به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ کشاورزی بریتانیا در سال ۲۰۲۶ با یکی از جدیترین آزمونهای اقلیمی دهههای اخیر روبهرو شده است. آنچه در نگاه نخست یک تابستان خشک و برداشت زودتر از معمول به نظر میرسد، در واقع نشانه تغییر معادله تولید غلات در یکی از مهمترین اقتصادهای کشاورزی اروپا است؛ جایی که الگوی سنتی تولید بر پایه آبوهوای نسبتا معتدل، بارندگی کافی و دسترسی پایدار به منابع آب شکل گرفته بود.
دادههای جدید هیات توسعه کشاورزی و باغبانی بریتانیا نشان میدهد تا ۲۷ جولای، حدود ۵۴ درصد از محصول گندم برداشت شده بود؛ در حالی که متوسط عملکرد ثبتشده در جریان برداشت در مقایسه با میانگین ۷.۹ تن در هکتار طی یک دهه گذشته به حدود ۶.۸ تن در هکتار رسیده بود. به بیان دیگر، محصولی که در میانه فصل برداشت شده، حدود ۱۴ درصد پایینتر از متوسط ۱۰ ساله عملکرد داشته است.
این وضعیت در حالی رخ داده که بریتانیا پیش از آغاز فصل برداشت نیز با محدودیت ذخایر غلات مواجه بود. هیات توسعه کشاورزی و باغبانی بریتانیا در آخرین برآورد عرضه و تقاضای فصل ۲۰۲۵/۲۶، ذخایر پایانی گندم را حدود ۱.۹۱۹ میلیون تن برآورد کرده بود که ۲۳۵ هزار تن کمتر از برآورد قبلی و پایینترین سطح از سال ۲۰۲۳ به شمار میرفت. بنابراین، خشکسالی ۲۰۲۶ صرفا یک شوک تولیدی نیست؛ بلکه در شرایطی به بخش غلات وارد شده که حاشیه اطمینان بازار از قبل کاهش یافته بود.
مهمترین نشانه تغییر شرایط، سرعت برداشت است. گرمای شدید و کمبود رطوبت باعث شد غلات در بسیاری از مناطق زودتر از موعد معمول به مرحله رسیدگی برسند. دولت بریتانیا در گزارشهای رسمی خود در ماه جولای اعلام کرد که کشاورزان در برخی مناطق شرق انگلستان برداشت را زودتر آغاز کردهاند و ادامه خشکی احتمال کاهش عملکرد غلات را افزایش داده است. اما برداشت زودهنگام الزاما به معنای موفقیت کشاورز نیست. در واقع، بخشی از این سرعت نتیجه آن است که گیاه در مواجهه با کمبود آب، چرخه رشد خود را کوتاه کرده و زودتر وارد مرحله رسیدگی شده است. در چنین شرایطی، دوره پر شدن دانه کاهش مییابد و ظرفیت نهایی محصول پایین میآید.
اهمیت این مساله زمانی بیشتر میشود که بدانیم خشکسالی ۲۰۲۶ صرفا محدود به چند مزرعه نبوده است. دولت بریتانیا در ۲۹ جولای اعلام کرد نیمی از انگلستان در وضعیت خشکسالی قرار گرفته و مناطق وسیعی از شرق، مرکز و جنوب کشور با پدیده «خشکسالی ناگهانی» مواجه هستند؛ پدیدهای که از ترکیب بارندگی بسیار پایین و دمای بالا شکل میگیرد.
در هفته سوم جولای نیز فقط حدود ۳ درصد از میانگین بلندمدت بارش برای آن مقطع ثبت شد. در همین زمان، ۸۴ درصد از ایستگاههای پایش جریان رودخانه، دبی پایینتر از حد طبیعی را ثبت کردند و ذخیره مخازن انگلستان به ۷۵.۳ درصد رسید که حدود ۷.۴ درصد پایینتر از میانگین بلندمدت همان زمان است.
شرایط در ادامه نیز بدتر شد. تا ۱۰ اوت، حدود ۷۱.۳ درصد انگلستان رسما در وضعیت خشکسالی قرار گرفت و دولت اعلام کرد ۲۷ میلیون نفر تحت محدودیتهای مصرف آب قرار گرفتهاند. همزمان، جولای ۲۰۲۶ به یکی از خشکترین ماههای ثبتشده در انگلستان و ولز تبدیل شد. این روند نشان میدهد مساله فقط کاهش بارش یک ماهه نیست؛ بلکه ذخایر آبی، رطوبت خاک و توان آبیاری نیز همزمان تحت فشار قرار گرفتهاند.
اثر اقتصادی این وضعیت نخست در درآمد کشاورزان ظاهر میشود. کاهش عملکرد به معنای آن است که هزینههای ثابت تولید شامل زمین، ماشینآلات، نیروی کار، بذر و نهادهها، روی حجم کمتری از محصول سرشکن میشود. در نتیجه حتی اگر قیمت گندم افزایش پیدا کند، الزاما نمیتواند زیان ناشی از افت تولید را جبران کند.
برآوردهای منتشرشده در اوایل اوت نشان میدهد مجموع تولید غلات و دانههای روغنی بریتانیا ممکن است تا ۲.۵ میلیون تن پایینتر از پیشبینیهای قبلی باشد و زیان درآمدی کشاورزان به حدود ۳۹۰ میلیون پوند برسد. برخی برآوردها نیز تولید کل غلات را در محدوده ۱۹.۵ میلیون تن قرار دادهاند؛ سطحی که میتواند یکی از ضعیفترین برداشتهای تاریخ معاصر بریتانیا باشد. فشار تنها به گندم محدود نیست. جو و جو دوسر نیز از خشکی آسیب دیدهاند و کاهش رشد علوفه، دامداران را مجبور کرده تا ذخایر خوراک زمستانی را زودتر مصرف کنند. این مساله یک زنجیره دوم از هزینهها ایجاد میکند؛ ابتدا تولید غلات کاهش مییابد، سپس خوراک دام گرانتر یا کمیابتر میشود و در نهایت هزینه تولید محصولات دامی افزایش پیدا میکند.
با این حال، نباید از این دادهها نتیجه گرفت که بریتانیا الزاما با کمبود فوری نان مواجه خواهد شد. بازار این کشور سالهاست بخشی از نیاز خود را از طریق واردات تامین میکند و در فصل ۲۰۲۵/۲۶ نیز واردات گندم حدود ۲.۲۵ میلیون تن برآورد شده بود. مساله اصلی در اینجا «امنیت عرضه» و «هزینه عرضه» است. اگر تولید داخلی کاهش یابد، وابستگی به بازار جهانی بیشتر میشود. در شرایط عادی، واردات میتواند این شکاف را پر کند اما زمانی که همزمان اروپا با موجهای گرمایی و کاهش تولید مواجه باشد و اختلالات ژئوپلیتیکی مسیرهای تجاری را تحت فشار قرار دهد، اتکا به بازار جهانی دیگر تضمینکننده قیمت پایین نیست.
این موضوع برای بریتانیا اهمیت بیشتری دارد، زیرا بخش کشاورزی این کشور پیش از این نیز با افت سودآوری مواجه بوده است. در سال مالی ۲۰۲۴/۲۵، درآمد کسبوکار کشاورزی مزارع غلات نسبت به سال قبل ۲۰ درصد افزایش یافت اما بخش مهمی از این بهبود از فعالیتهای غیرکشاورزی و برنامههای زیستمحیطی حاصل شد و تولید زراعی همچنان تحت فشار قیمتها و عملکرد محصولات قرار داشت. در چنین شرایطی، تداوم خشکسالی میتواند مساله اقلیم را مستقیما به مساله سرمایهگذاری و بقای اقتصادی مزرعه تبدیل کند.
تجربه ۲۰۲۶ یک پیام روشن برای سیاستگذار بریتانیایی دارد؛ مدل کشاورزی گذشته را نمیتوان بدون تغییر به دهههای آینده منتقل کرد. تا سالهای اخیر، توسعه گسترده سامانههای آبیاری در بسیاری از مزارع بریتانیا از نظر اقتصادی توجیه محدودی داشت؛ زیرا بارندگی نسبتا مناسب باعث میشد سرمایهگذاری سنگین در مخازن ذخیره آب و تجهیزات آبیاری همیشه بازده کافی نداشته باشد. اما زمانی که خشکسالی از یک اتفاق استثنایی به ریسکی تکرارشونده تبدیل شود، محاسبه اقتصادی تغییر میکند.
چارچوب ملی منابع آب بریتانیا نیز بر توسعه مخازن کشاورزی، استفاده مشترک از منابع آب، تجهیزات آبیاری کممصرف و حرکت به سمت «کشاورزی هوشمند» تاکید کرده است. در این رویکرد، فناوری باید به کشاورز امکان دهد میزان واقعی آب موجود، نیاز گیاه و زمان مناسب آبیاری را دقیقتر تشخیص دهد تا هر واحد آب با بهرهوری بیشتری مصرف شود.
در کنار آب، اصلاح ژنتیکی و تغییر ترکیب ارقام نیز اهمیت پیدا میکند. اگر دورههای گرما و خشکی شدیدتر و پرتکرارتر شوند، انتخاب ارقامی که ریشه عمیقتر، تحمل بالاتر به تنش آبی و توان بیشتری برای حفظ عملکرد در شرایط کمآبی دارند، میتواند به یکی از پایههای تولید گندم تبدیل شود. این تغییر البته هزینه دارد. توسعه مخزن، شبکه آبیاری، اصلاح خاک و خرید بذرهای جدید نیازمند سرمایهگذاری است و همه مزارع توان مالی یکسانی ندارند. بنابراین، سازگاری اقلیمی نمیتواند صرفا به تصمیم تکتک کشاورزان واگذار شود. سیاست اعتباری، بیمه کشاورزی، حمایت از سرمایهگذاری آبی و پژوهش در اصلاح ارقام باید بخشی از یک برنامه واحد باشند.
دولت بریتانیا نیز نشانههایی از تغییر رویکرد نشان داده است. در «نقشه راه کشاورزی ۲۰۵۰» که در ژوئن ۲۰۲۶ منتشر شد، مدیریت آب، سلامت خاک و افزایش تابآوری در برابر شرایط حدی آبوهوایی به عنوان بخشی از آینده کشاورزی انگلستان مورد تاکید قرار گرفت. با این حال، مساله اصلی فراتر از حمایت مالی کوتاهمدت است. اگر خشکسالیهای شدید در سالهای آینده تکرار شوند، بریتانیا باید همزمان سه تصمیم دشوار بگیرد؛ چه محصولاتی را در کدام مناطق کشت کند، آب را چگونه میان شرب، صنعت و کشاورزی توزیع کند و چه میزان از امنیت غذایی را از طریق تولید داخلی و چه میزان را از طریق واردات تامین کند.
اهمیت این پرسش برای اقتصاد جهانی نیز کم نیست. بریتانیا در برابر تغییر اقلیم تنها نیست و بخشهایی از اروپا نیز در ۲۰۲۶ با گرمای شدید و خسارت کشاورزی مواجه شدهاند؛ بهگونهای که برآوردهای اولیه از خسارت چند میلیارد یورویی موج گرما به محصولات غلات اروپا حکایت دارد. از این منظر، گندم بریتانیا یک نمونه از روندی بزرگتر است؛ در کشاورزی آینده، مساله فقط «چقدر زمین داریم» یا «چقدر کود مصرف میکنیم» نیست؛ بلکه توانایی حفظ تولید در شرایطی است که آبوهوا دیگر قابل پیشبینی نیست.