اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۲۸/مهر/۱۴۰۵ | ۰۸:۰۵
۰۸:۰۰ ۱۴۰۵/۰۷/۲۸
اقتصاد معاصر گزارش می‌دهد

رشد ارز‌آوری مس و آلومینیوم؛ محاصره دریایی صادرات ایران را متوقف نکرد

رشد ارزش صادرات مس و آلومینیوم در پنج‌ماهه نخست سال، در کنار افزایش ۱۲۳ درصدی صادرات به ترکیه نشان می‌دهد فشارهای دریایی لزوما به توقف تجارت ایران منجر نشده است؛ هرچند محدودیت‌های حمل‌ونقل هزینه مبادلات را افزایش می‌دهد و صادرات فولاد نیز با افت مواجه شده، تنوع مسیرهای تجاری و حرکت به سمت بازارهای جایگزین می‌تواند بخشی از اثر محاصره را خنثی کند.
کد خبر:۶۳۵۴۴

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ یک گزاره اساسی این روزها در محافل سیاسی و نخبگانی مورد پرسش قرار گرفته است؛ محاصره دریایی تا چه اندازه مانع تجارت و انزاوای اقتصادی ایران شده و کشور تا کجا می‌تواند دوام بیاورد؟ اگر قرار بود فشار دریایی بتواند تجارت ایران را از کار بیندازد، باید نخستین نشانه‌های آن را در صادرات کالاهایی می‌دیدیم که بیشترین وابستگی را به حمل‌ونقل سنگین دارند؛ یعنی فولاد، مس و آلومینیوم. انتظار ساده این بود که با دشوارتر شدن مسیرهای دریایی، صادرات این کالاها کاهش پیدا کند، ارزآوری پایین بیاید و بخشی از ظرفیت صنعتی کشور در جست‌وجوی بازار متوقف بماند اما آمار پنج‌ماهه نخست سال داستان دیگری روایت می‌کند.

صادرات مس ایران در این دوره از نظر وزنی ۲۱ درصد و از نظر ارزشی ۶۶ درصد افزایش یافته است. صادرات آلومینیوم نیز با رشد ۱.۵ درصدی وزن، ۲۶ درصد افزایش ارزش را ثبت کرده است. بخشی از این رشد ارزش، حاصل افزایش قیمت جهانی فلزات بوده اما اصل ماجرا پابرجاست. در دوره‌ای که محدودیت‌های دریایی تشدید شده، صادرات دو زنجیره مهم فلزی کشور متوقف نشده و حتی درآمد ارزی آنها افزایش یافته است. هرچند این اعداد درباره فلزات‌اند اما معنای آن‌‌ها محدود به فلزات نیست. مساله اصلی، توان اقتصاد ایران برای تغییر آرایش تجارت در دوره فشار است.

شطرنج تحریم و بازی با مهره‌های جایگزین

یکی از خطاهای رایج در تحلیل اقتصاد ایران آن است که گویی با اقتصادی ثابت و بی‌حرکت روبه‌رو هستیم. اقتصادی که اگر یک مسیر آن بسته شود همان‌جا متوقف می‌شود. تجربه چند دهه اخیر خلاف این تصور را نشان داده است. تحریم بی‌هزینه نبوده و نیست. هزینه نقل‌‌وانتقال پول را بالا برده، حمل کالا را گران کرده، دسترسی به فناوری و سرمایه را محدود ساخته و بخشی از ظرفیت رشد کشور را گرفته است. اما در همان سال‌ها، بنگاه ایرانی نیز آموخته چگونه خریدار تازه پیدا کند، مسیر حمل را تغییر دهد، قرارداد را به شیوه دیگری تنظیم کند و برای کالای خود بازاری خارج از مسیرهای معمول بسازد.

تحریم‌کننده نیز با همان اقتصاد ده یا بیست سال پیش روبه‌رو نیست. تجارت ایران اکنون شبکه‌ای از تجربه، رابطه و مسیرهای جایگزین در اختیار دارد که هر کدام بخشی از فشار را جذب می‌کنند. همین توان سازگاری است که توضیح می‌دهد چرا محدودیت دریایی الزاما به توقف تجارت منجر نشده است.

کیمیاگری در صادرات

تجربه مس و آلومینیوم یک درس راهبردی دیگر هم دارد. در دوره فشار حمل‌ونقلی، ارزش هر تن کالای صادراتی اهمیت زیادی پیدا می‌کند. اگر برای کسب یک میلیارد دلار درآمد، مجبور باشیم چند میلیون تن کالای ارزان جابه‌جا کنیم، هر اختلال در بندر، کشتی، بیمه یا مسیر حمل می‌تواند درآمد صادراتی را به شدت تحت تاثیر قرار دهد اما اگر همان میزان درآمد با حجم کمتری از کالای گران‌تر به دست آید، مقاومت تجارت افزایش پیدا می‌کند. 

از این منظر، صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر فقط یک بحث صنعتی نیست؛ موضوع امنیت اقتصادی است. ایران منابع بزرگی از مس، آهن، آلومینیوم و سایر مواد معدنی دارد. هدف منطقی این نیست که هرچه استخراج می‌شود با کمترین فرآوری از کشور خارج شود. باید هر تن ماده معدنی تا حد امکان مراحل بیشتری از زنجیره تولید را در داخل طی کند و سپس راهی بازار خارجی شود. چنین تغییری دو نتیجه دارد؛ درآمد ارزی بالاتر و نیاز کمتر به حمل حجم عظیم کالا. در دوره‌ای که ممکن است مسیرهای تجارت تحت فشار قرار گیرد، همین تفاوت می‌تواند تعیین‌کننده باشد.

روی دیگر سکه در صادرات فولاد

البته تصویر فلزات کاملا یکدست نیست. وزن مجموع صادرات زنجیره‌های فلزی در پنج‌ماهه نخست سال نسبت به مدت مشابه سال قبل ۷.۲ درصد کاهش یافته اما ارزش صادرات آنها ۶.۵ درصد افزایش پیدا کرده و به حدود ۳.۹ میلیارد دلار رسیده است. عامل اصلی کاهش وزن فولاد بوده است. صادرات زنجیره فولاد از نظر وزنی حدود ۱۱ درصد و از نظر ارزشی حدود ۲۰ درصد پایین آمده است. هرچند این افت مهم است اما برای تحلیل درست باید علت آن را شناخت. صنعت فولاد در جنگ اخیر با آسیب‌های فیزیکی مواجه شد و از طرف دیگر تامین نیاز بازار داخلی نیز اهمیت بیشتری پیدا کرد. بنابراین همه کاهش صادرات فولاد را نمی‌توان نتیجه بسته‌شدن مسیرهای دریایی دانست.

اگر تولید یک کارخانه کاهش یافته یا بخشی از محصول آن برای بازار داخلی نگه داشته شده باشد، افت صادرات معنای متفاوتی با حالتی دارد که کالا تولید شده اما راهی برای فروش یا خروج آن وجود ندارد. همین تمایز در تحلیل اقتصادی بسیار مهم است. محاصره ممکن است تجارت را گران‌تر و دشوارتر کند اما هر افت صادراتی را نمی‌توان نشانه موفقیت محاصره دانست.

جغرافیای نجات‌بخش و مزیت مرزهای زمینی

یکی از جالب‌ترین نشانه‌های این دوره در مقصد صادرات دیده می‌شود. همزمان با کاهش سهم برخی مقاصد سنتی مانند چین و امارات، ارزش صادرات به ترکیه ۱۲۳ درصد افزایش یافته است. این جهش تصادفی نیست. وقتی بخشی از مسیر دریا دشوار می‌شود، مزیت مرز زمینی بالا می‌رود. ترکیه در اینجا فقط یک بازار نیست. یک مسیر نیز هست. اقتصاد ایران از یک ویژگی جغرافیایی برخوردار است که در بسیاری از روایت‌های مربوط به «محاصره کامل» نادیده گرفته می‌شود. ایران با ترکیه، عراق، پاکستان، افغانستان، ترکمنستان، جمهوری آذربایجان و ارمنستان مرز زمینی دارد و از شمال نیز به دریای خزر متصل است.

کشوری با این تعداد مرز، به سادگی به یک مسیر وابسته نمی‌ماند. اگر تجارت دریایی محدود شود، بخشی از کالا می‌تواند از جاده و راه‌آهن حرکت کند. اگر یک بازار کوچک شود، صادرکننده به سراغ بازار دیگری می‌رود. اگر یک مسیر گران شود، تفاوت هزینه‌ها مسیر بعدی را جذاب می‌کند. این همان چیزی است که در ماه‌های اخیر بخشی از تجارت ایران را به سوی ترکیه و مسیرهای زمینی سوق داده است.

پادزهری برای وابستگی به یک مسیر

تجربه ماه‌های اخیر همچنین یک هشدار جدی دارد. اگر تجارت ایران برای فرار از فشار دریا بیش از حد به ترکیه یا هر مسیر زمینی دیگری متکی شود، همان مسیر می‌تواند به نقطه ضعف تازه تبدیل شود. سیاست درست، انتقال وابستگی از یک گلوگاه به گلوگاه دیگر نیست. ترکیه باید تقویت شود اما پاکستان هم باید سهم بیشتری پیدا کند. شبکه آسیای مرکزی و کشورهای حوزه CIS باید فعال‌تر شود. بنادر خزر باید توسعه یابند و ظرفیت حمل ریلی کشور باید به شکل جدی افزایش پیدا کند.

ایران از نظر جغرافیایی امکان چنین تنوعی را دارد. آنچه کم داریم، در بسیاری از موارد زیرساخت کافی، سرعت گمرکی، واگن، پایانه و هماهنگی اجرایی است. سرمایه‌گذاری در این حوزه‌ها، هزینه عمرانی معمولی نیست. بخشی از بیمه اقتصادی کشور در برابر بحران‌های آینده است.

هنر باز کردن درهای جدید

یک ادعای پر زرق و برق در این روزها تصویری ارائه می‌دهد که گویی اقتصاد ایران با هر فشار تازه در آستانه فروپاشی قرار می‌گیرد. داده‌های تجارت فلزات با این روایت نیز فاصله دارد. کشور هزینه می‌دهد اما سازگار هم می‌شود. مس صادر می‌شود، آلومینیوم بازار خود را حفظ می‌کند، مسیرها تغییر می‌کنند و تجارت از دریا به زمین منتقل می‌شود. حتی در مجموع زنجیره‌های فلزی، با وجود کاهش وزن صادرات، ارزش صادرات به حدود ۳.۹ میلیارد دلار رسیده و ۶.۵ درصد رشد کرده است.

این ظرفیت را باید دید و همزمان برای تقویت آن برنامه داشت. راه آینده روشن است. کالای با ارزش افزوده بیشتر، مسیرهای متنوع‌تر، راه‌آهن قوی‌تر و بازارهای بیشتر. محاصره زمانی بیشترین اثر را دارد که اقتصاد فقط یک در خروجی داشته باشد. ایران هنوز درهای متعددی دارد. هنر سیاست اقتصادی آن است که این درها را بیشتر کند، پیش از آنکه فشار بعدی از راه برسد.

ارسال نظرات
captcha