به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بررسی معاملات بازار سهام در ماههای اخیر نشان میدهد علاوه بر رشد نماگرها و شکستن پیاپی کوردها تغییر مهمتری نیز در سمت عرضه و تامین مالی رقم خورده است؛ جایی که افزایش ارزش معاملات، ورود نقدینگی و رشد قابلتوجه شاخصها باعث شده عرضههای اولیه بار دیگر بتوانند جایگاه خود را در بازار سرمایه پیدا کنند؛ مسیری که در دورههای کمرمق بازار، به دلیل نگرانی از جذب نقدینگی موجود و تشدید فشار فروش، با احتیاط بیشتری دنبال میشد.
بر این اساس آمار عرضههای اولیه از ابتدای سال نیز این تغییر وضعیت را تا حدی نشان میدهد؛ به طوری که از ابتدای سال تاکنون ۱۷ عرضه اولیه در بازار سرمایه انجام شده که ۱۲ عرضه در فرابورس و پنج عرضه در بورس تهران بوده است.
این در شرایطی است که خردادماه با ثبت هشت عرضه اولیه، بیشترین سهم را در این روند داشته و پس از آن، تعداد عرضهها در تیرماه به یک مورد کاهش یافت و در مردادماه دو عرضه اولیه انجام شد. شهریورماه اما بار دیگر شاهد افزایش فعالیت در این بخش بوده و تاکنون ۶ عرضه اولیه در بازار سرمایه انجام شده است.
این در حالی است که افزایش تعداد عرضهها در شهریورماه را نمیتوان جدا از شرایط کلی بازار سهام بررسی کرد و در شرایطی که شاخص کل از ابتدای سال بیش از ۱۰۰ درصد رشد کرده و ارزش معاملات خرد در سطوح قابل توجهی قرار گرفته، ظرفیت بازار سهام برای جذب عرضههای جدید نیز افزایش یافته است و ورود پول حقیقی و افزایش مشارکت سرمایهگذاران خرد، یکی از مهمترین تفاوتهای شرایط کنونی با دورههایی است که بازار با کمبود نقدینگی مواجه بود.
به باور کارشناسان عرضههای اولیه زمانی میتواند بدون ایجاد اختلال در روند معاملات انجام شود که بازار سهام از عمق و نقدشوندگی کافی برخوردار باشد. در چنین شرایطی در بازاری که ارزش معاملات پایین است، اختصاص بخشی از نقدینگی به خرید سهام جدید ممکن است به معنای کاهش تقاضا برای نمادهای موجود باشد. اما هنگامی که حجم پول ورودی افزایش پیدا میکند، عرضه شرکتهای جدید میتواند به جای آنکه صرفا منابع موجود را جابهجا کند، بخشی از نقدینگی تازهوارد را نیز جذب کند.
از این منظر، افزایش عرضههای اولیه در مقطع فعلی را میتوان نشانهای از بهبود ظرفیت تامین مالی بازار سرمایه دانست؛ جایی که شرکتها برای ورود به بازار سرمایه به بستری نیاز دارند که در آن سرمایهگذاران آمادگی مشارکت داشته باشند و معاملات نیز از عمق کافی برخوردار باشد. از اینرو رونق معاملات، این امکان را فراهم میکند که فرآیند ورود شرکتهای جدید با فشار کمتری بر معاملات سهام موجود انجام شود.
در این خصوص کارشناسان معتقدند انجام عرضههای اولیه در دوره رونق بازار سهام از اقدامات مثبت است؛ چرا که حضور پول حقیقی در این بازار باعث شده ظرفیت جذب عرضههای جدید افزایش پیدا کند و حتی عرضههای بزرگ نیز برخلاف دورههای کمرمق، الزاما اثر منفی محسوسی بر کلیت معاملات نداشته باشند.
البته افزایش سرعت معاملات و رشد شاخصها به تنهایی برای ارزیابی پایداری روند بازار کافی نیست و کیفیت این رشد و پشتوانه سودآوری شرکتها اهمیت زیادی دارد. در این راستا بررسی عملکرد بنگاههای بورسی نیز نشان میدهد بخشی از شرکتها توانستهاند افزایش نرخ فروش را در کنار حفظ تولید و فروش تجربه کنند و در برخی صنایع نیز رشد درآمدها توانسته بخشی از فشار ناشی از افزایش هزینهها را جبران کند.
در کنار عوامل بنیادی، تحولات سیاسی و اقتصادی هم در شکلگیری انتظارات سرمایهگذاران نقش داشتهاند؛ چرا که کاهش تنشهای سیاسی و احتمال بهبود روابط اقتصادی میتواند برای شرکتهایی که در تامین مواد اولیه، صادرات یا نقلوانتقال درآمدهای ارزی با محدودیت مواجه هستند، اهمیت داشته باشد. البته آثار چنین تحولاتی برای همه صنایع یکسان نیست و برخی شرکتها ممکن است از کاهش نرخ ارز آسیب ببینند؛ بنابراین تحلیل بازار باید در سطح صنعت و شرکت انجام شود و نمیتوان یک نسخه واحد برای تمام نمادها در نظر گرفت.
در چنین شرایطی، تداوم ورود نقدینگی و حفظ ارزش معاملات اهمیت ویژهای پیدا میکند و برخی میگویند در صورتی که ارزش معاملات در سطوح بالاتر از ۳۰ هزار میلیارد تومان باقی بماند و جریان ورود پول حقیقی ادامه پیدا کند، میتوان نسبت به تداوم روند مثبت بازار امیدوار بود.
با این حال، رشد سریع قیمتها احتمال استراحت بازار سهام را نیز افزایش داده و افزایش سرانه فروش در برخی مقاطع و تمایل بخشی از سرمایهگذاران به شناسایی سود میتواند به اصلاح کوتاهمدت یا جابهجایی نقدینگی میان صنایع منجر شود. چنین اصلاحی الزاما به معنای تغییر روند اصلی بازار سهام نیست و میتواند بخشی از فرآیند طبیعی تعدیل قیمتها پس از یک دوره رشد پرشتاب باشد.
در این میان، عرضههای اولیه میتوانند نقشی فراتر از یک رویداد معاملاتی داشته باشند؛ چرا که ورود شرکتهای جدید، هم به تامین مالی بنگاهها کمک میکند و هم دامنه گزینههای سرمایهگذاری را برای سهامداران افزایش میدهد. بنابراین اگر رونق معاملات و ورود نقدینگی در ماههای آینده ادامه یابد، میتوان انتظار داشت عرضه اولیه بار دیگر به یکی از ابزارهای فعال بازار سرمایه برای پیوند دادن سرمایههای خرد با بخش واقعی اقتصاد تبدیل شود.
در مجموع، بازگشت عرضههای اولیه به تالار شیشهای میتواند یکی از نشانههای بازگشت ظرفیت تامین مالی بازار سرمایه باشد؛ مشروط بر آنکه عمق معاملات، نقدشوندگی و جریان ورود سرمایه نیز در سطوح مناسب باقی بماند.