اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۱۴/مهر/۱۴۰۵ | ۱۵:۵۰
۱۵:۳۹ ۱۴۰۵/۰۷/۱۴

چگونگی تحول در ساختار درآمدی و مالی شهرداری کلان شهرها و افزایش انگیزه بخش خصوصی موفق برای ورود به پروژه‌های شهری

تحول ساختار درآمدی شهرداری‌ها از الگوهای سنتی و ناپایدار به سمت مدل‌های پایدار و مبتنی بر مشارکت، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر برای کلان‌شهرهاست.
کد خبر:۶۲۴۶۵

به گزارش اقتصادمعاصر؛ ساختار درآمدی بسیاری از کلان‌شهرها، از جمله در ایران، به شدت به درآمدهای ناپایدار مانند فروش تراکم ساختمانی و تغییر کاربری وابسته است. این الگو در کوتاه‌مدت درآمد ایجاد می‌کند، اما در بلندمدت به مصرف سرمایه شهری منجر شده و هزینه‌های نگهداری و بازسازی زیرساخت‌ها را تا سه تا پنج برابر افزایش می‌دهد.

تحول ساختار درآمدی به معنای حرکت از «فروش شهر» به «خلق ارزش پایدار» از طریق تنوع‌بخشی به منابع مالی، مالیات‌های محلی، بهای خدمات شهری و جذب سرمایه بخش خصوصی است.

برای کاهش وابستگی به درآمدهای سنتی، ابزارهای مالی متعددی در سطح جهانی و در برخی شهرهای ایران به کار گرفته شده است:

صندوق‌های درآمد ثابت شهری: شهرداری اصفهان با راه‌اندازی صندوق «برلیان شهر»، نخستین صندوق درآمد ثابت خارج از تهران را با هدف جذب سرمایه‌های خرد و ایجاد جریان مالی پایدار برای پروژه‌های شهری طراحی کرده است.

اوراق مشارکت هوشمند (Smart Bonds): این اوراق بازپرداخت خود را نه از بودجه عمومی، بلکه از محل درآمدهای واقعی و پایدار پروژه (مانند بلیت مترو، پارکینگ یا درآمدهای انرژی) تأمین می‌کنند.

تأمین مالی جمعی (Crowdfunding): پلتفرم‌های تأمین مالی جمعی با محوریت شهرداری، امکان مشارکت مستقیم شهروندان در پروژه‌ها را فراهم می‌کند و به جذب سرمایه‌های خرد کمک می‌کند.

مشارکت عمومی-خصوصی (PPP): این مدل با انتقال بخشی از ریسک به بخش خصوصی، موجب افزایش بهره‌وری و تسریع در اجرای پروژه‌ها می‌شود.

ابزارهای تعهدی زنجیره‌ای: جایگزینی نقدینگی مستقیم با ابزارهایی مانند «برات کارت» و اوراق تعهدی، فشار بر پایه پولی را کاهش داده و به انضباط مالی شهرداری کمک می‌کند.

بخش خصوصی برای ورود به پروژه‌های شهری، نیازمند توجیه اقتصادی، کاهش ریسک و تسهیل فرآیندها است. راهکارهای عملی در این زمینه شامل موارد زیر است:

تضمین بازدهی و امنیت سرمایه‌گذاری: شهرداری‌ها با ارائه اطلس جامع سرمایه‌گذاری و تضمین امنیت سرمایه‌گذاری، فرآیند ورود بخش خصوصی را تسهیل می‌کنند. همچنین، تنظیم قراردادهای مشارکتی به گونه‌ای که بازدهی سرمایه را تضمین کند، انگیزه بخش خصوصی را برای اتمام سریع پروژه افزایش می‌دهد.

رفع موانع بوروکراتیک: کوتاه‌کردن زمان صدور پروانه و ارائه تسهیلات بانکی از طریق مذاکره با بانک‌ها، رغبت سرمایه‌گذاران را به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

مشوق‌های مالی و تخفیف عوارض: ارائه تخفیف ۵۰ تا ۱۰۰ درصدی عوارض پروانه برای پروژه‌های بازآفرینی شهری و معافیت‌های مالیاتی از جمله مشوق‌های مؤثر هستند.

ایجاد نهاد تسهیلگر: تعریف نقش «تسهیلگر مشارکت» به عنوان نهادی حرفه‌ای برای شناسایی نیازها، معرفی فرصت‌ها و بازاریابی پروژه‌ها، فرآیند جذب سرمایه‌گذار را تسهیل می‌کند:

بوگوتا، کلمبیا: با اجرای «مالیات بر بهبود (Betterment Levy)» و «تصرف ارزش زمین (Land-Value Capture)»، توانست پروژه‌های بزرگی در زمینه حمل‌ونقل، پیاده‌روها و پارک‌ها را تأمین مالی کند. کلید موفقیت این شهر، قانون‌گذاری توانمندساز، به‌روزرسانی کاداستر و سنجش دقیق توان پرداخت شهروندان بوده است.

سئول، لندن و برلین: این شهرها با تمرکز بر مالیات محلی، بهای خدمات شهری و اقتصاد سبز، به نظام درآمدی پایدار و قابل پیش‌بینی دست یافته‌اند.

کپنهاگ، دانمارک: با سرمایه‌گذاری در نیروگاه‌های بادی، نه‌تنها به یکی از پایدارترین شهرهای جهان تبدیل شده، بلکه از طریق فروش مازاد انرژی به کشورهای همسایه، درآمد پایدار قابل توجهی کسب می‌کند.

آمستردام، هلند: مدیریت هوشمند ترافیک در این شهر موجب صرفه‌جویی ۱۲ میلیون یورویی در مصرف سوخت و کاهش ۱۵ درصدی زمان سفر شده است.

تفکر ناب رویکردی است که بر حذف اتلاف، خلق ارزش برای شهروند و بهینه‌سازی منابع تمرکز دارد. در این نگرش، مهم‌ترین معیار انتخاب پروژه، نسبت ارزش ایجادشده به منابع مصرف‌شده است، نه بزرگی پروژه.

کاربرد تفکر ناب در مدیریت مالی شهری شامل موارد زیر است:

تعریف ارزش از دید شهروند: ارزش می‌تواند کاهش زمان انتظار، کاهش هزینه خدمات، افزایش ایمنی یا کاهش آلودگی باشد.

هدایت منابع به مسائل واقعی شهر: صندوق‌های تأمین مالی باید به جای انتظار برای مراجعه شرکت‌ها، فعالانه مسائل اولویت‌دار شهر را شناسایی کرده و برای حل آن‌ها به دنبال فناوری و مدل مالی مناسب باشند.

آزمایش، سنجش و توسعه تدریجی: راه‌حل‌ها در مقیاس کوچک آزمایش شده، نتایج اندازه‌گیری می‌شود و در صورت ایجاد ارزش، سرمایه‌گذاری توسعه می‌یابد.

تحول ساختار درآمدی و مالی کلان‌شهرها نیازمند یک تغییر پارادایم از «شهرفروشی» به «خلق ارزش پایدار» است. این تحول از طریق تنوع‌بخشی به منابع درآمدی (مانند مالیات محلی، بهای خدمات، اقتصاد سبز و درآمدهای سرمایه‌ای) و استفاده از ابزارهای مالی نوین صندوق‌های درآمد ثابت، اوراق مشارکت هوشمند، PPP و تأمین مالی جمعی امکان‌پذیر است.

 

افزایش انگیزه بخش خصوصی برای ورود به پروژه‌های شهری، مستلزم کاهش ریسک از طریق تضمین بازدهی و امنیت سرمایه‌گذاری، حذف موانع بوروکراتیک، ارائه مشوق‌های مالی هدفمند (تخفیف عوارض و معافیت مالیاتی) و تسهیل فرآیندهای قراردادی است.

تجارب کشورهای موفق نشان می‌دهد که قانون‌گذاری توانمندساز، نظام مالیاتی محلی کارآمد، توسعه اقتصاد سبز و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های هوشمند، ستون‌های اصلی یک نظام مالی شهری پایدار هستند.

در نهایت، تفکر ناب در مدیران شهری به معنای تمرکز بر ارزش‌آفرینی برای شهروند، حذف فعالیت‌های فاقد ارزش، هدایت منابع به مسائل واقعی شهر و به‌کارگیری رویکرد آزمایشی و تدریجی در اجرای پروژه‌هاست. ترکیب این رویکرد با ابزارهای مالی نوین و مشوق‌های هدفمند، می‌تواند مسیر تحول ساختار درآمدی کلان‌شهرها را هموار کرده و زمینه را برای مشارکت گسترده و مؤثر بخش خصوصی فراهم آورد.

تحول باید از «شهرفروشی» به «خلق ارزش پایدار» حرکت کند؛ یعنی تنوع‌بخشی به درآمدهای پایدار، اجرای قانون درآمد پایدار، اتصال درآمد شهرداری به رونق اقتصادی، به‌کارگیری ابزارهای مالی نوین، شفافیت و ایجاد نهاد تسهیلگر. افزایش انگیزه بخش خصوصی نیز با کاهش ریسک، تضمین بازگشت سرمایه، مشوق‌های هدفمند، رفع بوروکراسی و برقراری تعادل ریسک-بازده ممکن می‌شود.

برچسب‌ها:
شهرداری تهران
ارسال نظرات
captcha