به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ تشدید ناآرامیها در غرب آسیا و اختلال در امنیت تردد دریایی، نیاز به یافتن جایگزینهای بلندمدت برای تنگه هرمز را به اولویت راهبردی کشورهای منطقه تبدیل کرده است. در همین راستا عراق و کویت نیز به دنبال الگوبرداری از امارات و عربستان سعودی برای دور زدن این گلوگاه راهبردی هستند. بندر «بانیاس» سوریه، با توجه به ظرفیت پالایشگاهی خود، اکنون به عنوان یکی از گزینههای جدی عراق برای صادرات نفت خام مطرح است.
گزارشها حاکی از آن است که غولهای انرژی جهان از جمله «شورون»، «توتال انرژی» و «یوسیسی هولدینگ» مذاکراتی را برای تقویت زیرساختهای صادراتی در سوریه آغاز کردهاند. البته، احیای خط لوله تاریخی «کرکوک-بانیاس» که از دهه ۸۰ میلادی به دلیل اختلافات سیاسی غیرفعال بوده، با موانع جدی روبهروست.
بحران امنیت: مسیر پیشنهادی از استان الانبار عراق و شرق سوریه میگذرد که بقایای گروههای تروریستی همچنان در آن فعالاند.
هزینههای گزاف: فعالسازی این خط لوله، نیازمند بازسازی کامل ایستگاههای پمپاژ و نوسازی زیرساختهایی است که دههها متروکه بودهاند؛ از همینرو میتواند میلیاردها دلار هزینه در بر داشته باشد.
اگرچه ایالات متحده بر شکست گروههای تروریستی و فعالسازی مجدد این مسیر امیدوار است اما واقعیتهای ژئوپلیتیک و امنیتی نشان میدهد که این کریدور انرژی، مسیری پرچالش برای تغییر نقشه صادرات نفت عراق به مدیترانه خواهد بود.
ساخت خط لوله نفت بین عراق و سوریه با حمایت ایالات متحده در راستای احیای یکی از قدیمیترین مسیرهای صادرات نفت خام به مدیترانه است که اکنون به دلیل تلاشهای بغداد برای تنوع بخشیدن به بازارهای صادراتی و کاهش وابستگی به تنگه هرمز، دوباره در کانون توجه منطقهای و بینالمللی قرار گرفته است. ایالات متحده حمایت خود را از تلاشهای عراق و سوریه برای احیای خط لوله نفت بین دو کشور اعلام کرد، زیرا این پروژه احتمالا خطرات اختلال تنگه هرمز را کاهش دهد و انتظار میرود شرکتهای آمریکایی در کار توسعه و بازسازی مشارکت داشته باشند.
اخیرا نیز دولت عراق، در چارچوب طرح کلان خود با هدف فراهم کردن پایانههای صادراتی بیشتر برای نفت خام و افزایش انعطافپذیری صادرات در مواجهه با چالشهای ژئوپلیتیکی، مقدمات مطالعات فنی برای ایجاد خط لوله جدید به بندر بانیاس سوریه را تصویب کرد.
این پروژه ابعاد تاریخی و فراتر از جنبههای اقتصادی دارد، زیرا از زمان تاسیس آن در قرن گذشته با تحولات سیاسی و جنگهای منطقهای مرتبط بوده و عملیات ساخت آن چندین بار متوقف شده بود تا اینکه پس از تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز با افزایش نیاز به گزینههای صادراتی ایمن، ایده احیای آن دوباره مطرح شد. تجریههای سالهای اخیر نشان داده که ایالات متحده حمایت خود از هرگونه کریدور تجاری و انرژی بدون حضور ایران اعلام کرده، به ویژه که کنترل تنگه هرمز از سوی ایران و توقف صادرات نفت و گاز علاوه بر پیامدهای اقتصادی برای غرب و شرکای عربی آن در منطقه، اعتبار و حیثیت ایالات متحده به عنوان قدرت جهانی را تحت تاثیر قرار میدهد.
از همینرو یک مقام وزارت امور خارجه ایالات متحده تایید کرد که واشنگتن از تلاشهای بغداد و دمشق برای احیای خط لوله نفت بین عراق و سوریه، معروف به خط لوله کرکوک-بانیاس، حمایت میکند، زیرا بهرهبرداری از آن پایانه دیگری برای صادرات نفت عراق فراهم میکند و توانایی هرگونه اختلال منطقهای در جریان نفت خام را کاهش میدهد.
مسیر مورد نظر از میادین نفتی نزدیک کرکوک در شمال عراق تا بندر بانیاس در سواحل سوریه امتداد دارد و به نفت عراق اجازه میدهد تا از طریق دریای مدیترانه و بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهای جهانی برسد. بغداد در ۱۳ ژوئیه اعلام کرد که هیات دولت کشور، امضای یک توافقنامه اولیه و یک یادداشت محرمانه اطلاعاتی با یک کنسرسیوم آمریکایی-قطری را برای تهیه مطالعات فنی این پروژه تصویب کرده است. البته سخنگوی وزارت نفت عراق، در اینباره گفت که این توافق هیچ گونه تعهد مالی یا قراردادی را تحمیل نمیکند، بلکه محدود به تهیه مطالعات و طرحهای لازم قبل از تصمیمگیری نهایی در مورد اجرای پروژه است.
باید توجه داشت که عراق برای تامین مالی بیش از ۹۱ درصد از هزینههای بودجه عمومی خود به نفت متکی است. در این حال، بیش از ۹۰ درصد از صادرات نفت آن از تنگه هرمز عبور و اهمیت یافتن مسیرهای صادراتی جایگزین و باثباتتر را دو چندان میکند.
اخیرا دولت سوریه به دنبال احیای تولید نفت و همچنین افزایش واردات بوده است. براساس دادههای رسمی، مناطق تحت کنترل دولت اکنون تقریبا به طور کامل به واردات متکی هستند. این امر دمشق را وادار کرده تا به دنبال روشهای پایدارتر و مقرون به صرفهتر برای تامین، از جمله خطوط لوله باشد که سوریه در حال حاضر به دنبال فرصتهایی در این زمینه است. از نظر تاریخی، پایانههای مدیترانهای سوریه، آن را به عنوان یک کریدور ترانزیتی معرفی میکنند که ساخت خط لوله ترانس عربی (تاپلاین) و خط لوله کرکوک-بانیاس در این راستا بود.
خط لوله کرکوک-بانیاس در سال ۱۹۵۲ تکمیل و به مهمترین دارایی ترانزیتی سوریه تبدیل شد. این خط لوله ۸۰۰ کیلومتری با ظرفیت ۳۰۰ هزار بشکه در روز، در سالهای ۱۹۵۶-۱۹۵۷ در جریان بحران کانال سوئز، از سال ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ در طول جنگ ایران و عراق و در سال ۲۰۰۳ پس از حمله ایالات متحده به عراق و ایجاد خرابکاری غیرفعال شد و در دو دهه اخیر به حالت تعلیق درآمد. با این وجود، بارها دولت بشار اسد تلاش کرد که این خط لوله را احیا کند. برای نمونه در سال ۲۰۰۷، یک شرکت روس رایزنی با دولت عراق را آغاز کرد که با مخالفت ایالات متحده مواجه شد، زیرا به دنبال تشدید فشار تحریمهای اقتصادی بر دولت دمشق بود. همچنین در سال ۲۰۱۰، مقامات سوریه و عراق توافقنامهای برای ساخت دو خط لوله جدید کرکوک-بانیاس، یکی برای نفت خام سبک و دیگری برای نفت خام سنگین امضا کردند.
همچنین، ایران نیز در سال ۲۰۱۹ پیشنهادی برای ساخت خط لوله ۱۰۰۰ کیلومتری یا احیای کرکوک-بانیاس با هزینه خود را مطرح کرد. بنا به گزارشها، این پروژه با ظرفیت برنامهریزیشده ۱.۲۵ میلیون بشکه در روز، قرار بود به سواحل لبنان متصل شود. روسیه نیز از این ابتکار حمایت و جلساتی را در بغداد برای پیشبرد آن برگزار کرد. سقوط دولت سوریه در دسامبر ۲۰۲۴ و برآمدن دولت موقت احمد الشرع باعث آغاز دور جدید مذاکرات با بغداد شد. در نوامبر گذشته دو دولت توافق کردند که مشاور بینالمللی برای ارزیابی زیرساختها و امکانسنجی مجدد پروژه استخدام کنند. برآوردهای اولیه نشان میدهد که هزینههای بازسازی میتواند از ۴.۵ میلیارد دلار فراتر رود و حدود ۳۶ ماه طول بکشد.
همچنین برای دمشق، خط لوله کرکوک-بانیاس روشی مقرون به صرفه برای تامین نفت خام جهت پالایش داخلی ارائه میدهد. سوریه در حال حاضر حدود ۱۲۰ هزار بشکه در روز مصرف میکند که بخش کوچکی از آن برای تولید داخلی است. از همینرو واردات نفت خام عراق از طریق کرکوک-بانیاس هزینهها را کاهش میدهد و با ظرفیت بالقوه ۱.۵ میلیون بشکه در روز بسیار فراتر از تقاضای داخلی است که این امر سوریه را به عنوان یک کریدور ترانزیتی تبدیل و در عین حال سالانه حدود ۲۰۰ میلیون دلار درآمد ترانزیت ایجاد میکند.
برای سیاستگذاران غربی، حمایت از احیای خط لوله ارزشی راهبردی فراتر از تامین انرژی دارد. به باور غرب و به ویژه ایالات متحده، ادغام انرژی عراق و سوریه، علاوه بر کاهش نفوذ مسکو و تهران، مسیری جایگزین برای صادرات نفت از طریق تنگه هرمز معرفی میکند.
براساس گزارش اخیر واشنگتن برای سیاست خاورنزدیک، این پروژه همانطور که در بالا نیز اشاره شد با چالشهایی بزرگی مواجه هستند. برای مثال، احیای خط لوله کرکوک-بانیاس مستلزم بازسازی صدها مایل زیرساخت از مسیر کمجمعیت بوده که تامین امنیت آن را دشوار میکند. همین امر در مورد خط لوله گاز قطر-ترکیه نیز صدق میکند، زیرا هر دو پروژه از بخشهای بزرگی از منطقه وسیع بیابانی در مرکز و شرق سوریه عبور میکنند. حتی دولت پیشین نیز نتوانست به طور کامل امنیت آن را تامین کند و دولت کنونی حتی با محدودیتهای بیشتری در ظرفیت مواجه است. محافظت از زیرساختهای خط لوله در برابر خرابکاری، نیازمند منابع امنیتی گسترده، همکاری اطلاعاتی و ثبات سیاسی پایدار است و در حال حاضر هیچ یک از این شرایط وجود ندارد.
این نگرانیها محدود به پروژههای بینالمللی نیست. خطوط لوله داخلی پیشنهادی که میادین انرژی شمال شرقی سوریه را به حمص، بانیاس و سایر نقاط متصل میکنند، با بسیاری از همین خطرات مواجه خواهند بود. با وجود چالشهای امنیتی، احتمالا مانع بزرگتر مربوط به تامین مالی طرح باشد. بخش عمدهای از جذابیت پیرامون مسیرهای ترانزیت سوریه، بر این فرض استوار است که تولیدکنندگان خلیج فارس مشتاق تغییر مسیر صادرات به سمت اروپا هستند. در حال حاضر، مرکز ثقل تقاضای جهانی انرژی در آسیا قرار دارد و چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و آسیای جنوب شرقی همچنان بازارهای اصلی رشد برای نفت و گاز خلیج فارس هستند و به تولیدکنندگان آنجا انگیزه قوی میدهند تا مسیرهای صادراتی را از بازارهای شرقی به غربی تغییر دهند. در این راستا، مسیرهای موجود عربستان و امارات میتوانند این روند را بدون اتکا به سوریه ناامن محقق سازند. همچنین نباید از اختلافات اقلیم کردستان عراق و دولت مرکزی در مورد صادرات نفت، به ویژه از کرکوک غافل شد که دوباره بحث امنیتی را در این استان چند قومیتی را بر میانگیزد.