به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بازار سهام در سالهای اخیر جذابیت بسیار زیادی برای بسیاری از مردم پیدا کرده است و بازده آن به صورت مداوم توسط تحلیلگران با سایر بازارها مانند طلا، دلار، خودرو و مسکن مقایسه میشود و عموما در بازدهی بلند مدت بورس برنده میشود. اما زمانی که به صنعت خودرو میرسیم این معادله بسیار متفاوت میشود؛ چراکه سهام آنها حتی به اندازه محصولات قدیمیشان رشد نکرده است. به عنوان مثال و در این گزارش به تغییر ارزش سهام ایرانخودرو در بازه ۱۰ سال و ۶ ماه میپردازیم.
تصور کنید فردی در فروردین ماه ۱۳۹۵، ۳۰ میلیون تومان پول در اختیار داشت و به سراغ یکی از کارشناسان بازار سرمایه میرفت و از وی میپرسید که «برای سرمایهگذاری ۱۰ ساله با ۳۰ میلیون تومان، سمند بخرم یا سهام ایرانخودرو؟»، به طور قطع اکثریت بالقوه بازاریان به آن میگفتند که ماشین دچار استهلاک میشود و ارزش آن کاهش پیدا میکند اما سهام ایرانخودرو به عنوان یکی از لیدرهای بازار سهام هم رشد بسیار خوبی خواهد داشت و هم اگر این شرکت خصوصیسازی شود، رشد آن از پیشبینیها نیز جلو خواهد زد.
اما همان کارشناس، در روز ۴ مهر ماه که از نمودارهای روی صفحه مانیتور خود فاصله میگیرد با یک واقعیت بسیار مهیب مواجه میشود؛ سمند ef۷ که در فروردین ماه ۱۳۹۵، ۳۰ میلیون تومان قیمت داشت، ۴ مهر ۱۴۰۵ با بیش از ۱۵۰ هزار کیلومتر کارکرد به قیمت یک میلیارد تومان خرید و فروش میشود. در مقابل سهام ایرانخودرو در این بازه زمانی ۲۳۰۳ درصد رشد کرده است (قیمت تعدیل شده)، به این معنی که اگر در آن زمان فردی ۳۰ میلیون تومان سهام ایران خودرو را خریداری میکرد، ارزش دارایی آن در زمان مذکور تنها به ۷۲۱ میلیون تومان میرسید که فاصله قابل توجهی با سمند مذکور دارد.
باید دقت کرد که فردی که در ابتدای گزارش به آن اشاره کردیم اگر از تحلیل کارشناس بازار سرمایه در سال ۱۳۹۵ تبعیت نمیکرد، تا به امروز ۱۰ سال از اتوموبیلاش استفاده کرده بود و سالانه بیش از ۱۵ هزار کیلومتر با آن رانندگی میکرد و حتی چندین بار آن را صافکاری میبرد و هماکنون یک میلیارد تومان دارایی داشت.
در ادامه باید به این پرسش مهم پرداخت که چرا سهام ایرانخودرو نتوانسته حتی به اندازه محصول مستهلک این شرکت رشد کند؟ بخشی از پاسخ را میتوان در مفهوم «هزینه جایگزینی» جستوجو کرد. قیمت خودروی صفرکیلومتر، حتی با وجود قیمتگذاری دستوری، طی سالهای اخیر تحت تاثیر تورم، افزایش هزینه تولید و محدودیت واردات با رشد قابل توجهی مواجه شده است. در چنین شرایطی، افزایش قیمت خودروی نو به بازار خودروهای کارکرده نیز سرایت میکند؛ چراکه با گرانتر شدن خودروی جایگزین، ارزش اقتصادی خودروی موجود نیز افزایش مییابد.
به بیان دیگر، اگرچه سمند مدل ۱۳۹۵ با گذشت زمان دچار استهلاک و کاهش عمر مفید شده اما افزایش هزینه جایگزینی یک خودروی مشابه، آنقدر بوده که قیمت بازار این خودروی مستعمل نه فقط افت ناشی از استهلاک را جبران کرده، بلکه از آن نیز پیشی گرفته است. بنابراین رشد قیمت یک دارایی فیزیکی مستهلکشونده در شرایط تورمی لزوما به معنای نبود استهلاک نیست؛ بلکه میتواند حاصل غلبه افزایش قیمت جایگزینی بر افت ارزش ناشی از فرسودگی باشد.
در مقابل، سهام ایرانخودرو علاوه بر تاثیرپذیری از تورم و افزایش ارزش اسمی داراییهای شرکت، تحت تاثیر عواملی مانند سودآوری، قیمتگذاری محصولات، ساختار سرمایه، هزینههای مالی و انتظارات سرمایهگذاران قرار دارد؛ بنابراین افزایش قیمت محصول شرکت لزوما به همان نسبت به افزایش ارزش دارایی سهامداران منتقل نمیشود.