به گزارش اقتصاد معاصر؛ به تازگی وزارت تعاون، کار و رفاه ابلاغیهای را به کمیتههای استانی ارسال کرده است که در آن تأکید شده است در بررسی درخواستهای بازنشستگی، باید «صرفاً» بر مبنای عوامل فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی و بیولوژیکی محیط کار تصمیمگیری شود. اما پیش از تحلیل این ابلاغیه، باید درک کرد که «مشاغل سخت و زیانآور» دقیقاً چه معنایی دارند؛ این مشاغل شامل فعالیتهایی است که به دلیل ماهیت کار یا شرایط محیطی (مانند گرمای شدید، صدای بلند، تماس با مواد شیمیایی سمی یا فشارهای مکانیکی شدید)، سلامت جسمی و روانی کارگر را با سرعتی بسیار بیشتر از حالت عادی تخریب میکنند. به همین دلیل، قانونگذار برای این گروه از کارگران، شرایط بازنشستگی تسهیلشده و زودتر از موعد را پیشبینی کرده است تا پیش از آنکه توان جسمی کارگر بهطور کامل از دست برود، امکان استراحت و دریافت حقوق بازنشستگی فراهم شود.
ابلاغیه اخیر وزارت تعاون، کار و رفاه مبنی بر اینکه کمیتههای استانی باید «صرفاً» بر مبنای عوامل فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی و بیولوژیکی محیط کار درباره بازنشستگی مشاغل سخت و زیانآور تصمیم بگیرند، در نگاه اول تلاشی برای «عینی کردن» (Objectifying) تصمیمات و کاهش سلیبههای اداری به نظر میرسد. اما در لایههای زیرین این ابلاغیه، پرسشهای مهمی درباره نحوه نظارت، امکانسنجی و پذیرش استهلاک انسانی نهفته است.
تاکید بر عوامل چهارگانه (فیزیکی، شیمیایی، مکانیکی و بیولوژیکی)، در واقع تلاشی برای استانداردسازی است. اما در تحلیل دقیقتر، دو نکانه قابل توجه است:
حذف عوامل غیرمحیطی: کلمه «صرفاً» میتواند به این معنا باشد که هرگونه فشار عصبی، استرس شغلی یا تحلیل رفتن تدریجی توان جسمی که خارج از این چهار دستهبندی علمی باشد، در تصمیمات کمیتههای استانی نادیده گرفته شود.
چالش اثبات: اکنون بار اثبات این عوامل بر دوش کارگر یا کارفرماست. در بسیاری از کارگاههای کوچک و متوسط، تجهیزاتی برای اندازهگیری دقیق این عوامل (مانند دسیبل صدا، میزان غلظت گازهای شیمیایی یا ارگونومی مکانیکی) وجود ندارد و همین امر میتواند منجر به رد درخواستهای بازنشستگی به دلیل «عدم ارائه مدرک علمی کافی» شود.
برای درک اهمیت این ابلاغیه، باید به وضعیت کارگران سخت و زیانآور نگاه کرد. این گروه از جامعه کارگری، با چالشهایی دستوپنجه نرم میکنند که فراتر از یک «گزارش اداری» است:
بیماریهای شغلی:بسیاری از این کارگران پیش از رسیدن به سن بازنشستگی، با بیماریهای مزمن ریوی، شنوایی و مفصلی دستوپنجه نرم میکنند. برای آنها، بازنشستگی یک «انتخاب» نیست، بلکه یک «راه نجات» برای بقای جسمانی است.
سایش سریع توان جسمی: در مشاغل سخت، «سایش» بدن بسیار سریعتر از تقویم اداری پیش میرود. وقتی یک کارگر در محیطی با لرزشهای شدید مکانیکی یا گرمای طاقتفرسا کار میکند، عمر مفید بدن او کاهش مییابد.
بروکراسی فرسایشی: انتظار برای جلسات کمیتههای استانی و طی کردن مراحل اداری، برای کسی که در حال حاضر با دردهای جسمی دستوپنجه نرم میکند، خود نوعی شکنجه اداری است.
بنابراین گزارش, اگرچه تکیه بر معیارهای علمی برای جلوگیری از تخلفات اداری لازم است، اما نباید اجازه داد «علم ارگونومی و محیط زیست» جایگزین «بشردوستی و عدالت اجتماعی» شود.
کارگران معتقدند,برای اینکه این ابلاغیه به نفع کارگران تمام شود، دولت باید:
تیمهای ارزیاب مستقل: به جای تکیه بر گزارشهای کارفرما، تیمهای نظارتی مستقل وزارت کار را برای اندازهگیری واقعی عوامل محیطی به کارگاهها اعزام کند.
پذیرش استهلاک انسانی: در کنار عوامل محیطی، سوابق پزشکی و معاینات دورهای کارگران را نیز به عنوان سند معتبر برای بازنشستگی بپذیرد.
تسریع در روند تصمیمگیری: سرعت بخشیدن به جلسات کمیتههای استانی تا کارگر در دوران «بیکاری اجباری» یا «بیماری شدید» نماند.
بنابراین گزارش, بازنشستگی در مشاغل سخت و زیانآور، یک امتیاز نیست، بلکه «حق» کارگری است که سالها از سلامت جسمانی خود برای تولید ثروت ملی هزینه کرده است. ابلاغیه جدید وزارت کار اگر با رویکردی حمایتی و نظارتی همراه نشود، بیم آن میرود که تبدیل به ابزاری برای سختتر کردن مسیر بازنشستگی و رد درخواستهای کارگران تحت عنوان «عدم تطابق با معیارهای فیزیکی و شیمیایی» شود./ تسنیم