به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سهام در حالی این روزها به ۷ میلیون واحد رسیده که رفتار معاملهگران در روزهای اخیر، تصویری متفاوت از یک صعود صرفا شاخصمحور ارائه میدهد. افزایش ورود نقدینگی، قدرت گرفتن تقاضا و همراهی بخش قابل توجهی از نمادها با روند صعودی، نشان میدهد حرکت اخیر بورس از پشتوانه معاملاتی قابل توجهی برخوردار است. با این حال، رسیدن شاخص کل به این مرز روانی مهم، پرسش اصلی بازار را از «تا کجا رشد میکند؟» به «پس از عبور از این سطح چه اتفاقی خواهد افتاد؟» تغییر داده است.
شاخص کل در حالی حالا به کانال ۷ میلیون واحد رسیده که چنین سطوحی در بازار سرمایه معمولا بیش از آنکه صرفا یک عدد روی تابلو باشند، بر رفتار سرمایهگذاران اثر روانی میگذارند. بخشی از معاملهگران ممکن است در نزدیکی این محدوده اقدام به شناسایی سود کنند و در مقابل، گروه دیگری عبور از این مرز را نشانهای از تداوم روند صعودی تلقی کرده و برای خریدهای جدید وارد بازار شوند.
بنابراین، مرز ۷ میلیون واحد را نباید به عنوان یک مقاومت قطعی یا نقطهای برای آغاز اصلاح در نظر گرفت. اهمیت واقعی این سطح زمانی مشخص میشود که واکنش بازار سهام به عرضههای احتمالی بررسی شود. اگر افزایش فروشندگان با ورود پول جدید و تقاضای کافی پاسخ داده شود، عبور از این کانال میتواند به تثبیت روند صعودی کمک کند اما اگر رشد عرضه با کاهش قدرت خریداران همراه شود، بازار ممکن است برای مدتی وارد فاز استراحت و اصلاح شود.
همچنین یکی از نشانههای مهم در وضعیت فعلی، تغییر رفتار سرمایه در بازارهای مختلف است؛ جایی که در ماههای گذشته، رشد بازار ارز و طلا موجب افزایش انتظارات تورمی شده و در عین حال، قیمتهای بالای این داراییها بخشی از سرمایهگذاران را با مساله انتخاب نقطه ورود مواجه کرده است. در چنین شرایطی، بورس میتواند به دلیل ظرفیت رشد سودآوری شرکتها و فاصله ارزشگذاری برخی سهام با سایر داراییها، بار دیگر در کانون توجه سرمایهگذاران قرار گیرد.
البته این موضوع به معنای کمریسک بودن بازار سهام نیست و کارشناسان معتقدند در سطوح فعلی، حساسیت بورس نسبت به متغیرهای بیرونی میتواند بیشتر شود. بنابراین هرچه شاخص رشد بیشتری را تجربه کند، انتظارات سرمایهگذاران نیز بالاتر میرود و در نتیجه، اخبار اقتصادی، سیاسی و ارزی اثر بیشتری بر تصمیمهای معاملاتی خواهد داشت؛ بهویژه در اقتصادی که بخش قابل توجهی از شرکتهای بزرگ آن از نرخ ارز، قیمتهای جهانی و شرایط تجارت خارجی اثر میپذیرند، تغییر انتظارات میتواند مسیر جریان نقدینگی را در مدت کوتاهی تغییر دهد.
از سوی دیگر، بررسی روند اخیر نشان میدهد بخش مهمی از رشد بازار سهام را نمیتوان صرفا به افزایش عمومی قیمت سهام نسبت داد و افزایش نرخ ارز، رشد نرخهای فروش محصولات شرکتها و بهبود ظرفیت درآمدی صنایع صادراتمحور، در کنار افزایش نرخ ارز در سامانههای رسمی، میتواند در سودآوری شرکتها انعکاس پیدا کند. بنابراین بخشی از رشد قیمت سهام از منظر بنیادی نیز قابل بررسی است؛ هرچند نمیتوان برای همه نمادها یک نسخه واحد پیچید.
در این میان، نکته مهم دیگری نیز وجود دارد؛ ورود سرمایهگذاران جدید به بورس میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید؛ چرا که افزایش مشارکت عمومی، عمق بازار سهام را بیشتر میکند و به گردش نقدینگی کمک خواهد کرد اما ورود سرمایهگذاران بدون شناخت کافی از ماهیت ریسک بازار، بهخصوص پس از یک دوره رشد قابل توجه، میتواند زمینهساز رفتارهای هیجانی شود. تجربه بازار سرمایه نشان داده که سرمایهگذارانی که در مراحل پایانی یک موج صعودی و صرفا با انگیزه کسب بازده سریع وارد میشوند، در برابر نخستین اصلاحها آسیبپذیرتر هستند.
از این منظر، عبور شاخص از ۷ میلیون واحد به تنهایی نباید معیار تصمیمگیری سرمایهگذاران باشد. آنچه اهمیت دارد، کیفیت این عبور است. اگر شاخص با افزایش ارزش معاملات، تداوم ورود پول و مشارکت گسترده صنایع مختلف از این سطح عبور کند، میتوان آن را نشانهای از استمرار قدرت تقاضا دانست. در مقابل، رشد شاخص با کاهش مشارکت بازار و تمرکز نقدینگی در تعداد محدودی از نمادها، میتواند هشدار مهمی برای افزایش نوسان باشد.
در سناریوی مثبت، تثبیت بالای ۷ میلیون واحد میتواند مسیر شاخص را برای حرکت به سمت سطوح بالاتر هموار کند. در این حالت، توجه بازار به متغیرهای بنیادی شرکتها و گزارشهای مالی بیشتر خواهد شد و احتمالا صنایع و نمادهایی که از ظرفیت واقعی رشد سود برخوردارند، عملکرد متفاوتی از سهام صرفا موجسوار خواهند داشت.
در سناریوی دوم، بازار سهام در برخورد با مرز ۷ میلیون واحد با افزایش عرضه مواجه میشود. چنین اتفاقی الزاما به معنای پایان روند صعودی نیست. اصلاح قیمت پس از رشدهای سریع میتواند بخشی طبیعی از فرآیند بازار باشد و حتی به تثبیت روند بلندمدت کمک کند. معیار اصلی در این وضعیت، عمق و مدت اصلاح و همچنین رفتار نقدینگی خواهد بود.
در نهایت، بورس این روزها در نقطهای قرار گرفته که همزمان دو پیام را به سرمایهگذاران منتقل میکند؛ از یکسو قدرت تقاضا و متغیرهای بنیادی همچنان از ادامه روند حمایت میکنند و از سوی دیگر، ارتفاع فعلی شاخص و افزایش انتظارات، احتمال نوسان و شناسایی سود را بالا برده است. بنابراین، مساله اصلی بازار دیگر صرفا عبور از یک عدد نیست؛ بلکه توانایی بورس برای حفظ نقدینگی، جذب عرضهها و تبدیل رشد شاخص به بهبود پایدار ارزش و سودآوری شرکتهاست.
بنابراین اگر این تعادل برقرار بماند، ارتفاع ۷ میلیون واحد میتواند نه سقف بازار سهام، بلکه نقطه ورود بورس به مرحلهای تازه از روند صعودی باشد اما در صورت برهم خوردن توازن میان عرضه و تقاضا، بازار سرمایه پیش از ادامه مسیر نیازمند دورهای برای استراحت و بازتنظیم قیمتها خواهد بود. در چنین شرایطی، مدیریت ریسک برای سرمایهگذاران اهمیت بیشتری از پیشبینی یک عدد مشخص برای شاخص خواهد داشت.