به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار جهانی نفت در شرایطی به اجرای محاصره دریایی ایران در تنگه هرمز واکنشی محدود نشان داده که بسیاری از تحلیلگران معتقدند معاملهگران همچنان خطر اختلال در عرضه انرژی را کمتر از واقعیت ارزیابی میکنند. پس از آنکه ایالات متحده اجرای محاصره دریایی ایران را آغاز کرد و دونالد ترامپ اعلام کرد تنگه هرمز برای همه کشتیها به جز شناورهای مرتبط با ایران باز خواهد ماند، بازار نفت فقط افزایش محدودی را تجربه کرد؛ واکنشی که به باور برخی کارشناسان میتواند ناشی از خوشبینی بیش از حد سرمایهگذاران باشد.
دونالد ترامپ در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» اعلام کرد که به لطف عملیات ارتش آمریکا، جریان انتقال نفت از تنگه هرمز بدون وقفه ادامه دارد و این آبراه راهبردی برای تمامی کشتیها به جز شناورهایی که به بنادر ایران رفتوآمد دارند یا محمولههای مرتبط با ایران حمل میکنند، باز است. به گفته وی، ایالات متحده محاصره کاملی را علیه کشتیهای مرتبط با ایران اعمال خواهد کرد اما مانعی برای عبور سایر کشتیها ایجاد نمیشود.
ترامپ همچنین از موضع قبلی خود درباره دریافت عوارض ۲۰ درصدی از کشتیهای عبوری عقبنشینی کرد. وی اعلام کرد که پس از گفتوگو با رهبران کشورهای خلیج فارس، تصمیم گرفته است این طرح را کنار بگذارد و در مقابل، هزینههای مورد نظر آمریکا از طریق سرمایهگذاریها و توافقهای تجاری کشورهای منطقه با ایالات متحده تامین شود. به گفته ترامپ، این سرمایهگذاریها در مقیاسی بیسابقه انجام خواهد شد و به ایجاد میلیونها شغل در آمریکا منجر میشود.
این تحولات در حالی رخ میدهد که فقط چند هفته پیش ایران و آمریکا پس از ۱۰۸ روز درگیری نظامی به آتشبسی موقت دست یافته بودند؛ توافقی که امیدها برای بازگشت آرامش به بازار انرژی را افزایش داده بود. اکنون با اجرای محاصره دریایی، آینده این آتشبس بار دیگر با ابهام روبهرو شده است.
در همین حال، حوثیهای یمن نیز تهدید کردهاند کشتیهای عبوری از دریای سرخ و کانال سوئز را هدف قرار خواهند داد. در صورت عملی شدن این تهدید، حتی مسیرهای جایگزین تنگه هرمز نیز ممکن است با اختلال مواجه شوند و دامنه بحران به سایر شریانهای اصلی تجارت جهانی انرژی گسترش یابد.
با وجود این تحولات، واکنش بازار نفت همچنان محدود بوده است. قیمت نفت خام برنت از آغاز دور جدید تنشها بیش از ۱۰ درصد افزایش یافته و به بالای ۸۰ دلار در هر بشکه رسیده اما هنوز فاصله قابل توجهی با رکورد ۱۱۸ دلاری ثبتشده در اوج جنگ دارد. این موضوع نشان میدهد بخش بزرگی از فعالان بازار همچنان بر این باورند که احتمال قطع کامل صادرات نفت و گاز از منطقه پایین است و دو طرف از ورود به جنگی فراگیر خودداری خواهند کرد.
این ارزیابی تا حدی بر مبنای واقعیتهای سیاسی است. ایران پس از ماهها حملات نظامی از تداوم آتشبس منافعی همچون احتمال کاهش تحریمها، آزادسازی داراییهای مسدودشده و جذب سرمایهگذاری خارجی را انتظار دارد. در مقابل، دولت آمریکا نیز در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره تمایلی به افزایش شدید قیمت بنزین و وارد شدن فشار اقتصادی به مصرفکنندگان آمریکایی ندارد؛ موضوعی که میتواند هزینه سیاسی سنگینی برای کاخ سفید ایجاد کند.
با این حال، تحلیلگران هشدار میدهند شرایط بازار انرژی نسبت به ابتدای جنگ بهطور اساسی تغییر کرده است. در ماههای نخست درگیری، دولتها، پالایشگاهها و معاملهگران برای جبران کاهش حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز از صادرات نفت خاورمیانه، حجم عظیمی از ذخایر اضطراری نفت خام و فرآوردههای نفتی را وارد بازار کردند. این اقدام اگرچه مانع جهش شدید قیمتها شد اما بخش قابل توجهی از ذخایر راهبردی جهان را مصرف کرد.
بر اساس آمار آژانس بینالمللی انرژی، موجودی نفت قابل رصد جهان بین ماههای مارس تا مه حدود ۳۶۰ میلیون بشکه کاهش یافته که معادل روزانه ۳.۹ میلیون بشکه است. این روند در ماه ژوئن نیز ادامه یافت و نزدیک به ۹۶ میلیون بشکه دیگر از ذخایر جهانی کاسته شد. همزمان، مجموع ذخایر نفت خام و فرآوردههای نفتی آمریکا به پایینترین سطح از سال ۲۰۰۳ رسیده و ذخایر بنزین این کشور نیز کمترین میزان برای این مقطع از سال از سال ۲۰۱۲ تاکنون را ثبت کرده است.
به اعتقاد کارشناسان، همین موضوع مهمترین تفاوت شرایط فعلی با آغاز جنگ است. در آن زمان بازار جهانی از ذخایر کافی برای مقابله با اختلال در عرضه برخوردار بود اما اکنون این حاشیه امنیت تا حد زیادی از بین رفته است. به همین دلیل، حتی اگر محاصره دریایی فقط کشتیهای مرتبط با ایران را هدف قرار دهد، هرگونه حادثه نظامی، برخورد دریایی، حمله موشکی یا سومحاسبه میان طرفین میتواند به سرعت به بحرانی گستردهتر تبدیل شود و شوک تازهای به بازار انرژی وارد کند.
در مجموع، هرچند سناریوی غالب همچنان ادامه آتشبس و جلوگیری از جنگی فراگیر است اما اجرای محاصره دریایی ایران، افزایش تنشهای منطقهای و کاهش کمسابقه ذخایر نفت جهان باعث شده بازار جهانی نسبت به هر زمان دیگری در برابر اختلالات احتمالی عرضه آسیبپذیر باشد. از این رو، بسیاری از تحلیلگران معتقدند آرامش فعلی بازار نفت بیش از آنکه ناشی از کاهش ریسک باشد، نتیجه خوشبینی سرمایهگذاران است؛ خوشبینیای که در صورت بروز هرگونه اشتباه محاسباتی میتواند به سرعت جای خود را به نوسانات شدید قیمتها بدهد.