به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ نشریه فارین افرز در تحلیلی به بررسی آثار تحریمهای آمریکا بر اقتصاد ایران پرداخته و تاکید کرده که تجربه سالهای گذشته نشان میدهد فشار اقتصادی واشنگتن، اگرچه هزینههای سنگینی به اقتصاد و معیشت مردم ایران تحمیل کرده اما تاکنون نتوانسته اقتصاد کشور را به نقطه فروپاشی برساند.
این نشریه با اشاره به سیاستهای مختلف دولتهای آمریکا از سال ۲۰۱۲ تاکنون، از تحریمهای موسوم به «فلجکننده» دولت اوباما تا سیاست «فشار حداکثری» دولت ترامپ نوشت که واشنگتن بارها تلاش کرده تا شریانهای اقتصادی ایران را قطع کند.
با وجود این فشارها، ایران توانسته با استفاده از سازوکارهای دور زدن تحریمها، صادرات نفت خود به چین را ادامه دهد و صنایع غیرنفتی نیز با افزایش رقابتپذیری کالاهای ایرانی در بازارهای منطقهای، بخشی از فعالیت خود را حفظ کردهاند.
این نشریه آمریکایی در عین حال تاکید میکند که این تابآوری به معنای بیاثر بودن تحریمها نیست. بر اساس این تحلیل، اقتصاد ایران در سالهای اخیر با رشد پایین، تورم بالا، کاهش سرمایهگذاری و افت قدرت خرید خانوارها مواجه شده است.
یکی از تفاوتهای مهم اقتصاد ایران با برخی کشورهای تحریمشده این است که فشار اقتصادی تا حد زیادی از طریق کاهش مصرف خانوارها و انتقال هزینهها به مردم و بنگاهها جذب شده است. در همین چارچوب، کاهش تقاضای خانوارها عملا نوعی سازوکار جیرهبندی ایجاد کرده؛ خانوارهایی که سالها با تورم بالا مواجه بودهاند، خرید خود را کاهش داده و حتی در برخی موارد برای تامین هزینههای مصرفی به اعتبار و وامهای غیررسمی متوسل شدهاند.
یکی از نکات قابل توجه این تحلیل، نقش موجودی انبار شرکتهای ایرانی در مقابله با تحریمها و اختلالات زنجیره تامین است.
میانگین موجودی انبار شرکتهای ایرانی حدود سه ماه است و در برخی صنایع حساس این میزان به حدود ۲۰۰ روز میرسد. این ذخایر در شرایط عادی ممکن است هزینهزا باشند اما در زمان تحریم و جنگ به یک عامل مهم برای حفظ تولید تبدیل شدهاند.
همین موجودیها به تولیدکنندگان اجازه داده حتی در شرایط کاهش تردد کشتیها و اختلال در مسیرهای تجاری، بخشی از نیاز مشتریان خود را تامین کنند.
فارین افرز در ادامه به یک نکته مهم درباره تورم ایران اشاره میکند؛ اگرچه نرخ تورم سالانه بسیار بالا رفته اما تورم ماهانه همچنان با سطوحی که معمولا به عنوان ابرتورم شناخته میشود فاصله دارد. دولت ایران عملا افزایش قیمتها را به عنوان یکی از هزینههای حفظ فعالیت اقتصادی پذیرفته است.
فارین افرز در عین حال، وابستگی اقتصاد ایران به واردات را یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیری کشور میداند. بر اساس ارقام مطرحشده در این تحلیل، واردات ایران در پنجماه نخست سال جاری حدود ۱۷ میلیارد دلار بوده و انتظار میرود واردات کل سال به حدود ۴۰ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که نسبت به ۵۸ میلیارد دلار سال قبل و ۷۲ میلیارد دلار دو سال قبل کاهش قابل توجهی دارد.
این کاهش از یک طرف فشار بر منابع ارزی را کاهش میدهد اما از طرف دیگر نشانهای از ضعف تقاضا و کوچکتر شدن اقتصاد ایران محسوب میشود.
این نشریه آمریکایی در پایان نوشته که سیاست فشار حداکثری آمریکا با این مشکل مواجه است که اقتصاد ایران فقط مجموعهای از شاخصهای کلان نیست. پشت نرخ ارز، تورم و تولید ناخالص داخلی، ۲۵ میلیون خانوار و بیش از یک میلیون بنگاه اقتصادی قرار دارند که هر کدام راههایی برای سازگار شدن با فشار اقتصادی پیدا کردهاند.
از این منظر، برای آنکه آمریکا واقعا اقتصاد ایران را خفه کند، باید فشار را به اندازهای افزایش دهد که تمام این شبکه اقتصادی از کار بیفتد؛ کاری که بسیار دشوارتر از ایجاد یک شوک ارزی یا افزایش تورم است. آمریکا میتواند با تشدید تحریمها و فشار اقتصادی، هزینههایی بر اقتصاد ایران و مردم عادی تحمیل کند اما این فشار لزوما به معنای فروپاشی ساختار سیاسی و اقتصادی ایران نیست.
تجربه طولانی تحریمها، ذخایر بنگاهها و سازوکارهای تجارت خارجی به اقتصاد کشور امکان داده سطحی از فعالیت اقتصادی را حفظ کند. بر همین اساس، رویکرد ترامپ مطمئنا نمیتواند با موفقیت خود اقتصاد ایران را از پا درآورد.