به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ دولت کلمبیا تصمیم گرفته روابط دیپلماتیک خود را با جمهوری اسلامی ایران به طور کامل قطع کند. وزارت امور خارجه کلمبیا با صدور بیانیهای رسمی، این تصمیم را با استناد به روابط ادعایی تهران با گروههای که تهدیدی علیه امنیت ملی کلمبیا به شمار میروند، توجیه کرده است.
در این بیانیه همچنین اتهامات دیگری متوجه مقامات ایرانی شده، از جمله ادعای نقض حقوق بشر، هدف قرار دادن کشورهایی که نقشی در درگیریهای خاورمیانه ندارند، انسداد تنگه هرمز و ایجاد مانع در مسیر نظارتها و راستیآزماییهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی (IAEA) پیرامون ابعاد برنامه هستهای ایران. با این حال، در متن این بیانیه تصریح شده که قطع روابط دیپلماتیک به منزله تعلیق روابط کنسولی نخواهد بود. به این ترتیب، با وجود قطع کانالهای رسمی ارتباطات سیاسی، مکانیسمهای کنسولی محدود برای ارائه خدمات به شهروندان، صدور اسناد مسافرتی و ارائه کمکهای کنسولی حفظ خواهد شد.
این تحول در حالی رخ میدهد که «آبلاردو د لا اسپریلا» از ماه اوت سکان ریاستجمهوری کلمبیا را به دست گرفته است. وی که حامی سرسخت تقویت همکاریهای نظامی با ایالات متحده به شمار میرود، در پی بررسی امکان مشارکت نظامی مستقیم آمریکا در عملیات علیه آزمایشگاههای تولید مواد مخدر کارتلها در خاک کلمبیا است. پیش از این و در دوران ریاستجمهوری گوستاوو پترو، بوگوتا در مه ۲۰۲۴ در واکنش به جنگ در نوار غزه، روابط دیپلماتیک خود با تلآویو را قطع کرده بود.
دولت جدید کلمبیا در ادامه تغییرات بنیادین در سیاست خارجی خود، از تصمیم برای انتقال سفارت این کشور به بیتالمقدس خبر داده است. آبلاردو د لا اسپریلا، رئیسجمهور جدید، این اقدام را یکی از ستونهای حمایت از اسرائیل توصیف کرد. وی همچنین از تصمیم دولت خود برای به رسمیت شناختن حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان خبر داد و مدعی شد که فقط ایالات متحده پیش از او چنین موضعی اتخاذ کرده است.
تغییرات در سیاست خارجی کلمبیا تنها به حوزه دیپلماتیک محدود نمیشود. این کشور قصد دارد دیپلماسی خود را بر تقویت روابط با ایالات متحده و احیای کامل پیوندها با اسرائیل متمرکز کند. در این راستا، دولت جدید با استناد به ضرورت انضباط مالی و همسو کردن سیاست خارجی با منافع تجاری، دستور تعطیلی تعدادی از سفارتخانهها و کنسولگریهایی را صادر کرده که در دوران ریاستجمهوری گوستاوو پترو افتتاح شده بودند.
در جبهه اقتصادی، کلمبیا رسما از طرح «کمربند و جاده» چین خارج شد. همچنین پیشنهاد ادغام وزارت امور خارجه با وزارت بازرگانی مطرح شده که نشان میدهد اولویت اصلی دولت جدید، تامین منافع اقتصادی و جذب سرمایهگذاری است. برخی از کارشناسان، این اقدامات را بازگشت به دکترین «نگاه به شمال» میدانند که برای دههها سیاست خارجی کلمبیا را بر محور واشنگتن تنظیم میکرد. دولت د لا اسپریلا در حال گذار از سیاست «حرکت به جنوب» که مشخصه دولت پترو بود و بازگشت به روابط انحصاری امنیتی و تجاری با ایالات متحده است.
تفاوت دو دولت فراتر از انتخاب متحدان است. در حالی که دولت پترو به دنبال تنوعبخشی به مشارکتهای بینالمللی و کنشگری در بحرانهایی نظیر جنگ اوکراین یا مساله فلسطین بود، دولت جدید کلمبیا خود را بهطور صریح در محور تحت رهبری ایالات متحده تعریف کرده است. در همین چارچوب، قطع روابط دیپلماتیک با ایران، آخرین حلقه از زنجیره تصمیمات جدید بوگوتا در مسیر تغییر اولویتهای سیاست خارجی این کشور ارزیابی میشود.
همانطور که اشاره شد، یکی از کانونهای اصلی این تصمیم، بازگشت آشکار کلمبیا به دکترین سنتی «نگاه به شمال» و همگرایی همهجانبه با ایالات متحده پس از به قدرت رسیدن «آبلاردو د لا اسپریلا» است. در پی سفر اخیر مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا به بوگوتا در سپتامبر ۲۰۲۶، دو کشور آغاز مرحله جدیدی از همکاریهای استراتژیک در حوزههای اقتصادی، امنیتی و منطقهای را اعلام کردند. د لا اسپریلا رابطه با واشنگتن را رکنی حیاتی برای آینده کشورش دانسته است. از اینرو توقف روابط دیپلماتیک با تهران را باید بخشی از برنامه منسجم دولت جدید کلمبیا برای تثبیت موقعیت خود در مدار نفوذ و محور سیاسی تحت رهبری واشنگتن ارزیابی کرد.
در مقابل، واکنش تهران نشاندهنده تلقی متفاوتی از ریشههای این تنش است. دولت ایران با رد قاطع اتهامات وارده، تاکید دارد که موضعگیری بوگوتا نه به دلیل اختلاف امنیتی مستقل، بلکه تحت تاثیر فشارهای سیاسی مستقیم ایالات متحده و اسرائیل است. از منظر تهران، این رویداد نشاندهنده سرریز پیامدهای رویدادهای نظامی و امنیتی غرب آسیا به قاره آمریکا است، بهویژه در سال ۲۰۲۶ که واشنگتن فشارهای دیپلماتیک را بر متحدان خود برای انزوای بینالمللی ایران وارد ساخته است.
در مجموع، این تحول پیامدهای راهبردی مهمی برای توازن قوا در منطقه دارد. در سالهای گذشته، جمهوری اسلامی ایران کوشیده بود تا فراتر از دولتهای همسو، با طیفهای گوناگون سیاسی در آمریکای لاتین روابط اقتصادی و دیپلماتیک برقرار سازد تا از این طریق، سدی در برابر فشارهای غربمحور ایجاد کند. قطع روابط از سوی بازیگر وزنهداری همچون کلمبیا نمادی از مقابله واشنگتن با این راهبرد است؛ هرچند به معنای همراستایی کامل کل آمریکای لاتین با سیاستهای ضدایرانی نخواهد بود.
تهران این تحول را نه در چارچوب اختلافات دوجانبه، بلکه به عنوان بخشی از یک مبارزه ژئوپلیتیک گستردهتر با ایالات متحده و اسرائیل تحلیل و آن را نتیجه مستقیم فشارهای خارجی و مداخله در سیاست مستقل بوگوتا میداند. در نهایت، همگرایی امنیتی-اقتصادی دولت د لا اسپریلا با آمریکا اگرچه مزایای مشخصی برای بوگوتا فراهم میآورد اما فضای مانور این کشور را در برابر سایر رقبای بینالمللی واشنگتن بهشدت محدود ساخته و بار دیگر پرسش اساسی پیرامون حدود استقلال راهبردی کشورهای حوزه آمریکای لاتین در نظام چندقطبی را به کانون مباحثات بینالمللی کشانده است.
چرخش راهبردی کلمبیا و همگرایی سریع آن با واشنگتن، نشاندهنده تغییری بنیادین در جایگاه بینالمللی این کشور است. این تحول، پرسشهای راهبردی عمیقی را در نظام چندقطبی کنونی پیش میکشد، چگونه کشورهای آمریکای لاتین میتوانند در میانه رقابتهای جهانی، «استقلال راهبردی» خود را حفظ کنند؟ در حالی که کلمبیا با محوریت مفاهیم امنیتی، روابط خود با تهران را به چالش کشیده، آینده این مناسبات در سایه رویارویی قدرتهای بزرگ در این قاره، بیش از هر زمان دیگری در هالهای از ابهام قرار دارد.
براساس برآوردها، در پی تعلیق کامل مناسبات دیپلماتیک میان بوگوتا و تهران، همه توافقنامههای تجاری، اسناد سرمایهگذاری و پروتکلهای همکاری منطقهای که طی سالهای اخیر میان دو کشور شتاب گرفته بود، رسما متوقف خواهد شد. البته در واکنش به این تحولات، مقامات جمهوری اسلامی ایران با صدور موضعی رسمی اعلام کردند که پیوندها و روابط دوستانه تاریخی با مردم کلمبیا کماکان پابرجاست اما تداوم هرگونه مناسبات سازنده و اجراییسازی مجدد تعهدات اقتصادی و راهبردی، مستلزم بازنگری فوری و بنیادین دولت جدید کلمبیا در موضع سیاسی اخیر خود است.