به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سهام در نیمه نخست سال ۱۴۰۵ عملکردی متفاوت از سالهای اخیر به ثبت رساند؛ بازاری که پس از حدود دو ماه توقف معاملات، در مدت نزدیک به چهار ماه فعالیت توانست بازدهی قابل توجهی ایجاد کند و در میان بازارهای دارایی در جایگاه بالایی قرار گیرد. بررسی آمار معاملات نشان میدهد رشد قیمتها در این دوره فقط حاصل حرکت چند نماد بزرگ نبوده و افزایش مشارکت سرمایهگذاران و ورود منابع حقیقی نیز در شکلگیری این روند نقش داشته است.
نگاهی به معاملات تالار شیشهای نشان میدهد شاخص کل بورس در پایان نیمه نخست سال به بازدهی ۹۳ درصدی رسید و شاخص هموزن با رشد ۱۰۲ درصدی عملکرد بالاتری را ثبت کرد. شاخص کل فرابورس نیز ۱۰۰ درصد افزایش یافت. فاصله اندک میان عملکرد شاخص هموزن و شاخص کل فرابورس و همچنین بالاتر بودن بازدهی شاخص هموزن نسبت به شاخص کل، نشان میدهد دامنه رشد بازار سهام در این دوره نسبتا گسترده بوده و افزایش قیمتها محدود به شرکتهای بزرگ و شاخصساز نمانده است.
یکی از مهمترین نکات در ارزیابی این عملکرد، مدت زمانی است که بازار سرمایه برای ثبت این بازدهی در اختیار داشته؛ جایی که معاملات بورس از نهم اسفندماه ۱۴۰۴ متوقف شد و پس از ادامه تعطیلی در دو ماه نخست سال، فعالیت بازار از بیستونهم اردیبهشت از سر گرفته شد. بنابراین در ۶ ماه نخست سال، بازار سهام عملا حدود چهار ماه فعال بود و در مجموع ۸۳ روز معاملاتی این دوره، شاخص کل در ۶۱ روز رشد کرد؛ آماری که نشان میدهد بخش عمده روزهای معاملاتی با افزایش ارتفاع شاخص همراه بوده است.
در کنار رشد نماگرها، جریان نقدینگی نیز تصویری متفاوت از رفتار سرمایهگذاران را در این مدت ارائه میکند؛ به طوری که میانگین روزانه ارزش معاملات خرد به حدود ۳۱ هزار میلیارد تومان رسید و در مجموع ۹۳ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان پول حقیقی وارد بازار سهام شد. این در شرایطی است که افزایش ارزش معاملات و ورود منابع جدید، در کنار رشد تعداد مشارکتکنندگان، نشان میدهد صعود بازار سهام با افزایش فعالیت معاملاتی همراه بوده است.
با این حال، رشد بازار سرمایه را نمیتوان در این مدت در افزایش تقاضای جدید جستوجو کرد؛ چرا که بورس در سالهای گذشته از نظر قیمت اسمی سهام از رشد نرخ ارز و تورم عقب مانده بود؛ جایی که شاخص کل سال ۱۴۰۴ را در محدوده ۳ میلیون و ۷۱۳ هزار واحد به پایان رساند و در نیمه نخست امسال به محدوده ۷ میلیون واحد رسید. به این ترتیب، بخشی از جهش اخیر را میتوان در چارچوب کاهش فاصلهای تحلیل کرد که طی سالهای گذشته میان ارزش اسمی سهام و سایر داراییها ایجاد شده بود.
در این زمینه، عملکرد تابستان نیز این روند را تایید میکند؛ به طوری که شاخص کل فرابورس در فصل دوم سال ۴۶ درصد رشد کرد، شاخص هموزن ۴۳ درصد افزایش یافت و شاخص کل بورس نیز ۴۰ درصد بالا رفت. در شهریورماه نیز شاخص کل بورس با رشد ۱۸ درصدی، عملکرد ماهانه قابل توجهی داشت. اما پایان این دوره با تغییر رفتار بازار همراه شد و شاخص کل بورس در چهارمین روز متوالی افت خود را تجربه کرد. این اتفاق نشان میدهد افزایش سریع قیمتها در نهایت با افزایش حساسیت معاملهگران و شکلگیری موج شناسایی سود همراه شده است.
در این میان، گزارشهای شرکتها نیز در تعیین مسیر بازار سهام اهمیت پیدا میکنند. به باور کارشناسان، انتشار گزارشهای تولید و فروش شهریورماه و صورتهای مالی ششماهه میتواند امکان مقایسه دقیقتر قیمت سهام با عملکرد عملیاتی شرکتها را فراهم کند. در چنین شرایطی، تفاوت میان شرکتها بیشتر از گذشته مورد توجه قرار خواهد گرفت و عملکرد صنایع و بنگاهها میتواند مسیرهای متفاوتی برای قیمت سهام ایجاد کند.
از سوی دیگر، مساله پیشبینیپذیری سیاستهای اقتصادی نیز همچنان یکی از متغیرهای اثرگذار بر بازار سهام است. تغییر در نرخ خوراک، قیمتگذاری و سایر مقررات مرتبط با فعالیت شرکتها میتواند بر برآورد سودآوری بنگاهها اثر بگذارد. به همین دلیل، ثبات قواعد اقتصادی برای سرمایهگذاران اهمیت ویژهای دارد.
در مجموع، نیمه نخست ۱۴۰۵ را میتوان دورهای دانست که بورس همزمان از سه مسیر «ورود نقدینگی»، «افزایش مشارکت معاملاتی» و «کاهش بخشی از فاصله تاریخی خود با سایر بازارهای دارایی»رشد کرد اما پایان شهریور نشان داد ادامه همان شتاب، به عوامل بیشتری از جمله عملکرد شرکتها، ارزشگذاری سهام، سیاستهای اقتصادی و فضای سیاسی وابسته خواهد بود. بنابراین اهمیت نیمه دوم سال برای سهامداران در مشخص شدن میزان پایداری این رشد و نحوه تفکیک سهام بر اساس عملکرد واقعی شرکتها خواهد بود.