به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بررسی روند معاملات بازار سرمایه بیانگر این است که بازار سهام در سال ۱۴۰۵ تنها شاهد رشد شاخصها نبوده و همزمان با افزایش نماگرهای این بازار، جریان ورود نقدینگی نیز تقویت شده است. در این راستا، بررسی روند جریان نقدینگی نشان میدهد از ابتدای سال، بیش از ۱۰۰ هزار میلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار سهام شده و در همین مدت صندوقهای طلا حدود ۱۷.۶ هزار میلیارد تومان و صندوقهای درآمد ثابت نیز نزدیک به ۵۱ هزار میلیارد تومان جذب منابع داشتهاند. همزمانی این جریانها نشان میدهد دستکم بخشی از منابع، از بیرون بازار سرمایه وارد این مجموعه شده است.
یکی از موارد قابل تامل در این زمینه، رشد حجم نقدینگی در اقتصاد است؛ جایی که در اقتصادی که حجم پول و شبهپول بهطور مستمر افزایش پیدا میکند، طبیعی است بخشی از منابع جدید در جستوجوی دارایی و فرصت سرمایهگذاری قرار گیرد. بازار سرمایه نیز بهعنوان یکی از مسیرهای رسمی جذب نقدینگی، بخشی از این منابع را به خود اختصاص میدهد.
با این حال، افزایش نقدینگی بهتنهایی نمیتواند رشد ورود پول به بورس را توضیح دهد و در این میان نکته مهمتر، تغییر در جذابیت نسبی بازارها است؛ جایی که بازار سهام طی سالهای گذشته در مقاطعی از بازارهایی مانند ارز، طلا، مسکن و خودرو عقب مانده بود. در چنین شرایطی، زمانی که قیمت سهام و ارزشگذاری شرکتها در مقایسه با ظرفیت سودآوری آنها جذابتر میشود، بخشی از سرمایهگذاران ممکن است برای جبران عقبماندگی بازدهی، بازار سهام را دوباره در سبد خود قرار دهند.
به بیان دیگر، همه پول واردشده به بورس را نمیتوان «پول جدید» دانست و بخشی از آن ممکن است سرمایهای باشد که پیشتر در سایر بازارهای دارایی قرار داشته و با تغییر محاسبات سرمایهگذاران، مقصد خود را تغییر داده است.
در این میان عامل دیگری که در تحلیل وضعیت فعلی بازار سهام اهمیت دارد، وضعیت سودآوری شرکتهای بورسی است و افزایش سود شرکتها نسبت به دورههای قبل، در صورتی که پایدار باشد، میتواند فاصله میان ارزش بازار و عملکرد عملیاتی بنگاهها را کاهش دهد و برای سرمایهگذارانی که تصمیمهای خود را بر مبنای سودآوری اتخاذ میکنند، اهمیت داشته باشد.
در واقع، رشد قیمت سهام زمانی میتواند پشتوانه بنیادی قدرتمندتری پیدا کند که با بهبود درآمد و سودآوری شرکتها همراه شود. به همین دلیل، بخشی از توجه دوباره سرمایهگذاران به بورس را میتوان در کنار تغییرات قیمت، به انتظار درباره عملکرد شرکتها مرتبط دانست.
همچنین یکی از تغییرات مهم سالهای اخیر، توسعه ابزارهای مالی و گسترش دامنه انتخاب سرمایهگذاران است. از اینرو، بازار سرمایه امروز تنها محلی برای خرید و فروش سهام نیست و سرمایهگذار میتواند برای اهداف و درجه ریسک متفاوت، از ابزارهای متنوعی استفاده کند. در این زمینه رشد صندوقهای طلا نمونه روشنی از این تحول است؛ به طوری که سرمایهگذاری که پیشتر برای حفظ ارزش دارایی خود به بازار فیزیکی طلا مراجعه میکرد، اکنون میتواند از طریق ابزار مالی، در معرض نوسانات این دارایی قرار گیرد. توسعه صندوقهای کالایی، نقره و همچنین صندوقهای املاک و مستغلات نیز همین روند را تقویت کرده است.
این تحول از این جنبه اهمیت دارد که بازار سرمایه بخشی از تقاضایی را که پیشتر خارج از این بازار شکل میگرفت، به داخل خود منتقل کرده؛ بنابراین ممکن است سرمایهگذار همچنان به دنبال طلا، ملک یا درآمد ثابت باشد اما مسیر دسترسی او به این دارایی یا بازده، بازار سرمایه باشد.
از نگاهی دیگر ورود منابع به صندوقهای درآمد ثابت نیز بخش دیگری از تصویر نقدینگی امسال است؛ چرا که این صندوقها برای سرمایهگذارانی که ریسکپذیری کمتری دارند، امکان حضور در بازار سرمایه با نوسان کمتر را فراهم میکنند. در نتیجه، بازار سرمایه از یکسو توانسته سرمایهگذاران ریسکپذیرتر را از طریق سهام و ابزارهای مرتبط جذب کند و از سوی دیگر برای سرمایهگذاران محافظهکار، گزینههایی مانند صندوقهای درآمد ثابت ارائه دهد. همین تنوع میتواند ظرفیت بازار سرمایه برای جذب منابع را افزایش دهد.
در کنار متغیرهای اقتصادی، نمیتوان نقش اعتماد و نقدشوندگی را نادیده گرفت؛ آن هم در شرایطی که تجربه دورههای پرتنش نشان داده که رفتار سرمایهگذاران تنها تابع قیمت و سودآوری نیست و میزان اطمینان آنها نسبت به سازوکار بازار نیز اهمیت دارد.
در این خصوص اقدامات انجامشده از سوی سازمان بورس و ارکان بازار سرمایه در دورههای بحرانی، از جمله اقداماتی با هدف حفظ نقدشوندگی و کاهش فشار فروش، در ارزیابی برخی کارشناسان از عوامل موثر بر حفظ حضور سرمایهگذاران قرار گرفته و افزایش اطمینان نسبت به امکان معامله و خروج از سرمایهگذاری در شرایط مختلف، یکی از پیششرطهای مهم مشارکت پایدار سرمایهگذاران است.
در مجموع، ورود پول به بازار سهام را نمیتوان حاصل یک محرک واحد دانست و افزایش حجم نقدینگی، تغییر جذابیت نسبی بازارها، جاماندگی تاریخی بورس از برخی داراییها، بهبود سودآوری شرکتها، توسعه ابزارهای مالی و افزایش تنوع گزینههای سرمایهگذاری، مجموعهای از عواملی هستند که در کنار یکدیگر میتوانند توضیحدهنده رفتار اخیر سرمایهگذاران باشند.
از این منظر، شاید مهمترین نکته درباره رونق فعلی بورس، صرفا رسیدن شاخص به سطوح بالاتر نباشد؛ بلکه تغییر در مسیر حرکت نقدینگی و افزایش ظرفیت بازار سرمایه برای جذب انواع مختلف سرمایه است. بنابراین تداوم این روند اما بیش از هر چیز به آن بستگی دارد که رشد قیمتها در ادامه با متغیرهای بنیادی، سودآوری شرکتها، عمق بازار و اعتماد سرمایهگذاران همراه شود؛ در غیر این صورت، ورود پول میتواند بیشتر یک رفتار مقطعی و ناشی از تغییر انتظارات باشد تا شکلگیری یک روند پایدار در بازار سهام.