به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سهام در ماههای اخیر یکی از متفاوتترین دورههای صعودی خود را پشت سر گذاشته است. شاخص کل بورس که در ابتدای سال در محدوده ۳.۷ میلیون واحد قرار داشت، اکنون به محدوده ۶.۵ میلیون واحد نزدیک شده و بخش قابل توجهی از افت و جاماندگی بازار سرمایه در سالهای گذشته را جبران کرده است. عبور تاریخی شاخص از مرز ۶ میلیون واحد در پایان مرداد نیز نشانهای از قدرت موج تقاضا در بازار سهام بوده است؛ جایی که شاخص در معاملات ۳۱ مرداد با رشد ۱.۸۳ درصدی به ۶ میلیون و ۶۱ هزار واحد رسید.
حالا اما بازار سرمایه پس از یک حرکت پرشتاب، در نقطهای قرار گرفته که فاصله میان انتظارات سرمایهگذاران و توان واقعی شرکتها برای ایجاد سود اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بر این اساس باید گفت یکی از مهمترین نشانههای حمایت از روند فعلی، تداوم ورود نقدینگی به بازار سهام است؛ چرا که در هفتههای اخیر افزایش ارزش معاملات و مشارکت بیشتر سرمایهگذاران حقیقی باعث شده سمت تقاضا همچنان قدرتمند باقی بماند.
به باور کارشناسان، رشد شاخص بورس زمانی از پشتوانه بیشتری برخوردار است که صرفا نتیجه افزایش قیمت چند نماد بزرگ نباشد و در لایههای مختلف بازار سهام نیز تقاضا شکل بگیرد. در این راستا، در روزهای اخیر، رشد همزمان شاخص کل و شاخص هموزن نیز نشانهای از گستردهتر شدن موج صعودی بوده است.
با این حال، ورود پول حقیقی را نباید به تنهایی معادل تضمین تداوم صعود دانست؛ چرا که نقدینگی در بازار سهام بسیار سریع میتواند مسیر خود را تغییر دهد؛ بنابراین رفتار پول در روزهای آینده میتواند یکی از مهمترین علائم برای تشخیص ادامه روند یا آغاز یک دوره استراحت باشد.
انتظار برای تداوم رشد بازار سرمایه در حالی این روزها وجود دارد که کارشناسان بر این باورند که یکی از خطاهای رایج در دورههای صعودی، تصور حرکت مستقیم قیمتها است؛ این در شرایطی است که بازار سهام حتی در یک روند صعودی قدرتمند نیز به طور طبیعی با دورههایی از شناسایی سود، کاهش سرعت معاملات و اصلاح قیمت روبهرو میشود.
به همین دلیل، اگر در روزها یا هفتههای آینده بخشی از رشد اخیر تعدیل شود، لزوما نمیتوان آن را به معنای پایان روند صعودی تلقی کرد، بلکه اصلاحهای کنترلشده میتوانند به بازار سهام اجازه دهند بخشی از هیجان ایجادشده را تخلیه کرده و برای موج بعدی انرژی تازهای ایجاد کند. در مقابل در یک روند اصلاحی، مساله زمانی جدی میشود که اصلاح قیمت با کاهش محسوس ارزش معاملات، خروج مستمر پول حقیقی و تضعیف همزمان شاخصهای اصلی همراه شود. در چنین شرایطی، احتمال تغییر فاز بازار سهام افزایش خواهد یافت.
در هر حال در ارتفاع فعلی شاخص بورس، بازار سهام بیش از گذشته به عملکرد واقعی شرکتها نیاز دارد. بنابراین رشد قیمت سهام اگر با افزایش فروش، درآمد و سودآوری شرکتها همراه نشود، در نهایت با محدودیت ارزشگذاری مواجه خواهد شد. از این منظر، گزارشهای ماهانه و صورتهای مالی شرکتها در ماههای پیش رو اهمیت بیشتری پیدا میکنند. به این دلیل صنایع صادراتمحور، شرکتهایی که درآمد آنها ارتباط بیشتری با نرخ ارز دارد و بنگاههایی که توان افزایش نرخ فروش متناسب با تورم را دارند، میتوانند همچنان مورد توجه بازار سرمایه قرار گیرند؛ البته مشروط به آنکه سیاستهای اقتصادی و مقرراتی مانع انتقال این مزیت به سودآوری آنها نشود.
در مقابل، هرگونه تشدید قیمتگذاری دستوری، افزایش هزینههای تولید یا ایجاد محدودیت برای فروش شرکتها میتواند بخشی از اثر مثبت رشد نرخ ارز و تورم بر سود اسمی بنگاهها را خنثی کند.
از منظر تکنیکال، رسیدن شاخص به محدودههای بالاتر از ۶ میلیون واحد، بازار سهام را وارد محدودههایی کرده که سابقه تاریخی کمتری برای مقایسه در اختیار معاملهگران قرار دارد. در چنین شرایطی، اعداد روانی و رفتار نقدینگی اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
بنابراین در صورت حفظ جریان تقاضا، تثبیت شاخص بالای کانالهای فعلی میتواند مسیر حرکت به سمت محدودههای ۷ میلیون واحد و بالاتر را باز کند. اما رسیدن به این سطوح، بیش از آنکه به صرف قدرت نمودار وابسته باشد، به تداوم حمایت متغیرهای بنیادی و نبود شوک سیاسی نیاز دارد.
این در شرایطی است که بازار سرمایه هر چند نسبت به گذشته حساسیت کمتری نسبت به ریسکهای سیاسی دارد اما همچنان به شدت تحت تاثیر متغیرهای سیاسی قرار دارد. جایی که تجربه سالهای اخیر نشان داده یک خبر سیاسی میتواند در فاصلهای کوتاه انتظارات فعالان بازار سهام را تغییر دهد و حتی روندی را که از پشتوانه نقدینگی برخوردار است، با وقفه مواجه کند. به همین دلیل، در شرایط فعلی نمیتوان صرفا بر اساس رشد گذشته شاخص درباره آینده بازار قضاوت کرد. ضمن این که هرچه ارتفاع شاخص بیشتر میشود، حساسیت بازار سهام به اخبار منفی نیز میتواند افزایش یابد.
با این وجود، اگر ورود نقدینگی به تالار شیشهای ادامه پیدا کند، گزارش شرکتها بتواند ارزشگذاریهای فعلی را توجیه کند، نرخ ارز موثر بر درآمد شرکتها در مسیر مناسبی حرکت کند و ریسک سیاسی افزایش نیابد، بازار سهام همچنان ظرفیت ادامه حرکت صعودی را خواهد داشت. بنابراین در مقطع کنونی، مهمترین نشانه برای سهامداران رفتار نقدینگی، کیفیت معاملات و توان شرکتها برای تبدیل رشد قیمتها به سود واقعی است.