اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۵/مهر/۱۴۰۵ | ۱۲:۴۱
۱۲:۳۴ ۱۴۰۵/۰۷/۲۵
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

شرکت‌های فناوری زیر فشار تنگه هرمز؛ بورس‌های دنیا رنگ عوض می‌کنند

همانطور که برخی کارشناسان در روزها و هفته‌های اولیه جنگ آمریکا و ایران پیش‌بینی می‌کردند، سقوط شاخص‌های بازارهای سهام جهان با کاهش شدید شاخص سهام شرکت‌های هوش مصنوعی و صنایع نیمه رسانا آغاز شده است. 
کد خبر:۶۳۲۷۶

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ موج تازه سقوط بازارهای سهام جهان که در روزهای اخیر بیش از همه بورس‌های کره جنوبی و ژاپن را تحت تاثیر قرار داده، نشانه‌ای از تغییر نگاه سرمایه‌گذاران به آینده صنعت هوش مصنوعی است. بررسی تحولات بازارهای کره جنوبی، ژاپن، تایوان، چین، آمریکا و اروپا نشان می‌دهد که مهم‌ترین عامل مشترک فشار فروش، کاهش ارزش سهام شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی و صنعت نیمه‌رسانا بوده است. 

کره جنوبی؛ کانون اصلی سقوط

نکته قابل ‌توجه، تفاوت شدت سقوط میان بازارهای مختلف است. در حالی‌ که بورس کره جنوبی طی هفت جلسه معاملاتی بیش از ۲۰ درصد کاهش یافته، بازارهای آمریکا و اروپا، دست‌کم تا زمان بررسی داده‌ها، کاهش بسیار محدودتری را تجربه کرده‌اند. این تفاوت تا حد زیادی به ترکیب صنعتی شاخص‌ها و میزان وابستگی آن‌ها به زنجیره جهانی تولید تراشه و توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی مربوط می‌شود. این ارقام نشان می‌دهد که موج فروش اگرچه ماهیتی بین‌المللی دارد اما شدت آن در شرق آسیا به ‌مراتب بیشتر بوده است. دلیل اصلی آن است که در بورس‌های کره جنوبی، ژاپن و تایوان، شرکت‌های تامین‌کننده تراشه، حافظه و تجهیزات تولید نیمه‌رسانا وزن بالایی دارند.

شاخص کوسپی در ۱۵ اکتبر با کاهش ۷.۵۷ درصدی به ۵.۵۵۴ واحد رسید. این شاخص در هفت جلسه معاملاتی متوالی، از محدوده ۷.۰۰۴ واحد تا سطح کنونی سقوط کرده و حدود ۲۰.۷ درصد ارزش خود را از دست داده است. سرعت این کاهش، آن را در ردیف سقوط‌های بزرگ تاریخی بورس کره جنوبی در بحران مالی ۲۰۰۸ و بحران کرونا در سال ۲۰۲۰ قرار می‌دهد.

عامل اصلی سقوط، کاهش شدید ارزش سهام دو غول صنعت نیمه‌رسانای کره، سامسونگ الکترونیکس و اس‌کی هاینیکس بوده است. سهام این شرکت‌ها در معاملات ۱۵ اکتبر به ‌ترتیب حدود ۹.۵ و ۱۱ درصد افت کردند.

ژاپن و تایوان؛ سرایت بحران به زنجیره تولید تراشه

بورس ژاپن نیز در ۱۵ اکتبر سقوطی نزدیک به ۵ درصد را تجربه کرد. سهام شرکت‌های فعال در تجهیزات آزمایش تراشه، تولید حافظه و سرمایه‌گذاری‌های فناوری، از جمله ادونتست، کیوکسیا و سافت‌بانک، تحت فشار سنگین فروش قرار گرفتند. در تایوان، شاخص تایکس با کاهش ۳.۴۱ درصدی به ۴۶،۹۶۹.۸۷ واحد رسید. این کاهش از نظر تعداد واحد، ششمین افت بزرگ روزانه تاریخ شاخص بود. 

نکته مهم درباره تایوان آن است که شرکت تی‌اس‌ام‌سی با وجود انتشار گزارش مالی قدرتمند، از فشار فروش مصون نماند. این شرکت یکی از تولیدکنندگان اصلی تراشه‌های پیشرفته جهان است و درآمد آن به سرمایه‌گذاری شرکت‌های بزرگ فناوری در آمریکا وابستگی قابل ‌توجهی دارد.

چین؛ افت محدودتر و نقش متفاوت در بحران

کاهش قیمت سهام چنین شرکت‌هایی، حتی در شرایط عملکرد مالی مناسب، نشان می‌دهد نگرانی سرمایه‌گذاران الزاما درباره فروش و سود فعلی نیست؛ بلکه درباره ارزش‌گذاری کنونی سهام و بازده اقتصادی سرمایه‌گذاری‌های آینده است. در چین، شاخص سی‌اس‌آی ۳۰۰ روز ۱۵ اکتبر ۱.۲۳ درصد کاهش یافت و به ۴.۱۶۶ واحد رسید. این افت در مقایسه با بازارهای کره جنوبی، ژاپن و تایوان محدودتر بود.

ساختار متفاوت بورس چین تا حدی این تفاوت را توضیح می‌دهد. شرکت‌های مالی، صنعتی، مصرفی و بنگاه‌های بزرگ دولتی در شاخص‌های فراگیر چین سهم مهمی دارند و وابستگی شاخص کل به تعداد محدودی از تامین‌کنندگان حافظه و تجهیزات هوش مصنوعی کمتر است.

آمریکا، منشا فشار مالی بر صنعت هوش مصنوعی

اگرچه شدیدترین سقوط در بورس‌های آسیایی رخ داده اما بخش مهمی از عوامل شکل‌دهنده بحران به اقتصاد و بازارهای مالی آمریکا مربوط است. در معاملات ۱۴ اکتبر، شاخص نزدک ۱.۸۸ درصد و اس‌اندپی ۵۰۰ حدود ۱.۱۱ درصد افت کردند؛ در حالی ‌که کاهش داوجونز تنها ۰.۰۹ درصد بود. این تفاوت نشان می‌دهد فشار فروش بیشتر بر شرکت‌های فناوری و سهامی متمرکز بوده که ارزش آن‌ها به انتظارات رشد آینده وابستگی بیشتری دارد.

عامل تعیین‌کننده، انتشار نرخ تورم سالانه ۳.۷ درصدی آمریکا برای سپتامبر بود؛ رقمی بالاتر از پیش‌بینی بازار که احتمال افزایش مجدد نرخ بهره فدرال رزرو را تقویت کرد. افزایش نرخ بهره از دو مسیر بر شرکت‌های هوش مصنوعی اثر می‌گذارد. نخست، هزینه استقراض برای ساخت مراکز داده و خرید تجهیزات پردازشی را افزایش می‌دهد و دوم، ارزش فعلی سودهای مورد انتظار در سال‌های آینده را کاهش می‌دهد.

نگرانی درباره بدهی شرکت‌هایی مانند کورویو نیز نشان می‌دهد مساله از بازار سهام فراتر رفته و به تامین مالی توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی رسیده است. گزارش رویترز بر همین ارتباط میان هزینه سرمایه، بدهی شرکت‌های فناوری و اصلاح قیمت سهام تاکید دارد. به بیان دیگر، سرمایه‌گذاران ضرورتا درباره ادامه رشد فناوری هوش مصنوعی تردید ندارند؛ بلکه می‌پرسند آیا درآمدهای آینده این صنعت برای توجیه ارزش‌گذاری‌های فعلی و هزینه سرمایه‌گذاری‌های عظیم آن کافی خواهد بود؟

در اروپا، دامنه بحران تاکنون محدودتر بوده است. شاخص استاکس اروپا ۶۰۰ در معاملات میان‌روزی ۱۵ اکتبر تنها ۰.۱۶ درصد کاهش یافت اما شاخص فناوری اروپا حدود ۲.۷ درصد سقوط کرد. سهام شرکت‌هایی مانند ای‌اس‌ام‌ال، اینفینیون و آیکسترون نیز کاهش قابل ‌توجهی را تجربه کردند. این شرکت‌ها در زنجیره جهانی تولید تراشه و تجهیزات نیمه‌رسانا فعالیت می‌کنند و از همین مسیر به تحولات صنعت هوش مصنوعی وابسته‌اند.

مقاومت نسبی شاخص‌های اروپایی را می‌توان تا حدی با تنوع ترکیب صنایع توضیح داد. سهم شرکت‌های دارویی، مخابراتی، کالاهای مصرفی و سایر بخش‌های اقتصادی، اثر سقوط فناوری بر شاخص کل را تعدیل کرده است. این وضعیت بار دیگر نشان می‌دهد که بحران فعلی در وهله نخست از یک بخش صنعتی مشخص آغاز شده و شدت سرایت آن به کل بازار، به ساختار بورس هر کشور وابسته است.

نقش جنگ و تنگه هرمز در سقوط بازارها

با این ‌حال ریشه این سقوط را نباید صرفا در کاهش قیمت سهام فناوری جست‌وجو کرد. منشا بحران را باید در تحولاتی جستجو کرد که نتیجه آن افزایش تورم آمریکا، بهره و نرخ اوراق قرضه و جهش قیمت انرژی بوده است. علت این تحولات هیچ چیزی جز آغاز جنگ آمریکا علیه ایران و واکنش جدی ایران با بستن تنگه هرمز نبوده است. جنگ خاورمیانه و اختلال گسترده در عبور نفتکش‌ها از تنگه هرمز را باید یکی از عوامل مهم تشدید سقوط اخیر بازارهای سهام جهان، به‌ویژه در صنایع فناوری و هوش مصنوعی دانست. اگرچه نگرانی نسبت به ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری و افزایش بدهی بنگاه‌های فعال در توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی از محرک‌های مستقیم فروش سهام بوده‌اند، جنگ و بحران انرژی نیز از طریق افزایش تورم، بالا بردن هزینه سرمایه و تشدید نااطمینانی اقتصادی، زمینه سقوط را تقویت کرده‌اند. 

اهمیت این مساله زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم توسعه صنعت هوش مصنوعی، برخلاف تصور رایج از اقتصاد دیجیتال، به زیرساخت‌های فیزیکی عظیم، مصرف گسترده برق، تجهیزات الکترونیکی و سرمایه‌گذاری‌های سنگین وابسته است. نخستین مسیر اثرگذاری جنگ، ارتباط میان بحران عرضه انرژی، تورم و نرخ بهره است. اختلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز، همراه با حملات به زیرساخت‌های نفتی منطقه، خطر کاهش عرضه انرژی و افزایش قیمت نفت و گاز را تشدید کرده است. افزایش قیمت انرژی از طریق رشد هزینه حمل‌ونقل، تولید، برق و کالاهای واسطه‌ای می‌تواند به تورم عمومی منتقل شود.

در چنین شرایطی، بانک‌های مرکزی، به ‌ویژه فدرال رزرو آمریکا برای کاهش نرخ بهره با محدودیت بیشتری مواجه می‌شوند. این مساله برای شرکت‌های فناوری اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا بخش بزرگی از ارزش بازار آن‌ها به سودهای مورد انتظار سال‌های آینده وابسته است. هرچه نرخ بهره و نرخ تنزیل افزایش یابد، ارزش فعلی این درآمدهای آینده کاهش پیدا می‌کند. از این منظر، جنگ خاورمیانه صرفا بحرانی در بازار نفت نیست، بلکه می‌تواند از طریق سیاست پولی به عاملی برای بازقیمت‌گذاری سهام فناوری در بازارهای جهانی تبدیل شود. گزارش‌های ۱۵ اکتبر رویترز نیز تاکید دارند که افزایش تورم و نگرانی درباره نرخ‌های بهره، عامل اصلی بازنگری سرمایه‌گذاران در ارزش سهام شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی بوده است.

دومین مسیر، افزایش هزینه مستقیم توسعه و بهره‌برداری از زیرساخت‌های هوش مصنوعی است. مراکز داده پیشرفته به مصرف مستمر و گسترده برق نیاز دارند و فعالیت آن‌ها علاوه بر پردازنده‌ها و تجهیزات الکترونیکی، مستلزم سرمایه‌گذاری در سامانه‌های سرمایشی، شبکه‌های انتقال برق و تجهیزات پشتیبان است. افزایش قیمت انرژی می‌تواند هزینه بهره‌برداری این مراکز را بالا ببرد؛ به‌ویژه در اقتصادهایی که قیمت برق به بهای گاز طبیعی یا سایر سوخت‌های فسیلی وابستگی بیشتری دارد. 

از سوی دیگر، اختلال در تجارت دریایی و افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه می‌تواند هزینه تامین تجهیزات مورد نیاز برای ساخت مراکز داده را افزایش دهد. در نتیجه، سرمایه‌گذاری‌هایی که با فرض قیمت‌های معین انرژی، نرخ بهره پایین‌تر و رشد سریع تقاضا طراحی شده‌اند، ممکن است با کاهش نرخ بازده مورد انتظار مواجه شوند. این مساله برای شرکت‌هایی که توسعه ظرفیت پردازشی خود را با استقراض گسترده تامین می‌کنند، اهمیت بیشتری دارد.

مسیر سوم، تاثیر جنگ بر زنجیره جهانی تولید نیمه‌رساناهاست؛ زنجیره‌ای که بخش‌های مهم آن در کره جنوبی، تایوان و ژاپن متمرکز شده است. اقتصادهای صنعتی شرق آسیا از واردکنندگان بزرگ انرژی هستند و افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند هزینه تولید و فعالیت صنعتی آن‌ها را افزایش دهد. هم‌زمان، احتمال اختلال در مسیرهای بین‌المللی حمل کالا، نااطمینانی درباره هزینه تامین تجهیزات و مواد اولیه را بیشتر می‌کند.

چهارمین مسیر اثرگذاری، افزایش ریسک ژئوپلیتیکی زیرساخت‌های فناوری است. جنگ اخیر نشان داده که مراکز داده، شبکه‌های ارتباطی و تاسیسات پردازشی بزرگ، با وجود ماهیت فناورانه فعالیتشان، از تهدیدهای نظامی و اختلالات فیزیکی مصون نیستند. گزارش‌های مربوط به آسیب‌پذیری مراکز داده در کشورهای خلیج فارس و تهدید زیرساخت‌های ارتباطی منطقه، موجب شده امنیت جغرافیایی محل استقرار این تاسیسات نیز به یکی از عوامل مهم تصمیم‌گیری سرمایه‌گذاران تبدیل شود.

تاثیر جنگ بر بازارهای مالی از مسیر دیگری نیز قابل بررسی است؛ افزایش نااطمینانی و کاهش تمایل سرمایه‌گذاران به پذیرش ریسک. در شرایط تشدید تنش‌های نظامی، افزایش قیمت انرژی و نگرانی درباره تورم، سرمایه‌گذاران ممکن است بخشی از دارایی‌های پرریسک خود را بفروشند. سهام شرکت‌های فناوری که در سال‌های اخیر رشد قیمتی بسیار بالایی داشته‌اند، در چنین وضعیتی می‌توانند در معرض فشار فروش بیشتری قرار گیرند. تمرکز سرمایه‌گذاری در تعداد محدودی از شرکت‌های بزرگ فناوری و نیمه‌رسانا نیز سبب می‌شود کاهش قیمت این شرکت‌ها به‌سرعت بر شاخص‌های اصلی بورس اثر بگذارد. این سازوکار تا حدی توضیح می‌دهد که چرا فشار فروش اخیر در بورس کره جنوبی و ژاپن شدیدتر از شاخص‌های فراگیر اروپا بوده است.

ارسال نظرات
captcha