به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار رمزارز ایران بار دیگر با محدودیت در معاملات تتر مواجه شده است؛ محدودیتی که اینبار نه به توقف کامل خرید و فروش، بلکه به تعیین یک «پنجره معاملاتی» برای تتر و تعیین سقف خرید روزانه منجر شده است. بر اساس اطلاعیههای منتشرشده، خرید و فروش تتر از ساعت ۲۱ تا ۹ صبح روز بعد متوقف شده و سقف خرید روزانه هر کاربر نیز ۲ هزار واحد تعیین شده است. این محدودیت از چهارشنبه ۸ مهرماه آغاز شده و طبق اطلاعیههای منتشرشده، برای یک دوره موقت تا روزهای ابتدایی هفته بعد در نظر گرفته شده است.
اهمیت این تصمیم فقط به یک محدودیت معاملاتی چندروزه خلاصه نمیشود، تتر در بازار ایران صرفا یک رمزارز برای معاملهگران حرفهای نیست؛ بلکه به دلیل اتصال ارزش آن به دلار، در سالهای اخیر به یکی از ابزارهای مهم انتقال ارزش، پوشش ریسک نوسان ریال و سنجش انتظارات ارزی تبدیل شده است. بنابراین هرگونه محدودیت در دسترسی به این بازار میتواند علاوه بر خود بازار رمزارز، بر رفتار معاملهگران ارز و حتی انتظارات فعالان اقتصادی اثر بگذارد.
آنچه از اطلاعیههای صرافیهای داخلی منتشر شده، این است که محدودیت اخیر در پی الزامات ابلاغشده از سوی بانک مرکزی اعمال شده است، در نتیجه، نمیتوان آن را تصمیم مستقل یک یا چند صرافی دانست. در این چارچوب، بازار تتر در ساعات شبانه از دسترس معاملات عادی خارج شده و سقف خرید نیز برای هر کاربر تعیین شده است. برخی صرافیها همزمان محدودیتهایی برای معاملات اهرمی و اعتباری مرتبط با تتر اعمال کردهاند تا در دوره توقف بازار، ریسک موقعیتهای باز افزایش پیدا نکند.
از سوی دیگر، این نخستینبار نیست که بازار رمزارز ایران با محدودیتهای معاملاتی و پرداختی مواجه میشود. در مقاطع مختلف، محدودیتهایی بر مسیرهای پرداخت، درگاههای مرتبط با صرافیهای رمزارزی و سقف تراکنشها اعمال شده است. همین تکرار باعث شده موضوع از یک تصمیم کوتاهمدت فراتر رود و این پرسش را ایجاد کند که سیاستگذار دقیقا چه مسالهای را دنبال میکند. کنترل نوسان بازار ارز، مقابله با خروج سرمایه، مدیریت ریسکهای پولشویی و تراکنشهای مشکوک یا کنترل تقاضای سفتهبازانه؟ پاسخ قطعی به این پرسش بدون انتشار جزئیات بیشتر از سوی سیاستگذار ممکن نیست اما میتوان چند انگیزه محتمل را از یکدیگر تفکیک کرد.
مهمترین توضیح محتمل، ارتباط تتر با بازار ارز و انتظارات قیمتی است، تتر در بازار داخلی میتواند بسیار سریعتر از بازارهای سنتی ارز معامله شود و قیمت آن نیز در شرایط التهاب بازار، بهسرعت خود را با انتظارات معاملهگران درباره نرخ دلار تطبیق دهد.
از این منظر، سیاستگذار ممکن است محدود کردن معاملات شبانه را ابزاری برای کاهش سرعت انتقال شوکهای ارزی در ساعاتی بداند که بازارهای رسمی و بسیاری از کانالهای سنتی معاملات ارز فعالیت کمتری دارند.
این مساله بهخصوص زمانی اهمیت پیدا میکند که معاملهگران از تتر بهعنوان بازاری ۲۴ ساعته برای کشف قیمت دلار استفاده کنند. اگر نرخ تتر در ساعات تعطیلی بازارهای رسمی با جهش روبهرو شود، این قیمت میتواند در روز کاری بعد بهعنوان یک سیگنال انتظاری مورد توجه فعالان بازار قرار گیرد.
البته این رابطه به معنای آن نیست که تتر الزاما علت افزایش نرخ ارز است. تتر میتواند همزمان هم «معلول» انتظارات ارزی باشد و هم از طریق انتقال سریع اطلاعات و انتظارات، بر رفتار معاملهگران اثر بگذارد. بنابراین محدود کردن آن ممکن است سرعت واکنش بازار را کاهش دهد اما لزوما ریشههای اقتصادی نوسان ارز را از بین نمیبرد.
دلیل دیگری که میتواند پشت تشدید محدودیتها قرار داشته باشد، نگرانیهای مرتبط با پولشویی، کلاهبرداری، انتقال غیرشفاف منابع و دور زدن مسیرهای رسمی انتقال پول است. این نگرانی صرفا مختص ایران نیست. نهادهای بینالمللی نیز در سالهای اخیر توجه ویژهای به استیبلکوینها، تراکنشهای همتابههمتا و کیف پولهای خارج از کنترل صرافیها نشان دادهاند. گروه ویژه اقدام مالی یا FATF در گزارش سال ۲۰۲۶ خود اعلام کرده که سواستفاده از استیبلکوینها و تراکنشهای P۲P از طریق کیف پولهای بدون میزبان، از ریسکهای رو به افزایش در حوزه داراییهای مجازی است.
در چنین شرایطی، تعیین سقف خرید و کنترل ساعات معامله میتواند از نگاه سیاستگذار بخشی از ابزارهای مدیریت ریسک باشد؛ بهویژه زمانی که صرافیها بهعنوان نقطه اتصال ریال و دارایی دیجیتال عمل میکنند.
یک احتمال دیگر، استفاده از محدودیت موقت برای کاهش سرعت معاملات در دورههای پرنوسان است. وقتی یک دارایی در بازاری فعالیت ۲۴ ساعته دارد، امکان شکلگیری موج خرید یا فروش در ساعات خارج از فعالیت بازارهای رسمی وجود دارد.
در این وضعیت، توقف معاملات از ساعت ۲۱ تا ۹ صبح عملا بخشی از بازار را از چرخه کشف قیمت خارج میکند. سیاستگذار ممکن است با این روش بخواهد از شکلگیری موجهای معاملاتی شبانه یا انتقال سریع شوکهای ارزی جلوگیری کند.
اما همین سیاست یک اثر متقابل نیز دارد، وقتی معاملهگر بداند بازار در ساعت مشخصی بسته میشود، ممکن است بخشی از تقاضا یا عرضه خود را پیش از زمان توقف وارد بازار کند. بنابراین بهجای حذف فشار معاملاتی، بخشی از آن میتواند به ساعات باقیمانده منتقل شود.
یکی از مهمترین پیامدهای احتمالی محدودیت زمانی، ایجاد شکاف میان بازار داخلی و بازارهای خارج از صرافیهای ایرانی است. تتر یک دارایی ۲۴ ساعته و جهانی است، در حالی که قیمت آن در بازار جهانی میتواند در تمام شبانهروز تغییر کند، کاربر صرافی داخلی در بازه ۲۱ تا ۹ امکان انجام معامله عادی ندارد.
در نتیجه، اگر طی این ۱۲ ساعت قیمت جهانی تتر یا نرخ ارز تغییر محسوسی داشته باشد، بازار داخلی در زمان بازگشایی باید این فاصله را جبران کند. این وضعیت میتواند به جهش ناگهانی قیمت در لحظه بازگشایی، افزایش سفارشهای معوق و افزایش نوسان منجر شود.
از سوی دیگر، سقف خرید ۲ هزار تتر نیز برای کاربران خرد شاید در بسیاری از معاملات روزمره محدودیت شدیدی ایجاد نکند اما برای معاملهگران بزرگ، کسبوکارها یا افرادی که به حجم بیشتری از تتر نیاز دارند، محدودیت عملی ایجاد میکند.
محدودیتهای معاملاتی یک مساله دیگر نیز ایجاد میکنند اگر تقاضا از بین نرود، ممکن است فقط مسیر تامین آن تغییر کند. کاربری که امکان خرید تتر در یک صرافی مجاز را ندارد، ممکن است به بازارهای همتابههمتا، معاملات خارج از پلتفرم یا کانالهای غیررسمی مراجعه کند.
این اتفاق میتواند از منظر نظارتی نتیجه معکوس داشته باشد؛ زیرا معاملهای که در یک صرافی دارای سازوکار احراز هویت و ثبت تراکنش انجام میشد، ممکن است به محیطی منتقل شود که شفافیت کمتری دارد. به همین دلیل، موفقیت چنین سیاستی تا حد زیادی به این بستگی دارد که محدودیتها همراه با توسعه مسیرهای رسمی، شفاف و قابل نظارت برای پاسخ به تقاضای واقعی باشند.
نکته مهم اینجاست که ایران تنها کشوری نیست که نسبت به رشد استیبلکوینها حساس شده است اما با این حال، مدل برخورد کشورها یکسان نیست. در تایلند، برای نمونه، سازمان بورس و اوراق بهادار این کشور در سپتامبر ۲۰۲۶ اصول جدیدی برای نظارت بر معاملات استیبلکوین از طریق اپراتورهای دارای مجوز تصویب کرد. در این مدل پیشنهادی، انتقال ورودی و خروجی استیبلکوین برای هر شخص و هر اپراتور تا سقف ۵ میلیون بات در روز تعیین شده و مبدا و مقصد کیف پول نیز باید متعلق به همان مشتری احراز شده باشد. همچنین اجرای الزامات Travel Rule و بررسی سوابق و ریسک تراکنشها مورد توجه قرار گرفته است.
این نمونه از یک جهت مهم است، تایلند شبکه بلاکچین تتر را متوقف نکرده، بلکه کانال تعامل کاربران با اپراتورهای تحت نظارت را کنترل کرده است. در واقع، تفاوت مهمی میان «محدود کردن خود تتر» و «محدود کردن نحوه خرید، فروش و انتقال تتر از طریق صرافیهای تحت نظارت» وجود دارد. سیاست اخیر تایلند در دسته دوم قرار میگیرد.
اتحادیه اروپا مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است، چارچوب MiCA برای بازار داراییهای رمزارزی، الزامات مشخصی برای ناشران و ارائهدهندگان خدمات رمزارزی ایجاد کرده و استیبلکوینها را تحت الزامات ویژه قرار داده است. در این چارچوب، برای برخی توکنهای مهم، الزامات مربوط به ذخایر و نقدشوندگی اهمیت زیادی دارد. مقررات اروپا برای توکنهای دارای اهمیت سیستماتیک، نگهداری سهم بالایی از ذخایر در سپردههای بانکی را پیشبینی کرده است.
نتیجه این رویکرد، محدود شدن دسترسی به برخی استیبلکوینها در پلتفرمهای اروپایی بوده است. برای نمونه، کوینبیس از دسامبر ۲۰۲۴ خدمات مربوط به برخی استیبلکوینهای غیرمنطبق با MiCA، از جمله USDT، را برای مشتریان خرد برخی نهادهای اروپایی خود محدود کرد.
این شرکت در مقابل، USDC و EURC را که مطابق الزامات MiCA معرفی شدهاند، پشتیبانی کرده است، بنابراین اروپا بهجای تعیین ساعت معامله برای تتر، از مسیر مجوزدهی، الزامات ذخایر، شفافیت و انطباق ناشر با مقررات، حضور استیبلکوینها در بازار رسمی را مدیریت میکند.
در ایران، تفاوت مهمی میان سیاست محدودکننده و تجربه کشورهای دارای چارچوب جامع وجود دارد. در بسیاری از اقتصادهای بزرگ، همزمان با افزایش کنترل، مسیرهای قانونی فعالیت شرکتهای رمزارزی، الزامات شفافیت، مجوزها و سازوکارهای نظارتی نیز توسعه پیدا کردهاند.
اگر محدودیتهای خرید تتر در ایران صرفا به کاهش سقف و بستن ساعات معاملاتی محدود شود، ممکن است بخشی از تقاضا به بازارهای غیررسمی منتقل شود. اما اگر در کنار آن، چارچوب مشخصی برای فعالیت صرافیها، احراز هویت، کنترل تراکنشهای مشکوک، مدیریت ریسک و اتصال شفاف بازار رمزارز به نظام مالی ایجاد شود، محدودیت میتواند بخشی از یک سیاست نظارتی گستردهتر باشد، در غیر این صورت، مساله صرفا از «بازار رسمی» به «بازار غیررسمی» منتقل خواهد شد.
واقعیت این است که تتر در اقتصاد ایران دیگر صرفا یک رمزارز معمولی نیست، این دارایی در مرز میان بازار ارز، رمزارز و انتقال ارزش قرار گرفته است. همین ویژگی باعث شده هم برای کاربران جذاب باشد و هم برای سیاستگذار حساسیت ایجاد کند.
از یک طرف، بازار تتر امکان انتقال سریع ارزش و دسترسی شبانهروزی به دارایی دلاری را فراهم میکند؛ از طرف دیگر، همین ویژگی میتواند کنترل جریانهای ارزی را برای سیاستگذار دشوارتر کند. به همین دلیل، محدودیت اخیر را میتوان بخشی از کشمکش بزرگتری دانست که در بسیاری از کشورها نیز در جریان است، اینکه استیبلکوینها تا چه اندازه باید آزادانه فعالیت کنند و از چه نقطهای به بعد، مانند یک زیرساخت مالی تحت نظارت قرار گیرند.
در نهایت، پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا تتر باقی میماند یا نه؛ بلکه این است که تتر در اقتصاد ایران در چه چارچوبی قرار خواهد گرفت. اگر سیاستگذار بتواند میان کنترل ریسکهای ارزی و مالی، از یک سو و حفظ مسیرهای شفاف و رسمی برای فعالیت کاربران، از سوی دیگر، تعادل ایجاد کند، محدودیتهای موقت میتواند به یک چارچوب نظارتی پایدارتر منتهی شود. اما اگر ابزار اصلی سیاستگذاری همچنان توقف مقطعی، محدودیت حجمی و بستن مسیرهای پرداخت باشد، احتمال انتقال بخشی از فعالیت به کانالهای کمتر شفاف افزایش خواهد یافت.