به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ اخیرا افغانستان، ایران و تاجیکستان برای ایجاد راهگذر ترانزیت جادهای سهجانبه به توافق رسیدهاند. بر اساس این توافق، محمولههای تجاری بین تهران و دوشنبه از طریق خاک افغانستان منتقل خواهند شد. براساس اعلام مقامات، این توافقنامه با هدف تسهیل ترانزیت کالا، کاهش موانع حملونقل و تقویت روابط ترانزیتی بین سه کشور امضا شده است. بر اساس طرح پیشنهادی، افغانستان نقش محوری به عنوان مسیر ترانزیت کالاهای تجاری بین ایران و تاجیکستان ایفا خواهد کرد.
افغانستان به دلیل موقعیت جغرافیایی خود در قلب منطقه، ظرفیت قابل توجهی برای اتصال آسیای مرکزی به آسیای جنوبی و سایر همسایگان دارد. ایجاد کریدورهای منطقهای که اخیرا در کانون توجهات دولت طالبان قرار گرفته، میتواند تجارت منطقه را تقویت کرده و هزینه حملونقل بار را کاهش دهد؛ با این حال، اجرای چنین ابتکاراتی به ثبات، مدیریت موثر و وجود زیرساختهای کافی در داخل کشور بستگی دارد.
در سالهای اخیر و با تشدید رقابت در تجارت جهانی، کشورهای محصور در خشکی مانند تاجیکستان و افغانستان به دنبال مسیرهایی برای اتصال به بنادر به ویژه ایران و پاکستان هستند. از همینرو توافقنامههای دوجانبه مانند ایران با قزاقستان و ازبکستان یا چندجانبه مانند توافقنامه چابهار با حضور افغانستان، به دنبال بهرهگیری از موقعیت بنادر ایران به ویژه چابهار هستند.
به باور تهران، چابهار تنها بندر ایران است که اهداف راهبردی خود را برای تبدیل شدن به قطب اصلی تجارت و ترانزیت در میان خلیج فارس، آسیای مرکزی و آسیای جنوبی فراهم میکند. برای تحقق اهداف راهبردی و اقتصادی، ایران نه فقط زیرساختهای چابهار را توسعه داده، بلکه با سایر کشورها نیز برای بهبود بیشتر ظرفیتهای ترانزیتی خود همکاری داشته است. ایران در راستای نفوذ بر بازار آسیای مرکزی و دسترسی به این منطقه، در حال ساخت خط آهن با همکاری افغانستان و تاجیکستان است.
همچنین، ایران تمایل دارد که خط آهن خواف-هرات را به خطوط آهن آسیای مرکزی، ترکیه و اروپا و سایر مسیرهای ارتباطی متصل کند. جادهای که چابهار و میلک را در امتداد مرز ایران و افغانستان متصل میکند، توسط تهران ساخته شده و به زاهدان و ایرانشهر میرسد و سپس به بزرگراه بین زرنج و دلارام متصل میشود. این مسیر میتواند تا تاجیکستان ادامه یابد و این کشور را به بندر راهبردی چابهار متصل کند؛ به طوری که در دولت سیزدهم وزارت حملونقل تاجیکستان و راه و شهرسازی ایران تفاهمنامهای در مورد ترانزیت بینالمللی کالا از طریق بندر چابهار ایران امضا کردند. هدف از این تفاهمنامه تسهیل رویههای هماهنگی، کاهش عوارض و هزینههای حملونقل جادهای، جذب بار از کشورهای دیگر به مسیرهای عبوری از بندر ایران، تسهیل سرمایهگذاریهای متقابل در پروژههای زیرساخت حملونقل و تضمین ایمنی حملونقل مسافر، جابهجایی وسایل نقلیه و انبارداری محموله است. در واقع، تاجیکستان با اتصال به شبکه جادهای و ریلی ایران و میتواند از طریق بندر چابهار و از طریق کریدور به اقیانوس هند دسترسی پیدا کند.
توسعه بندر چابهار برای افغانستان نیز یک تغییردهنده بازی بوده و دروازه جدیدی به جهان خارج برای آن فراهم، در نتیجه انزوای اقتصادی آن را کاهش و جایگاه منطقهای آن را ارتقا میدهد. پروژه مشترک بین هند و ایران همچنین به عنوان الگویی برای همکاری منطقهای عمل میکند، منافع چندین کشور را گرد هم میآورد و ادغام اقتصادی در منطقه را ارتقا میدهد و در نتیجه، به ثبات و توسعه در افغانستان و منطقه وسیعتر کمک میکند.
با توجه به این موضوع، اتصال دو کشور مذکور به بندر چابهار نشاندهنده یک تغییر راهبردی در روابط منطقهای است؛ این بندر وابستگی افغانستان به پاکستان را کاهش میدهد و مسیرهای جدیدی را برای همکاری اقتصادی بین افغانستان و هند میگشاید. این تحول میتواند منجر به تغییرات اساسی در پویایی سیاسی منطقه شود، با این فرض که افغانستان میتواند تصمیمات مستقلتری بگیرد که میتواند بر تعادل قدرت منطقهای تاثیر بگذارد. بنابراین، اتصال ریلی و جادهای تاجیکستان و افغانستان به ایران و در نهایت بندر چابهار، میتواند انزاوی آن را شکسته و بازارهای مهمی برای آنها بگشاید.
از منظر دیگر، توافقنامنه ترانزیتی بین ایران، تاجیکستان و افغانستان را میتوان بستر و مقدمهای برای توسعه سایر کریدورهای بزرگ منطقه اوراسیا دانست که مهمترین آن ساخت «راهگذار پنج ملت» است. توافقنامه اولیه برای توسعه پروژه FNRC در دسامبر ۲۰۱۴ در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، امضا و از آن زمان تاکنون روندی مطلوبی نداشته است. این پروژه با طول ۲۱۰۰ کیلومتر از پنج کشور چین، تاجیکستان، قرقیزستان، افغانستان و ایران عبور و چین را به بنادر چابهار و بندرعباس ایران متصل خواهد کرد. حدود ۵۰ درصد از کل خط آهن، تقریبا ۱۱۴۸ کیلومتر از استانهای قندوز، بلخ، جوزجان، فاریاب، بادغیس و هرات افغانستان عبور خواهد کرد. براساس برآوردهای اولیه، ارزش تخمینی این پروژه بیش از ۲ میلیارد دلار بوده که بخش افغانستانی این خط آهن توسط بانک توسعه آسیا (ADB) تامین مالی خواهد شد.
براساس توافق اولیه، این خط آهن باید ظرف پنج سال، یعنی تا پایان سال ۲۰۱۹، ساخته میشد که به دلایل مختلفی تاکنون ایجاد نشده است. بسیاری از کارشناسان اقتصادی، پروژه FNRC را به عنوان نقطه عطفی برای تقویت بیشتر همکاریهای اقتصادی در منطقه اعلام کردهاند. این پروژه نه فقط ظرفیت حملونقل کشورهای درگیر را افزایش میدهد، بلکه رشد اقتصاد ملی آنها را تقویت، مبادلات تجاری را گسترش و روابط گردشگری را ارتقا میدهد. علاوه بر این، مسافت حملونقل تجاری بین شرق، از چین تا ایران و غرب به سمت اروپا را کاهش میدهد و به اتصال کشورهای عضو به آبهای آزاد خلیج فارس از طریق ایران کمک میکند. علاوه بر این، هزینههای حمل بار در این مسیر، به دلیل کوتاه شدن مسافت و زمان کاهش مییابد.
این پروژه، به ویژه برای افغانستان با بهبود دسترسی این کشور به بنادر چابهار و بندرعباس ایران، میتواند منافع اقتصادی را به همراه داشته باشد و در نتیجه فرصتهای فراوانی را برای گسترش تجارت فراهم کند. همچنین، میتواند تجارت منطقهای را افزایش داده و به ایجاد شغل در کنار حجم تجارت بیشتر کمک کند. علاوه بر این، FNRC از طریق ترکیه و ایران، کشورهای آسیای مرکزی را به اروپا متصل خواهد کرد. بنابراین، افغانستان با قرار گرفتن در قلب این کریدور ریلی حیاتی اوراسیا، در موقعیت مناسبی برای بهرهمندی از مزایای اقتصادی قابل توجه قرار دارد.
برای چین و کشورهای آسیای مرکزی، FNRC هزینهها و زمان ترانزیت را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد. FNRC به تاجیکستان کمک میکند تا وابستگی سیاسی خود را به ازبکستان و روسیه کاهش دهد. همچنین به قرقیزستان اجازه میدهد تا با دور زدن ازبکستان، مسیرهای صادراتی خود را متنوع کند. در مجموع، این راهآهن هزینه دسترسی ریلی کشورهای آسیای مرکزی به خلیج فارس و هند را کاهش داده و بندر چابهار ایران را دوباره در کانون توجهات قرار میدهد.
اتصال ریلی و جادهای سه کشور همزبان ایران، تاجیکستان و افغانستان نتایج مثبتی میتواند برای هر سه کشور و در نهایت برای کل منطقه داشته باشد. این توافقنامه میتواند بستر مناسبی برای اتصال دو کشور تاجیکستان و افغانستان به بندر چابهار باشد و این امر میتواند تجارت دو کشور را گسترش دهد، به ویژه برای افغانستان که به دنبال افزایش درآمدهای ارزی از طریق صادرات مواد معدنی است. همچنین، این اتصال برای ایران در راستای کاهش تاثیر تحریمها و تقویت اهمیت ژئواکونومیکی بسیار تاثیرگذار خواهد بود.
این پروژه علاوه بر سه کشور شرکت کننده، پیامدهای منطقهای دارد که میتواند از طریق راهاندازی کریدور پنج ملی و نیز اتصال به راهآهن در حال ساخت «چین-قرقیزستان-ازبکستان» اتصالات اوراسیا را دگرگون کند. البته نباید از چالشهای پیشروی این پروژه به ویژه در حوزه مالی و امنیتی غافل شد که میتواند توسعه آن را با مانع جدی روبهرو کند.