به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا هفتههاست در سخنرانیها و پیامهای خود تکرار میکند که تنگه هرمز «کاملا باز» است و نفت «به زیبایی» در آن جریان دارد. وی حتی یک بار این آبراه را «تنگه ترامپ» نامید و گفت نیروی دریایی آمریکا آن را «پس گرفته» است. اما درست در همان روزهایی که کاخ سفید از «عبور آزادانه نفت» میگوید، بازار کشتیرانی و بیمه، اعداد کاملا دیگری را ثبت میکند؛ اعدادی که نشان میدهد هر بشکه نفت خلیج فارس پیش از رسیدن به بازار، بهای سنگینی برای عبور از تنگه هرمز میپردازد.
روایت رسمی آمریکا با آنچه در میدان میگذرد، فاصله دارد. دریادار علی اکبری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران به صراحت اعلام کرده که ادعای آمریکا درباره «باز بودن» هرمز «با واقعیت کاملا متفاوت است» و نیروی دریایی سپاه بهصورت «شبانهروزی» بر خلیج فارس و تنگه هرمز نظارت میکند. به گفته وی، هر کشتی که بخواهد از این آبراه عبور کند، «باید اجازه بگیرد» و هر شناوری که فریب آمریکا را بخورد یا مقررات دریایی را نقض کند، «پاسخ قاطع» ایران را دریافت خواهد کرد.
این موضع فقط به داخل تنگه محدود نمیشود؛ دامنه برخورد با شناورهای «متخلف» به کل منطقه گسترش یافته است. سپاه پاسداران در هفتههای اخیر بارها فیلمهایی از نفتکشهای هدفقرارگرفته، غرقشده یا بهآتشکشیدهشده منتشر کرده است؛ تصاویری از جمله یک سوپرنفتکش حامل بیش از دو میلیون بشکه نفت که به گفته مقامهای ایرانی در مسیر «غیرمجاز» با مین برخورد کرده و طعمه حریق شده است. پیام این تصاویر روشن است؛ عبور از تنگه هرمز «رایگان» نیست و «اجازه» ایران شرط اول آن است.
اگر ادعای ترامپ درست بود، هزینه حمل نفت از خلیج فارس به آسیا باید در سطوح عادی باقی میماند. اما دادههای آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد کرایه حمل هر بشکه نفت با نفتکشهای غولپیکر (VLCC) از خلیج فارس به آسیا در اوایل اکتبر به حدود ۳۶ دلار رسیده؛ یعنی بیش از پنج برابر سطح پیش از جنگ شده است. گزارشهای دیگر این رقم را برای برخی مسیرها تا ۳۸ دلار نیز ثبت کردهاند. پیش از بحران، این هزینه حدود ۳ تا ۶ دلار برای هر بشکه بود. مقایسه ساده نشان میدهد کرایه حمل اکنون حدود ۱۰ برابر دوره پیش از جنگ و حدود ۳ برابر دوره آرامش نسبی تابستان است. برای یک نفتکش دو میلیون بشکهای، یعنی صورتحساب یک محموله به حدود ۷۲ میلیون دلار میرسد. نرخ روزانه اجاره این نفتکشها نیز از حدود ۵۰ هزار دلار پیش از جنگ به ۱.۳ میلیون دلار در سفرهای پرخطر جهش کرده است.
هزینه دیگری که مستقیما به «اجازه» ایران گره خورده، بیمه جنگ است. پیش از درگیری، عبور از تنگه هرمز فقط حدود ۰.۲۵ درصد از ارزش بدنه کشتی را به عنوان حق بیمه خطر جنگ میطلبید. امروز این نرخ به ۶ تا ۱۰ درصد رسیده است. برای یک سوپرنفتکش، این یعنی تا ۲۰ میلیون دلار حق بیمه فقط برای یک بار عبور. بازار بیمه عملا معادله را تغییر داده است؛ بسیاری از پوششهای استاندارد، کانالهای شمالی و مرکزی را بدون تاییدیه ویژه جنگ حذف میکنند و ترافیک را به یک دالان باریک جنوبیِ شلوغ و نظامیشده هدایت میکنند.
بانک آمریکایی گلدمن ساکس در یادداشتی که روز سهشنبه منتشر شد، با اعتراف به عمق بحران اعلام کرد میانگین هزینه حمل نفت خام در جهان از حدود ۳ دلار در هر بشکه در سال گذشته به بیش از ۲۰ دلار رسیده و در مسیرهای خاورمیانه از ۳۵ دلار فراتر رفته است. این بانک تاکید کرد بیش از نیمی از افزایش سالانه هزینه حمل در جهان به «هزینه ریسک عبور از تنگه هرمز و انتقال کشتیبهکشتی» مربوط میشود و تا زمانی که درگیری ادامه دارد، کاهش شدید این هزینه دور از انتظار است.
گلدمن ساکس پیشبینی خود از قیمت برنت را بالا برد و حتی در سناریوی پایه، قیمت ۹۰ دلار برای پایان سال و میانگین ۸۰ دلار برای ۲۰۲۷ را پیشبینی کرد؛ مشروط بر آنکه ثبات صادرات خلیج فارس همچنان به انتقال کشتیبهکشتی وابسته بماند. این بانک «احتمال حملات شدیدتر به کشتیها و آسیب به زیرساخت نفتی» را از ریسکهای صعودی قیمت دانست. دیروز نیز برنت با ۱.۵ درصد افزایش به ۱۱۰.۴ دلار و نفت آمریکا به ۹۹.۲۷ دلار رسید.
آژانس بینالمللی انرژی تایید میکند که صادرات نفت خام تولیدکنندگان خلیج فارس در سپتامبر به حدود ۱۳.۹ میلیون بشکه در روز بازگشته اما همزمان هشدار میدهد که حملات تازه، این بازیابی را «شکننده» کرده و رکورد کرایه نفتکشها هزینه تحویل نفت خام را بهشدت بالا برده است. «آرامش کنونی پوشاننده شکنندگی است» یعنی اعداد صادرات ممکن است به سطح پیش از جنگ نزدیک شده باشد اما این بازگشت بر پایه عملیات لجستیکی پرهزینه، انتقال کشتیبهکشتی و مسیرهای انحرافی بنا شده است؛ سازوکاری که با یک حمله واحد میتواند فرو بریزد. آرنه لومان راسموسن، تحلیلگر ارشد «گلوبال ریسک منجمنت» در فایننشال تایمز هشدار داده که یک حمله میتواند نقشه قیمت انرژی جهانی را از نو ترسیم کند.
قیمت نفت نیز روایت کاخ سفید را تایید نمیکند. برنت در روزهای اخیر بار دیگر از مرز ۱۱۰ دلار عبور کرده و در معاملات آتی حول همان محدوده نوسان میکند. اگر تنشها فروکش کرده و عبور «آزاد» بود، بازار باید شاهد کاهش پایدار صرف ریسک میشد، نه بازگشت قیمت به بالای ۱۱۰ دلار. در آمریکا نیز نشانههای فشار هزینه حمل بهوضوح دیده میشود. در برخی ایستگاههای سوخت، تابلوی گازوئیل رقم ۹.۹۹ دلار را نشان میدهد، نه به این دلیل که قیمت دقیقا همین است، بلکه چون تابلوی قدیمی ظرفیت نمایش دو رقم را ندارد و قیمت واقعی از ۱۰ دلار در هر گالن فراتر رفته است.
نفت از هرمز عبور میکند اما این عبور نه «آزاد» است و نه «رایگان». کرایه حمل ۱۰ برابر شده، بیمه جنگ ۴۰ برابر جهش کرده، نرخ روزانه نفتکشها ۲۶ برابر شده و نفتکشها فقط با خاموش کردن رادار، در تاریکی و زیر اسکورت نظامی عبور میکنند. اینها نشانههای یک آبراه «باز» نیست؛ نشانههای یک آبراه تحت کنترل است. ادعای ترامپ که «نفت بهراحتی عبور میکند» با واقعیت بازار فاصله دارد. آنچه بازار جهانی انرژی هر روز میپردازد، در واقع یک «عوارض هرمز» است که در سایه قدرت ایران و اراده سپاه پاسداران بر این گلوگاه حیاتی تعیین میشود و اگر جرقه جنگ دوباره زده شود، این هزینهها نه فقط کاهش نمییابند، بلکه صورتحساب بسیار سنگینتری را روی میز خواهند گذاشت.