به گزارش اقتصاد معاصر، از اوایل دهه 1400 شمسی بود که فریبرزکلانتری، چهرهای که خود را فسادستیز و مدافع حقوق مردم معرفی میکرد، چهره واقعی خود را نشان داد و به سراغ رسانههای بیگانه رفت تا با خبرپراکنیهای اشتباه و گرفتن انگشت اتهام به سوی سیاسیون و دولتمردان ایران، به خیال خود، مردم کشور را به نوعی برای انتقاد از جمهوری اسلامی با خود همراه کند.
از آن سال، رسانههای بیگانه در آنسوی آب، از من و تو تا بی بی سی، از این چهره به عنوان روزنامه نگار اقتصادی و مبارزه کننده با فساد دعوت میکنند تا درباره فساد در ساختار سیاسی ایران صحبت کند. او پس از آن اظهارات تندی را در شبکه آمریکایی صدای آمریکا (VOA) علیه برخی مقامات سیاسی ایران به زبان آورد.
کلانتری که به علت وجود پروندهای متعدد شکایت علی وی، از ایران فرارسیست، در بیرون از مرزهای کشور در خدمت تریبون رسانهای دشمن، علیه نظام جمهوری اسلامی، انقلاب و مردم قلم میزند.
این فرد هزار چهره که تا پیش از این بارها و بارها در صفحه توییتر خود، از رئیس دولت نهم و دهم حمایت کرده بود، اینبار در سال 88 و در اوج فتنه، جایی که نیاز به حمایت از کشور وجود داشت، در نقد رئیس دولت نهم و دهم، نوشت که «دولتی که با یکی دو پرونده فساد اقتصادی باز و در حال بررسی، شاید بسیاری از طرفداران عدالتمحور خود را از دست داد. فساد 3 هزار میلیارد تومانی بانکهای دولتی و 7 میلیارد تومانی بیمه ایران که این روزها دادگاههای هر یک به نوبه خود برگزار میشود و ...برخی از دولتمردان نیز در پشت صحنه این اختلاسها حضور داشتهاند...».
اما همین فرد در انتخابات ریاستجمهوری 1400، در کنایه ای آشکار به محسن رضایی در توییتر نوشتنه بود «با دیدن لیست یازده نفره بدهکاران کلان بانکی و اسم العقیلی، یاد صحبتهای احمدینژاد در قم و شبکه قاچاق سیگار یک سردار سپاه که زیاد هم حرف میزند و باج گیرییش از العقیلی افتادم، یعنی وقتی طرف لیست همتی را دیده چه حالی شده است».
البته کلانتری در انتخابات ریاستجمهوری 1400، به جز محسن رضایی به تخریب نامزدهای دیگر مثل سعید محمد هم دست زد.
آن زمان فریبرز کلانتری مدعی شد، م.ه یکی از اعضای شورای شهر تهران، روابط غیر اخلاقی در شورای شهر دارد. البته از این دست پروندهسازیها برای باجگیری در رزومه کاری فریبرز کلانتری زیاد است، مثل توییت او درباره رابطه ف-ح نماینده مجلس با یک خانم، که کلانتری با آوردن اسم یک هتل و اسم دختر، تلاش داشت ماجرا را واقعی جلوه دهد و بدین ترتیب به تحقق منافع خود، جامعه عمل بپوشاند.
هرچند دسترسی به اخبار اقتصادی و مسائلی از این دست ممکن است کار تحقیقی یک خبرنگار باشد، اما افشاگری از مسائل خصوصی افراد و طرح فساد ادعای، قاعدتا برای باجخواهی و باجگیری و همچنین ایجاد نارضایتی عمومی در جامعه شکل میگیرد.
پیش از این سایت دیده بان ایران نوشته بود که «فریبرز کلانتری، به عنوان مدیر توسعه گردشگری منطقه آزاد قشم در دوره احمدینژاد، با بی بی سی فارسی مصاحبه کرده و صحبتهای تندی علیه سعید محمد، فرمانده وقت قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا و کاندید ریاستجمهوری به زبان آورده است، صحبت هایی که در تداوم نفرت او با سعید محمد است و بعید نیست پای مسائل مالی در میان باشد».
کلانتری اما در سالهای اخیر، با زدن نقابی دیگر، تبدیل به یکی از منابع اصلی خبری برای انتشار اخباری علیه مهدی جهانگیری شد. دایره نقد او از مهدی جهانگیری، حتی منجر به انتقادات واهی او از شهید عزیز سردار سلیمانی و طرح اتهاماتی علیه این شهید شد.
وی که در خارج از کشور به سر میبرد، مدعی است به خاطر محکومیت در پرونده شکایت مهدی جهانگیری از او، ناچار شده کشور را ترک کند؛ بر اساس اخباری که خود کلانتری در اختیار رسانه ها قرار داده است، او توسط شعبه ۱۰۴۰ دادگاه کیفری دو مجتمع قضایی قدوسی به ۳ سال حبس، ۷۴ ضربه شلاق و پرداخت جزای نقدی و عذرخواهی از شاکی محکوم شد. ادعایی که بعید است درست باشد چرا که صدها روزنامه نگار اصولگرا و اصلاح طلب، سالهاست مطالب تندی علیه برادران جهانگیری منتشر می کنند اما در معرض تهدید یا شکاست نیستند.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ بود که کلانتری در سایت تابناک با درج نوشتهای با عنوان «نامهای به خبرنگار گریخته از وطنم، جز وطن فروشی شغل دیگری در سرزمینهای آزاد به تو نمیدهند»، خطاب به روزنامه نگاران خارج از کشور مینویسد: «آرزو میکنم در سرزمین آرزوهایت به آنچه که میخواهی برسی اما تا دیر نشده کاری برای خودت دست و پا کن و قبول کن تو دیگر روزنامه نگار نیستی...».
این فرد معلومالحال در ادامه پروژه خود مبنی بر اسلامهراسی، حتی تلاش کرد به سراغ مراجع و آیات عظام نیزبرود و به تازگی با تهدید نزدیکان برخی مراجع، در صدد باجخواهی از آنها برآمده است، شنیده شده است وی افرادی را اجیر کرده و طی برقراری تماس با مسوولان داخل کشور و ادعای دسترسی به یک سری اطلاعات موهومی، در کنار تلاش برای ایجاد نارضایتی در جامعه و القای ناامیدی مردم از مسوولان، در صدد تهدید و باجخواهی از آنها برآمده است.
دیدهبان ایران