به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در سالهای اخیر، به ویژه در دوره جنگ و پس از آن، تحولات منطقه خلیج فارس معادلات اقتصادی و تجاری ایران را بیش از گذشته تحت تاثیر قرار داده است. موقعیت جغرافیایی این منطقه، اهمیت مسیرهای دریایی و نقش بازیگران مختلف در تجارت منطقهای باعث شده انتخاب مسیرهای جایگزین برای مبادلات خارجی، به یکی از موضوعات مهم در سیاستگذاری اقتصادی کشور تبدیل شود. در این میان، روابط ایران با کشورهای جنوبی خلیج فارس نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است؛ روابطی که صرفا به تجارت محدود نمیشود و میتواند ابعاد گستردهتری در حوزههای اقتصادی، انرژی، حملونقل و مناسبات منطقهای پیدا کند.
عمان به دلیل موقعیت خاص خود در منطقه، همواره یکی از کشورهای متفاوت در مناسبات ایران با همسایگان جنوبی بوده است. نزدیکی سیاسی میان دو کشور، ارتباطات تاریخی و جایگاه عمان در تحولات منطقه، این کشور را به یکی از گزینههای قابل توجه برای گسترش همکاریهای تهران تبدیل کرده است. با این حال، توسعه روابط اقتصادی با هر کشوری نیازمند بررسی مجموعهای از ظرفیتها، محدودیتها و ملاحظات پیرامونی است؛ به ویژه زمانی که پای تجارت خارجی، مسیرهای انتقال کالا و تحولات ژئوپلیتیک در میان باشد. در همین رابطه به گفتوگو با جواد میرگلوی بیات، کارشناس مسائل غرب آسیا پرداختیم که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
اقتصاد معاصر: آیا عمان میتواند جایگزین امارات در تجارت ایران شود و زیرساخت و بنادر آن توان رقابت با بندر جبلعلی را دارد؟
میرگلویبیات: هر کشوری تمایل به رشد دارد و عمان هم از این قاعده مستثنی نیست و اگر بتواند حتما به دنبال تصاحب جایگاه امارات است. اما به لحاظ ظرفیت، عمان فعلا قابل قیاس با امارات نیست. اقتصاد عمان حدود یکپنجم اقتصاد امارات است و ظرفیت بنادر و زیرساختهای ترانزیتی آن نیز فاصله زیادی با امارات دارد. بندر جبلعلی امارات، یک بندر بسیار قدرتمند است و در مقابل، بزرگترین بندر عمان یعنی بندر صُحار، تاکنون حدود ۴۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری داشته؛ در حالی که سرمایهگذاری زیرساختی در جبلعلی به حدود ۲۰۰ میلیارد دلار میرسد. علاوه بر زیرساخت، امارات یک زنجیره مالی و لجستیکی گسترده دارد و تقریبا ۲۰۰۰ شرکت بزرگ دنیا در این کشور دفتر یا نمایندگی دارند. نظام مالی امارات نیز بسیار قدرتمند است و از کشورهای مختلف در آن حضور دارند. یک مثلی وجود دارد که اگر به دنبال اسکناس گینه بیسائو باشید، در امارات میتوانید پیدا کنید. در مقابل، مراودات مالی ما با عمان الان حدود دو و نیم میلیارد دلار است که رقم بسیار کمی محسوب میشود. حتی خود عمانیها هم میدانند که فعلا نمیتوانند جای امارات را برای ما بگیرند. از طرف دیگر، شبکه انسانی و اقتصادی ایرانیان مقیم امارات بسیار گسترده است. حدود ۵۰۰ هزار ایرانی در امارات حضور دارند، در حالی که این تعداد در عمان شاید به سختی به ۳۰ هزار نفر برسد؛ بنابراین شبکه اقتصادی ایرانیان در امارات نیز قابل مقایسه با عمان نیست و فکر نمیکنم در کوتاهمدت بتوان امارات را با عمان جایگزین کرد.
با این حال، ما باید وابستگی خودمان به امارات را کاهش دهیم و صرفا به عمان فکر نکنیم. میتوانیم بخشی از تجارت را از طریق بنادر شرق آسیا، بنادر پاکستان و حتی بنادر عراق انجام دهیم. الان نزدیک به ۳۰ میلیارد دلار از تجارت خارجی ما از طریق امارات انجام میشود و این فقط رقم ثبتشده است. حتی در مواردی دو تاجر یا دو شرکت با یکدیگر معامله میکنند و گمرک ثبت میکند که کالا از عمان به ایران یا از ایران به عمان رفته اما تسویه مالی معامله در دبی و با درهم انجام میشود؛ بنابراین اگر تسویههای مالی را هم حساب کنیم، وابستگی ما به امارات بسیار بیشتر از این ۳۰ میلیارد دلار است. این وابستگی امروز حتی از نظر امنیتی هم برای ما مسالهساز شده است. اگر بخواهیم در قبال امارات اقدامی انجام دهیم، عملا بخشی از مسیر تجارت و اقتصاد خودمان هم تحت تاثیر قرار میگیرد. رهبر شهید نیز حدود ۲۰ سال پیش نسبت به این وابستگی هشدار داده بودند اما در دولتهای مختلف توجه کافی به این مساله نشد و این وابستگی روزبهروز افزایش پیدا کرد.
اقتصاد معاصر: امارات در شبکه بانکی جهانی جایگاه جدی دارد، آیا عمان هم این ظرفیت را دارد؟
میرگلوی بیات: در حوزه بانکی نیز فاصله عمان با امارات بسیار زیاد است. عمان بانکهای قدرتمندی در سطح منطقه ندارد. حتی اگر بانک مسقط را قویترین بانک عمان بدانیم، در مقایسه با بانکهای قدرتمند منطقه با فاصله زیادی عقبتر است. بانکها و صرافیهای امارات برای کشورهای مختلف شناخته شدهاند اما عمان چنین جایگاهی ندارد. ما حتی در عمان حضور بانکی محدودی داریم و بانکهای بینالمللی نیز حضور گستردهای در این کشور ندارند؛ بنابراین اگرچه عمان علاقه و تلاش دارد جایگاه خود را ارتقا دهد اما فعلا حرکت ملموسی که نشان دهد میتواند در کوتاهمدت یا حتی میانمدت جایگزین امارات شود، دیده نمیشود. حتی در حوزههایی مثل رمزارز نیز عمان نسبت به امارات عقبتر است. این کشور تازه در سالهای اخیر وارد این حوزه شده و زیرساختهای آن نیز بسیار محدود است؛ بنابراین در مجموع، عمان میتواند یکی از مسیرهای کاهش وابستگی ایران به امارات باشد اما در شرایط فعلی ظرفیت جایگزینی کامل امارات را ندارد.
اقتصاد معاصر: آیا عمان میتواند در برابر آمریکا برای ترخیص کالاهای ایران چانهزنی کند؟
میرگلوی بیات: مساله چانهزنی نیست؛ مساله این است که آمریکاییها نمیخواهند عمان را در تقابل با ایران قرار دهند. عمان آخرین کشوری است که به تحریمها میپیوندد و اولین کشوری است که از تحریمها خارج میشود و سعی میکند تا جای ممکن با ایران همکاری کند. بخشی از اموال ما که آزاد میشود، به عمان میرود و ما نیز از طریق عمان کالاهای اساسی و کالاهای مورد نیاز کشور را وارد میکنیم. این موضوع بدون اطلاع آمریکا نیست اما آمریکاییها نمیخواهند عمان با ایران درگیر شود و به همین دلیل این گزینه را حفظ میکنند تا عمان همچنان مورد اعتماد تهران باقی بماند. مشکلات امنیتی و بینظمیهایی که در پاکستان وجود دارد، در عمان وجود ندارد. با این حال، بعید میدانم عمان بتواند بیش از ۵ میلیارد دلار کالای ما را جابهجا کند. حتی با دو برابر کردن این رقم، یعنی ۱۰ میلیارد دلار بعید است ظرفیت بنادر محلی و ملی عمان بیشتر از این باشد. البته آمریکاییها از طریق هندیها، به ویژه در این زمینه، نظارت و نفوذ دارند و ورود کالا از مسیر عمان دشوار است. با این حال، کالاهای معمولی در حال حاضر از این مسیر وارد ایران میشود. ایران نیز یکی از مهمترین مقاصد صادرات مجدد عمان است و احتمالا پس از امارات در رتبه دوم قرار دارد.
اقتصاد معاصر: نقش عمان در تنگه هرمز تا کجا مستقل از آمریکا است و واشنگتن تا چه حد اجازه میدهد عمان در مذاکره مستقیم با ایران نقشآفرینی کند؟
میرگلوی بیات: عمان در تنگه هرمز از طریق شبهجزیره مُسندم یک موقعیت جغرافیایی خاص دارد؛ در باریکترین قسمت تنگه، بخشی از خاک عمان در مقابل جزیره لارک ایران قرار گرفته و عملا تنگه هرمز از نظر حقوق بینالملل و سیاسی بین ایران و عمان تقسیم شده است. عمان نه میتواند و نه تمایل دارد در برابر غرب ایستادگی کند. باید توجه داشت که جمهوری اسلامی ایران یک کشور ۹۰ تا ۹۵ میلیون نفری با وسعت، قدرت نظامی، توان اقتصادی و صنعتی و پشتوانه مردمی بسیار بیشتری است؛ در حالی که عمان از این ظرفیتها برخوردار نیست؛ بنابراین عمان نه توان و نه ظرفیت رویارویی مستقیم با آمریکا و غرب بر سر تنگه هرمز را دارد. در طول جنگ نیز عمان تا حدی با ما همکاری میکرد اما آمریکا فشار زیادی وارد کرد و حتی تهدیدهایی علیه عمان مطرح شد. در نهایت نیز کریدور جنوبی با فشار آمریکا ایجاد شد. نکته قابل توجه این است که پس از چند انفجار در منطقه، بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان در یادداشتی برای روزنامه لوموند تاکید کرد که مشکل امنیتی منطقه از داخل منطقه نیست، بلکه منشا آن خارج از منطقه، به ویژه تلآویو است. این موضع در حالی مطرح شد که مدت کوتاهی قبل، سلطان عمان در فرانسه درباره امنیت تنگه هرمز موضعگیری کرده بود. بعد از آن نیز مذاکراتی انجام شد و فعلا ترتیبات موجود ادامه دارد اما این به معنای همکاری صد درصدی عمان با ایران نیست. عمان تحت فشار کشورهای عربی منطقه و آمریکا قرار دارد و از اقدامات اسرائیل و حتی امارات در منطقه نگرانیهای امنیتی جدی دارد؛ بنابراین نمیتوان گفت عمان کاملا با ایران همکاری میکند اما از طرف دیگر نمیتوان گفت که در زمین دشمن ایران هم بازی میکند.
اقتصاد معاصر: آیا این احتمال وجود دارد که امارات برای تسلط بیشتر بر تنگه هرمز، مُسندم عمان را تصرف یا تحت کنترل خود درآورد؟
میرگلوی بیات: اگر امروز بشنویم امارات و اسرائیل طرحی را روی میز ترامپ گذاشتهاند که اگر میخواهید تنگه هرمز را امن کنید و برای آن یک ژئوپولیتیک جدید ایجاد کنید، ما یک طرح سیاسی-امنیتی داریم که بر اساس آن میتوان در مُسندم، یعنی در جنوب تنگه هرمز و در خاک عمان مستقر شد، نباید تعجب کنیم. حتی فناوری در حد ناوهای آمریکایی هم نمیتواند بر ژئوپولیتیک و جغرافیای سیاسی غلبه کند. از طرفی، امارات سالهاست چشم طمع به مُسندم دارد و میخواهد از این منطقه استفاده کند. اگر چنین طرحی مطرح شود، هم منافع ترامپ تامین میشود و هم مطامع اسرائیل و امارات؛ به ویژه این که امارات آرزوی دیرینهای برای نفوذ در این منطقه دارد. عمانیها این چشمداشت امارات را میدانند و من معتقدم اگر در این منطقه اتفاقی بیفتد یا بحرانی ایجاد شود، اصلا بعید نیست امارات از فرصت استفاده کرده و وارد مُسندم شود. نمونه آن را در یمن جنوبی هم دیدهایم. وقتی شورای انتقالی جنوبی با حمایت امارات شکل گرفت، این مساله برای عمان یک خط قرمز بود؛ چراکه امارات عملا وارد موضوعی شد که به تمامیت ارضی و امنیت عمان مربوط میشد. به علاوه بحران ظفار، آخرین بحران امنیتی-نظامی جدی عمان نیز پیش از جنگ رمضان بوده و به نوعی از تحولات یمن جنوبی و جدایی این منطقه و حاکمیت دولت در عدن تاثیر پذیرفت. امروز هم امارات در حال بازی با همان بحران و همان خط قرمز عمان است و این موضوع میتواند برای دولتمردان عمان یادآور یک تهدید قدیمی باشد؛ بنابراین بعید نیست امارات در یک بزنگاه، در مُسندم دست به اقدام بزند. به همین دلیل، ما باید یک طرح امنیتی و اقتصادی فوری برای مُسندم داشته باشیم. الان بخشی از برق مُسندم از طریق امارات تامین میشود، حملونقل آن نیز تا حدی از طریق امارات انجام میشود و اماراتیها در این منطقه نفوذ دارند. کالا نیز از مسیر امارات وارد میشود. ما باید حتی اگر شده به صورت پایلوت، زیرساختهای انرژی این منطقه را تقویت کنیم؛ مثلا گاز و سوخت مورد نیاز نیروگاههای مُسندم را تامین کنیم تا نیروگاههایی که امکان استفاده از گاز را دارند، بتوانند برق تولید کنند و این منطقه را از وابستگی به امارات خارج کنیم. البته طرح امنیتی مُسندم از طرح اقتصادی آن مهمتر است. دولت عمان نیز میتواند از چنین همکاریای استقبال کند. مردم مُسندم ویژگیهای فرهنگی و زبانی خاص خودشان را دارند و جمعیت زیادی هم ندارند؛ بنابراین میتوان یک همکاری امنیتی موثر در این منطقه ایجاد کرد. این برای ما یک فرصت مهم است تا هم در شمال تنگه هرمز روی زمین، ترتیبات امنیتی مناسبی داشته باشیم؛ هم در داخل تنگه هرمز روی آبها نقش داشته باشیم؛ و هم در جنوب تنگه هرمز و خاک مُسندم، یک ترتیبات امنیتی مشترک ایجاد کنیم.
اقتصاد معاصر: اگر امارات برای تصرف یا نفوذ در مُسندم اقدام کند، آیا ایران باید از نظر نظامی وارد عمل شود؟
میرگلوی بیات: دولت عمان تمایل داشته و دارد که ایران وارد این منطقه شود. اگر دولت امارات امروز چنین اقدامی انجام دهد، این مساله خطر اصلی برای تسلط ما بر تنگه هرمز خواهد بود و ما باید اقدام کنیم. این اقدام مورد قبول و حمایت دولت عمان نیز قرار خواهد گرفت؛ شک نکنید دولت مسقط در شرایط بحرانی از ورود ایران به مُسندم حمایت خواهد کرد. منظور از ورود ایران این نیست که بخواهیم به دولت عمان کمک کنیم؛ در سدههای گذشته نیز ایرانیها برای کمک به دولت مرکزی عمان و دولت مسقط وارد این منطقه شدهاند.
اقتصاد معاصر: کدام بخشهای اقتصادی ایران در عمان فعالاند و چگونه میتوان از ظرفیت اقتصادی عمان برای مقابله با تحریمها استفاده کرد؟
میرگلوی بیات: صادرات موادی که در تولید آنها توانمندی خوبی داریم، مانند سیمان، آهنآلات و مصالح ساختمانی، میتواند یکی از زمینههای همکاری باشد. مزیت تولید این محصولات را داریم و بخش قابل توجهی از آنها نیز به عمان صادر میشود. بعد از آن، مواد غذایی و قیر نیز میتواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد. در حوزه دیپلماسی اقتصادی، میتوانیم نیروی کار و پیمانکاران ایرانی را به عمان معرفی کنیم و پروژهها را با استفاده از ظرفیت پیمانکاران ایرانی انجام دهیم. خود عمانیها نیز در این زمینه پیشنهادهایی داشتهاند. در دولت آقای روحانی، پیشنهادی به ارزش دو میلیارد دلار برای اجرای پروژههایی در همین مُسندم مطرح شد اما متاسفانه برخی مسائل واقعا مورد توجه قرار نگرفت و اولویتهای دیگری وجود داشت. این دو میلیارد دلار پروژه اقتصادی در مُسندم، بهخصوص در حوزه راهسازی، بندرسازی و اسکلهسازی، میتوانست به ایران واگذار شود اما مورد پذیرش قرار نگرفت. در حالی که ما میتوانستیم در قالب دیپلماسی اقتصادی اعلام کنیم که وقتی قیر از ما میخرید، نیروی کار و پیمانکاران شما را تامین میکنیم و پیمانکاران ایرانی برای شما جادههای مناسب میسازند. در حوزه سدسازی نیز ما تجربه خوبی داریم. یک شرکت ایرانی در حال حاضر مشاور ساخت دومین سد بزرگ عمان است و در این حوزه نیز حضور داریم.
از همه مهمتر، بحث دیپلماسی گازی است. ما یک شبکه گازی را مدنظر داریم که از روسیه و ایران آغاز شود و اگر بتوانیم ترکمنستان را نیز به آن اضافه کنیم، عمان هم میتواند شریک این شبکه باشد. وزیر قبلی نفت عمان اعلام کرد که ما آمادگی داریم گاز ایران را به یمن منتقل کنیم. اگر در یمن ترتیبات امنیتی بهگونهای شکل بگیرد که ما بتوانیم در آنجا نقشآفرینی کنیم، این اتفاق بسیار بزرگی خواهد بود؛ چراکه میتوانیم گاز خود را به شرق آفریقا برسانیم. شرق آفریقا حدود ۳۰۰ میلیون نفر جمعیت دارد و این مسیر میتواند دست ما را برای حضور فرامرزی باز کند؛ از کشت فرامرزی گرفته تا تولیدات فرامرزی و استفاده از نیروی کار ارزان در آن منطقه و همچنین انتقال گاز خودمان به شرق آفریقا. بحث مهم دیگر، همین موضوع گاز است. طرحی نیز در این زمینه وجود داشت که امارات اجازه نداد. قرار بود از سواحل عمان، خط لوله گاز از مسیر آبهای عمیق عبور کند. در آبهای عمیق، به دلیل وجود امواج زیرزمینی، عبور خط لوله نیازمند فناوری خاصی است و قرار بود روسیه این فناوری را در اختیار ما قرار دهد اما این طرح عملی نشد و به هر حال به فراموشی سپرده شد. در نهایت، عمان میتواند شریک گازی ما باشد. خود عمان نیز تولید گاز قابل توجهی دارد. امسال تولید گاز عمان به حدود ۶۰ میلیارد مترمکعب میرسد، یعنی عمان تقریبا یکچهارم تا یکپنجم ایران گاز تولید میکند و وضعیت خوبی دارد. عمان همچنین با قطر یک خط لوله به نام «دلفین» دارد و این بخش گازی نیز میتواند بخش بسیار مهمی از همکاریهای ما باشد.
در حوزه خدمات، دانش و فعالیتهای علمی نیز ظرفیتهای زیادی داریم. حتی در حوزه ورزش، اگر ایران در چند رشته ورزشی در سطح جهان یا حداقل در سطح آسیا قطب محسوب میشود، میتوان از این ظرفیت استفاده کرد. اگر عبارت «نانوسیتی عمان» را جستوجو کنیم، در اطلاعات مربوط به نانوسیتی که قرار بود در آنجا راهاندازی شود، آدرس مراکز ایرانی و پوسترهای ایرانی دیده میشود؛ بنابراین در بحث علمی، دانش و خدمات نیز میتوانیم نقش داشته باشیم. حتی در بحث تجهیز عمان به برخی تجهیزات پرکاربرد نیز ظرفیت همکاری وجود دارد. آنها صلاحیت و توانمندیهای خودشان را در جنگها نشان دادهاند و میتوانند شریک ما باشند. در حوزه نیروی انسانی و آموزش نیز ظرفیت بسیار بالایی وجود دارد. حدود ۷۰ درصد اعضای هیئت علمی عمان خارجی هستند. ما در ایران جامعه بزرگی از افراد تحصیلکرده داریم که شغل مناسب ندارند و بسیاری از آنها از حقوق و شرایط مطلوبی نیز برخوردار نیستند.
اکنون کشورهای مختلف پزشکان ما را جذب میکنند و این مساله باید سازماندهی شود. حداقل دولت ایران باید از دولت عمان بخواهد که هیچ پزشک ایرانی را بدون مجوز ایران جذب نکند. اگر پزشک ایرانی به عمان رفت، باید در قالب قراردادی فعالیت کند که منافع ایران نیز در آن لحاظ شده باشد. ما نمیتوانیم انتظار داشته باشیم دولت ایران این افراد را سالها آموزش دهد و هزینه کند اما پزشکان برای مدتی به عمان بروند و از دانش و اعتبار علمی ایران استفاده کنند، بدون این که سازوکاری برای حفظ منافع ایران وجود داشته باشد. میتوان سازوکاری ایجاد کرد که درآمد این پزشکان و حتی ارجاع بیماران میان دو کشور نیز در چارچوب مشخصی انجام شود. برای مثال، اگر یک چشمپزشک ایرانی در عمان فعالیت میکند، در موارد خاص بیمار را برای ادامه درمان به ایران ارجاع دهد و فعالیت او تحت یک سازوکار مشخص و مرتبط با ایران باشد. این پزشکان میتوانند در عمان فعالیت کنند اما باید سازوکاری وجود داشته باشد که مثلا پس از پنج سال، مجوز فعالیت آنها نیازمند تمدید باشد و در این فرآیند، منافع ایران و ملت ایران نیز لحاظ شود. ما با عمان روابط نزدیکی داریم و دولت عمان نیز سرمایهگذاریهای بزرگی انجام داده است. حداقل باید تعهداتی که برای آموزش و تربیت نیروی انسانی در ایران ایجاد شده، در نظر گرفته شود. اگر یک پزشک یا متخصص با هزینه ملت ایران ۲۰ یا ۳۰ سال آموزش دیده است، منطقی نیست که بدون هیچ سازوکاری بلافاصله از کشور خارج شود و تمام منافع این سرمایهگذاری به کشور دیگری منتقل شود. در مجموع این موارد، کلیاتی از بخشهای مختلف اقتصادی ماست؛ چه در حوزه دانش، چه کالا، چه خدمات و چه انرژی، ما میتوانیم در عمان حضور و نفوذ اقتصادی داشته باشیم.