اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۰/شهريور/۱۴۰۵ | ۱۱:۴۰
۱۰:۰۰ ۱۴۰۵/۰۶/۲۰

مازاد تجاری چین به ۱.۲ تریلیون دلار رسید؛ پکن چگونه مقصد تجارت را به اروپا تغییر داد؟

تجارت چین به ۷.۲ تریلیون دلار رسید و مازاد تجاری پکن، مسیر تجارت جهان را تغییر داد.
کد خبر:۶۰۱۴۶

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ تجارت خارجی چین به رکورد جدیدی رسیده و همزمان با کاهش سهم آمریکا از مازاد تجاری پکن، اروپا و کشورهای در حال‌ توسعه بیش از گذشته در شبکه تجاری چین قرار گرفته‌اند؛ تغییری که می‌تواند معادلات تجارت جهانی و حتی بازار کالاهای پایه و انرژی را دگرگون کند. 

چین در حال تبدیل شدن به یکی از بزرگ‌ترین مراکز انباشت مازاد تجاری در تاریخ اقتصاد جهان است. بر اساس بررسی Econovis، ارزش تجارت کالایی این کشور در ۱۲ ماه منتهی به ژوئیه ۲۰۲۶ به حدود ۷.۲ تریلیون دلار رسیده که از صادرات بیش از ۴.۲ تریلیون دلاری و واردات حدود ۳ تریلیون دلاری تشکیل شده و در نهایت، مازاد تجاری نزدیک به ۱.۲ تریلیون دلار را برای پکن به همراه داشته است. 

این ارقام در حالی ثبت شده که فشارهای تجاری آمریکا علیه چین در سال‌های اخیر افزایش یافته است. با این حال، داده‌های جدید نشان می‌دهد فشارهای تجاری نه‌ تنها نتوانسته ماشین صادراتی چین را متوقف کند، بلکه بخشی از جریان تجارت این کشور را به سمت بازارهای دیگر هدایت کرده است. 

تجارت ۷.۲ تریلیون دلاری چین 

بررسی Econovis نشان می‌دهد مجموع تجارت کالایی چین در ۱۲ ماه منتهی به ژوئیه ۲۰۲۶ به رکورد ۷.۲ تریلیون دلار رسیده است. صادرات چین از مرز ۴.۲ تریلیون دلار عبور کرده و واردات نیز حدود ۳ تریلیون دلار بوده است. نتیجه این شکاف، شکل‌گیری مازاد تجاری حدود ۱.۲ تریلیون دلاری است؛ رقمی که نشان می‌دهد اقتصاد چین همچنان وابستگی قابل‌ توجهی به تولید و صادرات دارد. 

این روند با آمارهای جدیدتر نیز تایید می‌شود. صادرات چین در اوت ۲۰۲۶ نسبت به مدت مشابه سال قبل، ۲۵ درصد افزایش یافت و واردات نیز ۲۸.۲ درصد رشد کرد. در همین ماه، مازاد تجاری چین به ۱۱۹.۱ میلیارد دلار رسید و مجموع مازاد تجاری این کشور در هشت ماه سال به حدود ۸۰۵.۵ میلیارد دلار افزایش یافت. 

مازاد تجاری چین ۳.۳ برابر شد 

مازاد تجاری چین طی سال‌های گذشته رشد چشمگیری داشته است. بر اساس داده‌های Econovis، این رقم از حدود ۳۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۸ به حدود ۱.۱۸ تریلیون دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است؛ یعنی طی این دوره بیش از سه برابر شده است. با این حال، سرعت رشد مازاد تجاری در ماه‌های اخیر کاهش یافته است. این شاخص از حدود اوت ۲۰۲۵ در محدوده ۱.۱۷ تا ۱.۱۹ تریلیون دلار تثبیت شده است. 

این موضوع از یک‌سو نشان می‌دهد چین همچنان از یک مازاد تجاری تاریخی برخوردار است و از سوی دیگر، بیانگر آن است که ظرفیت افزایش بیشتر این مازاد با محدودیت‌هایی مواجه شده است. ضعف مصرف داخلی، مشکلات بخش مسکن و تلاش شرکت‌های چینی برای حفظ تولید از طریق افزایش صادرات، از جمله عواملی هستند که اهمیت صادرات را برای اقتصاد چین افزایش داده‌اند. 

آمریکا عقب نشست؛ اروپا جایگزین شد 

اما مهم‌ترین بخش ماجرا فقط اندازه مازاد تجاری چین نیست؛ بلکه تغییر جغرافیای این مازاد است. بر اساس داده‌های Econovis، در ۱۲ ماه منتهی به ژوئن ۲۰۲۶، کسری تجاری اتحادیه اروپا در تجارت کالا با چین به ۴۵۳ میلیارد دلار رسیده است. این رقم برای آمریکا حدود ۱۸۳ میلیارد دلار بوده است. به این ترتیب، کسری تجاری اتحادیه اروپا با چین حدود ۲.۵ برابر کسری آمریکا شده است. 

این تغییر در مقایسه با سال ۲۰۱۸ بسیار چشمگیر است. از ژوئن ۲۰۱۸ تا ژوئن ۲۰۲۶، کسری آمریکا در تجارت کالا با چین ۵۶ درصد کاهش یافته، در حالی که کسری اتحادیه اروپا با چین ۱۶۲ درصد افزایش پیدا کرده است. به بیان ساده، بخشی از تجارتی که پیش‌تر به سمت بازار آمریکا می‌رفت، اکنون در بازارهای دیگر جذب می‌شود و اروپا یکی از مهم‌ترین مقصدهای این تغییر مسیر است. 

سهم آمریکا از مازاد چین به ۱۶ درصد رسید 

این تغییر زمانی بهتر دیده می‌شود که سهم آمریکا از کل مازاد تجاری چین را بررسی کنیم. در سال ۲۰۲۱، حدود ۶۰ درصد از مازاد تجاری چین مربوط به تجارت با آمریکا بود. اما این سهم در ۱۲ ماه منتهی به ژوئن ۲۰۲۶ به حدود ۱۶ درصدکاهش یافته است. در مقابل، سهم اتحادیه اروپا از مازاد تجاری چین در سال ۲۰۲۶ حدود ۳۹ درصد بوده است. 

این آمار نشان می‌دهد تعرفه‌ها و محدودیت‌های تجاری آمریکا توانسته‌اند بخشی از جریان تجارت مستقیم میان دو اقتصاد را کاهش دهند اما این الزاما به معنی کاهش قدرت صادراتی چین نیست. چین در حال تغییر مقصد کالاهای خود است. 

جنگ تجاری آمریکا؛ تغییر مسیر به جای توقف صادرات 

یکی از مهم‌ترین پیام‌های این داده‌ها آن است که سیاست تعرفه‌ای آمریکا لزوما به کاهش توان صادراتی چین منجر نشده است. در واقع، بخشی از تجارت چین به سمت بازارهای جدید هدایت شده است. 

کشورهای اروپایی، آسیایی، آمریکای لاتین، خاورمیانه و آفریقا در این روند اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند. آمارهای جدید نیز نشان می‌دهد صادرات چین حتی در شرایط تشدید تنش‌های تجاری همچنان قدرتمند است. صادرات چین به آمریکا در اوت ۲۰۲۶ نیز افزایش داشته و ارزش صادرات نیمه‌هادی‌ها و کالاهای مرتبط با فناوری‌های پیشرفته رشد قابل‌ توجهی را ثبت کرده است. 

این تحول نشان می‌دهد چین در حال عبور از یک مدل ساده «صادرات به آمریکا» به یک شبکه گسترده‌تر صادراتی است. 

همچنین چین برای بسیاری از کشورهای صادرکننده مواد خام، انرژی و محصولات کشاورزی، یکی از مهم‌ترین بازارهای صادراتی محسوب می‌شود. اقتصادهای واقع در آمریکای جنوبی، خاورمیانه، آفریقا و آسیای مرکزی ارتباط تجاری گسترده‌ای با چین دارند. 

در این کشورها، چین همزمان دو نقش دارد؛ هم نقش بازار بزرگ برای مواد خام و هم نقش تامین‌کننده کالاهای صنعتی و مصرفی را ایفا می‌کند. 

این مساله برای بازار نفت و انرژی اهمیت ویژه‌ای دارد. هرچه وابستگی کشورهای صادرکننده نفت، گاز، فلزات و مواد معدنی به چین بیشتر شود، تحولات اقتصاد چین نیز تاثیر بیشتری بر درآمدهای صادراتی آنها خواهد داشت. 

چین؛ کارخانه جهان و تامین‌کننده کشورهای در حال‌ توسعه 

قدرت تجاری چین فقط به صادرات نفت، کالاهای مصرفی یا محصولات ارزان‌قیمت محدود نمی‌شود. این کشور در بسیاری از زنجیره‌های تامین جهانی، تامین‌کننده ماشین‌آلات، تجهیزات، خودرو، قطعات، لوازم الکترونیکی، منسوجات و کالاهای واسطه‌ای است. 

اکونویس در نمودارهای خود نشان می‌دهد که در بخش بزرگی از آفریقا، جنوب شرق آسیا، آسیای مرکزی، خاورمیانه و آمریکای لاتین، سهم کالاهای وارداتی از چین قابل‌ توجه است. به همین دلیل، حتی کشورهایی که مستقیما در رقابت تجاری با چین نیستند، ممکن است از تغییر سیاست‌های صادراتی پکن تاثیر بپذیرند. 

اگر چین صادرات کالاهای ارزان‌قیمت را افزایش دهد، تولیدکنندگان داخلی سایر کشورها با فشار بیشتری مواجه می‌شوند. در مقابل، مصرف‌کنندگان این کشورها ممکن است از کالاهای ارزان‌تر منتفع شوند. این همان دوگانه‌ای است که اکنون در بسیاری از اقتصادهای جهان شکل گرفته است. 

وابستگی تجاری با وابستگی اقتصادی یکی نیست 

یکی از نکات مهم گزارش Econovis، تفکیک میان «وابستگی تجاری» و «وابستگی اقتصادی» است. 

ممکن است کشوری بخش بزرگی از تجارت خارجی خود را با چین انجام دهد اما این تجارت در مقایسه با اندازه کل اقتصاد آن کشور چندان بزرگ نباشد. در مقابل، برای یک اقتصاد کوچک، تجارت با چین ممکن است سهم قابل‌ توجهی از تولید ناخالص داخلی را تشکیل دهد. 

بر همین اساس، کشورهایی مانند جمهوری دموکراتیک کنگو، قزاقستان، ترکمنستان و برخی اقتصادهای جنوب شرق آسیا، از نظر سهم تجارت با چین در اقتصاد خود، آسیب‌پذیری بیشتری دارند. 

مازاد چین؛ چالش جدید اروپا 

افزایش مازاد تجاری چین اکنون به یکی از نگرانی‌های جدی اروپا تبدیل شده است. اتحادیه اروپا در سال‌های اخیر نسبت به افزایش صادرات چین در حوزه‌هایی مانند خودروهای برقی، باتری، فولاد، مواد شیمیایی و کالاهای صنعتی ابراز نگرانی کرده است. در تازه‌ترین تحولات، کمیسیون اروپا خواستار اقدام چین برای کاهش عدم توازن تجاری شده است. کسری تجاری اتحادیه اروپا با چین در سال ۲۰۲۵ به حدود ۳۶۰.۶ میلیارد یورو رسید و در نیمه نخست ۲۰۲۶ نیز افزایش بیشتری ثبت کرد. 

این روند نشان می‌دهد اروپا ممکن است در آینده تحت فشار بیشتری برای اتخاذ سیاست‌های تجاری حمایتی قرار گیرد. در چنین شرایطی، احتمال افزایش تعرفه‌ها، محدودیت‌های وارداتی و سیاست‌های صنعتی در اروپا نیز افزایش می‌یابد؛ موضوعی که می‌تواند مرحله جدیدی از تنش تجاری میان چین و غرب را رقم بزند. 

چین در حال بازطراحی تجارت جهانی است 

آنچه از مجموعه این داده‌ها به دست می‌آید این است که چین صرفا یک صادرکننده بزرگ نیست؛ بلکه در حال شکل‌دهی به یک شبکه تجاری گسترده در سراسر جهان است. آمریکا تلاش کرده با تعرفه و محدودیت تجاری وابستگی خود به چین را کاهش دهد اما بخشی از جریان تجارت چین به سمت اروپا، آمریکای لاتین، آسیا، آفریقا و سایر بازارها حرکت کرده است. از سوی دیگر، کشورهای صادرکننده مواد خام به تقاضای چین وابسته‌تر شده‌اند و کشورهای درحال‌توسعه نیز برای تامین کالاهای صنعتی و مصرفی به چین اتکای بیشتری پیدا کرده‌اند. به همین دلیل، مساله چین دیگر صرفا یک موضوع میان واشنگتن و پکن نیست؛ بلکه مازاد تجاری ۱.۲ تریلیون دلاری چین، یک مساله جهانی محسوب می‌شود. 

این مازاد همزمان بر تولیدکنندگان اروپایی، صادرکنندگان مواد خام، بازار انرژی، زنجیره‌های تامین و سیاست‌های تجاری کشورهای مختلف اثر می‌گذارد.

در چنین شرایطی، آینده تجارت جهانی احتمالا نه به سمت کاهش نقش چین، بلکه به سمت تغییر شکل وابستگی به چین حرکت خواهد کرد؛ آمریکا ممکن است سهم کمتری از تجارت چین داشته باشد اما کشورهای دیگری جای آن را پر خواهند کرد. 

در نهایت، مهم‌ترین پرسش برای اقتصاد جهان این نیست که آیا چین همچنان صادرکننده بزرگ باقی می‌ماند یا نه؛ بلکه این است که مازاد تجاری چین در سال‌های آینده به کدام بازارها سرازیر خواهد شد و کدام کشورها هزینه یا منفعت این تغییر را خواهند پرداخت.

ارسال نظرات
captcha