۲۰۱۹ است.
این کاهش صرفا یک نوسان طبیعی در چرخه دامداری نیست، بلکه نتیجه مجموعهای از فشارهای اقتصادی و اقلیمی است که طی سالهای گذشته به تدریج انباشته شدهاند. مهمترین عامل، خشکسالیهای گسترده در ایالتهای اصلی دامداری است؛ شرایطی که باعث شده بسیاری از دامداران برای جلوگیری از زیان بیشتر، دامهای مولد خود را نیز روانه بازار کنند.
این تصمیم اگرچه در کوتاهمدت از زیان مالی جلوگیری میکند اما در بلندمدت ضربه سنگینی به ظرفیت تولید وارد میکند، زیرا کاهش دامهای مولد به معنای کاهش تولد نسلهای جدید و در نتیجه افت عرضه در سالهای آینده است. اقتصاددانان این وضعیت را نوعی «اثر تاخیری در تولید دام» میدانند که بازسازی آن به سادگی ممکن نیست.
در واقع، برخلاف محصولات کشاورزی که هر سال امکان کشت مجدد دارند، چرخه تولید گوشت یک فرآیند زمانبر و چندساله است. حتی اگر امروز سرمایهگذاری برای افزایش گلهها آغاز شود، حداقل دو تا سه سال زمان نیاز است تا این تصمیم به افزایش عرضه در بازار منجر شود. همین شکاف زمانی، یکی از دلایل اصلی فشار فعلی بر قیمتهاست.
در شرایطی که قیمت گوشت به بالاترین سطوح تاریخی رسیده، انتظار میرفت مصرف کاهش یابد اما دادههای بازار نشان میدهد تقاضا همچنان در سطح بالایی باقی مانده است. این موضوع یکی از عوامل کلیدی در تداوم رشد قیمتهاست. کارشناسان معتقدند تغییرات رفتاری در الگوی تغذیه آمریکاییها نقش مهمی در این روند دارد. در سالهای اخیر، مصرفکنندگان بیش از گذشته به دریافت پروتئین توجه نشان میدهند و گوشت گاو همچنان یکی از اصلیترین منابع پروتئینی در رژیم غذایی آنها محسوب میشود. همین موضوع باعث شده حساسیت تقاضا نسبت به قیمت کاهش یابد.
از سوی دیگر، صنعت دامداری آمریکا طی سالهای گذشته توانسته کیفیت گوشت تولیدی را به شکل قابل توجهی ارتقا دهد. افزایش استفاده از روشهای اصلاح نژاد، تغذیه کنترلشده و دورههای طولانیتر پرواربندی باعث شده گوشت تولیدی از نظر طعم و میزان چربی درونماهیچهای (ماربلینگ) در سطح بالاتری قرار گیرد. این ارتقا کیفیت، حتی در شرایط افزایش قیمت، انگیزه خرید را در بخشی از مصرفکنندگان حفظ کرده است.
اما این روند یک پیامد غیرمنتظره نیز داشته است. با افزایش سهم گوشتهای باکیفیتتر، میزان گوشت کمچرب مورد استفاده در تولید گوشت چرخکرده کاهش یافته است. همین موضوع باعث شده حتی محصولاتی که معمولا گزینه اقتصادیتری برای خانوارها محسوب میشوند نیز با افزایش قیمت مواجه شوند. در نتیجه، فشار قیمتی تنها محدود به استیک یا قطعات ممتاز نیست، بلکه به بخشهای ارزانتر بازار نیز سرایت کرده و ساختار کلی قیمت گوشت را در آمریکا تغییر داده است.
در مواجهه با کمبود عرضه داخلی، بازار آمریکا به طور طبیعی به سمت واردات بیشتر حرکت کرده است. کشورهایی مانند برزیل، استرالیا، کانادا و نیوزیلند سهم بیشتری از بازار گوشت آمریکا را به خود اختصاص دادهاند. با این حال، این افزایش واردات تنها توانسته بخشی از شکاف عرضه را جبران کند. در حال حاضر حدود یکپنجم مصرف گوشت گاو در آمریکا از طریق واردات تامین میشود که در سالهای گذشته کمتر بوده است. با این وجود، کارشناسان تاکید میکنند که این میزان واردات برای جبران کاهش تولید داخلی کافی نیست.
یکی از چالشهای مهم در این زمینه، اختلال در واردات دام زنده از مکزیک است. این کشور به طور سنتی یکی از تامینکنندگان مهم دام برای بازار آمریکا بوده اما کاهش جریان تجاری در این بخش باعث فشار بیشتر بر بازار داخلی شده است. دامهای وارداتی معمولا نقش مهمی در تامین خوراکی صنایع فرآوری گوشت دارند و کاهش آنها مستقیما بر قیمت گوشت چرخکرده اثر میگذارد. از سوی دیگر، افزایش وابستگی به واردات نیز محدودیتهای خاص خود را دارد. بازار جهانی گوشت به اندازهای بزرگ نیست که بتواند به طور کامل جایگزین کاهش تولید داخلی آمریکا شود. بنابراین واردات بیشتر، تنها نقش «تعدیلکننده» دارد و نمیتواند مشکل ساختاری کمبود عرضه را حل کند.
آینده بازار گوشت در آمریکا به شدت به تعادل میان عرضه و تقاضا وابسته است؛ تعادلی که فعلا به نفع افزایش قیمتها به هم خورده است. در کوتاهمدت، برخی تحلیلگران انتظار دارند تغییرات فصلی بتواند نوسانات محدودی در بازار ایجاد کند. برای مثال در فصل تابستان و همزمان با تغییر الگوی مصرف به سمت گوشتهای ارزانتر مانند همبرگر، ممکن است قیمت برخی قطعات استیک کاهش نسبی را تجربه کند. اما این تغییرات موقتی خواهد بود. در مقابل، فشار بر بازار گوشت چرخکرده احتمالا در ماههای آینده افزایش مییابد، زیرا کمبود گوشت کمچرب همچنان ادامه دارد.
در افق بلندمدت، چالشهای ساختاری جدیتری پیش روی صنعت دامداری قرار دارد. خشکسالیهای مکرر، افزایش هزینه زمین و خوراک دام، بالا رفتن نرخ بهره و پیر شدن نسل دامداران از جمله عواملی هستند که مانع از توسعه سریع گلهها میشوند. بسیاری از فعالان این صنعت در آستانه بازنشستگی قرار دارند و ورود نسل جدید نیز به دلیل هزینههای بالا و ریسک اقتصادی محدود شده است. در چنین شرایطی، حتی اگر قیمتها بالا باقی بماند، باز هم لزوما به افزایش سریع تولید منجر نخواهد شد، زیرا ظرفیت پاسخگویی عرضه به قیمت، در این صنعت با تاخیر چندساله همراه است.
جمعبندی تحلیلگران نشان میدهد که بازار گوشت آمریکا وارد یک دوره طولانی از قیمتهای بالا شده که ممکن است تا سالهای پایانی دهه جاری ادامه یابد. در این میان، تنها تغییرات اساسی در شرایط اقلیمی یا جهش در سرمایهگذاری دامداری میتواند مسیر فعلی را تغییر دهد. در غیر این صورت، گوشت گاو احتمالا از یک کالای روزمره به یک کالای گرانتر و حساستر در سبد مصرفی خانوارها تبدیل خواهد شد که پیامدهای آن فراتر از بازار مواد غذایی، به اقتصاد کلان و الگوهای مصرف نیز سرایت خواهد کرد.