اقتصاد کلان

اقتصاد کلان

بانک

صنعت

کشاورزی

راه و مسکن

اقتصاد بین الملل

انرژی

بازرگانی

بورس

فناوری

سیاست و اقتصاد

کارآفرینی و تعاون

بازار

چند رسانه ای

۰۱/آبان/۱۴۰۵ | ۱۶:۰۷
۱۶:۰۰ ۱۴۰۵/۰۸/۰۱

رونق هوش مصنوعی زیر سایه بدهی‌ توسعه‌گران

سرمایه‌گذاری سنگین شرکت‌های فناوری در هوش مصنوعی، در کنار افزایش بدهی‌ها و هزینه ساخت زیرساخت‌های مورد نیاز، این پرسش را مطرح کرده است که آیا درآمدهای آینده این صنعت پاسخگوی هزینه‌های فعلی خواهد بود؟
کد خبر:۶۳۷۱۵

به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ سرمایه‌گذاری‌های میلیارددلاری در هوش مصنوعی همچنان ادامه دارد اما افزایش بدهی شرکت‌های فناوری و تلاش سرمایه‌گذاران برای محافظت از پول خود، پرسش مهمی را مطرح کرده است که آیا درآمدهای این صنعت می‌تواند هزینه‌های سنگین آن را جبران کند؟

هوش مصنوعی در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین مقصدهای سرمایه‌گذاری در جهان تبدیل شده است. شرکت‌های بزرگ فناوری میلیاردها دلار برای ساخت مراکز داده، خرید تراشه‌های پیشرفته و توسعه ابزارهای هوش مصنوعی هزینه می‌کنند؛ با این امید که در سال‌های آینده از این فناوری درآمدهای قابل‌توجهی به دست آورند.

اما در کنار این رونق، نگرانی دیگری نیز در حال افزایش است که اگر درآمدهای هوش مصنوعی به اندازه‌ای نباشد که هزینه‌های سنگین آن را پوشش دهد، چه اتفاقی برای شرکت‌هایی می‌افتد که برای توسعه این فناوری بدهی‌های بزرگی ایجاد کرده‌اند؟

نشانه‌هایی از افزایش این نگرانی در بازارهای مالی دیده می‌شود، بر اساس داده‌های نقل‌شده از تحقیقات مورگان استنلی، حجم معاملات هفتگی نوعی قرارداد مالی که سرمایه‌گذاران با استفاده از آن خود را در برابر بازپرداخت نشدن بدهی شرکت‌ها محافظت می‌کنند، برای هفت شرکت بزرگ فناوری در سپتامبر ۲۰۲۶ به بیش از ۹ میلیارد دلار رسید. این رقم در ژوئیه کمتر از ۲ میلیارد دلار بود.

این تغییر به معنای آن نیست که شرکت‌های فناوری در آستانه ورشکستگی قرار دارند اما نشان می‌دهد که برخی سرمایه‌گذاران در کنار توجه به فرصت‌های هوش مصنوعی، بیش از گذشته به خطرهای احتمالی سرمایه‌گذاری در این صنعت نیز فکر می‌کنند.

برای درک این نگرانی، باید به هزینه‌های توسعه هوش مصنوعی نگاه کرد، ساخت مراکز داده، خرید تراشه و تامین تجهیزات محاسباتی به سرمایه‌گذاری‌های سنگین نیاز دارد. شرکت‌ها باید امروز هزینه کنند تا بتوانند در آینده خدمات بیشتری ارائه دهند و درآمد کسب کنند. بخشی از این هزینه‌ها نیز از طریق وام‌گیری یا انتشار اوراق قرضه تامین می‌شود؛ یعنی شرکت‌ها پول دریافت می‌کنند و متعهد می‌شوند که در آینده آن را بازپرداخت کنند.

بر اساس ارقام نقل‌شده در گزارش‌های مورد استناد، تامین مالی از طریق انتشار اوراق قرضه مرتبط با هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۶ به حدود ۴۶۶ میلیارد دلار رسیده است؛ درحالی‌که این رقم در مدت مشابه سال قبل حدود ۱۰۱ میلیارد دلار بود.

این رشد نشان می‌دهد که نیاز مالی شرکت‌های مرتبط با این صنعت به‌سرعت افزایش یافته است. بااین‌حال، افزایش تامین مالی به‌تنهایی نشانه بحران نیست؛ زیرا شرکت‌ها ممکن است با استفاده از این منابع، ظرفیت‌هایی ایجاد کنند که در سال‌های آینده درآمدزا باشند.

مساله اصلی این است که آیا درآمدهای آینده به اندازه‌ای خواهد بود که هزینه ساخت این زیرساخت‌ها، هزینه تامین مالی و بازپرداخت بدهی‌ها را پوشش دهد؟ اگر پاسخ مثبت باشد، سرمایه‌گذاری‌های امروز می‌تواند به رشد پایدار کسب‌وکارها منجر شود اما اگر درآمدها کمتر از انتظار باشد، برخی شرکت‌ها ممکن است برای پرداخت بدهی‌ها و ادامه پروژه‌های خود با دشواری روبه‌رو شوند.

یکی از نشانه‌های نگرانی در بازار، افزایش استفاده از قراردادهایی است که به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند خطر بازپرداخت نشدن بدهی شرکت‌ها را کاهش دهند. برای مثال، فرض کنیم یک سرمایه‌گذار اوراق قرضه یک شرکت فناوری را خریده است، وی انتظار دارد شرکت در موعد مقرر بدهی خود را بازپرداخت کند اما نگران است که در آینده چنین اتفاقی نیفتد. به همین دلیل، قراردادی می‌خرد که در صورت تحقق شرایط مشخص‌شده در قرارداد، بخشی از زیان ناشی از نکول بدهی را پوشش می‌دهد. این ابزار در بازارهای مالی با نام «سوآپ نکول اعتباری» یا CDS شناخته می‌شود.

وقتی استفاده از این قراردادها افزایش می‌یابد، ممکن است به این معنا باشد که سرمایه‌گذاران بیشتری به دنبال محافظت از دارایی‌های خود هستند. البته بخشی از معاملات نیز می‌تواند با هدف کسب سود از تغییرات بازار انجام شود. اهمیت موضوع زمانی بیشتر می‌شود که هزینه این پوشش نیز افزایش پیدا کند، در چنین شرایطی، بازار برای پذیرش ریسک بدهی یک شرکت، هزینه بیشتری مطالبه می‌کند. برای نمونه، بر اساس اطلاعات منتشرشده در متن مورد استناد، هزینه پوشش ریسک بدهی اوراکل در بازار CDS افزایش یافته است. این تغییر نشان می‌دهد که ارزیابی بازار از ریسک اعتباری این شرکت تغییر کرده اما به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که شرکت قادر به بازپرداخت بدهی‌های خود نخواهد بود.

نگرانی اصلی فقط میزان بدهی شرکت‌ها نیست، بلکه ارتباط مالی میان بازیگران مختلف صنعت هوش مصنوعی نیز اهمیت دارد. شرکت‌های توسعه‌دهنده هوش مصنوعی برای فعالیت خود به تراشه و قدرت پردازش نیاز دارند. شرکت‌های تامین‌کننده این تجهیزات نیز برای پاسخ به تقاضا، ظرفیت تولید و خدمات خود را گسترش می‌دهند. در همین حال، توسعه مراکز داده به سرمایه‌گذاری‌های بیشتری نیاز دارد و بخشی از این سرمایه‌گذاری‌ها از طریق منابع مالی خارجی تامین می‌شود.

این چرخه تا زمانی که تقاضا و درآمدها رشد کنند، می‌تواند به توسعه صنعت کمک کند اما اگر درآمد یکی از بخش‌های مهم این زنجیره کمتر از انتظار باشد، ممکن است سایر بخش‌ها نیز تحت تاثیر قرار گیرند. برای مثال، اگر یک شرکت بزرگ هوش مصنوعی به دلیل درآمد کمتر، هزینه‌های خود را کاهش دهد، ممکن است سفارش‌های کمتری برای خرید تجهیزات یا استفاده از خدمات مراکز داده ثبت کند. در نتیجه، شرکت‌های تامین‌کننده نیز ممکن است درآمد کمتری داشته باشند؛ به‌خصوص اگر برای توسعه ظرفیت خود بدهی زیادی گرفته باشند.

در چنین وضعیتی، کاهش درآمد و دشوارتر شدن تامین مالی می‌تواند هم‌زمان فشار بیشتری بر شرکت‌ها وارد کند. اگر این روند به چند شرکت محدود نماند و به بخش‌های دیگر بازار مالی نیز سرایت کند، پیامدهای آن می‌تواند گسترده‌تر شود. بااین‌حال، وقوع چنین وضعیتی قطعی نیست، میزان بدهی شرکت‌ها، توانایی آن‌ها برای ایجاد درآمد، منابع نقدی در دسترس و شرایط کلی بازار تعیین می‌کند که این خطر تا چه اندازه جدی باشد.

افزایش بدهی و بیشتر شدن تقاضا برای محافظت در برابر خطرهای مالی، به‌تنهایی برای نتیجه‌گیری درباره ترکیدن حباب هوش مصنوعی کافی نیست. هوش مصنوعی می‌تواند کاربردهای اقتصادی واقعی داشته باشد و برای شرکت‌ها درآمد ایجاد کند. بااین‌حال، حتی اگر یک فناوری در بلندمدت موفق باشد، به این معنا نیست که همه سرمایه‌گذاری‌های انجام‌شده در آن الزاما سودآور خواهند بود.

ممکن است بعضی شرکت‌ها بتوانند از سرمایه‌گذاری‌های خود درآمد مناسبی کسب کنند اما برخی دیگر به دلیل هزینه‌های بالا، رقابت شدید یا رشد کمتر از انتظار تقاضا، با مشکلات مالی روبه‌رو شوند. در چنین شرایطی، احتمال دارد شرکت‌ها اجرای پروژه‌های جدید را کاهش دهند، هزینه‌های خود را کنترل کنند یا با تجدیدنظر در برنامه‌های سرمایه‌گذاری، سرعت توسعه زیرساخت‌ها را پایین بیاورند. این روند می‌تواند به تعدیل ارزش سهام برخی شرکت‌ها منجر شود، بدون آنکه به معنای پایان رشد هوش مصنوعی باشد.

در مقابل، اگر درآمدهای آینده نتواند هزینه‌های سنگین و تعهدات مالی شرکت‌های بدهکارتر را پوشش دهد و هم‌زمان دسترسی به منابع مالی نیز دشوارتر شود، خطر زیان‌های گسترده‌تر افزایش می‌یابد. بنابراین، مساله اصلی فقط این نیست که هوش مصنوعی تا چه اندازه رشد خواهد کرد؛ بلکه این است که شرکت‌ها با چه هزینه‌ای رشد می‌کنند و آیا درآمدهای حاصل از این رشد برای پرداخت هزینه‌ها و بدهی‌هایشان کافی خواهد بود یا خیر.

در حال حاضر می‌توان سه مسیر کلی را برای ادامه این روند در نظر گرفت. در حالت نخست، درآمدهای هوش مصنوعی افزایش می‌یابد و شرکت‌ها می‌توانند هزینه سرمایه‌گذاری‌ها و بدهی‌های خود را پوشش دهند. در این صورت، رونق فعلی می‌تواند ادامه پیدا کند و نگرانی‌های مالی نیز تا حدی کاهش یابد.

در حالت دوم، هوش مصنوعی به رشد خود ادامه می‌دهد اما درآمدها کمتر از انتظارات اولیه خواهد بود. در این وضعیت، شرکت‌ها احتمالا ناچار می‌شوند هزینه‌های خود را کاهش دهند و پروژه‌های کم‌بازده را کنار بگذارند. نتیجه می‌تواند اصلاح ارزش‌گذاری‌ها و دشوارتر شدن شرایط برای شرکت‌هایی باشد که بدهی بیشتری دارند.

در حالت سوم، کاهش درآمدها با افزایش هزینه تامین مالی همراه می‌شود، اگر برخی شرکت‌ها نتوانند بدهی‌های خود را به‌راحتی بازپرداخت کنند، فشار مالی ممکن است به اعتباردهندگان و سایر شرکت‌های مرتبط نیز منتقل شود. در این سناریو، خطر اختلال گسترده‌تر در بازارهای مالی افزایش خواهد یافت؛ هرچند تحقق آن به عوامل متعددی بستگی دارد. برای تشخیص اینکه کدام مسیر در حال شکل‌گیری است، باید روند درآمد شرکت‌های فناوری، میزان بدهی آن‌ها، هزینه استقراض و توانایی‌شان در تبدیل سرمایه‌گذاری‌ها به جریان درآمدی واقعی را دنبال کرد.

سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی لزوما نشانه شکل‌گیری حباب نیست؛ همان‌طور که افزایش بدهی شرکت‌های فناوری نیز به‌تنهایی به معنای بحران مالی نیست. آنچه اهمیت دارد، فاصله احتمالی میان هزینه‌هایی است که امروز انجام می‌شود و درآمدی که قرار است در آینده به دست آید.

افزایش معاملات قراردادهای پوشش ریسک بدهی نشان می‌دهد که بخشی از سرمایه‌گذاران در حال توجه بیشتر به این مساله هستند. بااین‌حال، برای قضاوت درباره خطرهای پیش روی بازار باید مشخص شود که شرکت‌ها تا چه اندازه توانایی بازپرداخت بدهی‌های خود را دارند و آیا درآمدهای مورد انتظار آن‌ها واقع‌بینانه است.

رونق هوش مصنوعی ممکن است همچنان فرصت‌های اقتصادی بزرگی ایجاد کند اما موفقیت این فناوری به معنای سودآوری همه شرکت‌ها و پروژه‌های مرتبط با آن نیست. آزمون اصلی در سال‌های پیش رو این خواهد بود که آیا درآمدهای واقعی می‌توانند هزینه‌های سنگین این رقابت را جبران کنند؛ زیرا اگر فاصله میان این دو بیش از حد افزایش یابد، مساله دیگر فقط آینده چند شرکت فناوری نخواهد بود، بلکه احتمال انتقال فشار مالی به بخش‌های دیگری از بازار نیز مطرح می‌شود.

ارسال نظرات
captcha