به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازارهای دارایی شهریورماه را در شرایطی آغاز کردهاند که سه ضلع اصلی بازار سرمایهگذاری یعنی بورس، دلار و طلا همزمان در سطوح تاریخی قرار گرفتهاند. این همزمانی، معادله ورود و خروج نقدینگی را پیچیدهتر کرده؛ به ویژه آنکه بورس پس از رشد ۶۳ درصدی از ابتدای سال و عبور شاخص کل از مرز ۶ میلیون واحد، همچنان در کانون توجه معاملهگران قرار دارد اما رشد اخیر ارز و طلا نیز بار دیگر این دو بازار را به رقیبی جدی برای سهام تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، مساله اصلی برای بازار سهام صرفا ادامه رشد شاخص نیست، بلکه توان بورس برای حفظ جذابیت خود در برابر گزینههای رقیب است؛ جایی که دلار در معاملات اخیر به محدوده ۱۹۸ هزار تومان نزدیک، و طلای ۱۸ عیار نیز وارد کانال ۲۲ میلیون تومان شده است. سکه امامی هم در محدوده ۲۱۸ میلیون تومان معامله شده است. این در حالی است که افزایش همزمان قیمت این داراییها میتواند بخشی از سرمایههای کوتاهمدت را به سمت بازارهای کالایی سوق دهد؛ به ویژه در شرایطی که ابهامات سیاسی همچنان پابرجاست و طلا و ارز برای بخشی از سرمایهگذاران نقش پوشش ریسک را ایفا میکنند.
با این حال، نشانههای خروج گسترده نقدینگی از بورس هنوز مشاهده نمیشود؛ چرا که ارزش معاملات خرد در معاملات اخیر در محدوده بالای ۴۰ هزار میلیارد تومان قرار داشته و از ابتدای سال نیز حدود ۶۰ هزار میلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار سهام شده است. بنابراین، اگرچه بخشی از معاملهگران ممکن است به دلیل رشد سریع طلا، نقره و گواهیهای کالایی اقدام به جابهجایی سرمایه کنند اما حجم معاملات نشان میدهد نقدینگی واردشده به بازار سهام هنوز به شکل معناداری از بورس خارج نشده است.
به باور کارشناسان، با این حال رفتار بازار سهام در معاملات اخیر، نشانهای از تغییر آرایش نقدینگی را به نمایش گذاشته و افزایش قیمت گواهیهای کالایی و صندوقهای طلا و نقره، گزینههای تازهای را پیش روی سرمایهگذاران قرار داده است. این وضعیت میتواند به جای خروج کامل نقدینگی از بازار سهام، به چرخش پول میان صنایع و بازارهای مختلف منجر شود.
برخی معتقدند یکی از ویژگیهای اقتصاد ایران این است که بخشی از سرمایههای سرگردان، ماهیتی کوتاهمدت دارند و در واکنش به تغییر بازدهی، ریسک یا چشمانداز بازارها جابهجا میشوند. به همین دلیل، صعود یک بازار میتواند به سرعت توجه سرمایهگذاران را به خود جلب کند. در این راستا نیز رشد اخیر در بازارهای طلا و نقره در کنار افزایش نرخ ارز، بخشی از این منابع را در معرض تصمیمگیری مجدد قرار داده است.
در طرف مقابل، بورس همچنان چند مزیت مهم از جمله رشد سودآوری برخی شرکتها، گزارشهای مناسب و ارزندگی نسبی بخشی از سهام دارد. بنابراین، رقابت میان بازارها الزاما به معنای انتخاب یکی و حذف دیگری نیست. بنابراین ممکن است در شرایط فعلی، سرمایهگذاران به دنبال ترکیبی از داراییها باشند و وزن هر بازار را بر اساس ریسکهای سیاسی، نرخ ارز، وضعیت سودآوری شرکتها و روند قیمتهای جهانی تغییر دهند.
این در شرایطی است که شهریورماه برای بورس از این جهت اهمیت دارد که بازار سهام پس از جهش سنگین ماههای گذشته، وارد مرحلهای شده که کیفیت رشد اهمیت بیشتری از سرعت آن پیدا میکند و گزارشهای تولید و فروش شرکتها در مردادماه میتواند یکی از مهمترین محرکهای بازار سهام در هفتههای پیش رو باشد. اگر عملکرد شرکتها بتواند انتظارات ایجادشده را پوشش دهد، بورس همچنان شانس حفظ جایگاه خود در رقابت با بازارهای موازی را خواهد داشت.
در مقابل، افزایش نرخ ارز و رشد بازارهای طلا، نقره و گواهیهای کالایی میتواند بخشی از تقاضای کوتاهمدت را از سهام دور کند. بنابراین، احتمال نوسان و جابهجایی نقدینگی میان بازارها در شهریورماه افزایش یافته است. در این فضا، سهامی که از پشتوانه بنیادی قویتر، ارزشگذاری مناسبتر و ظرفیت رشد سودآوری برخوردار باشند، میتوانند نسبت به سایر نمادها شانس بیشتری برای جذب نقدینگی داشته باشند.
در نهایت، رقابت فعلی میان بورس، دلار و طلا را باید بیش از آنکه یک رقابت قیمتی ساده دانست، رقابت بر سر انتظارات سرمایهگذاران تلقی کرد. بر این اساس تا زمانی که چشمانداز سودآوری شرکتها، جریان ورود پول و ریسکهای سیاسی به نفع بورس باشد، بازار سهام میتواند جایگاه خود را حفظ کند اما ادامه رشد ارز و طلا، کار بورس برای جذب نقدینگی جدید را دشوارتر خواهد کرد. به همین دلیل، شهریورماه میتواند ماهی تعیینکننده برای مشخص شدن مسیر چرخش سرمایه میان بازارهای دارایی باشد.