به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر، به باور کارشناسان در بازار سرمایه، همیشه این تصور وجود دارد که رشد قیمتها با ورود پول آغاز میشود اما تجربه هفتههای اخیر بورس تهران نشان میدهد پیش از ورود نقدینگی، باید اعتماد به بازار سرمایه بازگردد؛ چرا که سرمایهگذار زمانی اقدام به خرید سهام میکند که احساس کند ریسک قابل پیشبینی است، نه زمانی که صرفا قیمت سهام پایین آمده باشد.
بر این اساس باید گفت در ظاهر، بسیاری از سهمها در تالار شیشهای پس از اصلاحهای اخیر به محدودههای جذاب ارزشی رسیدهاند؛ نسبت قیمت به سود بازار به سطوح پایینتری رسیده، گزارشهای سهماهه بسیاری از شرکتها از تداوم سودآوری حکایت دارد و از منظر بنیادی، بخش قابل توجهی از بازار سهام دیگر در محدوده قیمتهای هیجانی قرار ندارد. با این حال، این متغیرها هنوز نتوانستهاند موتور تقاضا را روشن کنند و دلیل آن را باید خارج از صورتهای مالی شرکتها جستوجو کرد.
این در شرایطی است که رفتار سرمایهگذاران در هفتههای گذشته به خوبی نشان داد تصمیمگیری در بورس بیش از آنکه به تحلیل ترازنامه شرکتها وابسته باشد، به برداشت معاملهگران از آینده فضای سیاسی و اقتصادی گره خورده است. بر این اساس هر نشانهای از کاهش تنشها، جریان تقاضا را تقویت میکند و در مقابل، انتشار خبرهای نگرانکننده، سرمایه را دوباره به سمت ابزارهای کمریسکتر هدایت میکند. این همان دلیلی است که باعث شده حتی در روزهایی که ارزش معاملات افزایش یافته، بازار نتواند یک روند صعودی پایدار شکل دهد.
نکته مهم اینجاست که بررسی وضعیت تالار شیشهای نشان میدهد سرمایههای خرد از بازارهای مالی خارج نشدهاند؛ بلکه فقط جای خود را عوض کردهاند و بسته به شرایط دائما در حال چرخش در تالار شیشهای هستند. بر این اساس رشد ورود پول به صندوقهای درآمد ثابت، صندوقهای طلا و سایر ابزارهای سرمایهگذاری نشان میدهد سرمایهگذاران همچنان در بازار حضور دارند اما تا زمانی که چشمانداز روشنی از آینده نبینند، ترجیح میدهند ریسک کمتری بپذیرند. این تفاوتی اساسی با دورههایی دارد که سرمایه از کل بازارهای مالی خارج میشد.
در چنین شرایطی، تصور اینکه صرف ارزندگی سهام بتواند بورس را وارد یک روند صعودی کند، چندان واقعبینانه نیست؛ چرا که بازار سرمایه بارها نشان داده نسبتهای ارزشگذاری، زمانی اثرگذار میشوند که ریسکهای بیرونی در سطح قابل قبولی قرار داشته باشند. در فضای نااطمینانی، حتی ارزانترین سهمها نیز ممکن است برای مدتی طولانی بدون خریدار باقی بمانند. بر این اساس به نظر میرسد بورس تهران اکنون بیش از هر عامل دیگری به یک «سیگنال اعتماد» نیاز دارد؛ سیگنالی که بتواند افق تصمیمگیری سرمایهگذاران را شفافتر کند؛ جایی که کاهش نااطمینانیهای سیاسی، ثبات در سیاستگذاری اقتصادی و پرهیز از تصمیمات غافلگیرکننده، همان محرکهایی هستند که میتوانند سرمایههای منتظر را دوباره به تالار شیشهای بازگردانند.
بنابراین تا زمانی که این متغیر ترمیم نشود، بورس احتمالا همچنان میان ارزندگی بنیادی و احتیاط معاملهگران در نوسان خواهد ماند. اما هر زمان که ریسکهای سیستماتیک کاهش یابد، نقدینگیای که امروز در حاشیه بازار یا در صندوقهای سرمایهگذاری پارک شده، میتواند بار دیگر به موتور محرک بازار سهام تبدیل شود.