اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۵/مرداد/۱۴۰۵ | ۱۱:۰۸
۱۱:۰۰ ۱۴۰۵/۰۵/۱۵
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

آیا ترامپ علت کاهش ارزش پول ملی ایران است؟

دونالد ترامپ مدعی است که سیاست‌های وی عامل کاهش ارزش ریال مقابل دلار بوده اما این موضوع پیش از آن آغاز شده بود؛ زیرا اقتصاد ایران سال‌ها با بیماری‌های ساختاری مواجه بود و تحریم‌ها فقط سرعت این روند را افزایش دادند.
کد خبر:۵۶۸۵۰

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ دونالد ترامپ در ادامه جنگ روانی خود، در شبکه اجتماعی نوشت: «در حال نابودی ارزش پول ایران هستم. یک دلار برابر با یک میلیون و ۹۰۰ هزار ریال ایران است.» 

این جمله از نظر سیاسی یک پیام مشخص دارد؛ رئیس‌جمهور آمریکا تلاش می‌کند نشان دهد سیاست فشار اقتصادی علیه ایران موفق بوده و کاهش ارزش پول ملی ایران نتیجه مستقیم اقدامات اوست. اما آیا کاهش ارزش ریال فقط نتیجه سیاست‌های ترامپ است؟ یا تحریم‌های ترامپ روی اقتصادی اثر گذاشته که سال‌ها قبل با مشکلات ساختاری مواجه بوده است؟

ارزش پول ملی چگونه تعیین می‌شود؟

برای درک کاهش ارزش ریال، ابتدا باید بدانیم پول یک کشور چرا ارزش خود را از دست می‌دهد. ارزش پول ملی فقط به تصمیمات سیاسی یا اتفاقات خارجی وابسته نیست؛ بلکه نتیجه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی و روانی است. اعتماد مردم و فعالان اقتصادی به آینده اقتصاد یکی از عوامل مهم در ارزش پول ملی است اما این اعتماد صرفا یک موضوع روانی نیست. پشتوانه اعتماد به پول یک کشور، مجموعه‌ای از عوامل واقعی اقتصادی از جمله ثبات قیمت‌ها، کنترل تورم، توان تولید داخلی، سیاست‌های بانک مرکزی، وضعیت مالی دولت و توانایی کشور در ایجاد درآمدهای ارزی است.

وقتی مردم باور داشته باشند که اقتصاد کشور باثبات است، تورم کنترل شده و سیاست‌های اقتصادی قابل پیش‌بینی است، تمایل بیشتری به نگهداری پول ملی خواهند داشت. اما اگر مردم انتظار داشته باشند که تورم افزایش پیدا کند، دولت با کسری بودجه مواجه باشد یا دسترسی کشور به منابع ارزی محدود شود، رفتار اقتصادی آن‌ها تغییر می‌کند. در چنین شرایطی، افراد برای حفظ قدرت خرید خود ممکن است بخشی از دارایی‌هایشان را از پول ملی به دارایی‌هایی مانند ارز، طلا یا سایر دارایی‌های قابل حفظ ارزش تبدیل کنند.

بنابراین کاهش ارزش پول ملی معمولا حاصل ترکیبی از عوامل مختلف از جمله افزایش تورم، کاهش درآمدهای ارزی، افزایش ریسک سیاسی، کاهش اعتماد به سیاست‌های اقتصادی و افزایش تقاضا برای دارایی‌های جایگزین است.

تورم چگونه پول ملی را تضعیف می‌کند؟

یکی از مهم‌ترین نظریه‌ها در اقتصاد پولی، نظریه مقداری پول است، این نظریه توضیح می‌دهد که اگر حجم پول در اقتصاد سریع‌تر از رشد تولید کالا و خدمات افزایش پیدا کند، نتیجه آن افزایش قیمت‌ها خواهد بود. به زبان ساده، اگر مقدار پول در دست مردم زیاد شود اما مقدار کالا و خدمات به همان نسبت افزایش پیدا نکند، پول ارزش واقعی خود را از دست می‌دهد.

اقتصاد ایران سال‌ها با رشد بالای نقدینگی مواجه بوده است؛ وقتی نقدینگی با سرعت بالا رشد می‌کند اما تولید اقتصادی توان همراهی با آن را ندارد، فشار تورمی ایجاد می‌شود. تورم بالا دو اثر مهم بر پول ملی دارد؛ اول اینکه قدرت خرید داخلی ریال کاهش پیدا می‌کند و دوم اینکه مردم انتظار پیدا می‌کنند ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی نیز کاهش یابد. همین انتظار باعث افزایش تقاضا برای دلار می‌شود و فشار بیشتری بر نرخ ارز وارد می‌کند. بنابراین حتی اگر هیچ تحریمی هم وجود نداشت، اقتصادی که سال‌ها تورم بالا دارد، به طور طبیعی با فشار کاهش ارزش پول مواجه خواهد بود.

چرا کشور پرتورم پول ضعیف‌تری دارد؟

یکی دیگر از نظریه‌های مهم در اقتصاد بین‌الملل، نظریه برابری قدرت خرید یا PPP است. این نظریه می‌گوید در بلندمدت تفاوت نرخ تورم بین کشورها روی ارزش پول آن‌ها اثر می‌گذارد. فرض کنید یک کشور تورم سالانه بسیار بالاتری نسبت به کشور دیگری داشته باشد، در این حالت کالاها و خدمات در کشور اول سریع‌تر گران می‌شوند و به مرور، ارزش پول آن کشور نسبت به پول کشوری که تورم پایین‌تری دارد کاهش پیدا می‌کند. 

اقتصاد ایران نمونه‌ای از اقتصادی است که برای سال‌های طولانی تورم بالا را تجربه کرده، بنابراین کاهش ارزش ریال فقط یک اتفاق سیاسی نیست؛ بلکه بخشی از آن نتیجه طبیعی یک اقتصاد با تورم مزمن است.

تحریم و اقتصاد ایران

یکی از مهم‌ترین دلایل آسیب‌پذیری اقتصاد ایران، وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی است. درآمد نفت برای ایران فقط یک درآمد معمولی نیست؛ بلکه منبع اصلی ورود ارز به کشور است. دلارهایی که از صادرات نفت وارد اقتصاد می‌شوند، به دولت اجازه می‌دهند، «هزینه‌های خود را تامین کند، واردات انجام شود، بازار ارز را مدیریت کند و نیازهای ارزی کشور تامین شود.» اما مشکل زمانی ایجاد می‌شود که این منبع اصلی ارز دچار اختلال شود. وقتی تحریم‌ها، فروش نفت یا انتقال درآمدهای نفتی را محدود می‌کنند، عرضه ارز کاهش پیدا می‌کند. در یک بازار ساده، وقتی عرضه یک کالا کاهش یابد و تقاضا ثابت بماند، قیمت آن افزایش پیدا می‌کند و در بازار ارز نیز همین اتفاق رخ می‌دهد. به زبان ساده کاهش عرضه دلار یعنی افزایش قیمت دلار و کاهش ارزش ریال.

مشکل اصلی این نیست که تحریم وجود دارد؛ چرا که بسیاری از کشورها تحریم شده‌اند. مشکل اصلی این است که اقتصادی که بیش از حد به یک منبع درآمد وابسته است، در برابر چنین شوک‌هایی آسیب‌پذیرتر می‌شود.

کسری بودجه؛ حلقه اتصال اقتصاد دولت و کاهش ارزش پول

یکی از موضوعات مهم در بررسی ارزش پول ملی، وضعیت مالی دولت است. دولت‌ها در سراسر جهان ممکن است با کسری بودجه مواجه شوند و وجود کسری بودجه به خودی خود یک اتفاق غیرعادی نیست. بسیاری از اقتصادهای توسعه‌یافته نیز در دوره‌هایی با کسری بودجه روبه‌رو هستند اما تفاوت اصلی در نحوه مدیریت و تامین کسری بودجه است.

در اقتصادهایی که بازارهای مالی عمیق، نظام مالیاتی کارآمد و اعتماد عمومی بالا وجود دارد، دولت می‌تواند کسری خود را از مسیرهایی مانند انتشار اوراق یا جذب منابع مالی تامین کند، بدون اینکه فشار تورمی شدیدی ایجاد شود. اما زمانی که کسری بودجه مزمن شود و دولت برای جبران آن به روش‌های تورم‌زا مانند افزایش پایه پولی یا استفاده از منابع بانک مرکزی وابسته شود، نتیجه می‌تواند افزایش نقدینگی و تورم باشد.

در اقتصاد ایران، کاهش درآمدهای ارزی و محدود شدن منابع دولت می‌تواند فشار بیشتری بر بودجه وارد کند. اگر این فشارها از مسیرهای پولی جبران شوند، زنجیره‌ای شکل می‌گیرد که در نهایت به کاهش ارزش پول ملی منجر می‌شود. به بیانی در ایران زنجیره «کاهش درآمد ارزی، افزایش کسری بودجه، فشار برای تامین منابع، رشد نقدینگی، افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی» شکل گرفته است. بنابراین مشکل اصلی فقط وجود کسری بودجه نیست؛ بلکه کسری بودجه مزمن و شیوه تامین آن است.

چگونه فشار خارجی به کاهش ارزش پول منتقل می‌شود؟

یکی از مهم‌ترین دلایل آسیب‌پذیری اقتصاد ایران، وابستگی تاریخی به درآمدهای نفتی است. درآمد نفت برای ایران فقط یک منبع درآمد نیست، بلکه یکی از اصلی‌ترین مسیرهای ورود ارز به اقتصاد محسوب می‌شود. وقتی صادرات نفت یا دسترسی به درآمدهای حاصل از آن محدود می‌شود، عرضه ارز در اقتصاد کاهش پیدا می‌کند. کاهش عرضه ارز در شرایطی که تقاضا برای واردات، تولید و حفظ ارزش دارایی‌ها همچنان وجود دارد و باعث افزایش قیمت ارز می‌شود.

اما اثر تحریم‌ها فقط به کاهش درآمد ارزی محدود نمی‌شود. تحریم‌ها هزینه انجام تجارت را نیز افزایش می‌دهند. محدودیت در انتقال پول، دشوار شدن روابط بانکی، افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه و سخت‌تر شدن دسترسی به بازارهای جهانی باعث می‌شود حتی فعالیت‌های اقتصادی موجود نیز با هزینه بیشتری انجام شوند. در نتیجه، تحریم‌ها هم از مسیر کاهش درآمدهای ارزی و هم از مسیر افزایش هزینه مبادلات اقتصادی بر اقتصاد فشار وارد می‌کنند.

البته نکته مهم این است که شدت اثر تحریم‌ها به ساختار داخلی اقتصاد بستگی دارد. اقتصادی که درآمدهای متنوع، تورم پایین و روابط تجاری گسترده دارد، معمولا توان بیشتری برای جذب چنین شوک‌هایی خواهد داشت.

تحریم مهم است اما نحوه مدیریت اقتصاد هم اهمیت دارد

بررسی روند نرخ ارز در سه دوره نشان می‌دهد که کاهش ارزش پول ملی ایران حاصل ترکیبی از فشارهای خارجی و مشکلات داخلی بوده است. تحریم‌ها نقش مهمی داشته‌اند اما شدت کاهش ارزش ریال در دوره‌های مختلف نشان می‌دهد که نحوه مدیریت اقتصاد و کیفیت تعامل اقتصادی با جهان نیز اهمیت دارد. 

پس از خروج آمریکا از برجام در سال ۱۳۹۷ و بازگشت تحریم‌های گسترده، اقتصاد ایران با یک شوک جدی مواجه شد. نرخ دلار از حدود ۵۶۰۰ تومان در ابتدای سال ۱۳۹۷ به حدود ۲۶ هزار تومان در پایان دولت دوازدهم رسید، یعنی در این دوره، قیمت دلار نزدیک به ۳۶۰ درصد افزایش پیدا کرد. این دوره نشان داد که تشدید فشار خارجی، در اقتصادی که وابستگی بالایی به درآمدهای ارزی و نفت دارد، می‌تواند کاهش ارزش پول ملی را سرعت دهد.

در آغاز دولت سیزدهم، نرخ دلار حدود ۲۵ تا ۲۶ هزار تومان بود و در پایان این دولت، نرخ دلار به حدود ۵۸ تا ۶۰ هزار تومان رسید؛ یعنی نرخ ارز حدود ۲.۳ برابر شد و حدود ۱۳۰ تا ۱۴۰ درصد افزایش را تجربه کرد. در این دوره، تحریم‌های اصلی همچنان برقرار بود اما اقتصاد ایران تلاش کرد با توسعه روابط اقتصادی با کشورهای مختلف، بخشی از فشارهای خارجی را مدیریت کند.

این تجربه نشان می‌دهد که در شرایط تحریم، هدف سیاست اقتصادی نباید فقط انتظار برای رفع تحریم باشد؛ بلکه باید هم‌زمان کاهش آسیب‌پذیری اقتصاد از طریق توسعه تجارت، تنوع شرکای اقتصادی و کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی دنبال شود. دولت چهاردهم در شرایطی آغاز شد که اقتصاد ایران سال‌ها با تورم بالا، رشد نقدینگی، کسری بودجه، کاهش سرمایه‌گذاری و تحریم مواجه بود.

نرخ دلار در آغاز دولت پزشکیان حدود ۵۹ هزار تومان بود. اگر نرخ دلار در مرداد ۱۴۰۵ را ۱۹۴ هزار تومان در نظر بگیریم، نرخ ارز حدود ۳.۳ برابر شده، یعنی حدود ۲۳۰ درصد افزایش در این دوره رخ داده است.  در این دوره نیز یکی از چالش‌های اقتصاد ایران، عدم تحقق کامل راهبرد تنوع‌بخشی روابط اقتصادی بود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که حتی در صورت ادامه تحریم‌ها، توسعه روابط تجاری با کشورهای مختلف، افزایش صادرات غیرنفتی و ایجاد مسیرهای متنوع مالی می‌تواند شدت اثرگذاری تحریم‌ها را کاهش دهد.

ترامپ دقیقا چگونه بر ارزش ریال اثر گذاشت؟

برای پاسخ دقیق، باید میان دو نوع اثر یعنی «اثر مستقیم سیاست‌های ترامپ» و «اثر غیرمستقیم از طریق تغییر انتظارات و رفتار اقتصادی مردم» تفاوت قائل شویم. بازار ارز فقط بر اساس شرایط امروز حرکت نمی‌کند؛ بلکه به شدت تحت تاثیر انتظار نسبت به آینده است. اقتصاددانان معتقدند که بخش مهمی از قیمت ارز، منعکس‌کننده پیش‌بینی فعالان اقتصادی درباره آینده است. زمانی که ترامپ دوباره روی کار آمد، بسیاری از فعالان اقتصادی انتظار داشتند سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران دوباره تقویت شود. این انتظار به تنهایی می‌تواند رفتار اقتصادی را تغییر دهد. به عنوان مثال یک سرمایه‌گذار که احتمال محدودیت‌های بیشتر را می‌دهد، ممکن است سرمایه خود را به دارایی‌های امن‌تر مانند دلار منتقل کند و در نتیجه، حتی قبل از اینکه اثر کامل تحریم‌ها در اقتصاد واقعی ظاهر شود، بازار ارز واکنش نشان می‌دهد. این موضوع در اقتصاد به عنوان اثر انتظارات و نااطمینانی سیاسی شناخته می‌شود.

بنابراین، بازگشت ترامپ می‌تواند از همان ابتدا یک شوک روانی به بازار وارد کرده باشد اما موضوع فقط روانی نیست. تحریم‌ها از مسیر واقعی اقتصاد نیز اثر می‌پذیرند. اقتصاد ایران برای تامین بسیاری از نیازهای خود به درآمد ارزی وابسته است. بخش مهمی از این درآمد از صادرات نفت و تجارت خارجی به دست می‌آید.

وقتی تحریم‌ها شدیدتر می‌شوند، فروش نفت دشوارتر می‌شود، انتقال پول حاصل از صادرات سخت‌تر می‌شود و همچنین ارتباط بانک‌های ایران با شبکه مالی جهانی محدود می‌شود. نتیجه این فرآیند کاهش توانایی اقتصاد برای دسترسی به ارز خارجی است. در چنین شرایطی، حتی اگر میزان تقاضا برای دلار افزایش پیدا نکند، کاهش عرضه ارز می‌تواند باعث افزایش قیمت دلار شود که این همان مکانیسم ساده اقتصادی عرضه و تقاضاست.

تحریم چگونه از بازار ارز به تورم منتقل می‌شود؟

برخی تصور می‌کنند افزایش قیمت دلار فقط روی کسانی اثر می‌گذارد که دلار خرید و فروش می‌کنند اما در اقتصادی مانند کشور ما، نرخ ارز به زندگی روزمره مردم ارتباط مستقیم دارد. دلیل این است که بخش زیادی از تولید داخلی به کالاهای وارداتی وابسته است. مواد اولیه، تجهیزات صنعتی، دارو، قطعات ماشین‌آلات و بسیاری از کالاها با ارز خارجی ارتباط دارند. وقتی قیمت دلار افزایش پیدا می‌کند، هزینه واردات بالا می‌رود، هزینه تولید افزایش پیدا می‌کند، قیمت کالاها بالا می‌رود و تورم افزایش پیدا می‌کند. از طرفی افزایش تورم نیز دوباره اعتماد به پول ملی را کاهش می‌دهد.

آیا ترامپ علت اصلی کاهش ارزش ریال است؟

اکنون می‌توانیم پاسخ دقیق‌تری به ادعای ترامپ بدهیم. اگر منظور از «علت» این باشد که آیا سیاست‌های ترامپ در کاهش ارزش ریال نقش داشته است؟ پاسخ بله است. اما اگر منظور این باشد که آیا بدون سیاست‌های ترامپ، اقتصاد ایران هیچ مشکل ارزی نداشت؟ پاسخ خیر است؛ زیرا کاهش ارزش ریال یک روند چند دهه‌ای است و قبل از ترامپ نیز وجود داشته است. اقتصاد ایران پیش از تشدید تحریم‌های ترامپ با مشکلاتی مانند تورم بالا، رشد نقدینگی، کسری بودجه، کاهش سرمایه‌گذاری، محدودیت‌های تجاری و و وابستگی به نفت مواجه بود و این مشکلات باعث شده بودند اقتصاد ایران در برابر یک شوک خارجی آسیب‌پذیر باشد. بنابراین ترامپ را باید بیشتر یک عامل تشدیدکننده دانست، نه فقط عامل ایجادکننده.

اگر ایران سال‌ها قبل اصلاحات اقتصادی انجام می‌داد چه می‌شد؟

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های اقتصادی این است که آیا کاهش ارزش ریال اجتناب‌ناپذیر بود؟ پاسخ این است که احتمالا شدت آن قابل کاهش بود. اگر ایران در سال‌های گذشته اصلاحات اقتصادی عمیق‌تری انجام می‌داد، شرایط متفاوت می‌توانست باشد. برای مثال کشوری که درآمدهای ارزی خود را فقط از یک منبع تامین نمی‌کند، در برابر تحریم مقاوم‌تر است و اگر صادرات صنعتی، خدماتی و غیرنفتی توسعه پیدا می‌کرد، کاهش درآمد نفتی فشار کمتری ایجاد می‌کرد. حتی اگر ایران روابط اقتصادی خود با کشورهای دیگر (همسایگان، چین، روسیه، کشورهای آفریقایی و...) را توسعه می‌داد و نگاه تک‌محوری به غرب را رها می‌کرد، امروز شرایط کاملا متفاوت بود.

در مجموع، ادعای ترامپ که «من ارزش پول ایران را نابود کردم» از نظر اقتصادی، بی اساس است و باید در ادامه جنگ روانی وی عنوان کرد. واقعیت این است که سیاست‌های ترامپ و تشدید تحریم‌ها تاثیر قابل توجهی بر اقتصاد ایران گذاشته‌اند اما اقتصاد ایران پیش از این نیز با مشکلات ساختاری مانند تورم مزمن، رشد نقدینگی، کسری بودجه و وابستگی به نفت روبه‌رو بوده است. 

اگر اقتصاد ایران سال‌ها قبل اصلاحات ساختاری انجام داده بود، اگر تورم کنترل شده بود، اگر اقتصاد وابستگی کمتری به نفت داشت و اگر روابط اقتصادی گسترده‌تری با جهان برقرار شده بود، بازگشت ترامپ و تشدید تحریم‌ها می‌توانست فشار ایجاد کند اما احتمالا اثر آن بر ارزش ریال بسیار محدودتر بود، زیرا اقتصاد مقاوم‌تر، حتی در برابر شوک‌های خارجی، توان بیشتری برای حفظ ثبات پول ملی دارد.

ارسال نظرات
captcha