اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۱/شهريور/۱۴۰۵ | ۱۵:۰۶
۱۴:۵۹ ۱۴۰۵/۰۶/۲۱

تداوم رشد بورس در گِرو تقویت تقاضا

معاملات هفته‌های پیش‌ رو در تالار شیشه‌ای بیش از آنکه آزمون رشد و افت شاخص‌ها باشد، آزمونی برای سنجش عمق تقاضا در بازار سرمایه خواهد بود.
کد خبر:۶۰۲۴۹

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بررسی شرایط این روزهای تالار شیشه‌ای نشان می‌دهد به باور کارشناسان بازار سرمایه پس از هفت هفته صعود متوالی، حالا در نقطه‌ای ایستاده که ادامه مسیر آن بیش از گذشته به کیفیت تقاضا وابسته است؛ جایی که عبور شاخص کل از مرز تاریخی ۷ میلیون واحد و ثبت بازدهی حدود ۹۲ درصدی از ابتدای سال، اگرچه نشانه‌ای از قدرت کم‌سابقه جریان نقدینگی در بورس تهران است اما حالا باید این پرسش را مطرح کرد که آیا بازار سهام می‌تواند در سطوح جدید، همچنان خریدارانی با قدرت کافی برای جذب عرضه‌های احتمالی داشته باشد یا نه؟

بر این اساس آنچه رفتار معاملات در هفته‌های اخیر نشان می‌دهد، تغییر قابل ‌توجه فضای بورس نسبت به ماه‌های گذشته است و بازار سرمایه حالا هم بر مبنای انتظار برای بهبود شرایط یا ارزندگی برخی سهام حرکت می‌کند و هم جریان نقدینگی، انتظارات تورمی، نرخ ارز و مقایسه بازدهی بورس با بازارهای موازی، در کنار چشم‌انداز سودآوری شرکت‌ها، مجموعه‌ای از عوامل را شکل داده‌اند که سمت تقاضا را تقویت کرده‌اند.

با این حال، رشد سریع قیمت‌ها معمولا معادله عرضه و تقاضا را تغییر می‌دهد؛ چرا که سهامداری که در هفته‌های گذشته بازدهی قابل ‌توجهی کسب کرده، در سطوح فعلی انگیزه بیشتری برای شناسایی سود دارد. بنابراین افزایش عرضه در نمادهایی که رشد بیشتری داشته‌اند، اتفاقی دور از انتظار نیست.

در چنین شرایطی، ارزش معاملات یکی از مهم‌ترین متغیرهای قابل رصد در تالار شیشه‌ای خواهد بود، جایی که اگر افزایش عرضه با حضور خریداران جدید همراه شود، بازار سهام می‌تواند بدون تغییر اساسی در روند، وارد مرحله‌ای از دست‌به‌دست شدن سهام شود. در این سناریو ممکن است شاخص کل برای مدتی با نوسان همراه باشد اما جریان نقدینگی اجازه ندهد اصلاح قیمت‌ها به یک روند نزولی گسترده تبدیل شود.

در مقابل، کاهش محسوس ارزش معاملات و افت ورود پول حقیقی می‌تواند نشانه‌ای از کاهش قدرت تقاضا باشد. در این صورت، طبیعی است که بخشی از سرمایه‌گذاران برای تثبیت سودهای به ‌دست‌آمده، فروشنده شوند و فشار عرضه افزایش یابد. از این منظر، رفتار پول حقیقی در روزهای آینده شاید از حرکت چندروزه شاخص نیز اهمیت بیشتری داشته باشد.

همچنین یکی از تفاوت‌های شرایط فعلی با دوره‌های گذشته، قرار گرفتن بازارهای موازی در سطوح بالای قیمتی است و دلار، طلا و سایر دارایی‌های سنتی نیز طی ماه‌های گذشته رشد قابل ‌توجهی داشته‌اند و ورود سرمایه‌گذاران به این بازارها دیگر بدون ریسک نیست. بنابراین بخشی از جذابیت فعلی بورس را باید در مقایسه نسبی آن با گزینه‌های جایگزین سرمایه‌گذاری جست‌وجو کرد.

از نگاهی دیگر، در اقتصاد تورمی، نقد ماندن سرمایه به معنای پذیرش کاهش قدرت خرید است. به همین دلیل، سرمایه‌گذار به دنبال دارایی‌ای است که بتواند هم از ارزش سرمایه محافظت کند و هم امکان کسب بازدهی داشته باشد. بنابراین سهام شرکت‌ها از این منظر همچنان مزیت‌هایی دارد؛ به‌ویژه برای شرکت‌هایی که درآمد آنها به نرخ ارز یا قیمت کالاهای جهانی وابسته است.

همچنین افزایش نرخ ارز می‌تواند درآمد ریالی شرکت‌های صادرات‌محور را تقویت کند و رشد قیمت محصولات نیز در صورت مدیریت مناسب هزینه‌ها، ظرفیت افزایش سودآوری آنها را بالا ببرد. بنابراین همه تقاضای موجود در بازار سهام را نمی‌توان تنها به هیجان قیمتی نسبت داد و بخشی از سرمایه‌گذاران در حال خرید سهام بر اساس انتظار از سودآوری آینده شرکت‌ها هستند.

در این میان باید اذعان داشت هرچه قیمت سهام سریع‌تر از سودآوری شرکت‌ها رشد کند، حساسیت بازار سرمایه نسبت به گزارش‌های مالی و چشم‌انداز سودآوری افزایش خواهد یافت. به بیان دیگر، بورس در مراحل بعدی مسیر خود باید علاوه بر نقدینگی، پشتوانه بنیادی رشد قیمت‌ها را نیز نشان دهد. افزون بر این در کوتاه‌مدت، بازارهای جهانی نیز می‌توانند آرایش گروه‌های مختلف بورس را تغییر دهند؛ جایی که نوسانات اخیر نفت، فلزات و سایر کالاهای پایه می‌تواند بر نمادهای کامودیتی‌محور اثرگذار باشد. همچنین افزایش قیمت نفت در صورت تداوم، برای شرکت‌های پالایشی و زنجیره مرتبط اهمیت دارد؛ در حالی که اصلاح قیمت برخی فلزات می‌تواند در کوتاه‌مدت فشار بیشتری بر نمادهای وابسته به این گروه ایجاد کند.

در این میان، نرخ ارز نیز می‌تواند بخشی از اثر تغییرات جهانی را خنثی یا تشدید کند. بنابراین واکنش سهام شرکت‌های صادراتی صرفا تابع قیمت جهانی محصولات نیست و باید همزمان متغیر ارزی و شرایط داخلی شرکت‌ها را نیز در نظر گرفت.

در مجموع به نظر می‌رسد بورس تهران اکنون وارد مرحله‌ای شده که در آن «رشد شاخص» به ‌تنهایی معیار مناسبی برای سنجش سلامت بازار نیست و کیفیت نقدینگی، ارزش معاملات، میزان ورود و خروج پول حقیقی، گستردگی تقاضا میان صنایع و توان بازار سهام برای جذب عرضه‌های جدید، اهمیت بیشتری پیدا کرده‌اند؛ جایی که شاخص کل پس از رشد حدود ۹۲ درصدی از ابتدای سال، برای ادامه حرکت صعودی نیازمند سوخت تازه است. این سوخت می‌تواند از محل ورود نقدینگی جدید، افزایش انتظارات تورمی، رشد نرخ ارز یا بهبود چشم‌انداز سودآوری شرکت‌ها تامین شود. در غیر این صورت، بازار سهام ممکن است برای مدتی وارد مرحله استراحت و اصلاح زمانی شود.

البته این اصلاح الزاما به معنای پایان روند صعودی نیست و حتی می‌توان انتظار داشت بخشی از سرمایه‌گذاران از نمادهای رشدکرده خارج شوند و نقدینگی آنها به سمت گروه‌هایی حرکت کند که از رشد قبلی جا مانده‌اند. در چنین شرایطی، شاخص ممکن است نوسانی شود اما ساختار بازار از طریق چرخش نقدینگی حفظ شود. در نهایت، مهم‌ترین آزمون بورس تهران در روزهای آینده، نه عبور از یک عدد جدید در شاخص، بلکه توان بازار سهام برای جذب عرضه‌های سنگین بدون از دست دادن جریان نقدینگی خواهد بود. بنابراین اگر تقاضای تازه همچنان وارد این بازار شود، عبور از سطوح فعلی می‌تواند ادامه پیدا کند اما اگر عرضه‌ها بر توان خرید غلبه کنند، بازار سهام احتمالا برای مدتی به جای رکوردشکنی، مسیر استراحت و تثبیت را در پیش خواهد گرفت. به همین دلیل، هفته‌های پیش‌ رو بیش از آنکه آزمون شاخص باشند، آزمونی برای سنجش عمق تقاضا در بازار سرمایه خواهند بود.

ارسال نظرات
captcha