اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۷/تير/۱۴۰۵ | ۰۸:۱۰
۰۸:۰۰ ۱۴۰۵/۰۴/۲۷
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

کشاورزی ۶ میلیارد مترمکعب گاز مصرف می‌کند؛ آیا مسیر مهار ناترازی از مزرعه می‌گذرد؟

ناترازی انرژی به یکی از چالش‌های اصلی اقتصاد ایران تبدیل شده و مدیریت مصرف به مطالبه‌ای فراگیر بدل شده است. با این حال، آمارهای رسمی نشان می‌دهد بخش کشاورزی فقط حدود ۶ درصد از گاز مصرفی کشور را به خود اختصاص می‌دهد که در مقایسه با نقش این بخش در تامین امنیت غذایی، اشتغال و صادرات، پرسش‌های جدی درباره نحوه اولویت‌بندی سیاست‌های مدیریت انرژی ایجاد می‌کند.
کد خبر:۵۴۹۸۳

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ مساله ناترازی انرژی در ایران دیگر محدود به خاموشی‌های تابستان یا افت فشار گاز در زمستان نیست. این مساله اکنون به یکی از مهم‌ترین موانع رشد اقتصادی، توسعه صنعتی و حتی پایداری تولید در بخش‌های مختلف تبدیل شده است. از این‌رو سیاست‌گذاران در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند با اجرای برنامه‌های مدیریت مصرف، از شدت این ناترازی بکاهند اما تجربه نشان می‌دهد موفقیت این سیاست‌ها بیش از هر چیز به شناخت دقیق الگوی مصرف در هر بخش وابسته است.

در این میان، بخش کشاورزی معمولا در کنار صنعت و سایر بخش‌های مولد، مشمول برنامه‌های مدیریت مصرف قرار می‌گیرد؛ در حالی که داده‌های رسمی تصویر متفاوتی از سهم واقعی این بخش در مصرف انرژی ارائه می‌دهد. بر اساس آمارهای منتشرشده، از حدود ۲۴۰ میلیارد مترمکعب گاز مصرفی سالانه کشور، فقط حدود ۶ میلیارد مترمکعب در بخش کشاورزی مصرف می‌شود. این آمار زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم همین بخش، مسوول تامین بخش عمده غذای مورد نیاز کشور، اشتغال میلیون‌ها نفر در مناطق روستایی و تولید محصولات صادرات‌محور است. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند ارزیابی مصرف انرژی در کشاورزی باید بر پایه ارزش افزوده و آثار اقتصادی آن انجام شود و صرفا حجم مصرف در نظر گرفته نشود.

امنیت غذایی، حلقه‌ای که نباید از زنجیره انرژی جدا شود

در اقتصاد، مصرف انرژی زمانی معنا پیدا می‌کند که مشخص شود این انرژی چه میزان تولید و ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند. انرژی مصرفی در بخش کشاورزی صرف تولید محصولاتی می‌شود که مستقیما با امنیت غذایی جامعه در ارتباط هستند؛ از محصولات باغی و گلخانه‌ای گرفته تا سردخانه‌ها، صنایع بسته‌بندی و زنجیره نگهداری مواد غذایی. در سال‌های اخیر، بحران‌های ژئوپلیتیکی، اختلال در زنجیره‌های تامین جهانی و نوسانات بازار انرژی بار دیگر نشان داده‌اند که امنیت غذایی و امنیت انرژی دو مفهوم جدا از هم نیستند. هرگونه اختلال در تامین انرژی بخش کشاورزی، می‌تواند هزینه تولید را افزایش دهد، عرضه محصولات را کاهش دهد و در نهایت به رشد قیمت مواد غذایی منجر شود.

به همین دلیل، بسیاری از کشورها حتی در دوره‌های کمبود انرژی، تلاش کرده‌اند بخش کشاورزی را در اولویت تامین سوخت و برق قرار دهند. تجربه اروپا در سال‌های اخیر نیز نشان داد که حمایت از تولیدکنندگان بخش غذا، بخشی از راهبرد مقابله با آثار تورمی مساله انرژی بوده است.

از این منظر، کاهش مصرف انرژی در کشاورزی زمانی منطقی خواهد بود که از مسیر افزایش بهره‌وری و نوسازی فناوری انجام شود، نه از طریق محدودیت‌هایی که تولید را تحت تاثیر قرار دهد.

مساله اصلی، شدت مصرف انرژی است نه سهم اندک کشاورزی

اگرچه مدیریت مصرف در همه بخش‌ها ضروری است اما بررسی ساختار مصرف انرژی در ایران نشان می‌دهد ریشه اصلی ناترازی را باید در عواملی فراتر از بخش کشاورزی جست‌وجو کرد. سهم عمده مصرف گاز کشور در بخش خانگی، نیروگاه‌ها و صنایع متمرکز است؛ بخش‌هایی که شدت مصرف انرژی در بسیاری از آن‌ها همچنان بالاتر از استانداردهای جهانی است. در مقابل، کشاورزی با وجود سهم محدود در مصرف گاز، وابستگی بالایی به تامین پایدار انرژی دارد. گلخانه‌ها برای حفظ دمای مناسب، سردخانه‌ها برای جلوگیری از فساد محصولات، چاه‌های کشاورزی برای تامین آب و ماشین‌آلات برای عملیات کاشت و برداشت، همگی به دسترسی مستمر به انرژی وابسته هستند.

از همین‌رو هرگونه اختلال در تامین سوخت یا برق این بخش، تنها به کاهش مصرف انرژی منجر نمی‌شود، بلکه زنجیره تولید و عرضه مواد غذایی را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد؛ موضوعی که می‌تواند پیامدهایی به ‌مراتب پرهزینه‌تر از میزان انرژی صرفه‌جویی‌شده داشته باشد.

در کنار این مساله، یکی از چالش‌های مهم بخش کشاورزی، فرسودگی تجهیزات و پایین بودن بهره‌وری انرژی است. بخش قابل توجهی از گلخانه‌ها، موتورخانه‌ها، سامانه‌های گرمایشی و ماشین‌آلات کشاورزی همچنان با فناوری‌های قدیمی فعالیت می‌کنند و همین موضوع موجب افزایش هزینه تولید و مصرف انرژی می‌شود.

فناوری‌های نو؛ فرصتی برای کاهش مصرف بدون افت تولید

تجربه کشورهای پیش‌رو در کشاورزی نشان می‌دهد کاهش مصرف انرژی الزاما به معنای کاهش تولید نیست. در بسیاری از این کشورها، توسعه فناوری‌های هوشمند، استفاده از سامانه‌های کنترل دما، بهبود عایق‌بندی گلخانه‌ها، تجهیزات کم‌مصرف و مدیریت دیجیتال مصرف انرژی، توانسته است مصرف سوخت را به میزان قابل توجهی کاهش دهد، بدون آنکه تولید افت کند.

در ایران نیز ظرفیت توسعه چنین فناوری‌هایی وجود دارد. گسترش نیروگاه‌های خورشیدی در مزارع، استفاده از برق خورشیدی برای چاه‌های کشاورزی، توسعه سامانه‌های آبیاری هوشمند و بهره‌گیری از انرژی‌های تجدیدپذیر می‌تواند بخشی از فشار وارد بر شبکه برق و گاز را کاهش دهد. با این حال، اجرای این طرح‌ها بدون ایجاد مشوق‌های اقتصادی، تسهیلات بانکی و سرمایه‌گذاری هدفمند امکان‌پذیر نیست. بسیاری از بهره‌برداران، به ‌ویژه تولیدکنندگان کوچک، توان مالی لازم برای نوسازی تجهیزات را ندارند و همین مساله موجب شده روند افزایش بهره‌وری با سرعت مطلوب پیش نرود.

در چنین شرایطی، سیاست‌های حمایتی می‌تواند اثربخشی بیشتری نسبت به محدودیت‌های مقطعی در مصرف انرژی داشته باشد؛ زیرا هر واحد سرمایه‌گذاری در بهینه‌سازی مصرف، علاوه بر کاهش هزینه انرژی، به افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه تولید و تقویت رقابت‌پذیری محصولات کشاورزی نیز منجر خواهد شد.

حل ناترازی انرژی با اصلاح ساختار ممکن است

اقتصاد ایران امروز همزمان با دو چالش مهم روبه‌رو است؛ از یک‌سو ناترازی روزافزون انرژی و از سوی دیگر ضرورت حفظ امنیت غذایی در شرایط تغییرات اقلیمی، محدودیت منابع آب و نوسانات بازارهای جهانی. در چنین وضعیتی، سیاست‌های مدیریت انرژی باید به ‌گونه‌ای طراحی شوند که میان صرفه‌جویی و حفظ تولید تعادل برقرار شود. کاهش مصرف در بخشی که فقط حدود ۶ میلیارد مترمکعب از گاز کشور را مصرف می‌کند، اگر به کاهش تولید یا افزایش وابستگی به واردات مواد غذایی منجر شود، نمی‌تواند راهکاری پایدار برای حل بحران انرژی باشد.

راهکار موثر، افزایش بهره‌وری، نوسازی فناوری، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، اصلاح تجهیزات فرسوده و هدایت سرمایه‌گذاری به سمت کاهش شدت مصرف انرژی است؛ مسیری که هم به کاهش فشار بر شبکه انرژی کمک می‌کند و هم ظرفیت تولید را حفظ خواهد کرد.

در واقع ناترازی انرژی، مساله‌ای ساختاری است و حل آن به مجموعه‌ای از اصلاحات در حوزه تولید، انتقال، مصرف و قیمت‌گذاری انرژی نیاز دارد. در این میان، بخش کشاورزی بیش از آنکه عامل این بحران باشد، بخشی از سرمایه راهبردی کشور برای حفظ امنیت غذایی و ثبات اقتصادی است. از همین‌رو هر سیاستی که برای مدیریت انرژی تدوین می‌شود، باید این واقعیت را در نظر بگیرد که امنیت غذایی و امنیت انرژی دو روی یک سکه هستند و تقویت یکی، بدون توجه به دیگری، دستیابی به توسعه پایدار را دشوار خواهد کرد.

ارسال نظرات
captcha