اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۷/خرداد/۱۴۰۵ | ۱۰:۴۲
۱۰:۳۵ ۱۴۰۵/۰۳/۲۷
تحلیل‌گر حوزه پاکستان در گفت‌و‌گو تفصیلی با اقتصاد معاصر اعلام کرد

امتیازهای محرمانه ترامپ به ایران در مذاکرات؛ پاکستان شریک بزرگ اقتصادی ایران می‌شود

به گفته تحلیل‌گر حوزه پاکستان، این کشور یکی از تولیدکنندگان بزرگ در کشاورزی منطقه است، نظیر همین برنج پاکستانی که در ایران هم مصرف می‌شود؛ همجواری این کشور با چین و اجرای طرح «کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC)» موجب شد تا کالاهای چینی نیز به‌ راحتی از طریق پاکستان در دسترس باشد؛ با توجه به ظرفیت‌های تجاری و تجربه این کشور در حوزه ترانزیت، بنادر گوادر و کراچی می‌توانند در چارچوب همکاری‌های دوجانبه، به‌ عنوان مسیرهای مکمل در تعاملات اقتصادی ایران مورد استفاده قرار گیرند.
کد خبر:۵۲۵۶۳

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر، در شرایطی که تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی با سرعتی فزاینده در حال تغییر است و نقش بازیگران منطقه‌ای در معادلات امنیتی، سیاسی و اقتصادی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته، بررسی دیدگاه کارشناسان درباره روندهای جاری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. در همین چارچوب، نقش کشورهایی مانند پاکستان و عمان در میانجی‌گری‌ها و کنشگری‌های منطقه‌ای و همچنین پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی تحولات اخیر، از جمله موضوعات محوری هستند که باید مورد بررسی قرار گیرند.

برای بررسی ابعاد این موارد، با سیدحسام الدین مهاجری، تحلیل‌گر حوزه پاکستان به گفت‌وگو پرداختیم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید.

اقتصاد معاصر: در فرآیند تعاملات منطقه‌ای، کنش‌گری پاکستان و عمان را در ارتباط با جنگ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی علیه ایران را چطور ارزیابی می‌کنید؟

مهاجری: واقعیت این است که عمان بیشتر یک نقش سیاسی ایفا می‌کند و می‌توان آن را میانجی اصلی دانست، در حالی که پاکستان نقش تسهیل‌کننده‌ این ارتباط را بر عهده دارد. پاکستان به دلیل منافع اقتصادی و همچنین تهدیدهای امنیتی متعددی که با آن‌ها روبه‌روست، انگیزه‌ بالایی برای ایفای نقش موثر دارد. این کشور با چالش‌های امنیتی در ایالت بلوچستان که هم‌جوار با استان سیستان و بلوچستان ما است و همچنین مشکلات مرزی با افغانستان مواجه است.

از سوی دیگر پاکستان به دلیل تفاهم‌نامه معروف سی‌پک یعنی کریدور اقتصادی چین و پاکستان که بندر گوادر را به دریای عمان متصل می‌کند، روابط بسیار خوبی با چین دارد. مقامات ارشد دولتی، نظامی و سیاسی پاکستان به‌ خوبی می‌دانند که هرگونه بی‌ثباتی در جمهوری اسلامی ایران یا مسدود شدن تنگه هرمز، مستقیما به ضرر اقتصاد و امنیت پاکستان خواهد بود. بنابراین پاکستان با انگیزه‌ کسب اعتبار جهانی، منافع اقتصادی و مدیریت بحران، به عنوان یک تسهیل‌کننده وارد میدان شد. اگرچه این کشور به برخی دولت‌ها، تعهدات نظامی دارد اما مردم پاکستان چنین رویکردهایی را برنمی‌تابند و بر صلح منطقه تاکید دارند.

اقتصاد معاصر: میانجی‌گری‌های مختلفی از سوی روسیه، چین، کشورهای منطقه در این ایام انجام شد. با وجود روابط نزدیک پاکستان با آمریکا، چرا ایران نقش‌آفرینی این کشور را در این پرونده پذیرفت؟

مهاجری: در خصوص اینکه چرا قدرت‌هایی مانند روسیه و چین نقش محوری را در این قفل‌گشایی ایفا نکردند باید گفت با توجه به حساسیت‌های موجود در قبال قدرت‌های بزرگ، این قدرت‌های منطقه‌ای و میانی هستند که می‌توانند کنشگری موثری داشته باشند.

در مورد پاکستان درست است که دولت این کشور روابط نظامی نزدیکی با آمریکا داشته اما نمی‌توانیم نگاه و حساسیت شدید مردم پاکستان نسبت به ایران را نادیده بگیریم. بر خلاف دولت پاکستان، مردم این کشور اصلا متمایل به آمریکا یا تحت تاثیر آن نیستند؛ تا جایی که بیشترین شعار مرگ بر آمریکا در جهان، بعد از ایران، از این کشور شنیده می‌شود. در مواجهه با توهین به مقدسات اسلامی نیز پاکستانی‌ها همیشه در صف اول تظاهرات‌ هستند. حتی در جریان جنگ‌های ۱۲ روزه، رمضان وغزه، مجلس ملی پاکستان بیانیه‌های قاطعی در حمایت از مواضع ایران و محور مقاومت صادر کرد. این همبستگی‌های عمیق فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و زبانی مانع از آن می‌شود که پاکستان اقدامی علیه ایران انجام دهد. مقامات ارشد پاکستان می‌دانند که نفوذ آمریکا و شکست ایران در نهایت نوبت را به خود پاکستان و ترکیه خواهد رساند؛ به همین خاطر در این بحران بیشتر متمایل به سمت ایران رفتار می‌کنند.

اقتصاد معاصر: یکی از نقاط اصلی اختلاف‌نظر در مذاکرات، سرنوشت ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی ایران بود؛ با توجه به تجربه برجام در انتقال مواد غنی‌شده به روسیه، آیا می‌توان گفت مذاکرات فعلی نیز به نتیجه‌ای مشابه دست یابد؟

مهاجری: در عمل بارها شاهده شده که آمریکا قابل اعتماد نیست. همان‌طور که رهبر شهید نیز با ادبیاتی ساده و روشن، این موضوع را برای افکار عمومی تبیین کردند. علت اصلی قفل شدن مذاکرات به سه عامل کلیدی «سرنوشت ذخایر اورانیوم غنی‌شده‌ ایران»، «تحریم‌های ظالمانه‌ای که بر ملت ایران تحمیل شده» و «پول‌های بلوکه‌شده‌ ایران» بازمی‌گشت.

درباره مذاکرات باید گفت من اعتماد کامل به تیم مذاکره‌کننده کشورمان دارم، چرا که این روند تحت هدایت و رهنمودهای مقام معظم رهبری پیش می‌رود. با این حال، نباید فراموش کرد که آمریکا همواره در میانه مذاکرات نیز دست به اقداماتی خلاف تعهدات انجام داده است. مسوولان جمهوری اسلامی نیز نسبت به این موضوع بی‌تفاوت نخواهند بود و معیار اصلی، بررسی دقیق دستاوردها و تضمین‌های واقعی دریافتی است. ایران در حوزه نظامی نیز توانمندی و قدرت بازدارندگی مقاومت خود را به اثبات رسانده و از نگاه بسیاری از ناظران بین‌المللی، اهداف اصلی آمریکا از جمله تغییر نظام در ایران با شکست مواجه شده و واشنگتن ناگزیر به پذیرش واقعیت‌های موجود شده است. بر این اساس هرگونه توافق جدید نیز منوط به اقدامات عملی و ارائه تضمین‌های معتبر از سوی طرف مقابل است.

 

اقتصاد معاصر: تغییر موازنه قدرت و توان بازدارندگی ایران در برابر فشارهای بین‌المللی را چگونه تبیین می‌کنید؟

مهاجری: حقیقت این است که اگر دستاوردهای دفاعی و جنگ‌های گذشته را مرور کنیم، تا پیش از وقایعی چون جنگ رمضان، جنگ ۱۲ روزه و به‌ ویژه عملیات‌ وعده صادق، افکار عمومی و ساختارهای قدرت در جهان باور چندانی به توانمندی بازدارندگی، نظامی و رزمی جمهوری اسلامی ایران نداشتند. اما امروز شرایط کاملا دگرگون شده و ایران در مذاکرات دست بالا را دارد، چرا که دنیا بخشی از این توانمندی نظامی را در عمل دیده و به‌ خوبی آگاه است که ظرفیت‌های بسیار بیشتری نیز در پس آن نهفته است.

افزون بر این قدرت عینی، ایران اهرم فشار حساسی همچون تنگه هرمز را در اختیار دارد که هرگونه تنش در آن می‌تواند اقتصاد جهانی را فلج کند. این المانِ بحران‌ساز برای نظام بین‌الملل، آمریکا را وادار می‌کند تا به ایران امتیاز دهد. این امتیازدهی چه به صورت آشکار باشد و چه در قالب کانال‌های پنهان، حتمی خواهد بود زیرا عقلانیت نظامی حکم می‌کند اگر آمریکا کمترین توانایی را برای شکست دادن ایران در یک تقابل نظامی مستقیم داشت، هرگز کار را به میز مذاکرات و امتیازدهی‌های کنونی نمی‌کشاند.

اقتصاد معاصر: با توجه به بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با تقویت و توسعه روابط با همسایگان به ویژه ظرفیت‌های اقتصادی و موقعیت راهبردی پاکستان، چه اقداماتی برای توسعه همکاری‌های تجاری، ترانزیتی و انرژی میان دو کشور در دستور کار قرار دارد؟

مهاجری: جمهوری اسلامی ایران از موقعیت راهبردی ویژه‌ای برخوردار است و صرفا دسترسی به مسیرهای دریایی، تعیین‌کننده ظرفیت تجاری کشور نیست. هرچند اعمال محدودیت‌ها و فشارهای دریایی از سوی آمریکا می‌توانست هزینه‌های صادرات و واردات ایران را مقداری افزایش دهد اما با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و ارتباط با کشورهای همسایه به ویژه پاکستان، اثرگذاری این فشارها محدود خواهد بود.

پاکستان یکی از تولیدکنندگان بزرگ در کشاورزی منطقه است، نظیر همین برنج پاکستانی که در ایران هم مصرف می‌شود؛ همجواری این کشور با چین و اجرای طرح «کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC)» موجب شد تا کالاهای چینی نیز به‌ راحتی از طریق پاکستان در دسترس باشد؛ با توجه به ظرفیت‌های تجاری و تجربه این کشور در حوزه ترانزیت، بنادر گوادر و کراچی می‌توانند در چارچوب همکاری‌های دوجانبه، به‌ عنوان مسیرهای مکمل در تعاملات اقتصادی ایران مورد استفاده قرار گیرند. همچنین، شرایط اقتصادی پاکستان و نیاز این کشور به منابع درآمدی جدید، می‌تواند انگیزه‌ای برای توسعه همکاری‌های ترانزیتی و دریافت عوارض و حقوق گمرکی از مبادلات تجاری با ایران ایجاد کند. در طول سال‌های گذشته نیز پاکستان در چارچوب تعاملات منطقه‌ای و بین‌المللی، نقش فعالی در مسیرهای تجاری و ترانزیتی ایفا کرده است. 

در کنار پاکستان، ایران با کشورهای متعددی از جمله ترکیه و عراق در غرب و شمال‌غرب و کشورهای آسیای میانه و افغانستان در شرق هم‌مرز است. بنابراین تجارت خارجی ایران صرفا به مسیرهای دریایی محدود نمی‌شود. هرچند حمل‌ونقل دریایی به دلیل زیرساخت‌های گسترده و صرفه اقتصادی، به‌ ویژه در صادرات انرژی، همچنان گزینه اصلی و مقرون‌به‌صرفه محسوب می‌شود اما مسیرهای زمینی نیز همواره به‌ عنوان گزینه‌های مکمل در دسترس بوده‌اند.

اقتصاد معاصر: نقش کریدوری پاکستان و ارتباط آن با چین چگونه می‌تواند به اقتصاد ایران و تامین کالاهای مورد نیاز کشور در شرایط فعلی کمک کند؟

مهاجری: ببینید از نظر ساختار جغرافیایی، تنگه هرمز عملا غیرقابل بای‌پس است، یعنی نمی‌توان مسیر جایگزین دیگری برای آن ایجاد کرد. به دلیل کوه‌هایی که در عمان وجود دارد و شرایط جغرافیایی آن منطقه، امکان احداث یک کانال جایگزین به سادگی وجود ندارد و اگر هم بخواهند چنین کانالی ایجاد کنند، به ۳۰ تا ۴۰ سال زمان و هزینه‌های سرسام‌آور نیاز خواهد داشت. آمریکا و متحدانش در منطقه خلیج فارس به سختی می‌توانند هزینه‌های ناشی از اختلال بلندمدت در تردد از تنگه هرمز را مدیریت کنند. از سوی دیگر ظرفیت‌های کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) نیز در معادلات ژئو‌اقتصادی منطقه قابل توجه است و می‌تواند در سناریوهای مختلف نقش مکمل ایفا کند. با این حال، واقعیت‌های بازار انرژی نشان می‌دهد که هرگونه اختلال در مسیرهای اصلی انتقال نفت، پیامدهای گسترده و فوری در سطح جهانی به همراه خواهد داشت.

اقتصاد معاصر: با توجه به نقش پاکستان در انتقال پیام‌ها میان ایران و آمریکا، آینده این کنشگری و تحولات پیش‌ روی مذاکرات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مهاجری: با توجه به هزینه‌هایی که این وضعیت برای غرب، به‌ ویژه در افکار عمومی، به همراه داشته و همچنین نبود همراهی کامل برخی متحدان آمریکا در این جنگ، این نکته قابل توجه است که در مواردی، هماهنگی لازم میان آمریکا و شرکای اروپایی آن مشاهده نشده و حتی کشورهایی مانند ژاپن نیز در حد انتظار با این سیاست‌ها همراهی نکرده‌اند. در چنین شرایطی و با در نظر گرفتن مجموعه واقعیت‌های میدانی، از جمله توانمندی‌های نظامی جمهوری اسلامی و همچنین پشتوانه اجتماعی داخلی که به‌ عنوان یکی از مولفه‌های مهم قدرت در تحلیل‌های بین‌المللی مورد توجه قرار می‌گیرد، این برداشت در برخی محافل مطرح است که معادلات نسبت به گذشته تغییر کرده است. بر این اساس، برخی تحلیل‌ها حاکی از آن است که ایالات متحده نسبت به گذشته تمایل بیشتری برای کاهش تنش و گفت‌وگو با ایران دارد. 

البته خباثت رژیم صهیونیستی، بنا به خصومتی که با مسلمانان جهان دارد و همچنین نقشه‌ای که برای تحقق «اسرائیل بزرگ» و گسترش آن از بحر تا نهر در ذهن خود دنبال می‌کند، باعث شده که این رژیم به دنبال جنگ باشد. اما آمریکا با توجه به انتخابات پیش‌ رو، برگزاری جام جهانی، شرایط اقتصادی و مجموعه این ملاحظات بیش از ما خواهان توافق بود مشروط بر آنکه حقوق ملت ایران رعایت شود، چرا که خطوط قرمزی وجود دارد که از سوی شخص رهبری مشخص شده است. من فکر می‌کنم آمریکا حتی این احتمال دارد که امتیازهایی را به‌ صورت محرمانه به ایران داده است. احساس من این است که با توجه به پیشنهاد آمریکا برای آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده ایران و رفع تحریم‌ها که اساسا جزو موضوعات اصلی گفت‌وگوها نبودند، این اقدامات در راستای امتیاز دادن به ایران صورت گرفته است. آمریکا بیش از ایران به تفاهم علاقه‌مند بود. 

ارسال نظرات
captcha