اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۶/شهريور/۱۴۰۵ | ۰۹:۱۰
۰۹:۰۰ ۱۴۰۵/۰۶/۱۶
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

گندم چینی در دل شوری؛ ایران می‌تواند زمین‌های شور را به سنگر امنیت غذایی تبدیل کند؟

آزمایش گندم هیبرید Jingmai ۱۸۹ در زمین‌های شور و خشک جنوب سین‌کیانگ، بار دیگر مرزهای تولید در اراضی نامتعارف را جابه‌جا کرده اما اهمیت این تجربه برای ایران نه در انتقال یک رقم، بلکه در الگویی است که ژنتیک، مدیریت خاک و بهره‌وری آب را هم‌زمان به کار می‌گیرد.
کد خبر:۵۹۶۰۰

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ در زمانی که افزایش دمای زمین، کاهش منابع آب و گسترش شوری خاک، ظرفیت تولید کشاورزی را در بسیاری از کشورها محدود کرده، چین یک بار دیگر توجه‌ها را به سمت زمین‌هایی برده که تا همین چند سال پیش بخش مهمی از آنها از نظر اقتصادی برای تولید غلات جذاب نبودند. 

آزمایش رقم گندم هیبرید Jingmai ۱۸۹  در جنوب سین‌کیانگ و حاشیه صحرای تکله‌مکان نشان داده که ترکیب اصلاح ژنتیکی با مدیریت دقیق مزرعه می‌تواند حتی در شرایط بسیار دشوار، تولید قابل توجهی ایجاد کند.

داده‌های منتشرشده درباره این پروژه نشان می‌دهد Jingmai ۱۸۹ که توسط آکادمی علوم کشاورزی و جنگلداری پکن و پس از حدود ۹ سال تحقیق توسعه یافته، برای تحمل هم‌زمان خشکی، شوری و کمبود مواد غذایی در خاک طراحی شده است. این رقم در یک قطعه به ‌شدت شور و قلیایی در جنوب سین‌کیانگ عملکردی در حدود ۱۱.۵ تن در هکتار ثبت کرده است؛ رقمی که تقریبا دو برابر متوسط عملکرد گندم چین در سال ۲۰۲۵ است. آمار رسمی چین، عملکرد متوسط گندم این کشور را در سال ۲۰۲۵ حدود ۵.۹۴ تن در هکتار اعلام کرده بود.

البته همین‌جا یک نکته مهم وجود دارد؛ این ۱۱.۵ تن در هکتار را نباید با عملکردی که در شرایط کاملا طبیعی بیابان حاصل شده یکسان دانست. زمین آزمایشی مدیریت‌شده بوده و اصلاح خاک، مدیریت آب و تغذیه گیاه در نتیجه نهایی نقش داشته‌اند. بنابراین، ارزش واقعی پروژه چین در «رکورد عملکرد» خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در اثبات این موضوع است که یک رقم مناسب می‌تواند در کنار مدیریت صحیح، دامنه زمین‌های بالقوه قابل استفاده برای تولید را افزایش دهد.

وقتی ژنتیک با مدیریت زمین ترکیب می‌شود

آزمایش دوم اهمیت بیشتری برای درک قابلیت واقعی این فناوری دارد. در حاشیه صحرای تکله‌مکان، Jingmai ۱۸۹  در زمین‌هایی با شوری شدید مورد کشت قرار گرفت و در اواسط ژوئن ۲۰۲۶ بیش از ۵.۲۵ تن در هکتار محصول داد؛ حدود ۷۵۰ کیلوگرم بیشتر از ارقام دیگر مورد استفاده در همان منطقه. در این قطعه، میزان شوری متوسط خاک حدود ۸.۶ در هزار گزارش شده و با این حال، محصول قابل برداشت به دست آمده است.

اهمیت این رقم زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم کشاورزان منطقه پیش از این در زمین‌های مناسب‌تر نیز با ارقام معمولی گاهی تنها کمی بیش از ۳ تن در هکتار برداشت می‌کردند. از سوی دیگر، توسعه این فناوری صرفا با هدف افزایش تولید غله دنبال نمی‌شود. پژوهشگران چینی بر این باورند که چرخه رشد طولانی گندم، ریشه‌های عمیق و امکان بازگرداندن بقایای گیاهی به خاک می‌تواند در تثبیت شن، کاهش فرسایش بادی و بهبود تدریجی کیفیت خاک نیز نقش داشته باشد.

این همان نقطه‌ای است که تجربه چین را از یک خبر علمی به یک موضوع اقتصادی تبدیل می‌کند. مساله اصلی جهان دیگر فقط افزایش سطح زیرکشت نیست؛ بلکه پیدا کردن راهی برای تولید بیشتر از زمین‌هایی است که تحت فشار خشکی، شوری یا تخریب قرار گرفته‌اند. 

بر اساس گزارش سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد، حدود ۱.۳۸۱ میلیارد هکتار از اراضی جهان تحت تاثیر شوری قرار دارد؛ معادل حدود ۱۰.۷ درصد کل مساحت خشکی‌های جهان. FAO  همچنین هشدار داده که در صورت ادامه روندهای اقلیمی و سوءمدیریت، وسعت اراضی متاثر از شوری می‌تواند به شکل محسوسی افزایش یابد. بنابراین، فناوری‌هایی که بتوانند بخشی از این زمین‌ها را بدون فشار مضاعف بر منابع طبیعی وارد چرخه تولید کنند، از منظر امنیت غذایی اهمیت استراتژیک پیدا می‌کنند.

ایران؛ جایی که مساله از چین هم جدی‌تر است

برای ایران، داستان Jingmai ۱۸۹ بیش از آنکه یک دستاورد خارجی باشد، یک هشدار داخلی است. کشور هم‌زمان با دو محدودیت جدی یعنی کمبود آب و گسترش شوری مواجه است و این دو عامل به یکدیگر وابسته‌اند. بر اساس برآوردهای منتشرشده از سوی مرکز ملی تحقیقات شوری، حدود ۶.۸ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی ایران تحت تاثیر شوری قرار دارد؛ رقمی که بخش قابل توجهی از آن تنها به دلیل شوری با محدودیت مواجه است.

از سوی دیگر، داده‌های تازه منتشرشده از سوی موسسه تحقیقات فنی و مهندسی کشاورزی نشان می‌دهد بیش از ۱۰ میلیون هکتار از اراضی کشاورزی کشور تحت تاثیر روند شوری منابع آب و خاک قرار گرفته است. این موسسه همچنین اعلام کرده حدود ۷۵ درصد منابع آب زیرزمینی و ۵۵ درصد منابع آب سطحی کشور روند شوری دارند. در چنین شرایطی، اتکا به توسعه سطح زیرکشت برای افزایش تولید گندم عملا با محدودیت منابع آب برخورد می‌کند. راه‌حل منطقی‌تر، افزایش بهره‌وری زمین‌های موجود و در مرحله بعد، احیای بخش‌هایی از اراضی کم‌بازده است؛ البته به شرط آنکه هزینه آب، اصلاح خاک و حفظ پایداری اکوسیستم در محاسبات اقتصادی لحاظ شود.

اهمیت موضوع برای گندم دوچندان است. برآورد FAO  نشان می‌دهد تولید گندم ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۲.۵ میلیون تن بوده که نزدیک به ۱۲ درصد کمتر از میانگین بوده است. برای ۲۰۲۶ نیز FAO تولید گندم را حدود ۱۲ میلیون تن برآورد کرده و نیاز وارداتی سال زراعی ۲۰۲۶/۲۷ را حدود ۳ میلیون تن پیش‌بینی کرده است.

این ارقام نشان می‌دهد هر فناوری که بتواند حتی بخشی از شکاف عملکردی ناشی از شوری و کم‌آبی را کاهش دهد، مستقیما با مساله امنیت غذایی و واردات گندم ارتباط پیدا می‌کند.

نسخه ایرانی نباید کپی چینی باشد

با این حال، خطر اصلی در مواجهه با چنین دستاوردهایی، ساده‌سازی بیش از حد ماجراست؛ اینکه تصور کنیم کافی است بذر Jingmai ۱۸۹ وارد ایران شود و زمین‌های شور کشور به مزارع پربازده تبدیل شوند. چنین برداشتی از نظر فنی قابل دفاع نیست. تجربه چین نشان می‌دهد بذر به‌تنهایی راه‌حل نیست. اصلاح خاک، مدیریت زهکشی، کیفیت آب آبیاری، زمان‌بندی آبیاری، تغذیه متناسب و انتخاب دقیق منطقه همگی در کنار ژنتیک قرار گرفته‌اند. حتی پژوهش‌های داخلی نیز بر همین رویکرد تلفیقی تاکید دارند. برای نمونه، در خوزستان پژوهشگران استفاده از روش کف‌کاری را به ‌عنوان یکی از راهکارهای کاهش اثر شوری در محدوده ریشه گندم مطرح کرده‌اند و کاهش قابل توجه شوری در این ناحیه را گزارش کرده‌اند.

از سوی دیگر، چین نیز هنوز این پروژه را به معنای «قابل کشت شدن بیابان‌ها» در مقیاس گسترده نمی‌داند. طبق گزارش‌های منتشرشده، از زمان آغاز برنامه کشاورزی در حاشیه بیابان در سال ۲۰۲۳، تنها کمی بیش از ۶۶۶۷ هکتار از اراضی حاشیه‌ای وارد این برنامه شده و محدودیت‌های زیست‌محیطی همچنان پابرجاست.

برای ایران نیز مسیر منطقی، آغاز یک برنامه آزمایشی چندساله است؛ نه توزیع فوری یک رقم در سطح ملی. ابتدا باید مناطق دارای شوری مشخص، کیفیت آب قابل قبول و امکان زهکشی شناسایی شوند. سپس ارقام داخلی و خارجی مقاوم به شوری در کنار یکدیگر آزمایش شوند و عملکرد آنها نه فقط بر اساس تن در هکتار، بلکه بر اساس مترمکعب آب مصرفی به ازای هر کیلوگرم گندم، هزینه اصلاح خاک، هزینه کود و پایداری عملکرد سنجیده شود.

در نهایت، دستاورد Jingmai ۱۸۹ بیش از آنکه وعده تبدیل بیابان به زمین کشاورزی باشد، یک تغییر در نگاه به مساله تولید است. در شرایطی که FAO در تازه‌ترین گزارش خود اعلام کرده قیمت جهانی مواد غذایی در اوت ۲۰۲۶ به بالاترین سطح از اواخر ۲۰۲۲ رسیده و پیش‌بینی تولید جهانی غلات را نیز کاهش داده، ظرفیت‌های جدید تولید اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند.

برای ایران، پیام این تجربه روشن است؛ امنیت غذایی آینده الزاما از توسعه سطح زیرکشت نمی‌گذرد؛ بخشی از آن می‌تواند از مدیریت هوشمند زمین‌هایی عبور کند که امروز کم‌بازده، شور یا در آستانه خروج از چرخه تولید هستند. اگر اصلاح ژنتیکی با مدیریت آب و خاک، نقشه‌برداری دقیق اراضی و ارزیابی اقتصادی همراه شود، زمین شور دیگر صرفا یک تهدید نیست و می‌تواند به بخشی از راه‌حل تبدیل شود.

ارسال نظرات
captcha