اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۲/تير/۱۴۰۵ | ۱۰:۰۹
۱۰:۰۰ ۱۴۰۵/۰۴/۱۲
محمدامین حق‌گو، کارشناس اقتصادی

پایان افسانه دبی؛ جنگ ویترین اقتصاد امارات را شکست

امارات سال‌ها امنیت را به مهم‌ترین مزیت رقابتی اقتصاد خود تبدیل کرده بود اما تشدید تنش‌های منطقه‌ای و گره خوردن بیش از پیش معادلات امنیتی این کشور با تحولات ژئوپلیتیک، اکنون پرسش‌های تازه‌ای درباره آینده دبی به عنوان قطب تجارت، گردشگری و خدمات مالی منطقه ایجاد کرده است.
کد خبر:۵۳۹۵۵

اقتصاد معاصر-محمدامین حق‌گو، کارشناس اقتصادی: بیست سال تمام، دولتمردان امارات عربی متحده تصویری از یک بهشت شیشه‌ای را به جهان مخابره کردند. سرزمینی که در آن برج‌های سر به فلک کشیده بر فراز آب‌های آرام خلیج فارس، فارغ از تلاطم‌های ژئوپلیتیک منطقه نماد پیشرفت و ثبات بودند. در این تصویر، دبی «ویترین» جذابی بود که سرمایه‌ها در آن بی‌هیچ اصطکاکی جابه‌جا می‌شدند و ابوظبی «اتاق فرمان» مقتدری که زیر چتر امنیتی ایالات متحده، امنیت را از بیرون خریداری می‌کرد. 

اما امروز، در پیوند راهبردی ابوظبی با اهداف آمریکا و تل‌آویو و نقش‌آفرینی در سناریوهای ضدایرانی، این ویترین شیشه‌ای با واقعیتی سخت رو‌به‌رو شده است. جنگی که ابوظبی تصور می‌کرد با واسطه‌گری متحدان غربی‌اش در بیرون از مرزها باقی می‌ماند، اکنون تا آستانه درگاه این کشور پیش رفته است. این نوشتار به کالبدشکافی لرزه‌هایی می‌پردازد که پیوندهای نظامی و امنیتی با محور غربی-صهیونیستی بر پیکره نیم‌بند اقتصاد خدماتی امارات وارد کرده است.

تغییر صورت‌بندی امنیت امارات

راهبرد امنیت وارداتی امارات که بر پایه چتر حفاظتی پنتاگون بنا شده بود، در بزنگاه رویارویی با اقتدار موازنه‏‌گر ایران، ناکارآمدی خود را به نمایش گذاشت. ایالات متحده در ایفای نقش حفاظتی برای متحد کوچک خود شکستی تمام‌عیار را تجربه کرد. آمریکا با تقلیل جایگاه امارات به یک بارانداز نظامی و عقبه‌ عملیاتی برای قوای خود، جغرافیای این کشور را به کانون تهدیدات گریزناپذیر بدل ساخت. استقرار زیرساخت‌های فرماندهی آمریکا در خاک امارات، عملا مختصات دبی و ابوظبی را به مثابه اهدافی مشروع در نقشه‌های نظامی پدیدار کرد و امنیت ادعایی این سرزمین را در پای منافع آمریکا قربانی نمود. این تغییر وضعیت، شوک بزرگی بر مدل اقتصادی این کشور وارد آورد؛ اقتصادی که نبض آن با «آرامش محیطی» می‌تپد. 

با ورود به بهار سال ۲۰۲۶، واقعیت خشن جنگ، لایه براق تبلیغات توریسم و سرمایه‌گذاری را کنار زد. سرمایه‌گذارانی که روزی دبی را مامنی به دور از تنش‌های خاورمیانه می‌دیدند، حالا با این پرسش بنیادین رو‌به‌رو شده‌اند که ارزش واقعی یک سرپناه مالی بدون مالیات، وقتی در تیررس آتش‌بارهای پاسخ‌دهنده است، چقدر خواهد بود؟

سقوط شاخص‌های کلیدی در پی سقوط ماشین لوکس دبی

بخش گردشگری و خدمات عالی که دو ستون بنیادین هویت اقتصادی دبی هستند، سنگین‌ترین آسیب را از ناحیه ادراک ناامنی دریافت کردند. داده‌های موسسه رتبه‌بندی «مودیز» عمق این فاجعه را به تصویر می‌کشد؛ نرخ اشغال هتل‌های دبی که در روزگار پیش از تنش، عدد خیره‌کننده حدود ۸۰ درصد بود، در پی تقابل‌های نظامی اخیر با سقوطی آزاد به ۱۰ درصد در سه‌ماهه دوم سال رسید. این به معنای تعطیلی واقعی شریان‌های حیاتی شهری است که اقتصادش بر مبنای حرکت مستمر گردشگران، برگزاری کنفرانس‌های جهانی و خریدهای گزاف بنا شده است.

در عرصه هوانوردی که پیونددهنده آسیا به اروپا و آفریقاست، بحران به شکلی عریان‌تر خود را نشان داد. ترافیک مسافری در فرودگاه‌های امارات طی یک ماه ۶۶ درصد کاهش یافت و در سه‌ماهه نخست سال جاری، بیش از ۲.۵ میلیون مسافر از آمار ترددها کاسته شد. هتل‌ها برای نخستین‌بار در تاریخ معاصر این شهر، دست به کاهش بی‌سابقه قیمت‌ها زدند تا شاید بخشی از تقاضای مرده را احیا کنند اما سرمایه‌های کلان در حال گریز از تردید بودند. شاخص مدیران خرید (PMI) در بخش غیرنفتی امارات به پایین‌ترین سطح خود در پنج سال گذشته رسید و سفارش‌های صادراتی، تندترین افت خود را پس از بحران سال ۲۰۰۹ تجربه کردند. این داده‌ها حکایت از آن دارد که زیرساخت‌های فیزیکی دبی شاید پابرجا باشند اما «روح اعتماد» که محرک این بازار بود، کالبد آن را ترک کرده است.

فرار سرمایه‌ها و بحران اعتبار مالی

زخمی که جنگ بر وجهه بین‌المللی دبی وارد آورد، بسیار عمیق‌تر از زیان‌های ریالی بود. دبی صدها هزار ساکن متمول و سرمایه‌گذار خارجی را با وعده «تنش‌زدایی دائمی» و «سکوت سیاسی» جذب کرده بود. با افزایش مخاطرات امنیتی، این تصویر ترک خورد. گزارش‌ها نشان می‌دهد که درخواست‌ها برای اخذ اقامت در مقاصد جایگزین مانند میلان، سنگاپور و استانبول بیش از ۴۰ درصد رشد داشته است. وقتی بانک‌های جهانی نظیر «سیتی‌گروپ» و «استاندارد چارترد»، در واکنش به تهدیدات، شعب خود را نیمه‌تعطیل کرده و کارمندان‌شان را به دورکاری یا خروج از امارات هدایت می‌کنند، پیام صریح «امارات دیگر منطقه‌ای فارغ از سیاست نیست» به بازارهای جهانی مخابره می‌شود.

تحرکات سیاسی ابوظبی برای مسدود کردن دارایی‌های ایران و برخورد با صرافی‌های مستقل به دستور آمریکا، آخرین ضربه را به اعتبار «جابه‌جایی روان سرمایه» در دبی وارد کرد. سرمایه‌گذاران اکنون به وضوح مشاهده می‌کنند که ثبات اقتصادی امارات، گروگان اهداف سیاسی ایالات متحده در منطقه شده است. خروج تدریجی نقدینگی و جابه‌جایی آن به سوی مراکز امنی چون زوریخ و سنگاپور، نشانه‌ای از پایان دورانی است که دبی می‌توانست مدعی میانجی‌گری و بی‌طرفی اقتصادی باشد.

تعمیق شقاق در کالبد شورای همکاری خلیجی

حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز مایع جهان و بخش بزرگی از تجارت غیرنفتی امارات از گلوگاه راهبردی تنگه هرمز عبور می‌کند. تشدید تنش‌ها، هزینه بیمه دریایی و حمل‌ونقل را به شکلی سرسام‌آور افزایش داده و باعث شد تا ابوظبی با عجله به دنبال مسیرهای جایگزین باشد. تلاش برای ایجاد پل زمینی از بندر فجیره و خورفکان به بنادر جبل‌علی و شارجه و استفاده از ناوگان ریلی «اتحاد ریل» با بیش از ۸۰۰ کامیون، گرچه تلاشی برای زنده ماندن است اما در واقع اعتراف به آسیب‌پذیری ساختاری است. هر مایل دوری از مسیرهای طبیعی دریایی، به معنای تحمیل هزینه‌های گزاف بر بازرگانان است که در درازمدت، مزیت رقابتی امارات به عنوان یک هاب سریع و ارزان را از میان می‌برد. مطالعه برای ساخت مرکز صادراتی در فجیره با هدف دور زدن تنگه هرمز، سندی بر هراس راهبردی مقامات امارات از اقتدار دریایی ایران در منطقه است.

پیامد دیگر این فشارها، تغییر رفتار سیاسی امارات در نهادهای بین‌المللی و منطقه‌ای بود. خروج امارات از توافقات تولیدی اوپک‌پلاس و تضاد با سیاست‌های عربستان سعودی، ریشه در نیاز مبرم ابوظبی به نقدینگی سریع برای جبران خسارت‌های ناشی از جنگ دارد. امارات با سرمایه‌گذاری میلیاردی برای رساندن ظرفیت تولید به ۵ میلیون بشکه در روز، دیگر تحمل محدودیت‌های اوپک را ندارد؛ چرا که برای حفظ مدل حکمرانی و پوشش شکاف‌های اقتصادی در بخش غیرنفتی، نیازمند فروش حداکثری نفت در قیمت‌های فعلی است. این موضوع تنش‌ها را با ریاض که در حال بازسازی اقتصادی خود از طریق «چشم‌انداز ۲۰۳۰» است، دوچندان کرده است.

غروب پناهگاه شیشه‌ای در مه ناامنی

با وجود همه این فشارها، ذخایر ارزی کلان و ثروت صندوق‌های حاکمیتی امارات باعث شده تا این کشور فعلا در وضعیت سقوط کامل قرار نگیرد. حفظ رتبه اعتباری از سوی موسسه فیتچ، نشان‌دهنده تاب‌آوری مالی موقتی است که از درآمدهای نفتی سرشار سرچشمه می‌گیرد. با این حال، باید تمایزی روشن میان ثبات دولت (ابوظبی) و بقای مدل اقتصادی بین‌المللی (دبی) قائل شد. ثروت حاکمیتی شاید بتواند بودجه‌های دولتی را تراز کند اما نمی‌تواند اعتماد لرزان یک سرمایه‌گذار جهانی یا گردشگری که به دنبال امنیت است را بازیابی کند.

وضعیت کنونی امارات عربی متحده، آیینه تمام‌نمای آن است که «امنیت» کالایی نیست که بتوان آن را از قدرت‌های فرامنطقه‌ای خریداری کرد. وابستگی اندام‌وار نظام تصمیم‌گیری امارات به نقشه‌های کلان آمریکا و صهیونیسم، در عمل از خلق لایه‌های حفاظتی برای این کشور عاجز ماند. حاصل این تقید راهبردی، رها شدن اعتبار بین‌المللی و شالوده‌های ثروت ملی این سرزمین در کانون مخاطرات و آسیب‌های جدی بود. جنگ اخیر نشان داد که تصویر پناهگاه امن در حاشیه خلیج فارس، بیش از آنکه یک واقعیت فیزیکی باشد، یک سازه رسانه‌ای بود که با اولین جرقه‌های جدی برخورد، فرو ریخت.

امروز دبی و ابوظبی در میانه یک نوسازی اجباری و دردناک قرار دارند. آن‌ها در حال جابه‌جایی مسیرهای تجاری، بازبینی در ائتلاف‌های سیاسی و تلاش برای بازتعریف خود هستند اما واقعیت جغرافیایی تغییرناپذیر است؛ امنیت و شکوفایی در خلیج فارس فقط از طریق همگرایی با قدرت‌های واقعی منطقه، به ویژه ایران، حاصل می‌شود. ادامه همسویی با بازیگرانی که بقای خود را در ایجاد آشوب منطقه‌ای می‌بینند، برای امارات به معنای خداحافظی ابدی با رویای دبی به عنوان کانون بلامنازع تجارت و رفاه جهانی است.

ارسال نظرات
captcha