اگر منابع بانک مرکزی بهجای آنکه صرفاً از مسیر اضافهبرداشت در اختیار بانک قرار گیرد، از محل تعیین تکلیف و دریافت داراییهای بانک تأمین شود، در واقع یک پیام مهم در خود دارد:
قرار نیست ناترازی با پول جدید پوشانده شود؛ قرار است بخشی از ناترازی با اصلاح واقعی ترازنامه جبران شود.
در این نگاه، دریافت اموال و مطالبات بانک ایرانزمین میتواند به معنای تبدیل داراییهای منجمد به منابع قابل استفاده، کاهش فشار بر منابع بانک مرکزی و فراهم شدن زمینه برای بازسازی ساختار مالی این بانک باشد.
به بیان سادهتر، مسیر اصلاح میتواند از این الگو فاصله بگیرد:
اضافهبرداشت ← تأمین نقدینگی ← تداوم ناترازی
و به سمت این الگو حرکت کند:
تعیین تکلیف داراییها ← وصول مطالبات ← اصلاح ترازنامه ← بازسازی و احیای بانک
درباره نتیجه نهایی این فرآیند هنوز نمیتوان با قطعیت اظهارنظر کرد و موفقیت آن به نحوه ارزشگذاری داراییها، مدیریت منابع، اصلاح ساختار مالی و برنامه عملیاتی بانک بستگی داردکه این موضوع به جدیت در حال انجام است.
اما از منظر سیاستگذاری، یک نکته قابل توجه است:
وقتی داراییهای بانک برای تسویه تعهدات و اصلاح ترازنامه به کار گرفته میشوند، میتوان امیدوار بود که هدف، صرفاً تأمین نقدینگی کوتاهمدت نباشد؛ بلکه اصلاح ریشهایتر و فراهم کردن زمینه برای بازگشت بانک به مسیر فعالیت پایدار باشد.
بانک ایرانزمین امروز با برنامه اصلاحی منسجم، شفاف و قابل اجرایی که پیش رو دارد ؛ می تواند ظرفیتهای واقعی بانک را فعال کند و فاصله میان داراییها و تعهدات را بهتدریج کاهش دهد.
شاید آنچه امروز در ظاهر «توقیف اموال» دیده میشود، در صورت اجرای درست، بخشی از مسیر بزرگترِ اصلاح و احیای بانک ایرانزمین از سوی بانک مرکزی است که می تواند نمونه ای موفق برای سایر بانک ها باشد.