به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سرمایه در هفتههای اخیر یکی از متفاوتترین دورههای خود را پشت سر گذاشته است. بازاری که پس از تعطیلی ناشی از تنشهای نظامی، بسیاری از فعالان آن را آماده یک موج سنگین فروش میدانستند، اکنون در نقطهای قرار گرفته که نه فقط فشار عرضه جدی در آن مشاهده نمیشود، بلکه رکوردهای جدیدی در ورود نقدینگی و رشد شاخصها به ثبت رسیده است. در این میان پرسشی که مطرح میشود، این است که چه عواملی موجب شدهاند موتور رشد بورس با چنین سرعتی روشن شود؟
شاید نخستین پاسخ را باید در تغییر انتظارات اقتصادی و تورمی جستوجو کرد؛ چرا که در ماههای اخیر، فعالان بازار سرمایه بیش از هر زمان دیگری بر اثرات تورم و نرخ ارز بر عملکرد شرکتهای بورسی متمرکز شدهاند. افزایش نرخ ارز، چه در بازار رسمی و چه در انتظارات شکلگرفته نسبت به آینده آن، به معنای رشد درآمد ریالی بسیاری از شرکتهای صادراتمحور و داراییمحور است. از سوی دیگر، افزایش قیمت محصولات و خدمات در اقتصاد نیز چشمانداز سودآوری بنگاهها را تقویت کرده است.
همزمان، کاهش نگرانیها نسبت به گسترش تنشهای نظامی و تثبیت نسبی شرایط سیاسی هم باعث شده این روزها بخشی از ریسکهایی که پیشتر بر بازار سهام سایه انداخته بودند، موقتا کمرنگ شوند. در چنین فضایی، سرمایهگذاران ترجیح دادند به جای خروج از تالار شیشهای، موقعیتهای خرید خود را تقویت کنند.
اما همه ماجرا رشد و صعود این روزهای بازار سهام به عوامل بنیادی محدود نمیشود و بخش مهمی از رشد فعلی این بازار را میتوان حاصل روانشناسی سرمایهگذاری دانست؛ آن هم به این دلیل که در دورههای صعودی، پدیده «ترس از جاماندن» به یکی از مهمترین محرکهای رفتاری تبدیل میشود. زمانی که سرمایهگذاران شاهد رشد مستمر قیمتها هستند، تمایل بیشتری برای ورود به بازار سرمایه پیدا میکنند؛ حتی اگر هنوز ارزیابی دقیقی از ارزش ذاتی سهام نداشته باشند.
همین موضوع سبب شده در هفتههای اخیر رشد قیمتها به طیف گستردهای از نمادها سرایت کند و در برخی روزها، تقریبا همه گروههای بازار سهام با افزایش قیمت مواجه شدهاند؛ اتفاقی که معمولا در مراحل ابتدایی یک موج صعودی مشاهده میشود. همچنین عامل دیگری که به گسترش این روند صعودی در تالار شیشهای کمک کرده، محدودیت دامنه نوسان است. هنگامی که بخشی از نمادهای بزرگ با صفهای خرید سنگین روبهرو میشوند و امکان ورود همه متقاضیان به آن سهمها وجود ندارد، نقدینگی به سمت سایر نمادها حرکت میکند. نتیجه این فرآیند، توزیع موج تقاضا در سطح وسیعتری از بازار سهام و رشد همزمان تعداد زیادی از نمادهای معاملاتی است.
با این حال، تجربه بازارهای مالی نشان میدهد رشد فراگیر همه نمادها نمیتواند برای مدت طولانی ادامه پیدا کند و هرچه از فاز هیجانی بازار سرمایه فاصله بگیریم، معیارهای بنیادی بار دیگر نقش تعیینکنندهتری خواهند داشت و سودآوری شرکتها، کیفیت داراییها، توانایی رشد درآمد و چشمانداز صنعت به تدریج جایگزین رفتارهای احساسی خواهند شد و مسیر سهام قوی از نمادهای ضعیف جدا میشود.
در چنین شرایطی، مهمترین متغیر برای ادامه روند صعودی همچنان جریان ورود نقدینگی است. از اینرو تا زمانی که سرمایههای جدید وارد بازار سهام شوند و اعتماد سرمایهگذاران حفظ شود، بورس میتواند به مسیر رشد خود ادامه دهد. این در شرایطی است که برخی برآوردها حتی از ظرفیت دستیابی بازار سرمایه به ارزش ۱۵۰ میلیارد دلاری سخن میگویند؛ هدفی که تحقق آن بیش از هر چیز به تداوم ورود پول، ثبات نسبی فضای سیاسی و حفظ انتظارات تورمی وابسته است و دستکم در کوتاهمدت شاید آرزویی دست نیافتنی باشد.
در نهایت باید گفت بازار بورس این روزها در نقطه تلاقی دو مولفه مهم قرار دارد؛ از یکسو متغیرهای اقتصادی مانند تورم، نرخ ارز و سودآوری شرکتها و از سوی دیگر هیجانات رفتاری سرمایهگذاران. در این میان برنده نهایی این رقابت، مسیری را مشخص خواهد کرد که بازار سهام در ماههای آینده در پیش میگیرد.