به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس به عنوان یکی از بزرگترین بنگاههای بورسی و مهمترین هلدینگهای پتروشیمی کشور، سال مالی منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵ را با رشد قابل توجه درآمد به پایان رسانده است؛ با این حال بررسی جزئیتر صورتهای مالی نشان میدهد رشد درآمد الزاما با همان سرعت به سودآوری تبدیل نشده و همزمان چند شاخص مهم ترازنامهای و عملیاتی نیز از افزایش فشار هزینه، بدهی و نقدینگی حکایت دارند.
بر اساس صورت سود و زیان تلفیقی، درآمدهای عملیاتی گروه خلیج فارس از حدود ۶۳۶.۷ همت در سال مالی قبل به ۹۵۷.۵ همت در سال مالی ۱۴۰۵ رسیده است؛ رشدی در حدود ۵۰.۴ درصد. در همین دوره سود خالص تلفیقی از حدود ۱۵۷.۳ همت به ۱۷۵.۱ همت افزایش یافته که معادل رشد حدود ۱۱.۳ درصدی است. این فاصله میان سرعت رشد درآمد و سود، نخستین نشانهای است که عملکرد مالی گروه را از ظاهر ارقام فروش متفاوت میکند. به بیان دیگر اگرچه حجم ریالی درآمد تقریبا یکونیم برابر شده اما بخش بزرگی از این افزایش در مسیر هزینهها جذب شده و به همان نسبت به سود نهایی تبدیل نشده است.
رد این شکاف را میتوان در بهای تمامشده و هزینههای عملیاتی جستوجو کرد. بهای تمامشده درآمدهای عملیاتی گروه از حدود ۴۰۱.۵ همت به ۶۵۲.۹ همت رسیده؛ یعنی حدود ۶۲.۶ درصد رشد کرده است. به این ترتیب رشد بهای تمامشده بیش از ۱۲ واحد درصد بالاتر از رشد درآمد بوده است.
هزینههای اداری و عمومی نیز رشد شدیدتری داشتهاند. این هزینهها از حدود ۶۱.۲ همت به ۱۱۰.۹ همت رسیدهاند که از افزایش بیش از ۸۱ درصدی حکایت دارد. هزینههای مالی گروه نیز از حدود ۳۰.۷ همت به ۵۲.۶ همت افزایش یافته و بیش از ۷۱ درصد رشد کرده است. نتیجه چنین ترکیبی در حاشیههای سود قابل مشاهده است. محاسبات اقتصاد معاصر بر اساس ارقام صورت مالی تلفیقی نشان میدهد حاشیه سود ناخالص گروه از حدود ۳۶.۹ درصد در سال قبل به حدود ۳۱.۸ درصد کاهش یافته است. حاشیه سود عملیاتی نیز از حدود ۲۸.۳ درصد به ۲۲.۵ درصد و حاشیه سود خالص از حدود ۲۴.۷ درصد به ۱۸.۳ درصد رسیده است. بنابراین مساله اصلی در عملکرد سال گذشته کاهش سود نیست؛ سود همچنان رشد کرده اما توان گروه برای تبدیل هر واحد درآمد به سود کاهش یافته است.
در سطح شرکت اصلی تصویر سودآوری در نگاه نخست قویتر است. سود خالص شرکت صنایع پتروشیمی خلیج فارس از حدود ۱۲۶.۵ همت به ۱۸۷.۳ همت رسیده و نزدیک به ۴۸ درصد افزایش یافته است. درآمد عملیاتی شرکت اصلی نیز به حدود ۱۱۲.۲ همت و سود عملیاتی به نزدیک ۱۱۶ همت رسیده است. با این حال در همین صورت مالی، سایر درآمدها و هزینههای غیرعملیاتی شرکت اصلی از حدود ۳۹.۳ همت در سال قبل به ۸۴.۵ همت افزایش یافته است. همچنین هزینه مالی شرکت مادر از حدود ۲.۹ همت به ۹.۱ همت رسیده؛ یعنی بیش از سه برابر شده است.
اهمیت این ارقام از منظر کیفیت سود است. رشد سود خالص زمانی پایدارتر تلقی میشود که بخش بزرگتری از آن از عملیات مستمر و اصلی شرکت حاصل شده باشد. افزایش قابل توجه سرفصلهای غیرعملیاتی در کنار رشد شدید هزینه مالی، باعث میشود برای ارزیابی دقیقتر سود ۱۸۷ همتی فارس، صرفا رقم نهایی سود کافی نباشد و ترکیب منابع ایجاد آن نیز مورد بررسی قرار گیرد. در واقع تفاوت میان صورت مالی شرکت اصلی و عملکرد تلفیقی گروه نیز در همین نقطه اهمیت پیدا میکند؛ زیرا در حالی که سود خالص شرکت مادر ۴۸ درصد رشد کرده، سود خالص کل گروه فقط ۱۱ درصد افزایش یافته است.
در سمت ترازنامه یکی از مهمترین تغییرات مربوط به افزایش بدهی است. جمع بدهیهای تلفیقی گروه از حدود ۶۵۱ همت در پایان خرداد ۱۴۰۴ به حدود هزار و ۱۴۴.۸ همت در پایان خرداد ۱۴۰۵ رسیده است؛ به این ترتیب بدهی گروه در یک سال حدود ۷۶ درصد رشد کرده است. افزایش نزدیک به ۴۹۴ همتی بدهی در شرایطی رخ داده که حقوق مالکانه گروه با سرعت بسیار کمتری افزایش یافته است. این تفاوت موجب شده نقش بدهی در ساختار مالی هلدینگ پررنگتر شود.
بدهیهای جاری نیز افزایش محسوسی داشتهاند. مجموع بدهی جاری گروه از حدود ۵۲۱.۶ همت به ۸۷۳.۶ همت رسیده و بیش از ۶۷ درصد رشد کرده است. در همین مدت تسهیلات مالی جاری از حدود ۱۸۰.۵ همت به ۲۹۵.۲ همت افزایش یافته است. رشد همزمان بدهی، تسهیلات و هزینههای مالی نشان میدهد تامین مالی به یکی از متغیرهای اثرگذارتر بر عملکرد گروه تبدیل شده؛ موضوعی که خود شرکت نیز در بخش ریسکهای مالی به آن اشاره کرده و افزایش نرخ تامین مالی را عاملی موثر بر هزینه سرمایه و بازده پروژهها دانسته است.
وضعیت بدهیهای کوتاهمدت زمانی مهمتر میشود که با داراییهای جاری مقایسه شود. در پایان خرداد ۱۴۰۵، داراییهای جاری تلفیقی گروه حدود ۶۲۸.۵ همت بوده، در حالی که بدهیهای جاری به ۸۷۳.۶ همت رسیده است. نتیجه این اختلاف سرمایه در گردش منفی حدود ۲۴۵.۱ همتی است. این رقم در سال مالی قبل حدود ۱۲۷ همت منفی بود؛ بنابراین کسری سرمایه در گردش گروه ظرف یک سال نزدیک به ۹۳ درصد افزایش یافته است.
ریسکهای مالی تنها بخش قابل توجه گزارش فارس نیستند. بررسی جدول طرحهای در دست اجرای گروه نیز نشان میدهد برخی پروژههای بزرگ توسعهای فاصله زیادی با برنامه پیشبینیشده دارند. در پروژه الفین الماس ماهشهر-فاز یک، پیشرفت برنامهای تا پایان خرداد ۱۴۰۵ حدود ۷۶.۲۸ درصد در نظر گرفته شده اما پیشرفت واقعی فقط ۱۵.۶۵ درصد گزارش شده است؛ یعنی بیش از ۶۰ واحد درصد فاصله میان برنامه و عملکرد.
در پروژه اتیلن اکساید اندیمشک پیشرفت واقعی ۳۱.۷۱ درصد بوده، در حالی که برنامه ۹۰.۳۳ درصد را هدفگذاری کرده است. در پلیاتیلن سنگین دهدشت پیشرفت واقعی ۴۸.۸۷ درصد در برابر برنامه ۹۰.۷۶ درصد قرار دارد. پروژه پلیمر گچساران نیز ۵۷.۷ درصد پیشرفت واقعی در برابر برنامه ۹۰.۱۲ درصد داشته و پروژه الفین و HDPE هرمز تنها ۳۱.۷ درصد پیشرفت کرده، در حالی که برنامه پیشرفت آن ۶۴.۲۶ درصد بوده است. اهمیت این عقبماندگیها زمانی بیشتر میشود که خود هلدینگ اعلام کرده با بهرهبرداری از طرحهای در دست اجرا، ظرفیت تولید گروه باید به حدود ۵۵ میلیون تن برسد.