اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۰/خرداد/۱۴۰۵ | ۱۳:۰۷
۱۳:۰۳ ۱۴۰۵/۰۳/۲۰

بورس از فاز شاخص‌محوری عبور کرد

عبور شاخص کل از رکوردهای تاریخی و رشد پرشتاب بورس در هفته‌های اخیر، تصویری از رونق عمومی بازار سرمایه ارائه می‌دهد اما کارشناسان معتقدند در شرایطی که صنایع مختلف تحت تاثیر متغیرهای متفاوت سیاسی، ارزی و اقتصادی قرار دارند، اتکا به شاخص‌ها به تنهایی می‌تواند گمراه‌کننده باشد. 
کد خبر:۵۲۳۷۷

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ رشد قابل توجه شاخص‌های بورس در هفته‌های اخیر بار دیگر بازار سرمایه را در کانون توجه فعالان اقتصادی و سرمایه‌گذاران قرار داده است. ثبت رکوردهای جدید توسط شاخص کل و بازدهی چشمگیر برخی نمادها، در نگاه نخست این تصور را ایجاد می‌کند که تمامی بخش‌های بازار از این رونق بهره‌مند شده‌اند. با این حال، واقعیت بازار سهام پیچیده‌تر از آن چیزی است که اعداد و ارقام شاخص‌ها نشان می‌دهند.

در شرایط کنونی، اتکا به رشد شاخص کل به عنوان تنها معیار ارزیابی وضعیت بورس می‌تواند به برداشت‌های نادرست منجر شود، زیرا در پسِ رکوردشکنی‌های شاخص، تفاوت‌های معناداری میان صنایع، نمادها و حتی گروه‌های مختلف سهامداران وجود دارد؛ تفاوت‌هایی که تصویر واقعی‌تری از وضعیت بازار سرمایه ارائه می‌کنند.

بر این اساس باید گفت اقتصاد ایران در ماه‌های اخیر تحت تاثیر مجموعه‌ای از متغیرهای سیاسی، ارزی و تجاری قرار داشته است. بر این اساس کاهش یا افزایش هر یک از این ریسک‌ها، اثر یکسانی بر صنایع مختلف ندارد. به همین دلیل ممکن است در روزی که شاخص کل رشد می‌کند، برخی صنایع با بهبود چشم‌انداز سودآوری مواجه شوند و در همان زمان برخی دیگر با چالش‌های جدید روبه‌رو باشند.

از سوی دیگر، بازار سرمایه این روزها بیش از هر زمان دیگری به بازاری مبتنی بر تحلیل‌های بخشی و صنعت‌محور تبدیل شده است. شرکت‌های صادراتی به تحولات نرخ ارز، وضعیت تجارت خارجی و هزینه‌های حمل‌ونقل حساس هستند، در حالی که صنایع وابسته به واردات مواد اولیه و تجهیزات، بیش از هر چیز از تغییرات ارزی و هزینه‌های تامین کالا تاثیر می‌پذیرند. در مقابل، صنایع متکی به تقاضای داخلی نیز وضعیت درآمد خانوارها و قدرت خرید مصرف‌کنندگان را به دقت رصد می‌کنند.

این در شرایطی است که همزمان نباید از نقش سیاست‌گذاری داخلی غافل شد، چرا که موضوعاتی نظیر قیمت‌گذاری انرژی، تامین برق و گاز صنایع، سیاست‌های مالیاتی و نرخ‌های سود بانکی، در بسیاری از موارد اثرگذاری بیشتری از نوسانات روزانه شاخص‌ها بر ارزش ذاتی شرکت‌ها دارند. به همین دلیل در دوره‌های پرابهام اقتصادی، فاصله میان برندگان و بازندگان بازار سرمایه بیشتر می‌شود.

همچنین یکی دیگر از ویژگی‌های دوره کنونی، افزایش اهمیت کیفیت سودآوری شرکت‌ها است، چرا که در سال‌هایی که نقدینگی به صورت گسترده وارد بازار سرمایه می‌شد، بسیاری از نمادها صرفا با اتکا به موج تقاضا رشد می‌کردند اما حالا سرمایه‌گذاران بیش از گذشته به دنبال شرکت‌هایی هستند که توانایی حفظ سودآوری در شرایط متغیر اقتصادی را داشته باشند. این موضوع می‌تواند به تدریج باعث تفکیک سهام ارزنده از سهام صرفا هیجانی شود. از این منظر، شاید مهم‌ترین پرسش پیش روی فعالان تالار شیشه‌ای این نباشد که شاخص کل تا چه سطحی رشد خواهد کرد، بلکه این باشد که کدام صنایع و کدام مدل‌های کسب‌وکار، توانایی سازگاری بیشتری با شرایط جدید اقتصاد ایران دارند. پاسخ به این پرسش می‌تواند در ماه‌های آینده نقش تعیین‌کننده‌ای در بازدهی سرمایه‌گذاران داشته باشد.

در مجموع، بورس تهران این روزها وارد مرحله‌ای شده که موفقیت در آن بیش از هر زمان دیگری به تحلیل وابسته است. در چنین شرایطی، شاخص‌ها تنها بخشی از واقعیت بازار سرمایه را نشان می‌دهند و نمی‌توانند به تنهایی مبنای قضاوت قرار گیرند. از این‌رو، آنچه آینده سرمایه‌گذاری را رقم می‌زند، شناخت دقیق تفاوت‌های بنیادین میان صنایع، شرکت‌ها و متغیرهای اثرگذار بر عملکرد آن‌ها است.

ارسال نظرات
captcha